
به گزارش روز یکشنبه ایرنا، مجله فارن افرز در تحلیلی نوشت: ابهام، استفاده از ادبیات مبهم، ارسال پیامهای متناقض و تغییر مکرر سیاستها، به یکی از ویژگیهای اصلی رویکرد ایالات متحده در قبال جنگ با ایران تبدیل شده است.
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا تقریبا از همان آغاز درگیری، بارها درباره هدف جنگ، میزان ریسکی که حاضر است بپذیرد و اینکه آمریکا چه چیزی را پیروزی تلقی میکند، مواضعی متناقض اتخاذ کرده است.
او یکبار ایران را به نابودی کامل تهدید کرد، اما اندکی بعد توافق آتشبس را امضا کرد. سپس از احتمال تصرف جزیره خارک، مرکز اصلی صنعت نفت ایران، سخن گفت، اما خیلی زود از این موضع عقبنشینی کرد. همچنین پیشنهاد وضع عوارض ۲۰ درصدی بر عبور کشتیها از تنگه هرمز را مطرح کرد، اما پس از آن اعلام کرد این آبراه باید برای همه آزاد باشد.
در برخی موارد، ابهام میتواند به پایان جنگها کمک کند. رهبران کشورها گاهی با استفاده از پیامهای غیرشفاف، زمینه کاهش تنش یا دستیابی به توافق صلح را فراهم میکنند؛ زیرا هر دو طرف میتوانند مدعی پیروزی شوند. همچنین اگر دولتها خطوط قرمز خود را بهطور دقیق مشخص نکنند، در صورت وقوع حملات، الزام کمتری برای تشدید واکنش خواهند داشت و فضای بیشتری برای کاهش تنش ایجاد میشود.
اما به اعتقاد نویسنده، پیامهای متناقض واشنگتن درباره جنگ با ایران بیش از آنکه مفید باشد، زیانبار بوده است. مجموعه تهدیدهای ترامپ باعث شد تهران جنگ را تهدیدی علیه موجودیت خود تلقی کند و با حداکثر توان واکنش نشان دهد. همچنین نبود شفافیت درباره وضعیت تنگه هرمز، تفاهمنامه میان دو کشور را بسیار شکننده کرد.
نویسنده معتقد است اگر دولت ترامپ به دنبال آتشبسی پایدارتر است، باید اهداف خود را شفافتر بیان کرده و در پیگیری آنها ثبات بیشتری داشته باشد در غیر این صورت، سوءبرداشتها میان تهران و واشنگتن ادامه خواهد یافت و احتمال فروپاشی دوباره هرگونه آتشبس وجود دارد.
شفافیت یا ابهام؛ دو راهبرد در اعمال فشار
این مجله نوشت:هر کشوری که بخواهد رقیب خود را تحت فشار قرار دهد، باید تصمیم بگیرد چگونه اهداف، تواناییها و خطوط قرمز خود را منتقل کند.
یک راه، شفافیت است؛ یعنی هدف بهصورت روشن اعلام …








