
به گزارش ایرنا، اسماعیل عباسی در این یادداشت نوشته است: ۲۰۰ سال پیش، ژوزِف نیسهِفور نیئپس، تصویری را با هشت ساعت نوردهی از پنجره اتاقش ثبت کرد که به عنوان نخستین عکس پایدار جهان شناخته میشود.
اختراع عکاسی در قرن نوزدهم فقط انقلابی در فنآوری نبود، بلکه تحولی بنیادین در درک انسان از مفاهیمی چون واقعیت، زمان، حافظه و هستی ایجاد کرد. در آغاز، عکاسی برای اثبات هنربودن خود میجنگید اما خیلی زود پرچم استقلال برافراشت و اکنون یکی از زبانهای اصلی هنر معاصر است.
عکاسی در طول دو قرن گذشته، فقط یک فن برای ثبت جهان نبوده است بلکه، به ما یاد داده است که چگونه جهان را ببینیم. بسیاری از آنچه که امروز عادی به نظر میرسند، جدا کردن یک لحظه از جریان زمان، توجه به جزئیات، دیدن از زاویهای نامعمول، یا حتی پرسیدن اینکه «واقعیت» چیست، با تاریخ تحول عکاسی ارتباط دارند. حتی عکاسی به ما آموخت که نگاه کردن خود میتواند یک عمل خلاقانه باشد.
عکاسی نادیدنیها را برایمان دیدنی کرد و کوچک شدن جهان و تبدیل آن به دهکده جهانی مارشال مکلوهان را سرعت بخشید. همچنین میدانهای آراسته نبردهای نقاشان را به تصاویر صریح و خشن جنگ تبدیل کرد و درندگی و وحشیگری، «خود خواندهی اشرف مخلوقات» را با عکسهای کشتههای اردوگاه بِرگِن بِلزنِ جورج راجِر، در صورتش کوبید. اما دریغ از عبرت و چنین مینماید که هرگز هم عبرتی در کار نخواهد بود.
ما اینک وارد تمدن تصویری شدهایم. اگر در قرن نوزدهم عکاس، فردی متخصص بود، امروز تقریباً هر انسانی میتواند، ثبت کند، منتشر کند، روایت بسازد و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
اهمیت این نمایشگاه، در نگاه نخست، فقط نمایش تعدادی عکس قدیمی از مجموعه گنجینه موزهی هنرهای معاصر تهران به نظر برسد، اما به گمان من، اتفاقی که امروز در این جا رخ میدهد بسیار فراتر از نمایش آثار تاریخی است.
ما امروز با بخشی از تاریخ عکاسی مواجه میشویم، با آثاری از عکاسانی که بعضی از آنها نه فقط تاریخ عکاسی، بلکه شیوه دیدن و اندیشیدن انسانِ مدرن را تغییر دادهاند.
وقتی در برابر عکسی از ویلیام هِنری فاکس تالبوت، آلفرد استیگلیتس، منری یا ادوارد وِستون میایستیم، در برابر یک «تصویر قدیمی» نایستادهایم. در برابر یک سند زنده …







