قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایرنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

در خانه خبرنگاران چه خبر است؟

همدان- ایرنا- پشت هر گزارش و هر تیتر خانه‌ای است که باید با کار در روزهای تعطیل، غیبت‌های طولانی، تماس‌ها و ماموریت های ناگهانی و اضطراب‌های شغلی همسر، پدر یا مادر و یا فرزند کنار بیاید؛ این گزارش به مناسبت روز خبرنگار روایتی از حس و حال اطرافیان اصحاب رسانه و ماجراهایی که در خانه های خبرنگاران می گذرد.
 در خانه خبرنگاران چه خبر است؟
به گزارش ایرنا، خبرنگاری از آن دست شغل‌هایی است که هیچ‌گاه در چارچوب ساعت و تقویم نمی‌گنجد، برای یک خبرنگار، شب و روز، تعطیلی و غیرتعطیلی، عید و روزهای عادی تفاوت چندانی ندارد؛ زیرا خبر، زمان نمی‌شناسد و او باید همیشه آماده باشد.

گاهی نیمه‌های شب، زمانی که همه در آرامش خوابیده‌اند، خبرنگار باید راهی ماموریت شود و گاهی در روزهای تعطیل و ایام عید، درست هنگامی که خانواده‌ها کنار هم هستند، او ناچار است دور از خانه و در دل رویدادها حضور داشته باشد.

این بی‌وقفه بودن، این آماده‌باش همیشگی و این خستگی انباشته، تنها جسم خبرنگار را فرسوده نمی‌کند بلکه روح و زندگی شخصی او را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در این میان، خانواده‌های خبرنگاران نیز سهم بزرگی از این سختی را تحمل می‌کنند؛ با نبودن‌های مداوم، ساعت‌های نامشخص، نگرانی‌های پی‌درپی و خستگی‌هایی که پایان ندارند.

خبرنگاری، شغلی است که در پشت ظاهر پرهیاهویش، دنیایی از سختی، بی‌خوابی، فشار و ازخودگذشتگی پنهان شده است؛ سختی‌هایی که تنها خبرنگار و خانواده‌اش معنای واقعی آن را با تمام وجود لمس می‌کنند.

در خانه‌ یک خبرنگار، سکوت، تعریفی متفاوت دارد، وقتی عقربه‌های ساعت به نیمه‌شب می‌رسند و شهر در خواب آرام فرو می‌رود، یا در هیاهوی عید و تعطیلاتی که همه را به دور سفره‌های همدلی می‌کشاند، جای خالی پدر یا مادری که خبر را به خانواده ترجیح داده، بیش از هر زمان دیگری حس می‌شود.

در این میان، خانواده‌های خبرنگاران صبورترین افراد این تعهد بی‌پایان‌اند، آن‌ها هستند که گرمای خانه را حفظ می‌کنند تا عزیزشان بتواند در سرمای حوادث، صدای حقیقت باشد.

در واقع، هر گزارشی که به دست مردم می‌رسد، نه فقط حاصل قلم یک خبرنگار، که محصول سال‌ها گذشتن از بودن‌ها و دیدن‌ها توسط خانواده‌ای است که ایستادگی را در نبودن‌های عزیزشان مشق کرده‌اند.

روز خبرنگار امسال، بهانه‌ای شد تا قلم جستجوگر را از روی خبرنگاران بردارم و به سمت کسانی بچرخانم که در تمام این سال‌ها، سایه‌به‌سایه‌ این حرفه‌ پردغدغه، استقامت کرده‌اند؛ همسران و فرزندانی که خانه‌هایشان با ضرب‌الاجل‌ها، خبرهای فوری و نیمه‌شب‌های کاری گره خورده است.

همسر یک خبرنگار بودن؛ روایت زندگی با انتظار

همسر یکی از خبرنگاران همدانی در گفت و گو با ایرنا گفت: همسر یک خبرنگار بودن، یعنی پذیرفتن زندگی‌ای که همیشه مطابق برنامه‌ریزی‌های معمول پیش نمی‌رود؛ یعنی عادت کردن به شیفت‌های مکرر، تماس‌های ناگهانی و رفت‌وآمدهایی که زمان نمی‌شناسند.

او گفت: بارها پیش آمده است که به دلیل شیفت کاری همسرم نتوانسته‌ایم در مهمانی‌ها شرکت کنیم یا من مجبور شده‌ام به‌تنهایی در جمع‌های خانوادگی حاضر شوم، گاهی برنامه‌های زندگی‌مان را با ساعت کاری او تنظیم کرده‌ایم؛ برای رفتن به سفر، دیدار با خانواده یا حتی یک گردش ساده، همیشه باید منتظر می‌ماندیم تا ببینیم که آیا کشیک دارد یا خیر.

این همسر خبرنگار ادامه داد: همسر یک خبرنگار بودن، یعنی در بسیاری از لحظه‌های مهم زندگی، جای خالی او را کنار خود احساس کنی. بارها اتفاق افتاده است که هنگام تحویل سال، در حالی که خانواده‌ها در کنار یکدیگر نو شدن سال را جشن می‌گرفتند، همسرم در محل کار حضور داشته است.

وی ادامه داد: روزهای جمعه، ایام تعطیل و مناسبت‌های مختلف نیز برای او معنای دیگری دارد؛ هر زمان که مسوولان کشوری یا مقام‌های مهمی به شهر می‌آمدند، یا هنگام برگزاری انتخابات و رویدادهای مهم، کار او تا پاسی از شب ادامه پیدا می‌کرد و ما ناچار بودیم ساعت‌ها چشم‌انتظار بازگشتش بمانیم.

او گفت: بارها شده است که برای رفتن به جایی برنامه‌ریزی کرده‌ایم اما یک شیفت کاری یا ماموریت خبری، همه‌چیز را تغییر داده است. در زمان‌های بحرانی و حوادث مختلف، این نگرانی و انتظار چند برابر می‌شود.

همسر خبرنگار ادامه داد:‌در جریان بحران‌های اخیر، او باید لحظه‌به‌لحظه گوش‌به‌زنگ می‌بود، اخبار را دنبال می‌کرد و تلفن همراهش را بررسی می‌کرد؛ گویی حتی در خانه نیز بخشی از وجودش در محل کار و میان خبرها باقی می‌ماند. این‌ها تنها گوشه‌ای از دشواری‌های زندگی در کنار یک خبرنگار است. شغلی که فقط خود خبرنگار را درگیر نمی‌کند، بلکه اضطراب و فشار آن به خانواده نیز منتقل می‌شود.

نگرانی از دیر رسیدن به جلسه، ترس از ایجاد مشکل در روند تهیه و انتشار خبر، انتظار برای پایان ماموریت و دلشوره‌ای که با هر تماس و پیام تازه بیشتر می‌شود، بخشی از زندگی روزمره ماست، این بخش دیگری از گفته های این همسر خبرنگار بود.

با این حال، پشت تمام این نبودن‌ها، عشق به حقیقت و مسوولیتی بزرگ برای آگاهی مردم قرار دارد.

ما می‌دانیم که خبرنگاری فقط حضور در یک اداره یا نوشتن چند سطر خبر نیست؛ حرفه‌ای سخت و شبانه‌روزی است که گاهی آرامش، تعطیلات، مهمانی‌ها و حتی لحظه‌های خانوادگی را از انسان می‌گیرد. اما در کنار هر خبرنگار، خانواده‌ای نیز ایستاده است که با صبوری، نگرانی و دلتنگی، بار سنگین این شغل را به دوش می‌کشد؛ خانواده‌ای که شاید دیده نشود، اما در پشت هر خبر، بخشی از فداکاری و همراهی او نهفته است.

در خانه ما کار پشت در می‌ماند

محمود رمضانی همسر یکی از خبرنگاران باسابقه همدان نیز می گوید: ۱۵ سال زندگی مشترک با یک خبرنگار، به من آموخته است که چطور اولویت‌ها را با عشق و گذشت تنظیم کنم؛ وقتی همسرم به دلیل ماموریت‌های کاری ناچار می‌شود برنامه‌ای را لغو کند، ذره‌ای گلایه نمی‌کنم؛ چون می‌دانم او چقدر از زمان و توانش برای رسالت خبری‌اش مایه می‌گذارد. در آن لحظات، من می‌پذیرم که مدیریت خانه را به دست بگیرم و با سرگرم کردن بچه‌ها، نگذارم جای خالی حضور او روز آن‌ها را تلخ کند.

او ادامه داد: ما در این سالها یک قرارداد نانوشته داریم؛ چون هر دو همکار هستیم، از همان روزهای اول عهد بستیم که مرزهای خانه و کار را حفظ کنیم. تنش‌ها و چالش‌های دنیای خبر، پشت در خانه باقی می‌مانند. ما هرگز اجازه نمی‌دهیم خستگی اتاق خبر به فضای آرام خانواده و ذهن بچه‌ها نفوذ کند. مدیریت این آرامش، هنری است که همسرم در آن استاد است.

این خبرنگار گفت: زندگی ما به لطف درک متقابل، همواره در آرامش بوده است. همکارانمان به خوبی می‌دانند که همسرم بارها و بارها، از بسیاری از موقعیت‌های شغلی درخشان و ماموریت‌های جذاب گذشته است تا اولویت اول، یعنی خانواده‌اش را حفظ کند.

او برای من تنها یک خبرنگار متعهد نیست؛ او مدیر لایقی است که توازن میان خبر و خانه را به بهترین شکل برقرار کرده است. من به این مدیریت در زندگی‌مان افتخار می‌کنم.

تلاش کردم با مدیریت زمان، فشار روانی ناشی از نبود حضورش در خانه را کم کنم

همسر یکی دیگر از خبرنگاران استان همدان نیز گفت: انتخاب زندگی با یک خبرنگار، مستلزم پذیرش نوعی بی‌ثباتی همیشگی است. همسرم از همان ابتدا با شفافیت، تمام سختی‌های حرفه‌اش را با من در میان گذاشت و من نیز با آگاهی از این ویژگی، این مسیر را برگزیدم.

وی ادامه داد: تلاش من همواره بر این بوده که با مدیریت زمان و درک رفت‌وآمدهای کاری او، فشار روانی ناشی از نبود حضورش در خانه را به حداقل برسانم. با این حال، تاثیر این بی‌ثباتی‌ها بر روند رشد کودکان، به‌ویژه در سال‌های نخستین، غیرقابل چشم‌پوشی است.فشارکاری و اضطراب‌های ناشی از آن، گاهی به‌صورت ناخودآگاه بر تعاملات خانوادگی اثر می‌گذارد و باعث می‌شود او در خود فرو رود.

او گفت: در چنین مواقعی، نقش من از یک همسر، به یک تسهیل‌گر آرامش تغییر می‌کند؛ تلاش می‌کنم با ایجاد فضایی شاد و متفاوت، از ورود تنش‌های بیرونی به کانون خانواده جلوگیری کرده و بستری برای بازگشت آرامش به همسر و فرزندانم فراهم کنم.

خبرنگاری فقط یک شغل نیست؛ نوعی مسوولیت اجتماعی است

همسر یکی از خبرنگاران خبرگزاری های همدان نیز در گفت و گو با ایرنا گفت: اوایل زندگی خیلی سخت بود. بارها پیش آمده که برای یک سفر کوتاه، یک مهمانی یا حتی یک شام خانوادگی برنامه‌ریزی کرده‌ایم، اما با یک تماس همه چیز تغییر کرده است. به مرور یاد گرفتیم که در زندگی یک خبرنگار، خبر همیشه اولویت زمان است، نه اولویت خانواده. البته این بی‌ثباتی گاهی خسته‌کننده است و روی روحیه همه اعضای خانواده اثر می‌گذارد، اما سعی کرده‌ایم به جای دلخوری، انعطاف‌پذیر باشیم و هر فرصتی را که کنار هم هستیم، باکیفیت بگذرانیم.

وی ادامه داد: خبرنگار هر روز با اتفاقات تلخ و شیرین، بحران‌ها، مشکلات مردم و فشار زمان روبه‌رو است و طبیعی است که بخشی از این فشارها تا خانه هم بیاید. اما همیشه تلاش کرده‌ایم خانه جایی برای آرام شدن باشد، نه ادامه تحریریه. بیشتر از هر چیز به گفت‌وگو، همدلی و شنیدن بدون قضاوت کمک می‌کند. گاهی فقط لازم است کسی باشد که حرف‌هایش را بشنود تا فشار روز کاری کمتر شود.

این شهروند آشنا با مسایل و مشکلات حرفه خبرنگاری گفت: بعضی روزها خبر، ماموریت یا یک اتفاق غیرمنتظره، زمان بیشتری از خانواده می‌گیرد. اما از طرف دیگر می‌دانم کاری که او انجام می‌دهد فقط یک شغل نیست؛ نوعی مسوولیت اجتماعی است. وقتی می‌بینم گزارشش باعث حل یک مشکل یا شنیده شدن صدای مردم شده، احساس می‌کنم بخشی از این مسوولیت را ما به عنوان خانواده هم با او شریک بوده‌ایم. سختی دارد، اما افتخار هم دارد.

هیچ‌وقت احساس نکرده‌ام که خبر رقیب من است

همسر یکی از دیگر خبرنگاران خبرگزاری های همدان نیز گفت: چاره‌ای جز کنار آمدن با شرایط کاری همسرم ندارم. گاهی مجبور می‌شوم به‌تنهایی در مهمانی‌ها شرکت کنم یا وقتی مهمان داریم و همسرم حضور ندارد، درباره علت غیبتش توضیح بدهم.

بعضی وقت‌ها هم در جمع خانواده، زمانی که همسرم مشغول تنظیم خبر است، لازم می‌شود برای دیگران توضیح بدهم که او درگیر کار است و مشغول خبر زدن؛ نه اینکه قصد بی‌توجهی به جمع یا خانواده را داشته باشد. البته خودش هم تلاش می‌کند تنش‌ها و فشارهای کاری را به خانه منتقل نکند. اگر ناچار باشد خبری را دریافت یا پیگیری کند، معمولاً به اتاق دیگری می‌رود و تلفنی صحبت می‌کند.

با این حال، بعضی موقعیت‌ها برای من اضطراب‌آور است؛ به طور مثال وقتی تلفن همسرم نیمه‌های شب زنگ می‌خورد یا زمانی که در جریان ناآرامی‌ها و حوادث، مجبور بود برای تهیه گزارش میدانی به مکان‌های شلوغ برود. در چنین شرایطی نگرانی و اضطرابم به‌سادگی قابل کنترل نیست و همیشه دلواپس سلامت او هستم.

همسرم نسبت به خبر حساسیت و وسواس حرفه‌ای دارد. ممکن است یک خبر را چند بار بخواند و تنظیم آن بیشتر از حد معمول طول بکشد؛ گاهی کاری که قرار است در یک ساعت تمام شود، دو یا حتی سه ساعت زمان می‌برد. با این حال، هیچ‌وقت احساس نکرده‌ام که خبر رقیب من است یا جای خانواده را گرفته. فقط بعضی وقت‌ها، از سر خستگی یا دلتنگی، گله می‌کنم و می‌گویم: «کاش زودتر تنظیم خبرت تمام شود و کمی هم کنار ما باشی.»

روایت فرزندان یک خبرنگار

شغل من به عنوان خبرنگار باعث شده همیشه درگیر اخبار باشم و خانه‌ام برای دخترم فقط جایی باشد که گاهی برای استراحت به آن برمی‌گردم. او احساس می‌کند من همیشه مشغول هستم و همیشه در حال پیگیری یک خبرم.

آیدا دخترم وقتی می‌گوید: دوست داشتم وقتی از مدرسه برمی‌گردم، تو در خانه باشی و موقع برگشتن، دستم را بگیری، انگار تیری به قلبم می‌نشیند. این کلمات، بوی دلتنگی سال‌هایی را می‌دهد که من میان مصاحبه‌ها و میزهای تحریریه جا گذاشتم.

او ادامه داد: سوال تکراری‌اش؛ مامان، کی بازنشسته می‌شوی؟ شاید همان پرسش معصومانه‌ای است که از من می‌خواهد میان خبرنگاری و زیستن در دنیای کوچک او، یکی را انتخاب کنم.

با این حال، من خوب می‌دانم؛ هیچ تیتر درخشانی، هیچ گزارش تحلیلی و هیچ موفقیت شغلی، جای آن لحظه‌هایی را که باید در خانه می‌بودم و نبودم، را پر نمی‌کند. من، مادری هستم که جهان را برای فرزندانم روایت کردم، اما گاهی فرصت نکردم پای قصه‌های خودشان بنشینم.

مادرم باعث افتخار من است، حتی وقتی نیست

الینا دختر یکی از خبرنگاران همدان نیز گفت: هرچند دلتنگ حضور مادرم در جشن‌های مدرسه می‌شوم، اما بلافاصله به فداکاری‌های او و پدرم فکر می‌کنم. می‌دانم که آن‌ها برای من و برادرم زحمت می‌کشند؛ آن‌ها می‌توانند در همان لحظات، در کنار ما باشند و از جشن لذت ببرند، اما به خاطر آینده‌ درخشان ما، بار مسوولیت خود را سنگین‌تر می‌کنند.

مادرم، شغل خبرنگاری‌اش را برایم تعریف کرده و من حالا بهتر درک می‌کنم که چرا گاهی حضورش کمرنگ می‌شود. حتی گاهی در غیاب او، مراقب برادر کوچکترم هستم و سعی می‌کنم کارهای خانه، مثل آشپزی را یاد بگیرم تا وقتی مادرم با خستگی به خانه برمی‌گردد، کمی استراحت کند.

این تلاش‌ها را درک می‌کنم، چون می‌دانم که پول، بخش مهمی از نیازهای خانواده است. هر بار که من نیازی داشته‌ام، حاصل دسترنج پدر و مادرم، آن نیاز را برطرف کرده است.

من به شغل مادرم افتخار می‌کنم، مخصوصاً وقتی گزارشی از مدرسه تهیه‌ کرد که هم مدیر و هم همکلاسی‌هایم را بسیار خوشحال کرد. آن موفقیت، آن لبخند رضایت، جای خالی حضور فیزیکی او را در آن روز، پر کرد. این تجربه‌ها برای من بسیار ارزش دارد و ماندگار است.

ما بچه‌ها تنوع کاری شغل مادرمان را خیلی دوست داریم

فرزندان یکی از خبرنگاران تویسرکانی نیز گفت: ما بچه‌ها تنوع کاری شغل مادرمان را خیلی دوست داریم به‌خصوص وقت‌هایی که او را در بعضی مراسم‌ها، برنامه‌ها و جشنواره‌ها همراهی می‌کنیم. برای ما دیدن این همه رفت‌وآمد، اتفاق‌های تازه و حضور در فضاهای مختلف، همیشه جذاب و متفاوت بوده است. اما در کنار همه این جذابیت‌ها، شغل مامان ما سختی‌ها و استرس‌های زیادی هم دارد؛ سختی‌هایی که گاهی سهم ما بچه‌ها هم می‌شود.

آنها ادامه دادند: بارها پیش آمده که در مدرسه برایمان جشن یا برنامه‌ای برگزار شده و خیلی دوست داشتیم مامان کنارمان باشد، اما به‌خاطر جلسه‌ها، ماموریت‌ها و برنامه‌های کاری‌اش نتوانسته بیاید. آن لحظه‌ها، با اینکه سعی می‌کردیم درکش کنیم، باز هم بغضی در دلمان می‌ماند.

فرزندان این خبرنگار گفتند:‌ روزهای امتحان هم از همان وقت‌های سخت بود؛ زمان‌هایی که بیشتر از همیشه به حضورش نیاز داشتیم تا کنارمان بنشیند و با ما درس کار کند، اما خیلی وقت‌ها مشغله‌های کاری اجازه نمی‌داد. حتی بعضی از خاطره‌های خانوادگی‌مان هم تحت‌تاثیر همین شغل مانده است؛ به طور مثال عروسی بعضی از آشنایان‌مان که همزمان با برنامه‌ها و جشنواره‌هایی مثل جشنواره گردو بود و ما نتوانستیم در آن مراسم‌ها شرکت کنیم. با اینکه چند سال از آن روزها گذشته، هنوز هم گاهی در دلمان می‌ماند که ای کاش ما هم مثل بقیه آنجا بودیم و آن خاطره را از نزدیک تجربه می‌کردیم.

با همه این‌ها، ما به شغل مادرمان افتخار می‌کنیم. می‌دانیم خبرنگار بودن فقط یک کار ساده نیست؛ مسولیتی است پر از دغدغه، استرس، تعهد و فداکاری. شاید خیلی وقت‌ها سهم این شغل از زندگی ما، دلتنگی و چشم‌انتظاری بوده، اما در کنارش یاد گرفته‌ایم که مادرمان‌ برای کاری مهم تلاش می‌کند؛ کاری که با همه سختی‌هایش، ارزشمند و اثرگذار است.

خبرنگار بودن یعنی زندگی در انتظار یک اتفاق ناگهانی

خواهر یکی از خبرنگاران خبرگزاری های همدان نیز می گوید: در خانواده‌ ما، زمان همیشه معنای متفاوتی دارد؛ ساعت‌ها برای ما فقط عدد نیستند، بلکه شاید لحظه‌ رسیدن یک خبر مهم باشند. بارها پیش آمده که وسط یک دورهمی خانوادگی، در حالی که همه در آرامش نشسته‌ایم، خواهرم ناگهان تغییر می‌کند؛ نگاهش جدی می‌شود، گوشی یا لپ‌تاپش را باز می‌کند و تمام حضورش غرق در دنیای خبر می‌شود. چون خبر، هیچ‌وقت منتظر کسی نمی‌ماند.

او ادامه داد: خیلی وقت‌ها برنامه‌ریزی‌هایمان را با یک خبر فوری خراب می‌کند، مثلاً قرار بود همه با هم به جایی برویم اما او ناچار می‌شود همان‌جا بماند تا گزارش را آماده کند. شاید از بیرون، این فقط یک غیبت ساده به نظر برسد، اما در دل ما، یک دلتنگی کوچک ایجاد می‌کند.

با این حال، وقتی می‌بینم خواهرم چقدر مسوولیت‌پذیر است و چطور در بحران‌ها و شرایط سخت، تلاش می‌کند حقیقت را به مردم برساند، درک‌مان از او بیشتر می‌شود. ما یاد گرفته‌ایم برنامه‌هایمان را موکول کنیم تا وقتی خبرها آرام گرفتند، دوباره بتوانیم در کنار او، در آرامش بنشینیم.



 پزشکیان با این کار روابط منطقه‌ای را متحول کرد

پزشکیان با این کار روابط منطقه‌ای را متحول کرد

وزیر امور خارجه گفت: کُردی صحبت‌کردن رئیس‌جمهور، روابط ایران با کردستان عراق را به شکلی اساسی تکان داد.

 مراسم چهلمین روز تشییع رهبر شهید در حرم حضرت معصومه (س) + فیلم

مراسم چهلمین روز تشییع رهبر شهید در حرم حضرت معصومه (س) + فیلم

مدیر حوزه‌های علمیه کشور گفت: خون‌خواهی امام شهید مطالبه‌ای فراگیر برای امت اسلامی و ملت ایران است؛ ملت ایران تا تحقق کامل انتقام امام شهید بر عهد خود می‌ماند.

 بارش پراکنده باران در نوار شمالی کشور پیش بینی می‌شود

بارش پراکنده باران در نوار شمالی کشور پیش بینی می‌شود

مدیرکل پیش بینی سازمان هواشناسی گفت: طی دو روز آینده در نواحی شمال کشور شاهد بارش باران خواهیم بود.

 یک ماجرای مرموز؛ لوگوی پیراهن سرگیف غیب شد! (عکس)

یک ماجرای مرموز؛ لوگوی پیراهن سرگیف غیب شد! (عکس)

پایگاه خبری فوتبالی- برای پیراهن ایگور سرگیف در بازی پرسپولیس و استقلال خوزستان اتفاقات عجیبی افتاد.به گزارش فوتبالی، بازی تیم‌های پرسپولیس و استقلال خوزستان از هفته دوم لیگ برتر از ساعتی پیش در ورزشگاه شهدای شهر قدس آغاز شد و با برتری چهار بر یک تیم میزبان به پایان رسید.پرسپولیس این بازی را با یک تغییر نسبت به بازی قبلی شروع کرد. ایگور سرگیف مهاجم ازبکستانی در حالی که در بازی قبلی مقابل شمس آذر نیمکت‌نشین محض بود در بازی مقابل استقلال خوزستان از ابتدا در ترکیب اصلی قرار گرفت.مهاجم ازبکستانی در ...,ایگور سرگیف,پرسپولیس,استقلال خوزستان,پیشنهاد سردبیر

 اجاره مسکن در رشت چقدر آب می‌خورد + جدول مردادماه ۱۴۰۵

اجاره مسکن در رشت چقدر آب می‌خورد + جدول مردادماه ۱۴۰۵

گروه راه و ساختمان اقتصادآنلاین، بازار اجاره مسکن در رشت این روزها تنها یک بازار محلی نیست؛ افزایش تقاضا برای سکونت در مرکز استان گیلان، حضور متقاضیان شغلی و...

 آیین‌نامه ساماندهی خودرو تصویب شد

آیین‌نامه ساماندهی خودرو تصویب شد

به گزارش ایرنا، محمد اتابک، وزیر صمت، در رابطه با سند ساماندهی خودرو، گفت: در ارتباط با تبصره ۲ و ماده ۶ قانون ساماندهی صنعت خودرو، در دولت چهاردهم آیین‌نامه...

 ماجرای بازداشت و ارتباط دو دیپلمات فرانسوی با متهمان امنیتی

ماجرای بازداشت و ارتباط دو دیپلمات فرانسوی با متهمان امنیتی

بازداشت موقت دو دیپلمات فرانسوی در پی ارتباط با متهمان امنیتی، به ادعاهای پاریس درباره خشونت و اقدام متقابل فرانسه علیه ایران انجامید.

 برتری درخشان پرسپولیس، با رفع یک نگرانی بزرگ!

برتری درخشان پرسپولیس، با رفع یک نگرانی بزرگ!

نمایش پرسپولیس در هفته اول مقابل شمس‌آذر یک ایراد محسوس داشت که در مسابقه امروز برابر استقلال خوزستان، مرتفع شد.