قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایرنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

جنگ علیه انرژی؛ چگونه زنجیره تأمین سوخت ایران از حرکت نایستاد؟

تهران- ایرنا- در روزهایی که جنگ، زیرساخت‌های انرژی را هدف گرفته بود و محدودیت‌های ناشی از محاصره و دشواری واردات، تامین فرآورده‌های نفتی را به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های کشور تبدیل کرده بود، دولت چهاردهم ماموریت حیاتی را دنبال کرد تا نگذارد جنگ به پمپ‌بنزین‌ها برسد.
 جنگ علیه انرژی؛ چگونه زنجیره تأمین سوخت ایران از حرکت نایستاد؟

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، مختل کردن زنجیره تامین انرژی ایران یکی از اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه بود زیرا توقف سوخت‌رسانی می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان، حمل‌ونقل، تولید، خدمات عمومی و حتی امدادرسانی را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، روایت عملکرد دولت چهاردهم در این دوره، روایت توقف نیست؛ روایت مدیریت یک زنجیره حیاتی کشور در شرایطی است که بخشی از زیرساخت‌های انرژی آسیب دید و حتی مسیرهای تامین و انتقال سوخت نیز با محدودیت‌های جدی مواجه بودند.

آزمونی که یک سوی آن حمله به زیرساخت‌های انرژی و از سوی دیگر، محدودیت‌های ناشی از جنگ، تحریم و دشواری دسترسی به مسیرهای واردات و جابه‌جایی سوخت قرار داشت.

بنزین؛ سوختی که نباید قطع می‌شد

یکی از مهم‌ترین ماموریت‌های وزارت نفت حفظ جریان سوخت‌رسانی به کشور بود. محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، در جریان بازدید رئیس‌جمهوری از وزارت نفت اعلام کرد که صنعت نفت در جریان این جنگ پایدار ایستاد و سوخت‌رسانی بدون وقفه در سراسر کشور انجام شد.

این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که حملات نظامی، زیرساخت‌های مرتبط با انرژی را نیز در معرض آسیب قرار داده بود. در ادامه جنگ ۴۰ روزه نیز وزیر نفت اعلام کرد که بخشی از تأسیسات گاز و مخازن تأمین سوخت مورد هدف قرار گرفته است.

حمله به انبارهای نفت در تهران و کرج با هدف اختلال در تامین بنزین و گازوئیل در نیمه شمالی کشور، از مهمترین موارد بود.

با وجود این آسیب‌ها، شبکه توزیع سوخت متوقف نشد. گزارش‌های منتشرشده از عملکرد شبکه سوخت‌رسانی در هر دو جنگ نشان می‌دهد در روزهای ابتدایی بحران، توزیع بنزین در برخی مناطق افزایش یافت و برای مدیریت تقاضا و کاهش فشار بر جایگاه‌ها، ظرفیت سوخت‌رسانی در مناطق مختلف تقویت شد.

این یعنی مسئله فقط داشتن بنزین نبود؛ مسئله مهم‌تر، رساندن بنزین به نقطه مصرف بود.

جنگ ۴۰ روزه؛ آزمونی سخت‌ برای زنجیره انرژی

اگر جنگ ۱۲ روزه را نخستین آزمون جدی شبکه سوخت‌رسانی در شرایط حمله مستقیم به زیرساخت‌ها بدانیم، جنگ ۴۰ روزه آزمونی پیچیده‌تر بود زیرا استمرار درگیری، فشار بیشتری بر ذخایر، تولید، حمل‌ونقل و زنجیره تامین وارد می‌کرد.

محسن پاک‌نژاد در تشریح عملکرد صنعت نفت در این دوره گفت که در طول ۴۰ روز جنگ، تولید بنزین کاهش پیدا نکرد. او همچنین تاکید کرده است که در روزهای پس از محاصره، کشور با چالش‌هایی مواجه شد، اما برای آنها تدابیر لازم اتخاذ شد.

اهمیت این اظهارات در آن است که حفظ تولید تنها یکی از حلقه‌های زنجیره تامین سوخت است. پس از تولید، سوخت باید ذخیره، انتقال و در نهایت در جایگاه‌ها توزیع شود. زنجیره‌ای که در شرایط جنگی می‌تواند با آسیب به مخازن، خطوط انتقال، مسیرهای جاده‌ای و مراکز توزیع با اختلال مواجه شود.

با این حال، هدف اصلی یعنی استمرار عرضه سوخت به مردم حفظ شد.

مسعود پزشکیان نیز درباره عملکرد دولت در این دوره گفت: در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هیچ‌کس در کشور احساس کمبود بنزین نکرد.

این اظهارنظر را می‌توان از منظر سیاست‌گذاری عمومی نیز بررسی کرد. در بحران‌های بزرگ، دولت فقط زمانی موفق نیست که هیچ آسیبی رخ ندهد؛ بلکه موفقیت زمانی معنا پیدا می‌کند که با وجود آسیب، خدمت حیاتی به جامعه متوقف نشود.

در صنعت نفت نیز همین منطق حاکم بود؛ بخشی از تأسیسات آسیب دید، مسیرهای تأمین با محدودیت مواجه شد، اما زنجیره سوخت‌رسانی ادامه پیدا کرد.

این جمله در واقع یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی عملکرد شبکه سوخت‌رسانی است چرا که در شرایط جنگی، موفقیت تنها با میزان تولید سنجیده نمی‌شود، بلکه با این معیار سنجیده می‌شود که آیا اختلال در زندگی مردم ایجاد شده است یا خیر.

وقتی پالایشگاه و مخزن هم هدف قرار می‌گیرد

اهمیت عملکرد دولت چهاردهم در تامین سوخت زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم حمله به زیرساخت‌های انرژی بخشی از فشار نظامی در طول جنگ بود. در جریان جنگ ۴۰ روزه، برخی تاسیسات گاز و مخازن تامین سوخت مورد حمله قرار گرفتند. همچنین گزارش‌های بعدی از آسیب به چند پالایشگاه گاز و خروج موقت بخشی از ظرفیت پالایش گاز از مدار تولید حکایت دارد.

در چنین شرایطی، مدیریت سوخت نمی‌توانست بر تولید روزانه پالایشگاه‌ها متکی باشد. دولت پزشکیان ناچار بود همزمان حفظ تولید، استفاده از ذخایر، جابه‌جایی فرآورده‌ها، اولویت‌بندی مصرف، توزیع منطقه‌ای و بازگرداندن سریع تاسیسات آسیب‌دیده به مدار را مدیریت کند.

به بیان دیگر، شبکه سوخت کشور در جنگ باید به یک شبکه تاب‌آور تبدیل می‌شد؛ شبکه‌ای که با از مدار خارج شدن یک حلقه، کل زنجیره آن متوقف نشود.

یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های ماجرا، تامین فرآورده‌هایی بود که کشور در شرایط عادی برای تامین بخشی از آن به واردات نیاز دارد.

در شرایط جنگی، واردات سوخت دیگر یک عملیات معمول تجاری نیست. حمل‌ونقل دریایی با ریسک بالاتری مواجه می‌شود، بیمه و حمل‌ونقل دشوارتر می‌شود و دسترسی به مسیرهای تجاری تحت تأثیر شرایط امنیتی قرار می‌گیرد. در این شرایط، اتکا به تولید داخلی، ذخایر راهبردی و مدیریت مصرف اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

وزیر نفت نیز پس از جنگ با اشاره به شرایط ایجادشده در دوره محاصره اعلام کرد که کشور با چالش‌هایی در این زمینه مواجه بوده و برای مدیریت آن تدابیر لازم اتخاذ شده است. از این منظر، استمرار عرضه بنزین و گازوئیل را نمی‌توان نتیجه یک عامل دانست بلکه حاصل مجموعه‌ای از اقدامات در زنجیره تولید، ذخیره‌سازی، انتقال و توزیع است.

با این حال، در جنگ، حتی اگر تولید و ذخایر کافی باشد، افزایش ناگهانی مصرف می‌تواند شبکه را تحت فشار قرار دهد. تجربه روزهای نخست جنگ ۱۲ روزه نیز نشان داد که رفتار مصرف‌کنندگان می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت بحران داشته باشد.

بنابراین دولت در کنار افزایش ظرفیت توزیع در برخی مناطق، بر مدیریت مصرف نیز تاکید کرد. پاک‌نژاد پس از جنگ نیز با اشاره به آسیب برخی زیرساخت‌ها خواستار همراهی مردم برای مصرف بهینه سوخت شد.

در واقع، یکی از عوامل جلوگیری از شکل‌گیری بحران سوخت، تبدیل نشدن نگرانی مردم به هجوم گسترده برای ذخیره‌سازی بود. اگر چنین رفتاری شکل می‌گرفت، حتی یک شبکه پایدار نیز می‌توانست در مدت کوتاهی با فشار مضاعف مواجه شود.

از همین رو، مدیریت افکار عمومی در کنار مدیریت فنی شبکه سوخت، بخشی از مدیریت بحران انرژی محسوب می‌شود.

آزمونی برای امنیت انرژی

در شرایط عادی، سوخت‌رسانی ممکن است یک فرآیند روزمره و کم‌حاشیه به نظر برسد اما در زمان جنگ، هر مرحله از این فرآیند می‌تواند به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شود. پالایشگاه باید کار کند؛ مخزن باید در دسترس باشد، خطوط انتقال باید برقرار بمانند، نفتکش‌ها و ناوگان حمل‌ونقل زمینی باید حرکت کنند، جایگاه‌ها باید فعال باشند و در نهایت، سوخت باید به دست مصرف‌کننده برسد.

در جنگ ۱۲ روزه، وزارت نفت اعلام کرد که سوخت‌رسانی بدون وقفه انجام شده است. در جنگ ۴۰ روزه نیز وزیر نفت از تداوم تولید بنزین خبر داد. بنابراین، پشت صحنه تامین پایدار سوخت مورد نیاز مردم، یک عملیات پیچیده مدیریتی و لجستیکی بود.

وزیر نفت عملکرد کارکنان صنعت نفت در این دوره را قابل توجه دانست و بر نقش نیروهای صنعت در حفظ پایداری تولید و تأمین انرژی تاکید کرد.

جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه یک واقعیت را بیش از گذشته آشکار کرد: امنیت انرژی فقط به میزان تولید نفت و گاز وابسته نیست. امنیت انرژی مجموعه‌ای از ظرفیت‌هاست؛ از پالایشگاه و مخزن گرفته تا خطوط انتقال، ناوگان حمل‌ونقل، ذخایر راهبردی، شبکه توزیع و حتی رفتار مصرف‌کننده.

در این میان، تجربه دولت چهاردهم نشان داد که استمرار عرضه سوخت در شرایط جنگی نیازمند برنامه‌ریزی پیشینی، استفاده از ظرفیت‌های داخلی، مدیریت ذخایر، انعطاف در شبکه توزیع و تصمیم‌گیری سریع است.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین دستاورد شبکه سوخت در این دوره نه افزایش یک شاخص تولید، بلکه جلوگیری از تبدیل جنگ نظامی به بحران سوخت در زندگی روزمره مردم بود.

دشمن پالایشگاه یا مخزن را هدف قرار داد؛ مسیرهای تامین را با مشکل مواجه کرد و حتی با ایجاد نگرانی در جامعه، تقاضا برای سوخت را افزایش داد اما نتیجه نهایی آن چیزی نبود که می‌توانست باشد. جایگاه‌ها به کار ادامه دادند، بنزین و گازوئیل در شبکه توزیع باقی ماند و به گفته رئیس‌جمهوری، مردم در دو دوره جنگ احساس کمبود بنزین نکردند.

این تجربه البته پایان مسیر نیست. آسیب‌های واردشده به زیرساخت‌های انرژی، ضرورت افزایش ذخایر راهبردی، متنوع‌سازی مسیرهای انتقال، تقویت پدافند غیرعامل تاسیسات و کاهش آسیب‌پذیری شبکه توزیع را بیش از گذشته برجسته کرده است.

جنگ نشان داد که سوخت، فقط یک کالای مصرفی نیست؛ یکی از ستون‌های تاب‌آوری ملی است و در روزهایی که زیرساخت‌های انرژی زیر فشار حملات و محدودیت‌های خارجی قرار داشتند، حفظ جریان سوخت‌رسانی به معنای حفظ بخشی از جریان عادی زندگی کشور بود.



۸ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

لفاظی وزیر خزانه‌داری آمریکا علیه ایران

به نقل از الجزیره اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا در لفاظی جدید خود علیه ایران مدعی شد که سیاست خصمانه واشنگتن باعث می‌شود ایران با بزرگترین انزوای اقتصادی در تاریخ روبرو شود.

وی مدعی شد که زمان آن رسیده هم پیمانان ایران و دیگر کشورهای جهان دست از تعامل با نظام حاکم بر ایران بردارند.

بسنت بدون اشاره به ناکامی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز مدعی شد که این کشور کنترل تنگه را به دست دارد و مقادیر زیادی از نفت از این منطقه عبور می‌کند.

وی در ادامه لفاظی‌های خود گفت: ما شدیدترین تحریم‌ها را بر ایران تحمیل می‌کنیم و این اقدام باعث فروپاشی نظام خواهد شد!

این وزیر آمریکایی در ادامه تقلای کشورش برای کاهش قیمت نفت در اثر جنگ افروزی علیه ایران مدعی شد که قیمت نفت کاهش پیدا خواهد کرد.

لازم به ذکر است دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به تازگی از اقدامات اقتصادی خصمانه شدید علیه ایران خبر داده است.


۹ ساعت قبل / سایت جماران

کودتای ۲۸ مرداد، زخمی که ۷۳ سال بعد هنوز بر روابط ایران و آمریکا سایه انداخته است/ این واقعیت است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد/ این امر، خوراک لازم برای روایتی به‌شدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «شورای روابط خارجی آمریکا» در گزارشی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش ایالات متحده و بریتانیا در سرنگونی دولت محمد مصدق پرداخت و نوشت: ایران از جنگ جهانی دوم از نظر سیاسی و اقتصادی تضعیف‌شده بیرون آمد. بریتانیای کبیر و اتحاد جماهیر شوروی در اواخر اوت ۱۹۴۱ به این کشور حمله کرده و حاکم آن، شاه رضا خان، افسر سابق ارتش که شانزده سال پیش از آن در کودتایی تخت طاووس را تصاحب کرده بود، را برکنار کردند. در ژوئن ۱۹۴۱، آلمان به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرده و نیروهای شوروی را به سرعت عقب رانده بود. لندن و مسکو هر دو بیم آن داشتند که شاه، که ستایشگر بی‌پرده آدولف هیتلر بود، «کریدور پارسی» را ببندد و یکی از مسیرهای اصلی تأمین کمک‌های «قانون وام و اجاره» به شوروی را قطع کند.

بریتانیایی‌ها و شوروی‌ها به پسر بیست و دو ساله رضا خان، محمدرضا پهلوی، اجازه دادند تا به عنوان شاه جانشین او شود. کنترل او بر ایران در ابتدا متزلزل بود. آشفتگی سیاسی ناشی از اشغال مشترک انگلیس و شوروی، همراه با یک رشته برداشت‌های ضعیف محصول، کشور را به فقر کشاند.

همانند سایر نقاط آسیا، آفریقا و خاورمیانه، ملی‌گرایی پس از پایان جنگ در ایران اوج گرفت. ایرانیان می‌خواستند کنترل کشورشان را بازپس گیرند. محمد مصدق قهرمان این آرمان‌ها شد. او که از نوادگان خاندان سلطنتی ایران بود و در اروپا تحصیل کرده بود، بیش از بیست سال به عنوان وزیر دارایی ایران خدمت کرده بود. او در شصت و نه سالگی که به نخست‌وزیری رسید، به دنبال بازپس‌گیری حاکمیت ایران و گسترش قدرت مجلس، پارلمان ایران بود. اولی به معنای رویارویی با بریتانیا و دومی به معنای رویارویی با شاه بود.

ملی شدن شرکت نفت انگلیس و ایران هدف اصلی ملی‌گرایی مصدق، شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC) بود. بریتانیا مالکیت اکثریت سهام این شرکت را در اختیار داشت که انحصار تولید نفت ایران را در دست داشت. شرکت نفت انگلیس و ایران از قرارداد ناعادلانه‌ای که بر دولت ایران تحمیل کرده بود و با پرداخت‌های غیرقانونی به چهره‌های برجسته ایرانی تداوم می‌یافت، سود می‌برد. در تئوری، ایران ۱۶ درصد از سود شرکت را دریافت می‌کرد. درصد واقعی احتمالاً بسیار کمتر بود؛ چرا که شرکت نفت انگلیس و ایران هرگز به مقامات ایرانی اجازه نداد دفاتر حسابداری‌اش را ببینند.

در مارس ۱۹۵۱، نخست‌وزیر بسیار نامحبوب، علی رزم‌آرا، که تلاش‌های قانونی برای مطالبه قرارداد بهتری از بریتانیایی‌ها در مورد شرکت نفت انگلیس و ایران را مسدود کرده بود، ترور شد. این امر منجر به یک بحران سیاسی شد. مصدق پذیرفت که به شرط ملی شدن صنعت نفت توسط مجلس، نخست‌وزیر شود. مجلس نیز به اتفاق آرا این کار را انجام داد. بریتانیا با این تصمیم مخالفت کرد، با وجود اینکه خود صنایع زغال‌سنگ و فولادش را ملی کرده بود.

تصویر ذهنی و منافع شخصی، هر دو بر امتناع لندن از مذاکره برای رسیدن به یک مصالحه تأثیرگذار بودند. بریتانیا به امپراتوری جهانی خود که در حال افولی شدید بود چنگ زده بود و می‌ترسید که هرگونه امتیازی به ایران، نفوذش را در سایر نقاط خاورمیانه تضعیف کند. در همین حال، سود حاصل از شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) به تأمین مالی دولت بریتانیا کمک می‌کرد. لندن که حاضر به عقب‌نشینی نبود، صادرات نفت ایران را محاصره کرد و سایر قدرت‌های غربی را متقاعد ساخت که در حاشیه بمانند. صادرات نفت ایران سقوط کرد و ویرانی گسترده‌ای در اقتصاد این کشور به بار آورد.

  تهدید کمونیستی

بریتانیا برای تلاش خود جهت تحت فشار قرار دادن ایران، خواهان حمایت ایالات متحده بود. با این حال، پرزیدنت هری اس. ترومن پیشنهادهای بریتانیا برای حمله به ایران و اجبار به برکناری مصدق را رد کرد. ترومن در عوض سعی کرد میانجی‌گری کند. او فرستادگانی به تهران فرستاد و حتی در تلاشی برای یافتن راهی جهت مصالحه، از مصدق در واشنگتن میزبانی کرد. این تلاش‌ها به نتیجه‌ای نرسید، که بخش بزرگی از آن به این دلیل بود که مصدق با هرگونه دخالت بریتانیا در صنعت نفت ایران مخالف بود. در اکتبر ۱۹۵۲، پس از آنکه مصدق مطلع شد لندن در حال برنامه‌ریزی برای سازماندهی یک کودتا علیه اوست، روابط دیپلماتیک خود را با بریتانیا قطع و تمامی دیپلمات‌های بریتانیایی را اخراج کرد.

انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۵۲ ایالات متحده فرصت دیگری به لندن داد تا حمایت آمریکا را برای برکناری مصدق جلب کند. با توجه به تسلط شوروی بر اروپای شرقی، به قدرت رسیدن مائو زدونگ در چین و جنگ نیروهای آمریکایی با نیروهای کمونیست در کره، پرزیدنت دوایت دی. آیزنهاور متعهد شده بود که نه تنها کمونیسم را «مهار» کند، بلکه آن را «به عقب براند». انتخاب او برای وزارت امور خارجه، جان فاستر دالس، قصد داشت این تعهد را عملی کند. دیپلمات‌های بریتانیایی با درک فضای حاکم بر واشنگتن، استدلال کردند که کارزار ملی‌شدن نفت توسط مصدق، فرصتی را برای کمونیست‌ها جهت به دست گرفتن قدرت ایجاد کرده است. نخست‌وزیر ناخواسته با فشار بر مجلس برای اعطای اختیارات حکومتی اضطراری به خود، گفتن این موضوع به دیپلمات‌های آمریکایی که انقلاب قریب‌الوقوع است، و تهدید به روی آوردن به مسکو در صورت عدم ارائه کمک‌های بیشتر از سوی واشنگتن به ایران، به این استدلال دامن زد.

  تغییر سیاست ایالات متحده

دالس با آنچه شنیده بود متقاعد شد، اگرچه مصدق کمونیست‌ها را از دولت خود کنار گذاشته بود و این تحریم بریتانیا بود، نه فعالیت‌های کمونیستی، که به اقتصاد ایران آسیب زده و سیاست آن را متلاطم کرده بود. آیزنهاور در ابتدا تردید داشت و در مارس ۱۹۵۳ به همتای بریتانیایی خود گفت که مصدق «تنها امید غرب در ایران» است. با این حال، مخالفت آیزنهاور با رد پیشنهادهای مصالحه در مورد شرکت نفت ایران و انگلیس توسط مصدق و حضور ایرانیان در خیابان‌ها برای اعتراض به مشکلات اقتصادی و تلاش مصدق برای کسب اختیارات اضطراری، رنگ باخت. آیزنهاور که نگران بود نفت ایران ممکن است برای همیشه برای غرب از دست برود، در ماه ژوئن با یک تلاش مخفیانه انگلیسی-آمریکایی برای سرنگونی مصدق موافقت کرد.

آلن دالس، رئیس سازمان سیا و برادر کوچک‌تر جان فاستر دالس، بر برنامه‌ریزی عملیات آژاکس نظارت داشت. کارزار مخفیانه برای سرنگونی مصدق، خواستار دامن زدن به خشم ایرانیان علیه مصدق از طریق پرداخت پول به روزنامه‌نگاران، روحانیون و سیاستمداران برای حمله به او به عنوان فردی فاسد و تشنه قدرت بود. در همان حال، به باندهای خیابانی پول داده می‌شد تا به چهره‌های عمومی حمله کنند، که این امر بی‌ثباتی را افزایش می‌داد و سوءظن‌ها را مبنی بر اینکه مصدق در حال حمله به منتقدان خود است، تقویت می‌کرد. سپس، تظاهرکنندگان اجیرشده به سمت مجلس راهپیمایی می‌کردند تا خواستار برکناری او شوند. قدرت قرار بود به سرلشکر فضل‌الله زاهدی منتقل شود که پیش از اختلاف‌نظر متقابل، در دولت مصدق خدمت کرده بود.

  عملیات آژاکس

کرمیت روزولت، نوه تئودور روزولت رئیس‌جمهور آمریکا، عملیات آژاکس را در میدان عمل در ایران هدایت می‌کرد. او با مشکلی فوری مواجه شد. این طرح بر پایه برکناری مصدق توسط شاه استوار بود. اما وقتی لحظه موعود فرا رسید، شاه تردید کرد. او یک سال پیش از آن بر سر حدود اختیارات سلطنتی با نخست‌وزیر درگیر شده بود. مصدق در واکنش استعفا داده بود. وقتی جمعیت به خیابان‌ها ریختند و خواستار بازگشت او شدند، شاه عقب‌نشینی کرد. او می‌ترسید که برکناری دوباره مصدق منجر به سرنگونی خودش شود. در همین حال، مصدق پس از اطلاع در ماه ژوئیه از اینکه به نمایندگان مجلس رشوه داده شده تا علیه او رأی دهند، خواستار برگزاری یک همه‌پرسی ملی برای تأیید دولتش شد. این رأی‌گیری که آشکارا دستکاری شده بود، ۹۹.۴ درصد حمایت را برای او به همراه داشت.(جماران: این ادعای نویسندگان گزارش است و به معنی تایید آن نیست)

تحت فشار شدید مقامات آمریکایی، شاه سرانجام موافقت کرد که مصدق را برکنار و زاهدی را به جای او منصوب کند. با این حال، مصدق وقتی در ۱۵ اوت از برکناری خود مطلع شد، از کناره‌گیری خودداری کرد؛ او در عوض به کشور اعلام کرد که یک کودتا را خنثی کرده است. به نظر می‌رسید عملیات آژاکس شکست خورده است: شاه از کشور گریخت، زاهدی مخفی شد و سیا به روزولت دستور داد ایران را ترک کند.

اما در چهار روز بعد، ورق برگشت. چه به این دلیل که سیا به معترضان پول پرداخت کرد، چه دشمنان سیاسی مصدق فرصت را برای پیشبرد برنامه‌های خود مناسب دیدند، و چه ایرانیان عادی به این نتیجه رسیدند که مصدق به دنبال پایان دادن به سلطنت است، افکار عمومی و حمایت نظامی علیه نخست‌وزیر تغییر کرد. در ۱۹ اوت، دوران نخست‌وزیری او به پایان رسید.   پیامدها

شاه در پی برکناری مصدق، کنترل خود بر ایران را تثبیت کرد. او مصدق را به اتهام خیانت محکوم و به سه سال زندان و پس از آن حبس خانگی مادام‌العمر محکوم کرد. یکی از نزدیک‌ترین مشاوران مصدق اعدام شد، همان‌طور که بیش از دوازده افسر نظامی و رهبر دانشجویی متحد دولت او اعدام شدند. زاهدی، که با دیدگاه مصدق مبنی بر اینکه ایران باید یک پادشاه مشروطه با اختیارات محدود داشته باشد موافق بود، تنها دو سال به عنوان نخست‌وزیر دوام آورد و سپس در کشمکش قدرت از شاه شکست خورد. آن حاکمِ زمانی مردد، به حاکمی خودکامه تبدیل شد که در انقلاب ۱۹۷۹ ایران سرنگون گردید.

برکناری مصدق نتیجه‌ای را که مقامات بریتانیایی پیش‌بینی می‌کردند به همراه نداشت. دولت آیزنهاور این ایده را که شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC)، که به بریتیش پترولیوم (که اکنون با نام BP شناخته می‌شود) تغییر نام داده بود، انحصار تولید نفت ایران را از سر بگیرد، رد کرد. در عوض، ایالات متحده بریتانیا را مجبور کرد توافق‌نامه‌ای را بپذیرد که بر اساس آن کنترل شرکت ملی نفت ایران جدید، میان شرکت‌های آمریکایی، بریتانیایی و اروپایی تقسیم شد و سود آن به صورت پنجاه-پنجاه با ایران تقسیم گردید.

  میراث سرنگونی مصدق

مورخان مدت‌هاست که بحث کرده‌اند که عملیات آژاکس تا چه حد در سقوط مصدق حیاتی بوده است. برخی استدلال می‌کنند که ایالات متحده تنها به این دلیل موفق شد که بخش‌های مهمی از نخبگان و مردم ایران قبلاً علیه او شده بودند. او با تصاحب اختیارات اضطراری و تلاش برای سرکوب انتقادات داخلی مبنی بر اینکه سیاست ملی‌شدن او نتوانسته مزایای وعده داده شده را به همراه داشته باشد، اصول دموکراتیک خود را زیر پا گذاشته بود. از این دیدگاه، اگر آیزنهاور به جای تأیید عملیات آژاکس، آن را لغو کرده بود، احتمالاً مصدق همچنان از قدرت کنار زده می‌شد.

صرف‌نظر از میزان دقیق مشارکت ایالات متحده در برکناری مصدق، این واقعیت باقی است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد. این امر، دست‌کم، خوراک لازم برای روایتی به‌شدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران و ظهور حکومت خودکامه شاه می‌دانست. این همان روایت ضدآمریکایی است که رهبری جمهوری اسلامی تا به امروز همچنان به آن استناد می‌کند.

تأثیر برکناری مصدق فراتر از ایران نیز رفت. دولت آیزنهاور و جانشینانش، موفقیت ظاهری «عملیات آژاکس» را تأییدی بر این دانستند که عملیات‌های مخفی می‌توانند ایالات متحده را با هزینه‌ای اندک از شر رهبران دردسرسازی که از آن‌ها ناراضی بود، خلاص کنند. طی سه دهه بعد، ایالات متحده تحت لوای مقابله با کمونیسم به‌طور مخفیانه در کشورهای متعددی مداخله کرد که شاید مشهورترین آن‌ها گواتمالا در سال ۱۹۵۴ و شیلی در سال ۱۹۷۳ باشد. آن مداخلات اغلب موجب به قدرت رسیدن خودکامگان شد، آسیب‌های فراوانی به جمعیت‌های غیرنظامی وارد کرد و احساسات ضدآمریکایی قابل‌توجه و پایداری را برانگیخت.


۲ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

روایتی از دلالان جنگ | انعقاد قرارداد شرکت مورد حمایت پسر ترامپ برای حفاظت از زیرساخت‌های انرژی خاورمیانه

به گزارش شهرآرانیوز، شرکت پاوروس که در زمینه تولید پهپاد و رادار فعالیت می‌کند، روز پنجشنبه، ۲۹ مرداد، اعلام کرد که طبق سیستمی که در اختیار دارد، تهدیدات پهپادی را شناسایی، ردیابی و طبقه‌بندی و اطلاعات را به یک مرکز کنترل مرکزی در محل مشتری ارسال می‌کند تا به اپراتور‌ها تصویری واحد از فعالیت هوایی در منطقه ارائه دهد.

پسران ترامپ در شرکت پاوروس

پاوروس هویت مشتری یا محل استقرار تکنولوژی ضد پهپادی را فاش نکرد.

این قرارداد، تقاضای درحال رشد برای مقابله با پهپاد در خاورمیانه را نشان می‌دهد.

به گفته این شرکت، این قرارداد شامل تامین سخت‌افزار، نرم‌افزار، فعال‌سازی محل استقرار، نصب و یک برنامه نگهداری ۲۴ ماهه است.

پاوروس اعلام کرد که این سیستم را برای ادغام یک رهگیر پهپاد به نام گاردین ساخته است که مسیری را برای گسترش قابلیت‌های تشخیص ارائه می‌دهد.

در ادامه حتما بخوانید مخالفت چینی‌ها با کمپین فشار اقتصادی ترامپ | اعمال تحریم و فشار بر ایران کمکی به حل مساله نمی‌کند

برت ولیچوویچ، یکی از بنیانگذاران این شرکت و رئیس پاوروس، در این خصوص گفت: این قرارداد تجاری منعکس‌کننده مسیری است که ما معتقدیم بازار ضد پهپاد به سمت آن می‌رود؛ یعنی به سمت حفاظت یکپارچه و شبکه‌ای از زیرساخت‌های حیاتی نفت و گاز.

شرکت پاوروس سیستم‌های خودران برای دفاع و حفاظت از زیرساخت‌ها از جمله سکو‌های سنگین، سیستم‌های هوایی و دریایی خودران و فناوری پشتیبانی ماموریت می‌سازد.

منبع: ایرنا




 عارف: شورا‌های عالی نباید در امور اجرایی دانشگاه‌ها دخالت کنند
۱۲ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

عارف: شورا‌های عالی نباید در امور اجرایی دانشگاه‌ها دخالت کنند

معاون اول رئیس‌جمهور گفت: شورا‌های عالی باید به وظایف سیاست‌گذاری، هدایت و نظارت خود بپردازند و در امور اجرایی دانشگاه‌ها، حتی انتخاب رئیس یک دانشگاه، دخالت...

 تغییر آرایش نظامی آمریکا؛ ورود ناو هواپیمابر جورج واشنگتن به خاورمیانه
۱۱ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

تغییر آرایش نظامی آمریکا؛ ورود ناو هواپیمابر جورج واشنگتن به خاورمیانه

ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا از ورود ناو هواپیمابر جروج واشنگتن به منطقه عملیاتی خاورمیانه پس از ناکامی ناو آبراهام لینکلن در انجام مأموریت‌های رزمی خبر داد.

 هشدار شدیداللحن ایران؛ از همه ابزارها برای دفع شرارت دشمن آمریکایی-صهیونیستی بهره می‌گیریم
۹ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

هشدار شدیداللحن ایران؛ از همه ابزارها برای دفع شرارت دشمن آمریکایی-صهیونیستی بهره می‌گیریم

وزارت امور خارجه در بیانیه‎‌ای تاکید کرد: هیات‌حاکمه آمریکا همزمان با سالروز کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مدعی اعمال تحریم‌های گسترده اقتصادی و تجاری علیه ملت ایران شد.

 گلایه همسر معاون اول پزشکیان از حجم کار او /  عارف کمتر از ۳ ساعت در روز می‌خوابد
۱۳ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

گلایه همسر معاون اول پزشکیان از حجم کار او / عارف کمتر از ۳ ساعت در روز می‌خوابد

همسر معاون اول پزشکیان از حجم کار او گلایه کرد.

 مجید انصاری: حل مسائل مردم نیازمند هم‌افزایی دولت و مجلس و اصلاحات گام‌به‌گام است
۱۲ ساعت قبل / سایت دیدارنیوز

مجید انصاری: حل مسائل مردم نیازمند هم‌افزایی دولت و مجلس و اصلاحات گام‌به‌گام است

مجید انصاری، معاون حقوقی رئیس‌جمهور گفت: حل مسائل مردم نیازمند هم‌افزایی دولت و مجلس و اصلاحات گام‌به‌گام است.

 وال‌استریت ژورنال: آمریکا از امارات خواست فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد
۱۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

وال‌استریت ژورنال: آمریکا از امارات خواست فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد

روزنامه وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد دولت آمریکا طی هفته‌های اخیر از امارات متحده عربی خواسته است فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد.