قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایرنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

از کابین اف ۱۴ تا کابینه وفاق

تهران- ایرنا- شش ماه از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد؛ حمله‌ای که یکی از تلخ‌ترین مقاطع تاریخ معاصر کشور را رقم زد و شماری از عالی‌ترین فرماندهان و مسئولان جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساند.
 از کابین اف ۱۴ تا کابینه وفاق

به گزارش ایرنا؛ در میان چهره‌هایی که در روز ۹ اسفند جان خود را از دست دادند نام امیر سرتیپ شهید عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح دولت چهاردهم، جایگاه ویژه‌ای داشت. او که تنها چند ماه پیش از آن با رأیی کم‌سابقه از مجلس شورای اسلامی بر کرسی وزارت دفاع نشسته بود، در نهم اسفند ۱۴۰۴، هنگام برگزاری جلسه شورای دفاع، همراه با علی شمخانی، دبیر شورای دفاع، محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران و سید عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به شهادت رسید. شهادت او، دولت چهاردهم را در یکی از حساس‌ترین مقاطع فعالیت خود با فقدان یکی از مهم‌ترین اعضای کابینه مواجه کرد. وزیری که چهار دهه از عمر خود را در مسیر تقویت توان دفاعی کشور سپری کرده بود.

عزیز نصیرزاده، متولد چهارم خرداد ۱۳۴۳ در شهر سراب استان آذربایجان شرقی، از جمله فرماندهانی بود که مسیر حرفه‌ای خود را از پایین‌ترین سطوح نظامی آغاز کرد و گام به گام تا عالی‌ترین مسئولیت‌های دفاعی کشور پیش رفت. او دوران تحصیلات متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۶۱، همزمان با ادامه جنگ تحمیلی، به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست. انتخاب نیروی هوایی، آغاز راهی بود که سال‌ها بعد او را به فرماندهی این نیرو و سپس وزارت دفاع رساند.

نصیرزاده آموزش‌های تخصصی خلبانی را در دانشکده خلبانی نیروی هوایی پشت سر گذاشت و دوره‌های تکمیلی را نیز در ایران و پاکستان گذراند. اگرچه ورود او به عرصه نظامی با سال‌های پایانی دفاع مقدس همزمان شد و فرصت حضور گسترده در عملیات‌های رزمی برایش فراهم نشد اما پرواز با جنگنده اف-۱۴ تام‌کت و حضور در کنار فرماندهان برجسته‌ای همچون سپهبد شهید علی صیاد شیرازی و شهید منصور ستاری، تجربه‌ای ارزشمند برای نصیرزاده به همراه آورد. تجربه‌ای که بعدها در مسئولیت‌های مدیریتی و فرماندهی به پشتوانه‌ای مهم تبدیل شد.

پس از پایان جنگ تحمیلی ۸ ساله(دفاع مقدس) مسیر خدمت نصیرزاده وارد مرحله‌ای تازه شد. او علاوه بر فعالیت در حوزه عملیاتی، مسئولیت‌های متعددی را در بخش‌های مدیریتی و تخصصی نیروی هوایی بر عهده گرفت. حضور به عنوان وابسته نظامی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا، یکی از مهم‌ترین مقاطع کاری او بود. مسئولیتی که موجب شد با ساختارهای دفاعی و نظامی کشورهای دیگر نیز از نزدیک آشنا شود و تجربه‌ای فراتر از فضای داخلی نیروهای مسلح به دست آورد.

پـــس از بازگشـت به کشور، مسئولیت‌هایی همچون مدیریت جنگ الکترونیک در معاونت عملیات نیروی هوایی، معاونت اطلاعات و همچنین معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی به او سپرده شد. فعالیت در این حوزه‌ها نشان داد که نگاه نصیرزاده تنها محدود به عملیات پروازی نبود و در حوزه‌های برنامه‌ریزی، تحلیل اطلاعات، توسعه زیرساخت‌ها و مدیریت کلان نیز توانایی قابل توجهی داشت.

در سال ۱۳۸۸، با حکم فرماندهی ارتش، به عنوان معاون هماهنگ‌کننده و رئیس ستاد نیروی هوایی منصوب شد و در این جایگاه تا سال ۱۳۹۶ باقی ماند. طی این سال‌ها، هماهنگی میان بخش‌های مختلف نیروی هوایی، توسعه زیرساخت‌های عملیاتی و ارتقای آمادگی این نیرو از مهم‌ترین محورهای فعالیت او به شمار می‌رفت. در همین دوره نیز، در سال ۱۳۹۱، به درجه سرتیپی نائل آمد.

روند پیشرفت نصیرزاده در ساختار فرماندهی ارتش ادامه یافت. در سال ۱۳۹۶ به سمت جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش منصوب شد و تنها یک سال بعد، ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، با حکم رهبرمعظم انقلاب، فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را برعهده گرفت. فرماندهی او بر این نیرو با تمرکز بر نوسازی ناوگان هوایی، افزایش توان عملیاتی، ارتقای آموزش خلبانان و توسعه ظرفیت‌های دفاع هوایی همراه بود. بسیاری از برنامه‌های این دوره بر تقویت توان بازدارندگی و ارتقای آمادگی رزمی نیروی هوایی استوار بود.

سه سال بعد و در سال ۱۴۰۰، مسئولیتی مهم‌تر به او واگذار شد. نصیرزاده به عنوان جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. جایگاهی که او را در بطن تصمیم‌گیری‌های کلان دفاعی و راهبردی کشور قرار داد. حضور در این مسئولیت، تجربه مدیریتی او را تکمیل کرد و زمینه را برای ورودش به دولت چهاردهم

فراهم ساخت.

با آغاز به کار دولت چهاردهم، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، نام امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده را به عنوان وزیر پیشنهادی دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد. نتیجه بررسی صلاحیت او در مجلس، یکی از تاریخی‌ترین آرای اعتماد بود. نصیرزاده توانست از مجموع ۲۸۸ رأی ماخوذه، ۲۸۱ رأی موافق کسب کند. رکوردی که او را به یکی از پررأی‌ترین وزیران جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرد.

او ششمین وزیر دفاعی بود که از بدنه ارتش جمهوری اسلامی ایران به این مسئولیت رسید. موضوعی که با توجه به سابقه طولانی حضورش در نیروی هوایی، نگاه متفاوتی را به مدیریت وزارت دفاع وارد کرد. تجربه چهار دهه فعالیت در حوزه‌های عملیاتی، اطلاعاتی، برنامه‌ریزی و راهبردی، باعث شده بود شناخت دقیقی از نیازهای نیروهای مسلح داشته باشد.

برنامه‌ای که نصیرزاده هنگام معرفی به مجلس ارائه کرد، از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس به عنوان کامل‌ترین و جامع‌ترین برنامه ارائه‌شده بر پایه اسناد بالادستی توصیف شد. در این برنامه، توسعه همه‌جانبه توان رزمی، ارتقای ظرفیت‌های پشتیبانی نیروهای مسلح، تقویت زیرساخت‌های دفاعی و استمرار پشتیبانی از جبهه مقاومت در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، از مهم‌ترین محورهای مورد توجه قرار گرفته بود.

او همچنین بر استفاده از ظرفیت دیپلماسی دفاعی برای توسعه همکاری‌های بین‌المللی تأکید داشت. افزایش تعامل با کشورهای همسایه و همسو، بویژه کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا و فراهم کردن زمینه برای دو برابر شدن صادرات محصولات دفاعی ایران، از جمله اهدافی بود که در برنامه‌های خود مطرح کرده بود.

وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، نهادی است که مسئولیت تأمین تجهیزات، پشتیبانی لجستیکی و توسعه فناوری‌های مورد نیاز ارتش، سپاه پاسداران و نیروی انتظامی را بر عهده دارد. اگرچه این وزارتخانه فرماندهی عملیاتی نیروها را بر عهده ندارد، اما نقشی تعیین‌کننده در توسعه صنایع دفاعی و تحقق خودکفایی نظامی کشور ایفا می‌کند. نصیرزاده نیز در دوران وزارت خود تلاش داشت با تکیه بر همین ظرفیت‌ها، روند ارتقای توان دفاعی کشور را دنبال کند.

یکی از ویژگی‌های برجسته نگاه دفاعی نصیرزاده، تأکید همزمان بر توان آفندی و پدافندی بود. او معتقد بود که توسعه قدرت موشکی، هرچند اهمیت فراوانی دارد اما بدون تقویت پدافند هوایی، جنگ الکترونیک و فناوری‌های سایبری نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای آینده باشد. تجربه سال‌ها حضور در نیروی هوایی باعث شده بود که اهمیت هماهنگی میان عملیات تهاجمی و دفاعی را به خوبی درک کند و همین نگاه را نیز به وزارت دفاع منتقل کرده بود.

او همچنین بر ضرورت همکاری نزدیک‌تر میان ارتش، سپاه پاسداران و وزارت دفاع تأکید داشت و معتقد بود هم‌افزایی میان این مجموعه‌ها می‌تواند قدرت بازدارندگی کشور را افزایش دهد. از نگاه او، توسعه توان نظامی تنها در یک حوزه خلاصه نمی‌شد، بلکه باید تمامی ظرفیت‌های دفاعی کشور به صورت همزمان و متوازن تقویت می‌شدند.

آخرین مواضع شهید نصیرزاده نیز بازتاب‌دهنده همین نگاه بود. او در ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، تنها چند روز پیش از شهادتش، با اشاره به تهدیدهای خارجی اعلام کرده بود که با زبان تهدید نمی‌توان با ایران سخن گفت. او تأکید کرده بود جمهوری اسلامی ایران آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود اما اگر جنگی بر کشور تحمیل شود، پاسخ ایران قاطع و قدرتمند خواهد بود.

سرانجام در نهم اسفند ۱۴۰۴، هنگامی که جلسه شورای دفاع در حال برگزاری بود، حمله آمریکا و اسرائیل به محل برگزاری این نشست، به شهادت امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده و شماری از عالی‌ترین فرماندهان نظامی کشور انجامید. با شهادت او، پرونده بیش از چهار دهه خدمت مستمر در عرصه دفاعی کشور بسته شد؛ کارنامه‌ای که از کابین جنگنده اف-۱۴ آغاز شده بود، از فرماندهی نیروی هوایی و جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح عبور کرده بود و در نهایت با مسئولیت وزارت دفاع و شهادت در عالی‌ترین سطح تصمیم‌گیری دفاعی کشور به پایان رسید.

زندگی حرفه‌ای نصیرزاده، تصویری از مسیری بود که در آن تجربه عملیاتی، مدیریت راهبردی و حضور مستمر در ساختار دفاعی کشور، او را به یکی از شناخته‌شده‌ترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده بود.

میراث شهید نصیرزاده تأمین کننده امنیت بیشتر ایران

سردار سرتیپ سید مجید ابن‌الرضا سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در این باره نوشت: در آستانه هفته دولت، باید یادآور شد که این هفته برای ما تنها یادآور مسئولیت و خدمت نیست؛ یادآور مردانی است که مسئولیت را نه یک جایگاه، بلکه یک امانت الهی می‌دانستند و همه توان خود را وقف عزت و امنیت این سرزمین کردند. در میان آنان، نام شهید امیر سرلشکر خلبان عزیز نصیرزاده برای همیشه در حافظه وزارت دفاع و صنعت دفاعی جمهوری اسلامی ایران ماندگار خواهد ماند.

او را سال‌ها به عنوان یک خلبان شجاع، فرمانده‌ای کارآزموده و مدیری میدانی می‌شناختیم؛ وزیری پرکار، ساده زیست، بدون تکلف و تشریفات زاید، مراقب شدید بیت المال، ولایت مدار و مؤمن بود. فارغ از همه این ویژگی‌های برجسته، نگاه آینده‌نگر او فصل تمایز او بود. شهید نصیرزاده، وزارت دفاع را صرفاً مجموعه‌ای برای تولید تجهیزات نمی‌دید؛ او این وزارتخانه را موتور تولید قدرت، اقتدار و آینده‌سازی برای جمهوری اسلامی ایران می‌دانست.

در جلسات تخصصی، همواره از یک نکته سخن می‌گفت؛ اینکه تهدیدهای آینده، شبیه تهدیدهای گذشته نخواهند بود و صنعت دفاعی نیز نباید با ذهنیت دیروز حرکت کند. اعتقاد داشت اگر می‌خواهیم امنیت پایدار داشته باشیم، باید سریع‌تر از نیاز میدان نبرد حرکت کنیم؛ باید فناوری را پیش از آنکه به میدان برسد، در اختیار داشته باشیم و آینده را پیش از دشمن طراحی کنیم.

او به خوبی می‌دانست که بازدارندگی، محصول انبارهای مهمات نیست؛ محصول اندیشه، فناوری، نوآوری و اراده ملی است. به همین دلیل، در کنار توسعه توان موشکی، پدافندی، پهپادی، فضایی و جنگ الکترونیک، بر هوشمندسازی، استفاده از فناوری‌های نو و تربیت سرمایه انسانی متخصص اصرار داشت. باور داشت که هر نسل از تجهیزات دفاعی باید حاصل یک جهش فناورانه باشد، نه تکرار گذشته.

یکی از ویژگی‌های برجسته او، توجه همزمان به انسان و فناوری بود. معتقد بود که پیشرفته‌ترین تجهیزات نیز بدون نیروی انسانی مؤمن، متخصص و باانگیزه، به قدرت واقعی تبدیل نخواهد شد. از همین رو، ارتقای سرمایه انسانی، اصلاح ساختارها، افزایش بهره‌وری و تقویت روحیه جهادی را هم‌وزن توسعه فناوری می‌دانست. او با طرح «نجوا» به معنی نخبگان جوان ولایت مدار انقلابی که قبلاً در نیروی هوایی اجرا کرده بود به دنبال شناسایی نخبگان مؤمن و معتقد و ولایی بود و امید داشت آینده دفاع و صنعت را بر پایه آنان بنا نماید.

جنگ تحمیلی اخیر، بسیاری از این باورها را به اثبات رساند. دشمن به‌خوبی دریافته بود که توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران، حاصل دهه‌ها مجاهدت علمی، صنعتی و فناورانه است؛ از همین رو، یکی از اهداف اصلی خود را زیرساخت‌های صنعت دفاعی قرار داد. اما همان‌گونه که شهید نصیرزاده بارها گفته بود، وقتی دانش، تجربه و اراده در میان یک ملت نهادینه شود، هیچ حمله‌ای نمی‌تواند مسیر پیشرفت را متوقف کند.

امروز که از «انقلاب صنعتی دفاعی جمهوری اسلامی ایران» سخن می‌گوییم، در حقیقت از یک تغییر در نوع نگاه سخن می‌گوییم؛ تغییری که صنعت دفاعی را از پاسخ‌گویی به نیازهای امروز، به ساختن قدرت فردا رساند. شهید نصیرزاده از معماران این نگاه بود؛ نگاهی که می‌خواست صنعت دفاعی، همواره یک گام جلوتر از تهدید حرکت کند.

بی‌تردید، فرماندهان شهید از میان ما رفته‌اند، اما اندیشه آنان زنده است. راهی که آنان آغاز کردند، با همت دانشمندان، متخصصان، مهندسان و کارکنان صنعت دفاعی ادامه خواهد یافت و جمهوری اسلامی ایران، با اتکال به خداوند متعال و سرمایه عظیم انسانی خود، این مسیر را با قدرت و شتاب بیشتر دنبال خواهد کرد.

شهید امیر سرلشکر خلبان عزیز نصیرزاده، تنها یک وزیر یا یک فرمانده نبود؛ او به آینده‌ای می‌اندیشید که امنیت ایران، بر شانه‌های دانش، خودباوری و فناوری بومی و جوانان نخبه استوار باشد. این اندیشه، میراثی است که باقی خواهد ماند و راه را برای نسل‌های آینده روشن خواهد کرد.

بوی وصال به مشامش رسیده بود

الناز نصیرزاده فرزند وزیر دفاع پیشین گفت: پدرم سال‌ها شهیدگونه زندگی کرد و از آن انسان‌هایی بود که شهادت را نه در آخرین لحظه زندگی، بلکه سال‌ها پیش از آن، با هر تصمیم، هر عبادت، هر شب‌بیداری و هر قدمی که برای خدا برمی‌داشت، به دست آورد. از این رو شهادت برای او حادثه‌ای ناگهانی نبود بلکه پایان مسیری بود که تمام عمر با اخلاص، مجاهدت و بندگی پیموده بود.

شاید به همین دلیل بود که خداوند زیباترین پایان را برایش رقم زد. پدرم عاشق امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام بود؛ عشقی که تنها در زبان نبود، بلکه در سبک زندگی، عدالت‌خواهی، ساده‌زیستی و مجاهدتش جریان داشت.

تقدیر الهی نیز چنان رقم خورد که ایشان با زبان روزه، در ماه مبارک رمضان، به دیدار پروردگارش شتافت و مراسم وداع و خاکسپاری‌شان نیز همزمان با ایام ضربت خوردن و شهادت حضرت علی(ع) بود.

برای ما این شباهت، تنها یک تقارن تقویمی نبود بلکه نشانه‌ای از لطف خدا به بنده‌ای بود که همه عمر، دل در گرو مولایش داشت. گویی خداوند خواسته بود این شباهت عاشق و معشوق را برای همیشه در تاریخ ثبت کند.

بسیاری از مردم، پدرم را با مسئولیت‌های نظامی و مدیریتی‌اش می‌شناسند؛ اما آنچه کمتر دیده شد، روحیه جهادی، اخلاص و تلاش شبانه‌روزی او برای عزت ایران اسلامی بود. او انسانی فوق‌العاده باهوش، آینده‌نگر و خستگی‌ناپذیر بود. پس از قبول مسئولیت در وزارت دفاع، با برنامه‌ریزی دقیق و مدیریت هوشمندانه، تحول بزرگی در صنایع دفاعی کشور ایجاد کرد. توسعه توان موشکی و پهپادی، افزایش کمّی و کیفی تولیدات دفاعی، تقویت قدرت هوافضا و طراحی سازوکارهای حفاظتی، تنها بخشی از خدمات او بود. پدرم تنها به افزایش تعداد تجهیزات فکر نمی‌کرد؛ می‌اندیشید چگونه باید این صنعت را چنان ایمن ساخت که دشمن نتواند با یک ضربه، سال‌ها تلاش را نابود و آسیب جدی وارد کند. این نگاه آینده‌نگر، بعدها ارزش خود را نشان داد.

بخش مهمی از توان دفاعی کشور که در روزهای حساس به کار آمد، ثمره همان شب‌هایی بود که چراغ اتاق کار ایشان خاموش نمی‌شد. پس از شهادت پدرم، یکی از مسئولان عالی‌رتبه نقل می‌کرد که رژیم صهیونیستی براساس رصدهای اطلاعاتی، بارها به این جمع‌بندی رسیده بود که نصیرزاده با سرعت و دقت در حال تقویت توان دفاعی ایران است و باید هرچه زودتر حذف شود. این سخن، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که دشمن نیز ارزش و اثرگذاری مجاهدت‌های او را به‌خوبی درک کرده بود و فهمیده بود مردی بی‌هیاهو، شبانه‌روز در حال ساختن قدرتی است که قرار است امنیت یک ملت را تضمین کند.

پدرم آرام و قرار نداشت. شب و روز نمی‌شناخت. ماه‌ها بی‌وقفه کار می‌کرد؛ نه برای مقام، نه برای نام و نه برای دیده شدن، بلکه تنها با یک آرزو؛ اینکه بتواند لبخندی از رضایت بر لب رهبر عزیز انقلاب بنشاند و وظیفه‌ای را که بر دوشش گذاشته شده بود، به بهترین شکل انجام دهد.

در کمتر از هشت ماه مسئولیت وزارت دفاع، تعداد بازدیدهای ایشان از مراکز صنعتی و موشکی، از مجموع بازدیدهای همه وزیران دفاع پیش از او بیشتر بود. او معتقد بود مدیر باید در میدان باشد، نه پشت میز. بخش مهمی از تجهیزاتی که بعدها در نبردها مورد استفاده قرار گرفت و قدرت بازدارندگی کشور را به نمایش گذاشت، حاصل همان تلاش‌های شبانه‌روزی، بی‌وقفه و خالصانه او و همکارانش بود. موفقیت‌های بزرگ دفاعی کشور، از جمله افزایش چشمگیر توان مقابله با هواگردهای دشمن، تنها نمونه‌ای از ثمرات آن مجاهدت‌ها بود.

رهبر شهید بارها از عملکرد جهادی پدرم ابراز رضایت کرده بودند. آخرین دیدار ایشان، حدود یک هفته پیش از شهادت پدرم بود. پس از پایان جلسه، هنگامی که شهید سرلشکر شیرازی وارد محضر رهبر شهید شد، معظم‌له فرموده بودند: «گزارش نصیرزاده بسیار خرسندکننده بود و امروز ایشان را بسیار با نشاط و سرزنده دیدم.» این جمله بعدها نیز در نامه‌ای ثبت شد. اهل معنا می‌گویند هرچه زمان وصال شهدا نزدیک‌تر می‌شود، نور و نشاط عجیبی در چهره‌شان نمایان می‌شود. برای ما نیز جالب بود که یکی از شادترین روزهای پدرم، جمعه ۸ اسفند، درست یک روز پیش از شهادتش بود؛ روزی که لبخند از چهره‌اش جدا نمی‌شد و طراوت و آرامشی عجیب در وجودش موج می‌زد؛ گویی دلش از آمدن وعده‌ای بزرگ خبر داشت و بوی وصال به مشامش رسیده بود.

وقتی بعدها این‌ها را به یاد آوردیم، ناخودآگاه به یاد سخن اهل معرفت افتادیم که می‌گویند: هرچه موعد دیدار اولیای خدا نزدیک‌تر می‌شود، گویی نسیمی از بهشت بر جانشان می‌وزد و چهره‌شان نورانی‌تر و دلشان شادتر و آرام‌تر می‌شود.

اما آنچه بیش از همه ما را به پدرمان مفتخر می‌کند، تنها موفقیت‌های مدیریتی و نظامی او نیست؛ بلکه پاکدستی، تواضع و ساده‌زیستی اوست. پدرم سال‌ها در بالاترین مسئولیت‌های نظامی و مدیریتی کشور حضور داشت؛ فرمانده نیرو هوایی ارتش بود، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود و وزیر دفاع بود؛ اما اگر کسی او را از نزدیک نمی‌شناخت، هرگز از شیوه زندگی‌اش حدس نمی‌زد که با یکی از عالی‌ترین مسئولان کشور روبه‌روست.

او همواره تأکید می‌کرد همان غذایی را برایش بیاورند که سربازان می‌خورند. اگر در جلسه‌ای احساس می‌کرد هزینه‌ای غیرضروری از بیت‌المال شده است، به‌شدت ناراحت می‌شد و تذکر می‌داد که حتی کوچک‌ترین اسراف نیز در برابر حق مردم پذیرفتنی نیست.

در جریان جنگ دوازده‌ روزه، دفتر کار ایشان دو بار هدف حمله موشکی قرار گرفت و آسیب دید. پس از پایان جنگ، برخی پیشنهاد کردند دفتری بزرگ‌تر، مجهزتر و متناسب با شأن وزیر برایش آماده کنند اما پاسخ پدرم تنها یک جمله بود: «لازم نیست؛ من که قرار نیست پشت میز بنشینم.» از همان زمان تا روز شهادتش در اتاقی کوچک، ساده و با حداقل امکانات به کارش ادامه داد و مسئولیت‌های سنگین وزارت دفاع را اداره می‌کرد.

ایشان مخالف سرسخت اشرافی‌گری و وی آی پی نشینی بود. بارها تأکید می‌کرد از خودروهای معمولی و امکانات عادی استفاده شود؛ زیرا باور داشت مدیران، بیش از آنکه با سخن، فرهنگ بسازند، با رفتار خود الگو می‌شوند. او معتقد بود اگر مسئولان زندگی خود را از مردم جدا کنند، فاصله‌ای شکل می‌گیرد که جبران آن آسان نخواهد بود. ساده‌زیستی برای پدرم، تنها مربوط به محل کار نبود؛ نخستین جایی که بر آن تأکید داشت، خانه خودمان بود.

همیشه به ما می گفت: «مردم به رفتار خانواده مسئولان نگاه می‌کنند؛ اگر ما درست زندگی کنیم، دیگران هم تشویق می‌شوند.»

یکی از احادیث مرتبطی که خیلی به آن اشاره می کردند فرمایش حضرت علی (ع) در این زمینه بود: «اَلنّاسُ بِاُمَرائِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ؛» «مردم، به دولتمردان خود شبیه ترند تا به پدرانشان.»

یکی از خاطراتی که هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم، مربوط به تولد فرزندم است. با وجود اینکه از طریق محل کارم بیمه تکمیلی مناسبی داشتم و می‌توانستم در بیمارستان خصوصی بستری شوم، پدرم گفت: «همه نگاهشان به ماست؛ بیا این فرهنگ را بشکنیم و به بیمارستان دولتی برو تا مردم هم به مراکز درمانی دولتی اعتماد کنند.» به توصیه ایشان همین کار را انجام دادیم. بعدها رئیس بیمارستان به ما گفت این اقدام شما تأثیر بزرگ و قابل توجهی بر اعتماد مردم گذاشت و باعث شد افراد زیادی آن مرکز را برای درمان انتخاب کنند. آن روز فهمیدم که پدرم حتی در کوچک‌ترین مسائل زندگی نیز به دنبال ساختن فرهنگ بود، نه صرفاً انجام یک کار شخصی.

اعتماد فرماندهان عالی رتبه کشور به پدرم مثال‌زدنی بود. زمانی که شهید سپهبد باقری فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح بودند (پدرم جانشین ایشان بودند) بارها گفته بودند که نصیرزاده یکی از بهترین نفرات ماست و هر کاری که به او می‌سپارم مطمئن هستم که به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهد.

زمانی که برای وزارت دفاع به دنبال فردی شایسته بودند نیز شهید باقری تأکید کرده بودند که با وجود سخت شدن کار ستاد کل پس از رفتن نصیرزاده، ایشان بهترین گزینه‌ای است که می‌تواند سکان وزارت دفاع را به دست بگیرد.

در همان مدت کوتاه وزارت پدرم، بخش زیادی از اختلافات میان دولت و نیروهای مسلح کاهش یافت و مطالباتی که سال‌ها بر زمین مانده بود، با پیگیری‌های مستمر او به نتیجه رسید.

شهید سپهبد موسوی نیز هنگام انتقال پدرم از ارتش به ستاد کل، با وجود دلتنگی فراوان، دو رکعت نماز خواندند و پس از آن گفتند از خدا خواسته‌اند این جابه‌جایی را برای اسلام، ارتش و خود نصیرزاده منشأ خیر قرار دهد.

یکی از رؤسای حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح نیز درباره پدرم گفته بودند: «هرچه تمام زوایای زندگی و مسئولیت‌های نصیرزاده را بررسی کردیم، هیچ نقطه منفی در زندگی او نیافتیم.»

این جمله شاید کوتاه باشد، اما پشت آن، سال‌ها زندگی پاک، شفاف و خداترس نهفته است. پاکدستی، برای او یک ویژگی اداری نبود بلکه بخشی از ایمانش بود. او باور داشت که هیچ مسئولیتی ارزش آن را ندارد که انسان حتی ذره‌ای از رضایت خدا فاصله بگیرد.

بسیاری از مردم، مردان بزرگ را در میدان‌های نبرد می‌شناسند؛ اما کمتر کسی می‌داند که پیروزی‌های روز، چگونه در خلوت شب‌ها شکل می‌گیرد. آنچه از پدرم دیده می‌شد، تنها بخش کوچکی از زندگی او بود؛ بخش بزرگ‌تر، در سکوت نیمه‌شب‌ها رقم می‌خورد؛ جایی که دیگر نه مسئولیتی بود، نه جلسه‌ای، نه دوربینی و نه تشریفاتی. آنجا، فقط یک بنده بود و خدای خویش.

سردار عبداللهی فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا که در حال حاضر بالاترین مقام نظامی کشور محسوب می‌شوند، همیشه نقل می‌کنند که هرگاه در مأموریت‌های مشترک همراه پدرم بودند، نیمه‌های شب، صدای نماز شب و گریه‌های عاشقانه او را می‌شنیدند.

صدای گریه‌های آرام مردی که ساعاتی بعد باید باصلابت، مسئولیت‌های سنگین نظامی را بر دوش می‌کشید. شاید همین اشک‌های پنهان بود که آن استواری آشکار را می‌ساخت.

انسان، اگر به سرچشمه قدرت الهی متصل نباشد، زیر بار چنین مسئولیت‌هایی فرسوده می‌شود؛ اما آنان که شب‌ها دل از دنیا می‌برند، روزها از هیچ طوفانی نمی‌هراسند. پدرم، هرچه داشت، از همان خلوت‌های بی‌ادعا داشت. اخلاص را نمی‌توان آموخت؛ باید زندگی کرد؛ و او، اخلاص را زندگی کرده بود. امروز، هرچه بیشتر به زندگی پدرم نگاه می‌کنیم، بیشتر باور می‌کنیم که خداوند مزد سال‌ها اخلاص و بندگی او را با شهادت عطا کرد.

پس از شهادت پدرم، افراد بسیاری از نقاط مختلف کشور با ما تماس گرفتند؛ کسانی که نه انتظار شناختنشان را داشتیم و نه حتی نامشان را شنیده بودیم. هر کدام، روایاتی از دعاها و توسلاتی را که به پدرم داشتند بیان کردند.

به نظر ما این مقام حاصل آن راهی است که با نمازهای شب، با اشک‌های پنهان، با پاسداری از بیت‌المال، با شب‌های بی‌خوابی، با مجاهدت بی‌ادعا، با عشق به ولایت و با خدمت صادقانه به مردم، آجر به آجر بنا شده بود. او به ما آموخت که انسان، پیش از آنکه در میدان نبرد پیروز شود، باید در میدان نفس پیروز باشد. پیش از آنکه بر دشمن غلبه کند، باید بر خواهش‌های خویش غلبه کرده باشد. و پیش از آنکه نامش بر زبان مردم جاری شود، باید رضایت خدا را سرمایه زندگی خود ساخته باشد.

شاید سال‌ها بعد، تاریخ از موشک‌هایی بنویسد که در روزهای سخت، امنیت این سرزمین را پاس داشتند؛ از صنایع دفاعی که در دوران مسئولیت او جانی تازه گرفتند؛ از تدبیرهایی که راه نفوذ دشمن را دشوار کرد؛ از مدیریتی که خستگی نمی‌شناخت و از فرماندهی که میدان را بر میز ترجیح می‌داد. اما اگر بخواهند حقیقت این مرد را در یک جمله خلاصه کنند، باید بنویسند: او امانتدار بود. امانتدار ایمانش. امانتدار مسئولیتش. امانتدار خون شهدا. امانتدار اعتماد رهبرش. امانتدار بیت‌المال. و امانتدار امنیت مردمی که شاید هرگز نام او را نمی‌دانستند، اما آرامش شب‌هایشان، حاصل مجاهدت خاموش او و یارانش بود.



۴ ساعت قبل / سایت جماران

سازمان ملل: کرانه باختری در آستانه فروپاشی قرار گرفته است

مدیر دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در اراضی فلسطینی هشدار داد اوضاع کرانه باختری به آستانه فروپاشی رسیده و خشونت شهرک‌نشینان صهیونیست با حمایت دولت رژیم صهیونیستی ادامه دارد.

وی در گفت و گو با الجزیره تاکید کرد اسرائیل به دلیل نبود پاسخگویی و مجازات، نسبت به آنچه در کرانه باختری رخ می‌دهد بی‌اعتناست و اگر جامعه بین‌المللی وارد عمل نشود، این تعرضات متوقف نخواهد شد.

این مقام سازمان ملل افزود اراده سیاسی کافی برای متوقف کردن اقدامات رژیم صهیونیستی وجود ندارد و اقداماتی که تاکنون برای پایان دادن به نقض‌ها در کرانه باختری اتخاذ شده، کافی نبوده است.

 


۱ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد

جوان آنلاین: سریال «رویای نیمه‌شب» اقتباسی آزاد از رمان مطرح «رویای نیمه‌شب» نوشته مظفر سالاری و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است. این سریال به کارگردانی حسن آخوندپور، تهیه‌کنندگی سعید سعدی و نویسندگی سیدحسین امیرجهانی، داستان فتاح، جوانی سنی‌مذهب، و تلما، دختری شیعه را در شهر حله روایت می‌کند. دو دلداده‌ای که عشقشان در میان تعصبات مذهبی، مخالفت خانواده‌ها و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه حاکمان شهر گرفتار می‌شود، اما برای رسیدن به یکدیگر از هیچ تلاشی دست نمی‌کشند. 

کاظم هژیرآزاد، بازیگر نقش ابوراعد در سریال «رویای نیمه‌شب»، حضور بازیگران سوری در این سریال را فرصتی برای تقویت پیوند فرهنگی میان ایران و سوریه دانسته و می‌گوید: این همکاری می‌تواند فراتر از مناسبات سیاسی، پیام دوستی و همبستگی ملت‌هایی را منتقل کند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی کرده‌اند. او همچنین با اشاره به مسئله فلسطین و جبهه مقاومت تأکید کرد که این اتحاد می‌تواند در عرصه فرهنگ نیز خود را نشان دهد. وی همچنین با اشاره به تجربه حضور خود در آثار تاریخی همچون «مختارنامه»، «امام‌علی (ع)» و «ولایت عشق»، می‌گوید که بازی در یک اثر تاریخی برای او تفاوتی با دیگر گونه‌های نمایشی ندارد و مهم‌ترین وظیفه بازیگر، نزدیک شدن به تصویری است که کارگردان از نقش در ذهن دارد. هژیرآزاد، ابوراعد را شخصیتی خشن، فرمانبردار و فاقد پیچیدگی‌های درونی توصیف می‌کند که مأموریتش اجرای دستورات مافوق است. «جوان» در گفت‌و‌گو با این بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشورمان به پیچیدگی‌های بازی در این اثر، چگونگی تولید آثار اقتباسی و همچنین تفاوت‌های بازی در آثار تاریخی و غیرتاریخی می‌پردازد. 

وقتی پیشنهاد بازی در «رویای نیمه‌شب» و نقش ابوراعد به شما شد، چه چیزی در این شخصیت برایتان جذاب بود؟

من قصه را نخوانده بودم و فقط برای نقشی انتخاب شدم که آن را نمی‌شناختم. آقای آخوندپور برای کارگردانی این پروژه آمدند و من هم پیش از آن با ایشان کار نکرده بودم. البته کارهایشان را دیده بودم، اما تجربه همکاری با ایشان را نداشتم. در واقع، نقش ابوراعد در ابتدا هیچ جذابیتی برای من نداشت و من سعی کردم خودم را به این شخصیت نزدیک کنم، تا آنجا که می‌توانم. ابوراعد آدم خشنی است؛ آدمی جنگجو و بی‌رحم. زندانبان است و با جماعتی از آدم‌های بسیار خشن و بی‌رحم سروکار دارد. این افراد به گریه‌ها، التماس‌ها و درخواست‌های زندانیان پاسخ مثبت نمی‌دهند. اگر چنین نباشد، به هر حال مورد خشم بالادستی‌های خود قرار می‌گیرند. بنابراین سعی کردم خودم را به این نقش نزدیک کنم. 

ابوراعد در جهان داستان چه جایگاهی دارد؟ آیا شخصیت او در رمان اصلی وجود دارد؟

من خبر ندارم، چون رمان را نخوانده‌ام. حتی خود سناریو را هم از ابتدا تا انتها نخواندم و فقط نقش خودم را مطالعه کردم. با تخیلی که داشتم و با راهنمایی‌هایی که از دکور، لباس و کارگردان می‌گرفتم، تصور می‌کردم این آدم باید شخصیت خشنی باشد؛ کسی که زندانیان از او بترسند و شورش نکنند. این شغلی است که به هر حال به من داده‌اند و من باید آن را به بهترین شکل انجام بدهم. محل ارتزاق من همین شغل است. باید به بالادست و رئیس خود هر کسی که است، خدمت و از او اطاعت کنم و این زندان را نگهداری کنم، این کار من بود. 

«رویای نیمه‌شب» از یک رمان اقتباس شده است. از نگاه شما، اقتباس تلویزیونی چه چیزی به جهان یک رمان اضافه می‌کند و در مقابل، چه چیز‌هایی را ممکن است از آن بگیرد؟

به نظر من اقتباس، یک نگارش جدید است. آنچه نویسنده در تخیل خودش به روی صفحات کاغذ می‌آورد، حالا باید زندگی پیدا کند؛ باید به زندگی تبدیل شود. آدم‌ها باید بلند شوند، حرکت کنند، با هم حرف بزنند و ارتباط داشته باشند. بنابراین تفاوت بسیار مهمی میان نوشته و زنده‌کردن یا حیات بخشیدن به عناصر و انسان‌هایی وجود دارد که نویسنده به تصویر کشیده است. این اقتباس حتی می‌تواند از رمان قوی‌تر باشد. اگر کارگردانی خوبی باشد و بازیگران خوبی در اختیار داشته باشد و بتواند به این شخصیت‌ها زندگی ببخشد، اثر می‌تواند از رمان تصویری‌تر، دیدنی‌تر و جذاب‌تر باشد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. به هر حال، سعی و تلاش کارگردان و دیگر عوامل این بوده که آن نوشته‌ها و تخیل نویسنده را به زندگی تبدیل کنند، آنها را زنده کنند و به حیات واقعی برسانند. قضاوتش با تماشاگر است؛ با کسی که اثر را می‌بیند، یا کسی که کتاب را خوانده و حالا باید زنده‌شدن شخصیت‌ها را ببیند. قضاوت نهایی با تماشاگر است. 

شما در چند پروژه تاریخی مهم بازی کرده‌اید، اما امروز، بعد از سال‌ها تجربه، آیا حضور در یک پروژه تاریخی برایتان با همان دشواری‌های سال‌های اول همراه است یا نوع نگاهتان کاملاً تغییر کرده است؟

من بازیگرم و برای من پروژه تاریخی و غیرتاریخی تفاوتی ندارد. وقتی برای بازی در کاری انتخاب می‌شوم، بیشتر به این فکر می‌کنم که آیا این کار می‌تواند زندگی من را بچرخاند یا نه. شغل من بازیگری است و کار دیگری غیر از بازی کردن ندارم. بنابراین همه نقش‌ها، همه ژانر‌های هنری و همه قصه‌ها و داستان‌ها برای من تفاوتی ندارند. فرقی نمی‌کند تاریخی باشد، غیرتاریخی، اجتماعی، کمدی یا تراژدی. من از نقطه‌نظر کارگردان و تهیه‌کننده انتخاب می‌شوم، چون سوابق من را در کار‌های قبلی دیده‌اند و روی من حسابی باز کرده‌اند که این نقش به درد این بازیگر می‌خورد؛ این چهره، این هیکل و این صدا برای این نقش مناسب است. در انتخاب شدنم، خودم نقشی ندارم. انتخاب می‌شوم و کار‌های قبلی من در واقع ملاک تعیین‌کننده برای انتخابم هستند، اما وقتی انتخاب شدم، دیگر باید سعی و تلاش خودم را بکنم تا به چیزی که کارگردان و تهیه‌کننده می‌خواهند برسم. 

بازیگر در یک اثر تاریخی گاهی مجبور است با محدودیت‌هایی مثل لحن، پوشش، گریم، میزانسن و ادبیات دوره تاریخی کنار بیاید. کدام‌یک از این محدودیت‌ها بیشتر روی بازی شما اثر می‌گذارد؟

همان‌طور که عرض کردم، من برای بازی در یک نقش انتخاب می‌شوم و سعی می‌کنم آن نقش را به بهترین نحو ارائه بدهم. اینکه لباس ممکن است باعث دست‌وپاگیری من باشد یا گریم به شکلی باشد که زیاد خوشم نیاید، طبیعی است. ممکن است کفشی که به پا دارم آزارم بدهد، یا لباس آنقدر ضخیم باشد که عرق کنم. گاهی لباس از نظر جنس پارچه یا نوع دوخت به شکلی است که پوست را آزار می‌دهد و وقتی آن را درمی‌آورم، کاملاً خیس عرق است. در کار‌های تاریخی، لباس و نوع انتخاب پارچه یا ابزار و به اصطلاح زره جنگی، گاهی از الیاف سخت و خشن ساخته شده است. گاهی در زمستان آنقدر سرد بوده که ما خودمان را با چیز دیگری می‌پوشاندیم تا این سرما که وارد لباس می‌شد و بدن را آزار می‌داد، کمتر اذیت‌مان کند. در تابستان هم شرایط به شکل دیگری سخت می‌شد. مثلاً در زندان، فضای زندان باید به‌گونه‌ای باشد که راحت نباشد؛ زندانی باید تحت شکنجه باشد. بنابراین مجبورند فضا را دودآلود کنند. اسفند دود می‌کنند یا شمع‌هایی را برای ایجاد نور ضعیف در زندان قرار می‌دهند. این شمع‌ها وقتی روشن می‌شوند، دود ایجاد می‌کنند. وقتی کارمان تمام می‌شود و بیرون می‌آییم، بینی‌مان گرفته است. وقتی بینی‌مان را می‌شوییم، سیاهی از بینی بیرون می‌آید. حتی در حلقمان هم در واقع حالت دود ایجاد شده است. اینها مشکلات کار است؛ مشکلات کار تاریخی. زندان را حتماً باید به گونه‌ای بسازند که برای زندانی راحت نباشد و تحت شکنجه باشد. زندانبان هم در واقع از همان شرایط برخوردار است، چون به هر حال زندانبان هم نوعی زندانی است؛ باید در زندان باشد و مراقب زندانیان باشد. بنابراین همان هوایی را استنشاق می‌کند که زندانی استنشاق می‌کند. به همین دلیل کار در پروژه‌های تاریخی سخت‌تر می‌شود و به تناسب سختی، کار پرهزینه‌تر هم می‌شود و از نظر زمانی ممکن است طولانی‌تر از یک کار اجتماعی روزمره باشد. اینکه محدودیت برای ما ایجاد کند، بستگی به خصوصیات آن نقش دارد. مثلاً من تا به حال برای جلوی دوربین قرار گرفتن، مو‌های سرم را نتراشیده بودم. اینجا پیشنهاد شد که اگر موی من تراشیده باشد، شخصیت خشن‌تر می‌شود. حالا که قرار است فرمانده زندانیان و فرمانده یک قسمت باشم، باید شباهتی به بقیه فرمانده‌ها داشته باشم؛ کسانی که موهایشان را می‌تراشند. با وجود میل خودم، چون موهایم سفید بود، مو‌های من را تراشیدند و کچلم کردند. خود این یکی از دلخوری‌های من بود که چرا باید کچل باشم! می‌توانم یک فرمانده مودار باشم، اما به هر حال این سلیقه کارگردان بود که من باید سرم کچل و موهایم تراشیده شود و من هم زیر بار رفتم. چاره‌ای نداشتم. نقش باید زیبا و باورکردنی می‌شد. مثل بقیه که سرشان را تراشیده بودند، سر من را هم تراشیدند. حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم با آن گریم و سر تراشیده، خیلی خشن‌تر شده‌ام. امیدوارم مورد پسند مردم هم قرار بگیرد. 

در «مختارنامه»، «امام علی (ع)» و «ولایت عشق» با جهان‌های تاریخی متفاوتی روبه‌رو بودید. آیا تجربه آن پروژه‌ها هنگام بازی در «رویای نیمه‌شب» به کمک‌تان آمد یا سعی کردید تجربه‌های قبلی را کاملاً کنار بگذارید؟

هر قصه‌ای سعی می‌کند متکی به عناصر خودش باشد. نه نویسنده و نه کارگردان نمی‌خواهد از کار دیگری تقلید کند. بازیگر هم به طریق اولی سعی می‌کند متفاوت‌تر از بازی‌های گذشته باشد. البته بعضی وقت‌ها می‌شود و بعضی وقت‌ها نمی‌شود. اینکه یک بازیگر برای یک کار تاریخی انتخاب می‌شود، قطعاً کارگردان، نویسنده یا تهیه‌کننده به چهره، اندام، صدا و کار‌هایی که قبلاً انجام داده توجه می‌کند. مثلاً کسی که در «ولایت عشق» بازی کرده، امام‌حسن یا امام‌رضا (ع) را بازی کرده، یک چهره از خودش ارائه داده که کارگردان می‌گوید این چهره به درد این کار می‌خورد. حالا نقش ممکن است منفی یا مثبت باشد و ما هم مجبوریم بپذیریم، چون آمده‌ایم که کار کنیم و شغل‌مان همین است. نمی‌توانیم چانه بزنیم که قیافه ما اینطور باشد بهتر است. سرمان را می‌تراشند، سیبیل برایمان می‌گذارند؛ اگر سیبیل داشته باشیم، سیبیلمان را می‌تراشند، ریش برایمان می‌گذارند و اگر ریش داشته باشیم، ریشمان را می‌تراشند. این خاصیت زندگی هنری است. اولاً باید شبیه همدیگر نباشیم و متفاوت باشیم. همه دوست دارند، هم بازیگر و هم کارگردان و تهیه‌کننده که این نقش نسبت به گذشته متفاوت‌تر باشد. ما هم سعی می‌کنیم متفاوت باشیم. حالا اینکه چقدر موفق شویم، بستگی به شرایط و موقعیتی دارد که نویسنده پیشنهاد می‌کند. زندگی هزار رنگ و هزار جور بازی دارد. قطعاً این هزار جور بازی می‌تواند در هر داستانی تکرار شود، ولی بازیگر باید تلاش کند که تکراری بازی نکند؛ هم لباسش، هم گریمش باشد، هم لحنش و هم اعمال و رفتارش متفاوت باشد. بازیگر سعی خودش را می‌کند. اینکه چقدر به آن میزانی که تلاش کرده، می‌رسد و موفق می‌شود، بستگی به استعداد، توانایی و قضاوت تماشاگر دارد. 

فکر می‌کنید بازیگر امروز نسبت به چند دهه قبل، برای ایفای یک نقش تاریخی با چه چالش تازه‌ای مواجه است؟

بازیگر امروز و دیروز و فردا ندارد. بازیگر، بازیگر است؛ چه دیروز، چه امروز و چه فردا. وقتی یک نقش به او ارائه و پیشنهاد می‌شود، باید سعی و تلاش خودش را بکند تا به آن نقش برسد. فرقی نمی‌کند نقش مربوط به گذشته باشد، حال باشد یا آینده. قطعاً باید میل، رغبت و ذوق و سلیقه کارگردان و تولیدکننده را در اجرای نقش در نظر بگیرد و در نهایت تماشاگر هم باید با دیدن آن قانع شود که این نقش به این بازیگر می‌خورد و انتخاب درستی بوده است. اگر انتخاب نادرست باشد، کمکی نمی‌کند که بازیگر به نقش برسد. بازیگر ضعیف به نقش می‌رسد و این موضوع در زمان تماشا برای همه مشخص می‌شود. چشم باز می‌شود و می‌بینیم بازیگر ادای این کار را درمی‌آورد، اما به قیافه‌اش نمی‌خورد که اصلاً چنین شخصیتی باشد. این ممکن است پیش بیاید و در واقع می‌تواند اشتباه کارگردانی باشد؛ اینکه در انتخاب، شخصی را انتخاب کرده‌اند که ناتوان است یا چهره‌اش به نقش نمی‌خورد، اما تا به حال در مورد من صادق نبوده و نقش‌هایی که بازی کرده‌ام، تاریخی بوده و کارگردان از من راضی بوده است؛ ان‌شاءالله. 

در «رویای نیمه‌شب» با جامعه‌ای مواجهیم که اختلافات مذهبی و اجتماعی روی زندگی آدم‌ها اثر می‌گذارد. از نگاه شما، جذابیت اصلی این داستان در بخش تاریخی آن است یا در روابط انسانی‌ای که در دل آن تاریخ شکل می‌گیرد؟

«رویای نیمه‌شب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضاد‌های مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که مثل همه داستان‌های دیگر این خاصیت را دارد که انسان‌ها را به چالش می‌کشد و آنها گاهی به مقاصدشان می‌رسند و گاهی نمی‌رسند و شکست می‌خورند. این سرنوشت انسان است. حالا این قصه به این شکل درآمده، به این شکل نوشته شده و به این شکل به تصویر کشیده شده، اما از قاعده اصلی مستثنی نیست؛ قاعده اصلی، یعنی تضاد بین خیر و شر، تضاد بین آدم‌های خوب و آدم‌های بد و کار‌های خوب و کار‌های بد. این تضاد همیشه باعث قصه و داستان و روایت می‌شود و شنیدن آنها برای تماشاگر جذاب است. این سریال هم از این قاعده مستثنی نیست. به‌خصوص اینکه یک یا دو بازیگر سوری هم به آن اضافه شده‌اند که می‌تواند از جنبه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی هم اعتبار بیشتری به کار بدهد؛ به این معنا که تماشاگران سوری هم از این سریال استقبال کنند. اگر این اثر ترجمه و به زبان عربی ارائه شود، دوستان ما در سوریه هم می‌توانند آن را ببینند؛ چه دوستان سیاسی و چه اجتماعی ما در سوریه، چه شیعه و چه سنی. ما با این کار و انتخابمان، یک نوع کوشش کرده‌ایم که دوستی خودمان را اعلام کنیم؛ اینکه ما با سوریه یک نوع اتحاد و دوستی داریم که می‌تواند در عالم فرهنگ هم خودش را نشان بدهد، نه فقط در عالم سیاست. در عالم فرهنگ هم می‌توانیم این دوستی را داشته باشیم. با ملت سوریه که ملت مظلومی است. واقعاً به سوریه و فلسطین ظلم و ستم شد و متأسفانه دنیای خشن سوریه را به این روز انداخت. من خوشحالم که دو بازیگر سوری در این نمایش حضور دارند و این نمایش به نوبه خودش توانسته به تهیه‌کنندگی آقای سعدی، یک جور دوستی خودش را به جهانیان ابلاغ کند؛ اینکه ما می‌توانیم متحد باشیم و متحد هستیم. ما در جبهه مقاومت، در مقاومت با ظلم و ستم امریکا و اسرائیل، می‌توانیم کنار هم باشیم؛ هم فرهنگی، هم سیاسی و هم نظام. از این بابت، به نظر من این موضوع حائز اهمیت است. ما متحد همه کسانی هستیم که دارند در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت می‌کنند. 

اگر بخواهید یک ویژگی از ابوراعد را انتخاب کنید که به نظرتان مخاطب ممکن است در تحلیل‌های اولیه‌اش از شخصیت متوجه آن نشود، آن ویژگی چیست؟

ابوراعد شخصیت پیچیده‌ای ندارد که تماشاگر متوجه آن نشود. اعمالی که انجام می‌دهد و همه دستوراتی که از بالادستش می‌گیرد، اجرا می‌کند و این اعمال و رفتار هم پیچیدگی خاصی ندارند. به نظر من، او مثل همه آدم‌هایی است که از بالا دستور می‌گیرند و عمل می‌کنند. شخصیت خیلی پیچیده‌ای ندارد؛ خیلی ساده و عادی و عامی است. ما پیچیدگی‌های درونی او را نمی‌بینیم. بیشتر یک آدم بیرونی است تا درونی؛ دستوری را می‌پذیرد و آن را انجام می‌دهد و براساس همین کار زندگی‌اش را می‌گذراند. نمونه این آدم می‌تواند حتی یک آدم کت‌وشلواری هم باشد. در جامعه ما آدم‌هایی وجود دارند که از خودشان مایه، اندیشه یا نقشه‌ای ندارند که بتوانند زندگی خودشان را تغییر بدهند. فقط از بالا دستور می‌گیرند و عین همان دستور را انجام می‌دهند. هرچقدر در انجام وظایفشان موفق‌تر باشند، خودشان را به آن شخصی که دستور داده نزدیک‌تر می‌کنند؛ حالا فرمانده باشد، پادشاه باشد، وزیر باشد یا هر کس دیگری. آدم‌های سر به راه و حرف‌گوش‌کن، برای رسیدن به مقصود و هدفی که به آنها داده شده، به نحو احسن سعی می‌کنند کارشان را انجام دهند. برای همین هم این آدم از یک مقام خیلی پایین‌تر، یعنی زندانبان یا شکنجه‌گر، به این نتیجه می‌رسد که به او ارتقای مقام بدهند و فرمانده یک قسمت کنند. این به خاطر گوش‌به‌فرمان بودن و توانایی اوست که یک مسئولیت بزرگ‌تر و پیچیده‌تر را به او محول می‌کنند. ابوراعد اینگونه است. فقط دستور اجرا می‌کند. تفکر و اندیشه ندارد. تفکر و اندیشه در کسانی است که در چالش با زندگی زمین می‌خورند، بلند می‌شوند، یاد می‌گیرند و راه بهتری را انتخاب می‌کنند. این ویژگی در شخصیت‌های دیگر و شخصیت‌های مثبت وجود دارد، اما در شخصیت ابوراعد من پیچیدگی خاصی نمی‌بینم. او فقط می‌خواهد زنده باشد، مثل دیگران زندگی خوب داشته باشد و برای خوب زندگی کردن، بهترین حرف‌گوش‌کن و بهترین دستورانجام‌دهنده باشد. در گرفتن دستورات و انجام آنها تلاش خودش را می‌کند و کم نمی‌آورد؛ در هر صورت، فکر می‌کنم پیچیدگی آن‌چنانی ندارد.


۳ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

امضای کارزار؛ محکومیت حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ اهواز / کادر درمان خوزستان خواستار اقدام فوری سازمان ملل برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند

به گزارش خبرنگار برنا از اهواز، جمعی از جامعه پزشکان و کادر درمان استان خوزستان با صدور بیانیه‌ای خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، حمله به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی ۲ اهواز را به‌شدت محکوم کردند و خواستار اقدام فوری برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند.

در این بیانیه آمده است: مراکز درمانی، بیمارستان‌ها و تجهیزات امدادی و پرسنل آن‌ها در همه وضعیت‌ها، به‌ویژه در زمان تجاوز نظامی و مخاصمات مسلحانه، تحت مصونیت هستند و هیچ حمله‌ای به این مراکز و کادر درمان در آن‌ها تحت هیچ شرایطی توجیه‌پذیر نیست.

حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ و تخلیه ۲۱۱ کودک

کادر درمان خوزستان در ادامه بیانیه خود با اشاره به حمله ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی(۲) اهواز اعلام کردند: این مرکز، محل درمان بیماران مبتلا به سرطان و بیماری‌های خونی، به‌ویژه کودکان، است و در پی این حمله به‌طور کامل از چرخه خدمات‌رسانی خارج شد.

بر اساس این بیانیه، در جریان این اقدام، ۲۱۱ کودک مبتلا به سرطان که تحت شیمی‌درمانی بودند، در میان رنج و اضطراب فراوان به‌صورت اضطراری تخلیه شدند.

تاکید بر مصونیت مراکز درمانی

در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به اصول حقوق بشردوستانه آمده است: ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو تصریح می‌کند که مراکز درمانی غیرنظامی باید در تمامی شرایط مورد احترام قرار گیرند و هرگونه حمله به آن‌ها ممنوع است.

همچنین بر اساس ماده ۱۲ پروتکل الحاقی اول، حفاظت از تسهیلات درمانی غیرنظامی و کارکنان آن‌ها در همه شرایط باید تضمین شود.

کادر درمان استان خوزستان تاکید کردند: هدف‌گیری عمدی از تأسیسات بیمارستانی، نقض اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی است و مصداق بارز جنایت جنگی به‌شمار می‌آید.

در این بیانیه همچنین آمده است: چنین اقداماتی نه‌تنها با کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی در تضاد است، بلکه بر اساس ماده ۸ اساسنامه رم، در زمره جنایات جنگی قابل تعریف است.

حمله به مراکز درمانی؛ تهدیدی برای نظام سلامت

پزشکان و کادر درمان خوزستان در ادامه با تاکید بر اینکه حملات مذکور تهدیدی مستقیم برای بیماران و کادر درمان و ضربه‌ای به تمام نظام سلامت ایران و امنیت انسانی است، اعلام کردند: جامعه بین‌المللی و به‌ویژه سازمان ملل متحد مسئولیتی انکارناپذیر در حمایت از غیرنظامیان و احترام به قواعد بشردوستانه دارند.

در این بیانیه تاکید شده است: سکوت یا تعلل در برابر این اقدامات، نه‌تنها با اصول بنیادین حقوق بشر منافات دارد، بلکه عملاً به مشروعیت‌بخشی به این اقدامات و گریز عاملان آن از مسئولیت حقوقی دامن می‌زند.

درخواست از سازمان ملل برای تحقیق درباره حمله

کادر درمان خوزستان در پایان از دبیرکل سازمان ملل متحد و سایر نهادهای ذی‌صلاح این سازمان، از جمله شورای حقوق بشر، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر و سازمان جهانی بهداشت، درخواست کردند حملات به بیمارستان تخصصی شهید بقایی اهواز و سایر مراکز درمانی ایران را محکوم کنند.

در این بیانیه همچنین خواسته شده است تحقیقات جامع و فوری پیرامون این حادثه برای بررسی حملات و شناسایی و مجازات عاملان آن در دستور کار قرار گیرد.

پزشکان و کادر درمان استان خوزستان همچنین خواستار فعال شدن سازوکارهای بین‌المللی برای حفاظت از نظام سلامت ایران و جلوگیری از تکرار چنین حملاتی شدند و از دبیرکل سازمان ملل متحد خواستند بر اساس منشور ملل متحد و اصول عدالت و انسانیت، اقدام قاطع و فوری به عمل آوردند.

 

Subject: Condemnation of the US attack on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and the violation of the right to health of patients 

By: The Physicians and Medical Staff of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz 

;Your Excellency 

We, a collective of physicians and medical staff of Shahid Baghaei Hospital, recalling the principle that medical centers, hospitals, relief equipment, and their personnel are immune under all circumstances, especially during military aggression and armed conflicts, and that no attack on these centers and medical staff is justifiable under any conditions, strongly condemn the aggressive attack by the United States on the premises of this hospital. We, as representatives of the physicians and medical staff, emphasizing the urgent need for action to protect Iran’s health system, present this statement to you: 

Following the aggressive attacks by the United States against the Iranian people, on July ۱۵, ۲۰۲۶ the premises of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz – which serves as a treatment center for cancer patients, especially children – were targeted. This attack completely disabled this medical center from the service cycle. During this aggressive act, 211 children suffering from cancer who were undergoing chemotherapy were emergently evacuated amid immense suffering and distress. 

These actions clearly violate the undeniable principles of international humanitarian law. Article ۱۸ of the Fourth Geneva Convention stipulates that civilian medical center must be respected under all circumstances and that any attack on them is prohibited. Furthermore, Article ۱۲ of Additional Protocol I explicitly states that the protection of civilian medical facilities and their personnel must be ensured under all conditions. Therefore, the deliberate targeting of this hospital is a flagrant violation of the principle of distinction between military and civilian objects and constitutes a clear war crime. Such actions not only contradict the Geneva Conventions and their Additional Protocols but are also definable as war crimes under Article ۸ of the Rome Statute. 

We, as physicians and medical staff, view the aforementioned attacks not only as a direct threat to patients and medical personnel but also as a blow to the entire health system of Iran and human security. Today, the international community, particularly the United Nations, bears an undeniable responsibility to protect civilians and uphold humanitarian rules. Silence or hesitation in the face of these crimes not only contradicts the fundamental principles of human rights but also effectively legitimizes these actions and enables the perpetrators to evade legal responsibility. 

Hereby, we urgently request you, as the Secretary-General of the United Nations, along with other competent UN bodies, including the Human Rights Council, the Office of the High Commissioner for Human Rights, and the World Health Organization, to formally condemn the attacks on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and other medical centers in Iran as a clear violation of the Geneva Conventions and a war crime. Furthermore, we call for the initiation of a comprehensive and immediate investigation into this incident to examine these attacks and to identify and punish the perpetrators. Additionally, we request that you activate international mechanisms to protect Iran’s health system and prevent the recurrence of such attacks. We urge you to take decisive and urgent action .based on the Charter of the United Nations and the principles of justice and humanity 

,Respectfully

برای امضای این کارزار، به این (آدرس) مراجعه کنید.

انتهای پیام/




 چت‌جی‌پی‌تی دیگر می‌تواند پیغام بفرستد
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چت‌جی‌پی‌تی دیگر می‌تواند پیغام بفرستد

دنیای اقتصاد: چت‌جی‌پی‌تی اکنون می‌تواند با افزونه جدید Apple Messages برای شما پیامک ارسال کند. اگر تا به حال می‌خواستید تمام مکالمات دیجیتالی خود با اوپن‌آی را به اشتراک بگذارید، خبر خوبی برای شما داریم: آزمایشگاه هوش مصنوعی به‌تازگی افزونه Apple Messages را برای چت‌جی‌پی‌تی راه‌اندازی کرده است که به کاربران علاقه‌مند اجازه می‌دهد صندوق ورودی پیام‌های خود را به این چت‌بات متصل کنند. اوپن‌ای‌آی استدلال می‌کند که مزایای انجام این کار بی‌شمار است. کاربران می‌توانند از این افزونه برای مرتب‌سازی، تجزیه و تحلیل یا ویرایش پیام‌های خود مستقیما از چت‌جی‌پی‌تی استفاده کنند. این افزونه همچنین با کدِکس و ChatGPT Work کار می‌کند، بنابراین کاربران می‌توانند از آن به صورت حرفه‌ای، نه فقط شخصی، استفاده کنند.

 مجوز واردات ۲۵ هزار خودروی کارکرده در 1405
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مجوز واردات ۲۵ هزار خودروی کارکرده در 1405

دنیای اقتصاد: سخنگوی وزارت صمت گفت: مطابق آیین‌نامه نحوه واردات خودرو‌های کارکرده، کارگروه ویژه میزان واردات خودرو‌های کارکرده را برای سال جاری، ۲۵هزار دستگاه تعیین کرده است.

 تاثیر عجیبی که قهوه روی هورمون‌های جنسی می‌گذارد
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تاثیر عجیبی که قهوه روی هورمون‌های جنسی می‌گذارد

قهوه برای بسیاری از افراد بخشی جدانشدنی از شروع روز است، اما پژوهشی جدید از فنلاند نشان می‌دهد این نوشیدنی محبوب ممکن است با چربی بدن، سوخت‌وساز و حتی برخی هورمون‌های جنسی ارتباط داشته باشد. البته پژوهشگران تأکید می‌کنند که این یافته‌ها هنوز رابطه علت و معلولی را ثابت نمی‌کند.

 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 حکم نهایی نظام وظیفه بیرانوند اعلام شد
۴ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

حکم نهایی نظام وظیفه بیرانوند اعلام شد

سردار زاهدی، معاون نظام وظیفه عمومی اعلام کرد: علیرضا بیرانوند از مهرماه ۱۴۰۵ سرباز خواهد شد و دیگر امکان بازی برای تراکتور را نخواهد داشت.

 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد
۴ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.