برای مثال، افزایش نرخ ارز را نمیتوان از واقعیت تحریمها و محدودیتهای اقتصادی و ارزی جدا کرد. اما اگر روایت ما از دلار فقط به یک عدد و یک نمودار صعودی یا نزولی خلاصه شود، بخش مهمی از واقعیت حذف شده است. تحریم یک واقعیت است؛ اما توان کشور برای مدیریت محدودیتها، ظرفیت تولید، صادرات، نیروی انسانی و امکان اصلاح سیاستهای اقتصادی نیز بخشی از واقعیت است.
همین مسئله را میتوان در ناترازی بنزین دید. اینکه مصرف از ظرفیت تولید داخلی پیشی گرفته، یک ضعف واقعی است و باید درباره آن تصمیم گرفت؛ از اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهرهوری گرفته تا توسعه ظرفیت تولید. اما تبدیل این مسئله به روایتی از «ناتوانی کشور در اداره خود»، دیگر گزارش یک مشکل نیست؛ تغییر معنای مشکل است.
دلار و بنزین؛ دو نمونه از تفاوت «مسئله» و «روایت مسئله»
گزارش ضعف میپرسد: چرا دلار گران شده؟ چرا مصرف بنزین از تولید پیشی گرفته؟ کدام سیاستها مؤثر نبوده و راه اصلاح چیست؟
اما روایت ضعف ممکن است از همین مسائل نتیجهای بسیار بزرگتر بگیرد: «پس ما نمیتوانیم»، «پس هیچ راهی وجود ندارد» و «پس آیندهای در انتظار ما نیست». …













