به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، جنگی که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا ۹ اسفند ۱۴۰۴ با همراهی رژیم اسرائیل علیه ایران به راه انداخت، یکی از پیچیدهترین موقعیتهای تاریخی، سیاسی، حقوقی و نظامی را نه فقط برای ایران و آمریکا که منطقه و جهان رقم زد. در پس این پیچیدگیها، متغیرهای بسیاری به وجود آمد و بر مسیر تمام روندها و تحولات اثر گذاشت. کشورهایی را مجبور به بازبینی روابط کرد و مسیرهای صدها ساله در آبراهههای بینالمللی را بیاعتبار ساخت.
اکنون در ششمین ماه از آغاز این جنگ، حمله شامگاه یکشنبه ۸ شهریور آمریکا به بخشهایی از جزیره لارک و نقض مجدد حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی ایران، بر این پیچیدگی افزود و نشان داد که استراتژی آمریکا در برابر ایران، رسیدن به اهداف، به هر قیمت و با هر ابزاری است. این حملات و پاسخ متقابل ایران در حالی است که رئیسجمهور آمریکا در هفتههای گذشته ابزار دیپلماسی از طریق قدرت خود را از وزیر جنگش به وزیر اقتصاد سپرده بود تا ایران را به جای بمب و موشک با تحریمهای اقتصادی و بانکی وادار به تسلیم کند.
موضوعی که بسیاری از تحلیلگران از جمله «سید جلال دهقانی فیروزآبادی» استاد روابط بینالملل، بسیار بعید ارزیابی میکنند. تفاهم اسلامآباد به عنوان آخرین متن امضا شده در روابط ایران و آمریکا، بار دیگر مورد توجه و تاکید است و ترامپ در حال حاضر با نگران انتخاباتی است که ممکن است جمهوری خواهان را قربانی سیاستهای جنگطلبانهاش کند. برای بررسی این متغیرهای اثرگذار بر سر تحولات با جلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی به گفتوگو پرداختیم.
سیاست رسمی ایران، متعهد کردن آمریکا به اجرای تعهداتش در تفاهمنامه است
همزمان با حضور مسئولانی از پاکستان، عمان و قطر در ایران، تهران تفاهمنامه اسلامآباد را مهمترین سند ارتباط خود با آمریکا دانست و به نظر میرسد توجه مثبت به این تفاهم پس از دورههای انتقادی افزایش یافته است. به نظر شما چه عواملی سبب شده است که این تفاهم به مهمترین پیششرط تهران برای ادامه هرگونه تعامل با آمریکا تبدیل شود؟ آیا این اصرار را باید نشانه انعطاف راهبردی دانست یا نشانه تنگتر شدن گزینههای تهران؟ …












