
به گزارش ایرنا، ساعت هنوز به ۹ صبح نرسیده بود که خودم را به آرامستان بقائیه رساندم. همان آرامستانی که قرار بود محل بازدید مسئولان بنیاد شهید و شهرداری تبریز باشد تا اصحاب رسانه از روند ساماندهی گلزار شهدای مارالان مطلع شوند.
هوای دل انگیز صبح شنبه با نسیمی آرام همراه بود. مقابل درب آرامستان، هنوز خبری از شلوغی نبود و تنها چند خودرو در سکوت پارک شده بودند. از میان نردههایی که روی آن نوشته شده بود «ورود خودروهای شخصی ممنوع»، عبور کردم و قدم به فضای آرام آرامستان گذاشتم.
نسیم، شاخههای درختان را آرام میان مزارها تکان میداد و موجی نرم روی چمنهای سبز میانداخت. آرامشی عجیب که با معنویت این مکان درهم آمیخته بود. پیش از این، بارها درباره محله مارالان و گلزار شهدایش شنیده بودم اما این نخستین بار بود که از نزدیک آن را میدیدم.
مارالان از محلات قدیمی تبریز است که نامش با دفاع مقدس گره خورده است. بسیاری از فرماندهان و رزمندگان لشکر عاشورا از همین کوچهها برخاستهاند و هنوز هم مردم، با تعصبی شیرین و مثالزدنی، خود را متعلق به این محله میدانند. دسته عزاداری حسینی مارالان نیز سالهاست که در ایام محرم و صفر، جلوهای از ارادت مردم این محله به اهل بیت(ع) را به نمایش میگذارد.
مسئولان بنیاد شهید زودتر از همه رسیده بودند و دقایقی بعد نیز شهردار منطقه سه تبریز به جمع آنها پیوست. پیش از آغاز بازدید، فاتحه ای بر اهل قبور فرستادیم.
تا چشم کار میکرد، مزارها شانه به شانه هم قرار گرفته بودند؛ برخی با سنگهای نو و امروزی و برخی دیگر آنقدر قدیمی که ترکهای عمیق، گذر سالها را بر چهرهشان حک کرده بود و نوشتههایشان به سختی خوانده میشد.
اما در سمت راست آرامستان، نشانهای آشنا نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکرد. جعبههای فلزی قدیمی و پرچمهای سه رنگ ایران که خبر از آغاز قطعه شهدا میداد. با این حال، هیچ دیوار یا مرزی میان مزار شهدا و دیگر درگذشتگان دیده نمیشد. قبور در هم تنیده بودند، گویی سالهاست که خاطره شهدا و مردم این محله در کنار هم روایت میشود.
مزار شهدای دفاع مقدس آرامستان مارالان هنوز همان حال و هوای سالهای جنگ را حفظ کردهاند. داخل جعبههای فلزی، قاب عکسهای قدیمی، قرآنهای کوچک، آینه و یادگارهایی دیده میشود که …












