
آیین بزرگداشت شهید خلبان مجید کاظمی در شیراز برگزار شد

اخبار فوری تنش در خلیج فارس | سنتکام: بیش از ۲۰ ناو جنگی محاصره دریایی ایران را اجرا میکنند؛ تغییر مسیر ۶۸ کشتی تجاری، از کار انداختن ۳ و بازرسی ۲ فروند دیگر / ترامپ: کنترل کامل تنگه هرمز در دست ماست؛ ایران توان مقابله ندارد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) بامداد امروز (شنبه) با انتشار تصویری در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق)، در توضیح آن عنوان کرد که ملوانان آمریکایی را در حال مشاهده فرود یک فروند بالگرد «اماچ-60آر سیهاوک» روی عرشه ناوشکن یواساس راس (دیدیجی-۷۱) نشان میدهد. این فرماندهی در ادامه پیام خود از ناوشکن راس به عنوان یکی از بیش از ۲۰ کشتی جنگی آمریکا نام برد که از اجرای محاصره دریایی این کشور علیه ایران پشتیبانی میکنند.
سنتکام همچنین ادعا کرد که نیروهای آمریکایی تا ۲۱ آگوست (۳۰ مرداد ۱۴۰۵) ۶۸ کشتی تجاری را تغییر مسیر داده، سه کشتی را از کار انداخته و وارد دو کشتی دیگر شدهاند تا از رعایت کامل محاصره اطمینان حاصل کنند. همچنین بخوانید: خبر فوری تنش های نظامی سوریه | دمشق حملات هوایی اسرائیل را به سازمان ملل کشاند؛ درخواست محکومیت و خروج کامل از مناطق اشغالی / هشدار سوریه: تداوم حملات از دسامبر ۲۰۲۴، تلاشی برای بیثباتی منطقه است همچنین بخوانید: آخرین اخبار جنگ؛ واشنگتن مذاکرات را متوقف کرد، امارات هدف حمله موشکی قرار گرفت
پایان/* همچنین بخوانید: اخبار فوری جنگ ایران و آمریکا | ترامپ تنگه هرمز را «قلمرو جدید آمریکا» خواند؛ ایران: تا رفع کامل تحریمها، تنگه باز نمیشود / مذاکرات پس از انقضای آتشبس ۶۰ روزه به بنبست رسید؛ قطر: توافق ایران و عمان کلید از سرگیری گفت و گوهاست
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.
کشورهای حاشیه خلیج فارس حق ندارند در کشور خودشان خط لوله بزنند
جغرافیای سیاسی خلیج فارس در آستانه یک دگردیسی بیسابقه قرار گرفته است. در حالی که طی دهههای متمادی، تنگه هرمز به عنوان «شاهرگ حیاتی انرژی جهان» و اصلیترین ابزار چانهزنی ایران در تقابل با غرب شناخته میشد، اکنون گزارشهای میدانی از تغییر موازنه قدرت در این آبراه راهبردی حکایت دارد.
به گزارش روز نو به نقل از خبرگزاری آکسیوس در گزارشی فاش کرد که ارتش ایالات متحده در اقدامی محرمانه و با بهرهگیری از یگانهای مهندسی رزمی، یک کریدور دریایی جدید در ضلع جنوبی تنگه هرمز ایجاد کرده است.
این مسیر که در امتداد سواحل عمان واقع شده، به گونهای طراحی شده است که عملاً کارکرد سنتی تنگه هرمز را تحتالشعاع قرار داده و اهرم فشار ایران برای مسدودسازی این آبراه را به پایینترین سطح تاریخی خود رسانده است.
این تحول نهتنها یک تغییر تاکتیکی، بلکه یک بازآرایی راهبردی در نقشه انرژی جهان است که میتواند جایگاه ژئوپلیتیک ایران را برای دهههای آینده تحتتاثیر قرار دهد.
کریدور جنوبی چگونه متولد شد؟
جزئیات این عملیات نشان میدهد که آمریکاییها طی ماههای اخیر با استفاده از کشتیهای تخصصی، اقدام به تراشیدن صخرههای زیرآبی و موانع طبیعی در مسیر جنوبی تنگه هرمز کردهاند.
این اقدام فنی که پیشتر به دلیل عمق کم و ساختار صخرهای سواحل عمان غیرممکن به نظر میرسید، اکنون مسیری عریض و امن را برای تردد همزمان نفتکشهای غولپیکر فراهم آورده است.
بر پایه گزارشهای منتشر شده در یورو نیوز، مقامهای آمریکایی مدعیاند که این کریدور جدید اکنون میزبان تردد شبانه ۱۵ تا ۲۰ نفتکش است که تحت پوشش کامل پدافندی و هوایی ارتش آمریکا، روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت را به بازارهای جهانی میرسانند.
این رقم که معادل نیمی از حجم صادرات منطقه پیش از آغاز تنشهاست، نشاندهنده موفقیتی راهبردی برای واشنگتن در جهت خنثیسازی تهدیدات دریایی ایران محسوب میشود.
در واقع، آمریکا با این اقدام، جغرافیای تنگه را به نفع خود بازتعریف کرده و وابستگی امنیت انرژی به ضلع شمالی تنگه را که تحت نظارت ایران است، به حداقل رسانده است.
تحلیلگران بر این باورند که کارت تنگه هرمز یک «تاریخ انقضا» داشت که به دلیل بیتدبیری تندروها و عدم نقد کردن آن در میز مذاکره، در حال سوختن است.
آنها معتقدند که ایده اخذ عوارض از کشتیها یا مسدودسازی فیزیکی، اکنون به ایدههایی بایگانی شده تبدیل شدهاند که دیگر خریداری در بازار قدرت جهانی ندارند
یکی از مقامات ارشد آمریکایی که مستقیماً در جریان این عملیات قرار دارد، در گفتوگو با آکسیوس مدعی شد که مدیریت این کریدور به طور کامل در اختیار نیروهای آمریکایی است.
او با اشاره به اینکه عملیات از مقر ارتش در «فورت براگ» کارولینای شمالی هدایت میشود، تاکید کرد که اگرچه نیروهای ایرانی ممکن است مزاحمتهای پراکندهای ایجاد کنند، اما دیگر کنترل کلیدی تنگه در دست آنها نیست.
این مقام مدعی شد که کارزار نظامی سنتکام طی هفتههای اخیر، توان راداری و سامانههای نظارت دریایی ایران را به شدت کاهش داده و تهران اکنون تنها با دیدی محدود و از طریق قایقهای تندرو، سعی در رصد تقریبی مسیری دارد که نفتکشها در آن تحت حمایت جنگندههای اف-۳۵ و سیستمهای ضدموشک عبور میکنند.
این تحلیل نشان میدهد که برتری نظامی در تنگه هرمز از حالت «کنترل فیزیکی بر آبراه» به حالت «تامین امنیت در کریدورهای اختصاصی» تغییر یافته است.
راهبرد خفهسازی تدریجی
در جبهه سیاسی، لحن مقامات واشنگتن به طرز معناداری تغییر کرده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اظهاراتی که در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» بازتاب گستردهای داشت، اعلام کرد که هیچ مذاکرهای با جمهوری اسلامی در جریان نیست و برنامهای هم برای آن وجود ندارد.
ترامپ با بیان اینکه «تنگه در دست ماست و ما کنترل کامل آن را در اختیار داریم»، مدعی شد که محاصره دریایی ایران با تمام قدرت ادامه دارد و مینهای دریایی به طور کامل جمعآوری شدهاند. او در گفتوگو با آکسیوس تاکید کرد که دستور توقف مذاکرات را صادر کرده و به سمت راهبرد «خفهسازی تدریجی» حرکت میکند.
به گفته ترامپ، ثبات فعلی در بازار انرژی و رکوردشکنیهای بورس آمریکا، نیاز واشنگتن به توافق فوری با ایران را از بین برده است. این تغییر رویکرد نشاندهنده آن است که کاخ سفید به این نتیجه رسیده که زمان به نفع آنها و به ضرر اقتصاد ایران در حال سپری شدن است.
همزمان، جی. دی ونس، معاون او، در ادعایی تند مطرح کرد که فشار اقتصادی ناشی از این محاصره، محاسبات تهران را تغییر خواهد داد.
ونس معتقد است که ایران اکنون بین دو گزینه «فروپاشی همیشگی اقتصاد» یا «تسلیم در برابر خواستههای غرب»، در بنبست قرار گرفته است.
او مدعی شد که هفتههای اخیر ثابت کرد ایرانیها فشار را بسیار بیشتر از غرب احساس کردهاند و توانمندیهای نظامی متعارف آنها در سایه حملات دقیق، آسیب جدی دیده است.
این اظهارات برای این بیان شده است که بگوید، واشنگتن دیگر نیازی به درگیری مستقیم نظامی نمیبیند و با ابزار «جنگ اقتصادی» و «دور زدن جغرافیایی»، در حال پیشبرد اهداف خود است.
در این میان، تحلیلگران هشدار میدهند که اصرار بر مواضع تندروانه در داخل، تنها به تسریع این روند «خفهسازی» کمک کرده و فرصتهای دیپلماتیک را یکی پس از دیگری میسوزاند.
سقوط اهمیت راهبردی تنگه هرمز در سایه فناوری و مهندسی نظامی غرب، هشداری جدی است که ثابت میکند گرههای پیچیده ژئوپلیتیک با دندان تهدید باز نمیشوند و تنها تدبیر دیپلماتیک راهگشا خواهد بود.
اگر ایران نتواند از ابزارهای چانهزنی خود پیش از انقضای کامل استفاده کند، در مذاکرات آتی ناچار به پذیرش شرایط از موضع ضعف اقتصادی خواهد بود
گرهی که با دندان باز نمیشود
در داخل کشور، این تحولات با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است. یکی دیگر از اخبار منتشر شده در فضای خبری این روزها احتمال احداث خط لوله جایگزین برای انتقال نفت از سوی کشورهای عربی است.
در همین راستا حمیدرضا حاجیبابایی، نایبرئیس مجلس، تصریح کرد: «کشورهای حاشیه خلیج فارس حق ندارند در کشور خودشان خط لوله بزنند. هر کشوری در سرزمین خودش خط لوله بکشد دارد به ما اعلام جنگ میکند.»! اما تحلیلگران ارشد بینالمللی نسبت به پیامدهای این نوع نگاه هشدار میدهند.
رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بینالملل، معتقد است که آمریکا با استفاده از کشتیهای کوچک و انتقال نفت در آبهای سرزمینی عمان و امارات، عملاً قواعد بازی را تغییر داده است.
او تاکید کرد: «در دنیای امروز، دیپلماسی به معنای «بدهبستان» است، اما دیپلماسی در این کشور ضدارزش است.» این نوع نگاه که هرگونه فعالیت زیرساختی همسایگان را تهدید قلمداد میکند، نه تنها واقعبینانه نیست بلکه ایران را در تقابل با کل منطقه قرار میدهد.
علی قلهکی، فعال رسانهای نیز در یادداشتی هشدارآمیز به موضوع «از رونق افتادن سکه تنگه هرمز» پرداخت. او نوشت: «پیشتر نوشتم که آمریکاییها با کشتیهای خاصی اقدام به تراشیدن صخرههای تیز و مزاحم در مسیر جنوب تنگه هرمز (عمان) نمودهاند که مسیر تردد کشتیها در آن «کریدور» را هموار کنند.
انتقال بیسروصدای نفت از مسیر جنوب تنگه هرمز توسط آمریکا»، سکهی تنگه را از رونق خواهد انداخت؛ در صورت ادامه این اتفاق، آمریکا نه «محاصره» را رفع خواهد کرد، نه تحریمی لَغو خواهد شد و نه پولی آزاد میگردد!»
تحلیلگران بر این باورند که کارت تنگه هرمز یک «تاریخ انقضا» داشت که به دلیل بیتدبیری تندروها و عدم نقد کردن آن در میز مذاکره، در حال سوختن است. آنها معتقدند که ایده اخذ عوارض از کشتیها یا مسدودسازی فیزیکی، اکنون به ایدههایی بایگانی شده تبدیل شدهاند که دیگر خریداری در بازار قدرت جهانی ندارند.
رقابت منطقهای برای حذف هرمز از نقشه انرژی جهان
گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرعتی خیرهکننده در حال اجرای پروژههای جایگزین تنگه هرمز هستند. عربستان سعودی با فعالسازی خط لوله شرق به غرب و امارات با توسعه بندر فجیره، در حال کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز هستند.
عراق، کویت و اردن نیز پروژههای مشترکی را برای انتقال نفت به دریای سرخ کلید زدهاند. اگرچه کارشناسانی نظیر تام سنگ و رامانان کریشنامورتی معتقدند که جایگزینی کامل ظرفیت ۲۱ میلیون بشکهای تنگه هرمز در کوتاهمدت ممکن نیست، اما ایجاد کریدور جنوبی توسط آمریکا به عنوان یک «مسیر اضطراری پایدار»، توانسته است شوک ناشی از احتمال بستن تنگه را خنثی کند.
این پروژهها یعنی یک اجماع منطقهای و جهانی برای «امنیتزدایی» از تنگه هرمز و انتقال کانون توجه به مسیرهای جایگزین در حال شکل گیری است.
ایجاد کریدور دریایی جدید در سواحل عمان توسط ارتش آمریکا، عملاً کارکرد سنتی تنگه هرمز را به عنوان اهرم فشار ایران خنثی کرده و موازنه قدرت را به نفع بازارهای جهانی انرژی تغییر داده است.
این تحول نشان میدهد که تکیه بر تهدیدهای فیزیکی دیگر نمیتواند تضمینکننده امتیازات سیاسی در میز مذاکره باشد
نکته حائز اهمیت این است که دادههای شرکت ردیابی کشتیها «کپلر» نشان میدهد که عبور و مرور رسمی از تنگه به شدت کاهش یافته است.
هرچند برخی محافل داخلی این موضوع را نشاندهنده اقتدار ایران در مسدودسازی تنگه میدانند، اما تحلیلگران هشدار میدهند که این یک «سادهانگاری خطرناک» است.
واقعیت این است که نفتکشها با خاموش کردن سیستمهای شناسایی و تحت حمایت ارتش آمریکا از کریدور جنوبی عبور میکنند.
ثبات قیمت نفت زیر ۱۰۰ دلار و کاهش قیمت بنزین در آمریکا، گواهی بر این مدعاست که جریان انرژی برخلاف ادعاهای داخلی، متوقف نشده بلکه تنها «تغییر مسیر» داده است. این شکاف بین واقعیت بازار و ادعاهای رسانهای، نشاندهنده یک بحران در درک صحیح از معادلات قدرت جهانی است که میتواند هزینههای سنگینی را به اقتصاد ملی تحمیل کند.
ضرورت بازگشت به میز تدبیر و واقعگرایی
وضعیت فعلی، نتیجه یک محاسبه راهبردی اشتباه از سوی کسانی است که تصور میکردند با تهدید به بستن تنگه هرمز، میتوانند جهان را به زانو درآورند. امروز در شرایطی قرار داریم که نه تنها تنگه به طور کامل مسدود نشده، بلکه مسیری جایگزین و تحت مدیریت رقیب ایجاد شده است.
محاصره دریایی بنادر ایران، قطع روابط تجاری با امارات و کاهش خرید نفت توسط چین، همگی نشاندهنده آن است که «تابآوری اقتصادی» کشور در برابر «راهبرد خفهسازی» آمریکا به شدت تحت فشار است. غرور بیجا در عدم استفاده از پتانسیلهای دیپلماتیک با قدرتهایی نظیر چین و روسیه برای خنثیسازی محاصره، اکنون کشور را در وضعیتی قرار داده که حتی دوستان سنتی نیز در حال بازنگری در روابط خود با ما هستند.
گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرعتی خیرهکننده در حال اجرای پروژههای جایگزین تنگه هرمز هستند.
عربستان سعودی با فعالسازی خط لوله شرق به غرب و امارات با توسعه بندر فجیره، در حال کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز هستند. عراق، کویت و اردن نیز پروژههای مشترکی را برای انتقال نفت به دریای سرخ کلید زدهاند
آنهایی که مدعی بودند با بستن تنگه، اقتصاد آمریکا فرومیپاشد، اکنون باید پاسخگوی رکوردهای تاریخی بورس نیویورک و کاهش تورم در واشنگتن باشند.
واقعیت تلخ این است که ایران نتوانسته است از کارت برنده خود در زمان مناسب استفاده کند و اکنون با خطر تبدیل شدن به یک بازیگر حاشیهای در جغرافیای انرژی روبهرو است.
اگر این روند ادامه یابد، نه تنها اهرم فشار نظامی از دست میرود، بلکه موضع ایران در مذاکرات احتمالی آینده نیز از «موضع قدرت» به «موضع پایینتر» تغییر خواهد کرد.
تنها راه خروج از این وضعیت، عبور از شعارهای هیجانی، کنار گذاشتن مشاورههای غلط تندروها و بازگشت به مسیر دیپلماسی فعال و هوشمندانه است؛ پیش از آنکه کریدور جنوبی عمان، تنگه هرمز را برای همیشه به یک خاطره در تاریخ انرژی تبدیل کند. کاسبان تحریم و جنگطلبان باید بدانند که با دندان نمیتوان گرهی را باز کرد که تنها با سرانگشت تدبیر و دیپلماسی گشوده میشود.
طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی
دیپلماسی ایرانی: شعلههای آتش جنگ در خلیج فارس دامن دو شریک بزرگ تجاری را گرفته است. امارات پس از جنگ برای فروش نفت خود به دیواره سخت تنگه هرمز برخورد کرده است و رکود صنعت گردشگری را تجربه میکند و از آن سو، ایران روابط تیره و تار را با یکی از بزرگترین شرکای تجاری خود تجربه میکند؛ همسایهای که حدود یکسوم تجارت ایران را در دست داشت و با شبکه بزرگ و خیرهکننده مالی، تحریمهای اقتصادی ایران را دور میزد. حالا جنگ باعث رویگردانی این دو شریک تجاری و همسایه از یکدیگر شده تا آنجا که ایران اجازه تردد نفتکشهای اماراتی از تنگه هرمز را سلب کرده و این کشور بهصراحت اعلام کرده است تمام مراودات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی قطع میکند. خط و نشانهای دوطرفهای که مشخص نیست چه وضعیتی را برای آینده اقتصاد دو کشور رقم میزند.
توقف مبادلات تجاری امارات با ایران
شامگاه سهشنبه 27 مرداد 1405 وزارت دفاع امارات گزارش داد دو موشک بالستیک شلیکشده از ایران را شناسایی کرده که یکی از موشکها به خارج از آبهای سرزمینی این کشور و دیگری در آبهای امارات سقوط کرده است. در توضیحات وزارت دفاع امارات همچنین آمده بود ارزیابیها نشان میدهد هدف این موشکها، کشتیهای عبوری از تنگه هرمز بودهاند. ساعاتی پس از این گزارش، وزارت خارجه امارات متحده عربی اعلام کرد تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف میشود.
عفراء الحاملی، مدیر ارتباطات راهبردی وزارت خارجه امارات گفت: «با توجه به تشدید تنشهای منطقهای که صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی را تضعیف میکند، تمام تجارت، مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شده است». این مقام اماراتی در عین حال «همه ادعاها درباره وضعیت روابط اقتصادی میان امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ایران» را رد کرد، اما توضیح بیشتری در این باره نداده است. با این حال ایران ادعای امارات مبنی بر شلیک موشک بالستیک به حریم این کشور را رد کرد و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه آن را «ادعایی بیاساس» توصیف کرد. این مقام وزارت خارجه ایران در ادامه تأکید کرده است: «این رفتار امارات خلاف اصل حسن همجواری و مخل تلاشهای جاری برای تقویت اعتماد بین کشورهای منطقه و جلوگیری از تشدید ناامنی در منطقه است».
تصمیم اخیر امارات برای توقف تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران در شرایطی رخ میدهد که در ماههای گذشته اخبار ضدونقیضی از مبادلات تجاری ایران و امارات منتشر میشود. در بحبوحه جنگ و بالاگرفتن تنش در خلیج فارس، امارات در واکنش به حملات ایران به امارات، سفیر خود را فراخواند و بیمارستان و مدارس ایرانی در این کشور را تعطیل کرد. امارات همچنین بهصورت گسترده مجوز اقامت ایرانیان را باطل کرد.
اخبار ضدونقیض از روابط تجاری دو کشور
ایران در مقابل با اشاره به پایگاههای نظامی آمریکا در این کشور، امارات را به رفتاری خلاف حسن همجواری متهم کرده و دلایل حملات به این کشور را هدف قراردادن پایگاههای نظامی آمریکا خوانده بود. با تمام این احوال در زمان امضای تفاهمنامه 60روزه بین ایران و آمریکا، اخباری از رفتارهای آشتیجویانه ایران و امارات شنیده شد. در همین زمینه رویترز نوشت امارات با در دسترس قرارگرفتن میلیاردها دلار برای ایران موافقت کرده است. براساس این گزارش، دو منبع به رویترز گفته بودند امارات 10 میلیارد دلار در اختیار ایران میگذارد و دو منبع دیگر رقم مورد توافق را 20 میلیارد دلار اعلام کردند. ماجرا به همینجا محدود نشد و سایتهای ردیاب هواپیما از نشست و برخاست هواپیماهای تشریفاتی اماراتی در فرودگاه مهرآباد خبر دادند و برخی گمانهزنی کردند این هواپیماها بستههای پول نقد را به ایران منتقل کردهاند، اما این اخبار هرگز تأیید نشد و امارات اعلام کرد هیچکدام از داراییهای مسدودشده ایران را آزاد یا منتقل نکرده یا نقشی در تسهیل انتقال پول به ایران نداشته است. از آن سو برخی از ایرانیان ساکن امارات خبر دادند ابطال مجوز اقامت آنها بازنگری شده است و برخی ایرانیان توانستهاند اجازه سکونت در امارات را دوباره دریافت کنند.
در 26 خرداد امسال هم فارس خبر داد ورود لنجهای ایران به سه بندر امارات آغاز شده است. براساس این خبر، آژانس دریایی شناورهای چوبی دبی، وابسته به مؤسسه بنادر، گمرک و منطقه آزاد امارت (PCFC)، با ارسال بخشنامهای رسمی به نمایندگان کشتیرانی، شرایط و مدارک جدید مورد نیاز برای ورود لنجهای چوبی ایرانی به بنادر دبی را ابلاغ کرد. پیش از این فعالیت و تردد شناورهای ایرانی به امارات متوقف شده بود اما پس از آن فعالیت لنجها به سمت سه پایانه «اسکله دیره»، «بندر حمریه» و «واترفرانت مارکت» مجاز شد. در ششم تیر 1405 هم ایرنا به نقل از محمدصادق قنادزاده، معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت ایران، از فعالسازی مجدد مراودات تجاری میان ایران و امارات از مسیر بندر جبلعلی خبر و توضیح داد: «بندر جبلعلی یکی از مهمترین بنادر ترانزیتی جنوبی کشور امارات با ایران است که عمده تجارت با ایران از این طریق انجام میشد اما در جریان جنگ تحمیلی سوم، حمل و ترانزیت کالاها از این بندر متوقف شد و آمارهای مختلفی از رسوب کانتینرهای ایرانی در این بندر وجود دارد زیرا تجار ایرانی در ماههای گذشته به دلیل شرایط جنگ نتوانستهاند کالاهای خود را ترخیص کنند و اکنون پس از بازگشت آرامش نسبی به منطقه، شاهد ترخیص کالاها و کانتینرها از این بندر به ایران هستیم».
ماجرا به همینجا ختم نشد و گاه اخباری از توقیف یا حمله به نفتکشهای اماراتی در تنگه هرمز شنیده میشد. از آن سو برخی گزارشها حاکی از آن بود که برخی کشورهای عربی منطقه از جمله امارات و عربستان به تاکتیکهایی برای دورزدن محدودیتهای تنگه هرمز روی آوردهاند که این تاکتیکها نهتنها شامل خط لولههای انتقال نفت از خشکی به دریا نمیشود، که عبور چراغخاموش از تنگه هرمز را هم شامل میشود. بلومبرگ در این زمینه گزارش داد: «شرکت نفت ابوظبی محمولههای LNG را روی نفتکشهایی بارگیری میکند که برای عبور از تنگه هرمز، سیگنال ردیابی AIS خود را خاموش میکنند تا شناسایی نشوند. این تاکتیک اجازه میدهد صادرات LNG از جزیره داس ادامه پیدا کند. این روش پیشتر توسط عربستان هم استفاده شده است».
امارات؛ بزرگترین شریک تجاری ایران
ابهام در وضعیت تجارت ایران و امارات در شرایطی است که این کشور در سالهای گذشته به یکی از گلوگاههای مهم تجارت ایران تبدیل شده بود و پس از چین، بیشترین مراودات تجاری با ایران را داشت. فاصله اندک چین و امارات در تجارت با ایران به حدی بود که در 9ماهه ابتدای سال گذشته، امارات چین را پشت سر گذاشت و به اولین صادرکننده کالا به ایران تبدیل شد. براساس گزارش گمرک، در 9ماهه ابتدای سال 1404 امارات با 13 میلیاردو 533 میلیون دلار بیش از یکسوم واردات ایران را به خود اختصاص داده است و پس از آن چین با 12 میلیاردو 108 میلیون دلار و سهم 27.4درصدی، در فهرست دوم کشورهای عمده صادرکننده کالا به ایران قرار گرفت.
نگاهی به سهم سایر شرکای تجاری از بازار ایران نشان میدهد بقیه شرکا فاصله قابل توجهی با این دو کشور دارند. وابستگی قابل توجه ایران به برخی شرکای تجاری مانند امارات و چین اما پدیدهای محصول تحریم بود که آسیبهای خاص خود را داشت. بررسی گزارشهای گمرکی نشان میدهد تعداد کشورهایی که حدود ۸۰ درصد صادرات ایران را به خود اختصاص دادهاند، از ۲۱ کشور در سال ۱۳۸۳ به فقط هفت کشور در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. محدودشدن شرکای تجاری ایران در سالهای تحریم در حالی رخ داد که بسیاری از کشورهای جهان استراتژی تنوع شرکا و پرهیز از وابستگی به یک یا چند کشور را به صورت جدی دنبال میکنند. در ایران اما در بازار نفت، تقریبا تنها مشتری جدی در سالهای پس از تحریم چین بود و این وابستگی قابل توجه به چین سبب شده بود نفت تحریمی با تخفیفهای قابل توجه به چین سرازیر شود و البته در ازای پول نفت، چین گاهی تهاتر کالا به کالا انجام داده یا خط اعتباری برای پروژههایی خاص به ایران اختصاص داده؛ تهاتری که گاهی با شرایط مطلوب ایران فرسنگها فاصله داشته است.
وابستگی تجاری به امارات هم پدیدهای محصول تحریم بوده است و این کشور نهتنها بیش از 30 درصد تجارت ایران را در اختیار داشته، که حدود ۱۳ درصد صادرات ایران به مقصد امارات انجام شده است. همچنین امارات به مرکز مهم تبادلات مالی خارج از چارچوبهای تحریمی برای ایران تبدیل شده بود. در این چارچوب، شرکتهای ایرانیالاصل ثبتشده در امارات، در قالب شبکهای پیچیده از تراستیها و شرکتهای واسطه، نقش مهمی در دورزدن تحریمها از طریق ریاکسپورت ایفا میکردند. بخش قابل توجهی از کالاهایی که مقصد نهایی آنها ایران بود، ابتدا در بندر جبلعلی تخلیه و سپس از طریق ناوگان دریایی و تجاری به بنادر ایران منتقل میشدند. اهمیت امارات برای ایران صرفا به تجارت کالا محدود نبود، بلکه این کشور به مهمترین هاب مالی و ارزی تجارت خارجی ایران نیز تبدیل شده بود. برآوردها نشان میدهد حدود 80 درصد ارز مورد نیاز واردات ایران از طریق بازار درهم امارات تأمین میشد. در بسیاری از معاملات، یوآن چین ابتدا در امارات به درهم و سپس به دلار یا سایر ارزها تبدیل میشد. هزاران شرکت ایرانی یا وابسته به ایرانیان در دبی و مناطق آزاد امارات، در حوزههای حملونقل، تسویه ارزی، خدمات بانکی و تأمین مالی تجارت فعالیت میکردند و شبکهای گسترده از شرکتهای واسطه و صرافیها را شکل داده بودند.
درهمتنیدگی منافع دو همسایه
حالا در این شرایط، امارات ایران را به توقف تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی تهدید کرده است. فرشید فرزانگان، رئیس پیشین اتاق ایران و امارات، به «شرق» میگوید اختلال در روابط اقتصادی ایران و امارات بسیار هزینهبردار است، چراکه امارات در سالهای گذشته یکی از دو گلوگاه مهم ایران برای دورزدن تحریم بوده است و جایگزینی آن در تجارت کشور نهتنها بهسهولت امکانپذیر نیست، که هزینههای بیشتری به اقتصاد کشور تحمیل میکند. او توضیح میدهد اگر بخواهم در یک مثال ساده و عینی بگویم چگونه جایگزینی امارات هزینه قابل توجهی به اقتصاد کشور تحمیل میکند، میتوانم به هزینه حمل یک کانتینر کالا از امارات به ایران اشاره کنم که پیش از جنگ حدود چهار هزار دلار بود اما پس از جنگ و انسداد تنگه هرمز به حدود هشت هزار دلار رسیده است. پس از اختلال در روابط تجاری ایران و امارات، کشور تصمیم گرفت بندر مرسین ترکیه را جایگزین بندر جبلعلی امارات کند. در این بندر هزینه تمامشده حمل یک کانتینر کالا برای ایران حدود 10 هزار دلار تمام میشود. این موضوع به آن معناست که با وجود ریسک جنگ در تنگه هرمز، هنوز هزینه حمل کالا از امارات ارزانتر از حمل کالا از ترکیه تمام میشود.
فرزانگان تأکید میکند این مثال فقط یک قلم از هزینههایی است که جایگزینی امارات در تجارت ایران تحمیل میکند و با وسعت حجم تجاری بین دو کشور، هزینههای جایگزینی این کشور برای اقتصاد ایران قابل توجه میشود. در عین حال باید توجه داشت این هزینهها یکطرفه نیست و امارات هم بابت حذف ایران هزینه سنگینی متحمل میشود، چراکه تنش در روابط دو کشور سبب شده است اقتصاد گردشگری امارات به کلی زمینگیر شود یا حجم سرمایهگذاریهای ایرانیان در این کشور قابل توجه است و امارات بهراحتی نمیتواند از سرمایهگذاری ایرانیان چشمپوشی کند و در واقع منافع اقتصادی دو کشور درهمتنیدگی زیادی دارند.
رئیس پیشین اتاق ایران و امارات همچنین در ادامه توضیح میدهد پس از جنگ و تنش در روابط دو کشور، امارات بهصورت سختگیرانه فقط به تجار و فعالان اقتصادی و همچنین مهاجران ایرانی اجازه سکونت داده که هیچ وابستگی به دولت و حاکمیت ایران نداشته باشند و فعالیت تجاری لنجها هم محدود به تجارت سنتی و بومی منطقه است که سالهاست بین دو کشور ریشهدار است و امارات قادر به حذف آن نیست. فرزانگان در عین حال تأکید میکند منافع سیاسی و اقتصادی همسایگان با یکدیگر درهمتنیدگی گسترده دارد و هیچیک از طرفین نمیتواند بهراحتی آن را انکار کند، بنابراین من فکر میکنم دو کشور باید در روابط خود تجدیدنظر و زمینه را برای صلح و آشتی با یکدیگر فراهم کنند. البته باید تأکید کرد حسن همجواری با همسایگان و شرکای تجاری بهویژه در مراوادات اقتصادی نباید به وابستگی تجاری کشور به یک یا چند شریک بینجامد و ایران باید ضمن رفع تنشهای خارجی و رفع تحریم، به تنوع شرکای تجاری دست پیدا کند./شرق

سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات

طرح مقابله با نفوذ میتواند به ضد خود بدل شود

گاردین: ترامپ پس از ناکامی حملات نظامی، فشار اقتصادی بر ایران و چین را تشدید میکند

«تولید امید» ؛ ضرورت امروز سپهر سیاسی ایران

واکنش صادق خرازی به مواضع حاشیهساز برادرش، باقر خرازی | نفوذ در اندیشههای امنیتی و اطلاعاتی به وفور وجود دارد | نیاز به بازنگری جدی در حکمرانی داریم

