
به گزارش ایرنا، ۲۶ مردادماه ۱۳۶۹ از ماندگارترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که پس از سالها چشمانتظاری، نخستین گروه از آزادگان سرافراز به آغوش میهن بازگشتند و خاک وطن، قدمهای مردانی را بوسید که سالها دور از خانه، اما نزدیک به خدا و آرمانهایشان زیسته بودند؛ مردانی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «آبروی ملت ایران را حفظ کردند».
آزادگان، روایت زنده ایمان و استقامتاند؛ انسانهایی که در روزهای سخت دفاع مقدس با دستانی گاه خالی و قلبهایی سرشار از توکل در برابر دشمن ایستادند و اجازه ندادند زنجیر اسارت، زنجیره ایمانشان را از هم بگسلد.
آنان در جبهههای جنوب و غرب، از بانه و مریوان تا خرمشهر و شلمچه، از آبادان و سوسنگرد تا دهلاویه و هویزه، در کنار سیمهای خاردار و میدانهای مین، برای دفاع از خاک و اعتقاد خود ایستادند.
اسیر بودند، اما تسلیم نشدند
اسارت در قاموس آزادگان هرگز به معنای شکست نبود. آنان در اردوگاههای رژیم بعث عراق، زیر فشار شکنجههای جسمی و روحی، کمبود غذا، جراحت، بیماری و دوری از خانواده، باز هم قامت ایمان را خم نکردند.
آنان همانگونه که در میدان نبرد از خاک وطن دفاع کرده بودند، در اردوگاه نیز از عزت، ایمان و هویت ایرانی و اسلامی خود پاسداری کردند.
چه بسیار شبهایی که آزادگان با یاد خانواده، مادر، همسر و فرزند، اشک ریختند و چه بسیار سحرهایی که با نام خدا و امید به آزادی سر کردند. برای آنان، قرآن و دعا تنها همدم لحظههای تنهایی نبود و برابر دیوارهای بلند اسارت پناهگاهی بود.
آزادگان از دل سالهای تلخ اسارت بازگشتند؛ با زخمهایی بر تن، خاطراتی سنگین در دل و ایمانی که در سختترین روزهای اردوگاههای بعثی نیز خاموش نشد
آزادگان، پیامآوران صبر بودند؛ مردانی که در سختترین شرایط، به ما آموختند میتوان جسم را در بند کشید، اما ایمان و اراده انسان را نمیتوان به اسارت گرفت.
در میان این قافله سرافراز، نام عبدالحسین زارعی، آزاده خراسان شمالی و ساکن شهرستان شیروان یادآور یکی از همین روایتهای تلخ و شیرین است.
متولد ۱۳۳۶، تنها فرزند خانواده بود؛ اما دلش برای حضور در جبهه میتپید. نگرانی از خانواده و دلبستگی به پدر و مادر، تصمیم را برایش دشوار کرده بود.
زارعی سرانجام برای انتخاب راه، …



