به گزارش ایرنا، گوشهای از مسیر کوچههای منتهی به بینالحرمین با دو دختر و همسرش در گوشهای از موکب مسلمانان افغانستان چای، قهوه و دمنوشهای گیاهی به زایران تعارف میکنند.
زن افغان که فرزندش از شهدای لشکر فاطمیون است میگوید، قبل از شهادت فرزندم هر اربعین با یکدیگر به کربلا میآمدیم اما حالا تنها و با دلی مملو از درد به نیابت فرزندم و به یاد حضرت علی اکبر و قاسم علیهالسلام به کربلا میآیم تا برای جوانانی که مانند فرزندم هستند و به عشق حسین و حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام به این مکان میآیند با دم کردن چای، قهوه ودمنوش، مادری کنم و خستگی از تنشان به در بیاورم.
گونههای گر گرفته مدینه، زن گندمگون افغان که سالها در ایران زندگی میکند نه تنها حکایت از گرمای سوزان ظهر اربعین کربلا دارد که حاکی از تن پر از درد و دل تنگ مادریست که سالهاست در حسرت دیدار جگرگوشهاش غم و نالهاش را اشک باریده است.
غصه بیشتر مدینه این است که حتی گوشهای از لباس یا پیکر فرزندش را نیاوردهاند و او به قول خودش همیشه چشم به راه آمدن نشانی از اوست. …













