
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
رمضان در اشعار و اندیشه مولانا تنها یک پرهیز جسمانی از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه فرصتی بینظیر برای شناخت نفس، پاکسازی دل و نزدیک شدن به عشق الهی به شمار میرود. او در غزل معروف «آمد رمضان و عید با ماست»، این ماه را مانند کلیدی میداند که قفلهای وابستگی را میگشاید و انسان را از هیاهوی زندگی به تماشای درون و رسیدن به آرامش و شادی معنوی دعوت میکند.
جایگاه رمضان در اندیشه و شعر مولانا
در اندیشه و شعر مولانا، ماه رمضان و روزهداری صرفاً تحمل سختیِ گرسنگی و تشنگی نیست، بلکه تمرینی عرفانی برای عبور از ظاهر عبادت و رسیدن به معنای حقیقی آن است. او این ماه را فرصتی ویژه برای انسان میداند تا با محدود کردن خواستههای جسمانی، رهایی از عادتهای روزمره و دوری از غرور و خودخواهی، به نیازهای عمیق روحی خود توجه کند و در مسیر کمال، به شناخت بهتری از نفس خویش و ارزشهای معنوی دست یابد. غزل «آمد رمضان و عید با ماست»؛ مشهورترین شعر در مورد ماه رمضان از مولانا
اگر بخواهیم مشهورترین شعر مولانا درباره ماه رمضان را معرفی کنیم، بدون تردید غزل «آمد رمضان و عید با ماست» در صدر این فهرست قرار میگیرد. این غزل، تصویری عرفانی از روزه و رمضان نشان میدهد و میگوید که مولانا این ماه را زمانی برای پاک شدن دل و نزدیک شدن به خداوند میداند.
مولانا در آغاز غزل میسراید:
«آمد رمضان و عید با ماست
قفل آمد و آن کلید با ماست
بربست دهان و دیده بگشاد
وان نور که دیده دید، با ماست
آمد رمضان به خدمتِ دل
وان کَش که دل آفرید با ماست
در روزه اگر پدید شد رنج
گنج دل ناپدید با ماست
کردیم ز روزه جان و دل پاک
هر چند تنِ پلید با ماست»
مولانا غزل را با تصویری امیدوارکننده آغاز میکند. او رمضان را «کلید» مینامد؛ کلیدی که قفلهای دل را باز میکند. این قفلها همان دلبستگیهایی هستند که انسان را از آرامش و حقیقت دور نگه میدارند. از نگاه شاعر، با رسیدن رمضان فرصت تازهای برای بازگشت به خویشتن فراهم میشود و انسان میتواند دل خود را از غبار غفلت پاک کند.
بیت «بربست دهان و دیده بگشاد» یکی از عمیقترین بخشهای این غزل است. مولانا میان بستن دهان و گشوده شدن چشم …






