
جهان صنعت نیوز – با وجود آنکه آمریکا برای دههها بزرگترین بودجه نظامی جهان را در اختیار داشته و از نظر توان تسلیحاتی فاصله قابل توجهی با سایر کشورها ایجاد کرده است، نتیجه بسیاری از جنگهای مهم این کشور در دهههای اخیر با انتظارات اولیه فاصله داشته است. از نگاه نشریه فارن پالیسی، جنگ جاری با ایران نیز در همین چارچوب قرار میگیرد؛ زیرا تاکنون هیچیک از اهداف اعلامشده دولت دونالد ترامپ محقق نشده و در مقابل، ایران ممکن است در پایان این رویارویی از موقعیت راهبردی قدرتمندتری برخوردار شود.
مروری بر جنگهای مهم آمریکا نیز همین الگو را نشان میدهد. جنگ کره بدون پیروزی قاطع پایان یافت، جنگ ویتنام به شکست انجامید، جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ و حضور طولانی در افغانستان نیز نتوانستند اهداف مورد نظر واشنگتن را محقق کنند. حتی جنگ کوزوو نیز دستاوردی کمتر از انتظارات اولیه داشت. تنها استثنا در این میان، جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بود که آمریکا توانست اهداف خود را به طور کامل محقق کند. مشکل در توان نظامی نیست، در انتخاب جنگهاست
علت این ناکامیها را نباید در کمبود بودجه دفاعی، ضعف تجهیزات یا فقدان توان رزمی نیروهای آمریکایی جستوجو کرد. آمریکا همچنان از بالاترین ظرفیت نظامی جهان برخوردار است و توانایی اجرای عملیات نظامی در نقاط مختلف جهان را حفظ کرده است. ریشه اصلی این ناکامیها ماهیتی راهبردی و ساختاری دارد. واشنگتن طی دهههای اخیر عمدتاً وارد جنگهای انتخابی شده است؛ جنگهایی که در آنها منافع حیاتی آمریکا محدود بوده، اما اهداف سیاسی بسیار گسترده تعریف شدهاند. تلاش برای تغییر ساختار سیاسی کشورهای دیگر یا بازسازی آنها بر اساس الگوی آمریکایی، نمونهای از این اهداف بلندپروازانه است.
در چنین شرایطی، طرف مقابل معمولاً برای حفظ بقا، استقلال یا حاکمیت خود میجنگد و طبیعی است که آمادگی بیشتری برای تحمل هزینههای سنگین داشته باشد. در مقابل، جامعه آمریکا در برابر جنگهایی که مستقیماً امنیت کشور را تهدید نمیکنند، به تدریج حمایت خود را از ادامه درگیری از دست میدهد. از همین رو، در بسیاری از جنگهای نامتقارن، طرف ضعیفتر تنها با ادامه مقاومت و جلوگیری از شکست کامل، در نهایت قدرت برتر را وادار به عقبنشینی میکند. تجربه کره، ویتنام، عراق و افغانستان













