
جهان صنعت نیوز – جورج سانتایانا، فیلسوف و شاعر آمریکایی-اسپانیایی جمله معروفی دارد مبنی بر اینکه «کسانی که نتوانند گذشته را به یاد آورند، محکوم به تکرار آن هستند». نشریه فارن پالیسی با بازخوانی کتاب کلاسیک «بهترین و باهوشترینها» نوشته دیوید هالبرستام درباره ورود آمریکا به جنگ ویتنام را فرصتی برای بررسی شباهتهای میان آن جنگ و درگیری کنونی آمریکا با ایران میداند.
جنگ ویتنام یکی از بزرگترین شکستهای تاریخ قدرت آمریکا بود؛ اما نکته مهمتر، نه فقط نتیجه جنگ، بلکه فرآیند تصمیمگیریای بود که واشنگتن را به سمت یک درگیری طولانی و پرهزینه سوق داد. بسیاری از همان خطاهای شناختی و مدیریتی که در دوران ویتنام وجود داشت، امروز نیز در جنگ ایران دیده میشود و حتی در برخی موارد تشدید شده است.
جهان و آمریکا نسبت به دوران ویتنام تغییرات زیادی کردهاند، اما برخی الگوهای اساسی در تصمیمگیریهای سیاست خارجی واشنگتن همچنان پابرجا مانده است. توهم نخبگان کارآمد و شکست در مدیریت جنگ
نشریه فارن پالیسی برای توضیح ریشههای شکست آمریکا در ویتنام، به عنوان کتاب هالبرستام اشاره میکند. عنوان «بهترین و باهوشترینها» در واقع کنایهای به گروهی از نخبگان سیاسی و فکری دولتهای جان اف. کندی و لیندون جانسون بود که با وجود سوابق برجسته، آمریکا را وارد جنگی کردند که از ابتدا چشمانداز روشنی برای پیروزی در آن وجود نداشت.
چهرههایی مانند مکجورج باندی، مشاور امنیت ملی کندی و جانسون، و رابرت مکنامارا، وزیر دفاع آمریکا، نماد اعتماد شدید به عقلانیت فنی، تحلیل دادهها و توانایی مدیریت پیچیدهترین مسائل از طریق تخصص بودند. مکنامارا به دلیل توانایی تحلیل دادهها و حافظه فوقالعاده خود شهرت داشت، اما همین اعتماد به توانایی تکنوکراتیک در نهایت نتوانست مانع از ورود آمریکا به جنگی فرسایشی شود. مشکل اصلی این افراد، کمبود هوش یا دانش نبود، بلکه ناتوانی در درک محدودیتهای قدرت آمریکا و شناخت شرایط واقعی میدان جنگ بود. شباهتهای جنگ ایران و ویتنام
جنگ ایران و ویتنام در چند محور اساسی شباهت دارند. هر دو جنگ با اهدافی مبهم و متغیر آغاز شدند و تصمیمگیری درباره آنها تحت تأثیر افرادی قرار داشت که شناخت عمیقی از کشور هدف نداشتند.
در هر دو مورد، …








