
جهان صنعت نیوز – اصطلاح گلوگاه (Chokepoint) طی ماههای اخیر بیش از هر زمان دیگری وارد ادبیات روابط بینالملل شده است؛ موضوعی که با بحران تنگه هرمز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. با این حال، بررسی تحولات اقتصاد جهانی نشان میدهد که گلوگاههای امروز دیگر صرفاً به گذرگاههای جغرافیایی محدود نیستند و بخش مهمی از آنها در ساختار اقتصاد جهانی و فناوریهای پیشرفته شکل گرفتهاند.
منظور از گلوگاه، بخشی از اقتصاد جهانی است که یک کشور یا مجموعهای از کشورهای همپیمان در آن موقعیت مسلط دارند و جایگزین مؤثری برای آن وجود ندارد. همین ویژگی باعث میشود قطع دسترسی به چنین بخشهایی بتواند خسارت اقتصادی گستردهای به دیگر کشورها وارد کند. در گذشته، این گلوگاهها عمدتاً مسیرهای دریایی و تنگههای استراتژیک مانند هرمز، مالاکا یا بسفر بودند، اما روند جهانیشدن اقتصاد در دهه ۱۹۹۰ نوع تازهای از گلوگاهها را ایجاد کرد؛ گلوگاههایی که در نظام مالی، فناوری و زنجیرههای تأمین ریشه دارند و قابلیت تبدیل شدن به ابزار فشار ژئوپلیتیکی را پیدا کردهاند.
در چنین فضایی، هر کشوری که کنترل یکی از این نقاط حساس را در اختیار داشته باشد، علاوه بر برخورداری از مزیت اقتصادی، امکان بهرهگیری از آن برای پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی خود را نیز خواهد داشت. پنج گلوگاه تعیینکننده اقتصاد جهان
بررسی مهمترین نقاط فشار اقتصاد جهانی نشان میدهد که در شرایط کنونی، دلار آمریکا مهمترین گلوگاه اقتصاد بینالملل محسوب میشود. حضور دلار در حدود ۹۰ درصد مبادلات ارزی جهان باعث شده تقریباً هیچ بانک یا شرکت چندملیتی نتواند بدون دسترسی به این ارز فعالیت بینالمللی انجام دهد. اهمیت این ابزار تنها به گستردگی استفاده از آن محدود نمیشود، بلکه آمریکا بدون نیاز به استفاده از قدرت نظامی و صرفاً از طریق تصمیمات حقوقی میتواند دسترسی کشورها به این شبکه مالی را محدود کند.
پس از دلار، زنجیره تأمین نیمههادیهای پیشرفته در جایگاه بعدی قرار میگیرد. رقابت جهانی بر سر هوش مصنوعی باعث شده دسترسی به تراشههای پیشرفته به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده قدرت اقتصادی و فناوری تبدیل شود. این زنجیره مجموعهای از حلقههای بههمپیوسته را شامل میشود؛ از طراحی تراشهها گرفته تا تجهیزات ساخت و کارخانههای تولید نیمههادی …


