
اتفاق بنزینی کرمان - اعلام بنزین 87 هزار تومانی به ازای هر لیتر ( فوب خلیج فارس) و سپس لغو آن - دوباره دو نگاه متفاوت و بعضا متضاد را در کنار هم قرار داد . از یک طرف نگاه بازار آزادی به اتفاق - که آن را در یادداشت آقای پهلوان سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد - بود و از طرف دیگر نگاه تقریبا به اصطلاح چپ یا نهادگرا بود که لایه هایی از آن را می توان در گزارش دیروز روزنامه کیهان دید.
این دو نگاه به رغم زاویه 180 درجه ای که با هم داشتند و دارند در یک محور مشترک بودند و آن " ندیدن وضعیت موجود " ایران است . یعنی هر دو نگاه خیلی راحت و آرام از وضعیت جنگی ایران - محاصره و تحریم - رد شدند . انگار نه انگار که ایران درگیر یک جنگ تمام عیار است و این اتفاق را در چارچوبی تحلیل کردند که گویی هیچ فشار داخلی و بیرونی بر ایران وارد نیست ! از یک سو آقای پهلوان خواهان آزاد شدن همه عوامل بازار است تا قیمت مصرف کننده و قیمت تولید کننده در یک جا همدیگر را قطع کنند - انگار شرایط ایران جنگی نیست - و از سوی دیگر نگاههای چپ دغدغه مصرف کنندگان به ویژه مصرف کنندگان تهی دست را دارند و دستورالعمل های فضایی را طرح کردند - مثل جلوگیری از قاچاق سوخت و یا عرصه سی ان جی و یا واردات خودرو کم مصرف بدون نیاز به یورو و دلار! دستورالعمل هایی که سالیان سال است متولیان ایران پیگیر آن هستند و اصلا هم حل نشده است و با این شرایط بعید است حل شود ؛ به ویژه قاچاق سوخت . در کنار این دو نگاه ، نگاه دولتی هم است که آقای سقاب اصفهانی طرح کرده که پیش از آنکه راه حل باشد نشان می دهد که دولت بدجور در موضوع بنزین گیر افتاده است و به سختی می تواند از آن عبور کند .
بنزین در واقع در شرایط فعلی ایران یکی از مشکلاتی است که سر باز کرده و تقریبا هم خیلی دیر این زخم باز شد و دولت به فکر حل آن افتاد . این زخم باید در همان ابتدای جنگ باز می شد اما دولت به هر تدبیری بود آن را به تاخیر انداخت . ایران با این شرایط بعد از بنزین با زخم های دیگری روبرو خواهد شد : مثل برق ، گاز در زمستان ، آب و نیز مواد خوراکی که در اینجا نمیتوان به جزییات آن پرداخت . همه این موارد را با توجه به شرایط فعلی ایران - که دوباره طرح می کنم ، تحریم و محاصره است - نه می توان با فرمول بازار آزاد حل کرد و نه با سرپوش گذاشتن بر بی …





