
چند وقت پیش یکی از دوستان در صفحه اینستاگرامش از رنجی نوشته بود که برای پیدا کردن داروی خودش و فرزندش کشیده است، از اینکه سه هفته تمام داروخانهها را زیر پا گذاشته تا به قول خودش، دارویی که یک ضرورت است را پیدا کند.
همان موقع قصد داشتم چند خطی درباره این رنج بنویسم اما آنقدر اخبار جنگ و صلح روی سرمان آوار شده که دیگر آن رنج به پستوی ذهنم رفت.
اما طی چند روز اخیر، مصاحبههایی از برخی نمایندگان مجلس دیدم که درباره دلالان دارو و نقشی که آنها در کمبود داروهای خاص دارند، سخن گفته بودند. خواندن آن مصاحبهها و تاکیدی که روی نقش دلالها در کمبود دارو داشتند، نکتههای مهمی را یادآوری میکند. به برخی از این اظهارنظرها از سوی نمایندگان مجلس توجه کنید:
«همایون سامهیح نجفآبادی: بیشتر داروهایی که در اختیار دلالان قرار میگیرد، داروهای مربوط به بیماریهای خاص هستند که در حال حاضر بهشدت کمیاباند/ ۲۳ مرداد مصاحبه با ایلنا
حسینعلی شهریاری: اینکه دارویی در داروخانه پیدا نشود اما همان دارو در بازار آزاد بهراحتی قابل تهیه باشد، یک تناقض جدی است که نمیتوان از کنار آن عبور کرد و باید مشخص شود چه کسی این داروها را تأمین میکند، از چه مسیری به دست دلالان میرسند و چه افرادی در پشت این شبکه قرار دارند./ ۲۴ مرداد مصاحبه با خانه ملت
محمدرسول شیخیزاده: وجود بازارهایی مانند ناصرخسرو نشان میدهد که بخشی از داروها خارج از مسیر رسمی به دست مصرفکننده میرسند/ ۲۶ مرداد مصاحبه با خانه ملت»
اما سخن چیست؟
۱- هر کس که کمی شرافت در وجودش دارد، نمیتواند بر اینکه تحریم دارو و مواد غذایی کاری غیرانسانی است، مهر باطل بزند. اما نکته اصلی اینجاست که اگر تحریم هستیم چگونه این داروها در بازار غیررسمی وجود دارد؟
۲- شاید گفته شود که داروهای خاص به صورت قاچاق وارد میشوند. فرض را بر این بگیریم که اکثر این داروها غیرقانونی وارد بازار آزاد شدهاند. سوالی که ایجاد میشود این است که بر فرض تحریم بودن واردات دارو، آیا سیستم خودش نمیتواند برای نجات جان انسان از همین روش استفاده کند؟ حتما باید به صورت پاک همه چیز وارد شود؟ اگر جواب بله است، پس فلسفه آن همه دور زدن تحریمها چیست؟
۳- موضوعِ مهم جان انسان …








