چرا در ادبیات فارسی این همه بر درس گرفتن از تاریخ تأکید شده است؟
به این دلیلِ روشن که ما ایرانیان کمترین علاقهای به درس گرفتن از تاریخ نداریم وگرنه چرا باید این موضوع تا بدین اندازه تکرار میشد؟
تجربهٔ ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ جلوی چشم ماست! هیچ نیروی سیاسی را نمیتوان یافت که از آن ماجرا درس لازم را گرفته باشد.
اعقاب همهٔ نیروهایی که سلباً یا ایجاباً در آن فاجعه نقش بازی کردند، نه فقط در حال تکرار آن اشتباهات هستند بلکه خطاهای خود را تشدید کردهاند.
آیا همانطور که احمد شاملو گفته بود، حافظهٔ تاریخی ما ایرانیان ضعیف است؟
ضعف حافظهٔ تاریخی در این ماجرا بینقش نیست، اما به نظرم "ساختار معیوب آگاهی" نقش بسیار بزرگتری را بازی میکند.
ساختار آگاهی در هر جامعه به نظرم بسیار مهمتر از ساختارهای دیگر است و تا آن اصلاح نشود، اصلاح ساختار سیاسی و اجتماعی به نظر ممکن نمیآید.
ساختارهای سیاسی و اجتماعی را میتوان با شورش و انقلاب از هم پاشاند، اما اگر ساختار آگاهی سالم نباشد، آن دو ساختار دوباره به طرز فجیعتری بازتولید میشوند. …












