
اصلاح نظام یارانه بنزین در ایران سالهاست میان دو ملاحظه اصلی گرفتار مانده است. از یک سو، قیمت پایین و یارانه گسترده بنزین به افزایش مصرف، قاچاق و تخصیص ناکارآمد منابع دامن زده است و از سوی دیگر، افزایش مستقیم و ناگهانی قیمت نیز به دلیل پیامدهای تورمی، معیشتی و اجتماعی با محدودیتهای جدی روبهروست. در چنین شرایطی، یکی از پیشنهادهای مطرح، انتقال سهمیه بنزین از خودرو به فرد و فراهم کردن امکان مبادله آزاد این سهمیه میان شهروندان است «بنزین شهروندی». منطق این پیشنهاد آن است که منابع انرژی متعلق به همه شهروندان است و برخورداری از منافع یارانه بنزین نباید به مالکیت خودرو وابسته باشد. فردی که بنزین مصرف نمیکند میتواند سهمیه خود را بفروشد و فردی که مصرف بیشتری دارد، سهمیه مورد نیاز خود را از دیگران خریداری کند. به این ترتیب، هم توزیع منافع یارانه فراگیرتر میشود و هم بازاری برای تخصیص سهمیه شکل میگیرد.
در ظاهر، این طرح گامی روشن به سوی بازار است. دولت به هر فرد مقدار مشخصی سهمیه اختصاص میدهد، اما قیمت مبادله آن را تعیین نمیکند. دارندگان سهمیه آزادند آن را با قیمت مورد نظر خود عرضه کنند و خریداران نیز قیمت پیشنهادی خود را ارائه دهند. در نتیجه، قیمت از طریق تعامل عرضه و تقاضا در بازار سهمیه کشف میشود. این ویژگی مهمی است، زیرا برخلاف نظام قیمتگذاری اداری، دولت مستقیماً قیمت مبادله را تعیین نمیکند و بازار وظیفه تخصیص سهمیه میان افراد را بر عهده میگیرد. از این جهت، طرح واقعاً دارای یک سازوکار بازار است و میتواند نسبت به سهمیهبندی غیرقابلمبادله، تخصیص کاراتری ایجاد کند.
با این حال، وجود بازار بهتنهایی به معنای حرکت به سمت یک ساختار اقتصادی توسعهگرا نیست. از منظر اقتصادی ، پرسش مهمتر این است که در این بازار چه چیزی مبادله میشود و منشأ ارزش آن چیست؟ آنچه معامله میشود خود بنزین در یک بازار عادی نیست، بلکه «حق برخورداری از مقدار مشخصی بنزین یارانهای» است؛ حقی که ابتدا دولت ایجاد و میان شهروندان توزیع کرده است. بنابراین، بازار در مرحله دوم وارد میشود بطوریکه ابتدا یک حق مبتنی بر رانت انرژی ایجاد میشود و سپس امکان خریدوفروش آزاد آن فراهم میشود.
این تفاوت بسیار مهم است. بازار سهمیه میتواند کارآمد باشد، قیمت را کشف کند و سهمیه را از فردی که به آن …





