
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از فرارو، ناصر ایمانی، فعال و تحلیلگر مسائل سیاسی و اقتصادی، در گفتوگو با «فرارو» با ارزیابی این تحولات، معتقد است که کاهش مقطعی فشارهای نظامی را هرگز نباید به معنای پایان یافتن تهدیدات تلقی کرد. وی هشدار میدهد که همزمان با این تغییر فاز، ساختار تصمیمگیر کشور باید برای مقابله با سناریوی تشدید فشارهای همهجانبه اقتصادی و مدیریت پیامدهای اجتماعی ناشی از آن، در بالاترین سطح آمادگی قرار داشته باشد.
ایمانی تأکید میکند که در شرایط حساس و شبهجنگی کنونی، اولویت بیچونوچرای دولت باید بر حفظ قدرت خرید اقشار کمدرآمد و ارتقای سطح «تابآوری» عمومی جامعه متمرکز گردد.
جنگ روانی یا تغییر تاکتیک؟
ناصر ایمانی در واکنش به اخبار منتشرشده مبنی بر جایگزینی گزینه فشار اقتصادی بهجای اقدام نظامی، اظهار داشت: «بخش عمدهای از ادعاهای اقتصادی که این روزها از سوی برخی رسانههای غربی پمپاژ میشود، ماهیتی کاملاً روانی دارد. هدف اصلی از این جنگ روانی، کاستن از سطح آمادگی نظامی ایران در برابر ضربات غافلگیرکننده و ناگهانی است.»
وی در ادامه افزود: «هرچند نباید این قبیل تهدیدهای رسانهای را مبنای اصلی تصمیمگیری قرار داد و روی آنها حساب ویژهای باز کرد، اما در عین حال، سادهانگاری در برابر آنها نیز خطایی راهبردی است. واقعیت میدانی این است که شخص دونالد ترامپ تا حد بسیار زیادی به این درک رسیده است که تقابل با جمهوری اسلامی ایران لزوماً از مسیر نظامی به نتیجه نمیرسد. آمریکاییها میدانند که با تکیه بر گزینه نظامی، هرگز قادر نخواهند بود ایران را از پا درآورده و وادار به تسلیم کنند. از سوی دیگر، تداوم این جنگ لزوما به ایران آسیب نمیزند، بلکه ایالات متحده را نیز با آسیبهای جبرانناپذیر نظامی، منطقهای و هزینههای هنگفت مواجه خواهد ساخت.»
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: «مقامات آمریکایی از همان ابتدا سه سناریوی کلان را علیه کشور ما در دستور کار داشتند: گزینه نظامی، فشار همهجانبه اقتصادی و تحریک برای ایجاد شورشهای داخلی. پرواضح است که با کمرنگ شدن احتمال استفاده از گزینه نظامی، تمرکز آنها بر دو اهرم دیگر، یعنی تشدید فشارهای اقتصادی و دامن زدن به ناآرامی در داخل، با جدیت بسیار بیشتری پیگیری خواهد …






