
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، صدای ورق خوردن دفترچهای کنار دخل یک سوپرمارکت در یکی از محلههای جنوبی تهران، دوباره تبدیل به صدایی آشنا شده است؛ صدایی که سالها تصور میشد با کارتخوان، پرداختهای آنلاین و تغییر سبک خرید، کمرنگ خواهد شد.
اما حالا همان دفترهای قدیمی، با صفحههایی پر از اسم و عدد، دوباره در بعضی محلهها دیده میشوند. دفترهایی که هر خط آن فقط یک بدهی کوچک نیست؛ نشانهای از فاصلهای است که میان درآمد خانوار و هزینههای زندگی ایجاد شده است.
مغازهدار خودکار را برمیدارد، اسم مشتری را پیدا میکند و چند قلم کالا را مقابل نام او مینویسد. مبلغ شاید ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار تومان باشد؛ عددی که بهتنهایی بزرگ به نظر نمیرسد، اما برای خانوادهای که باید تا دریافت حقوق چند روز دیگر صبر کند، همین مبلغ هم تعیینکننده است. مشتری هنگام خروج میگوید:«آخر ماه حساب میکنم.»
از خرید روزمره تا بدهیهای کوچک اما انباشته
بازگشت خرید نسیه بیشتر از آنکه روایت یک رسم قدیمی باشد، درباره تغییر رفتار اقتصادی خانوارهاست.
در گذشته، خرید دفتری بیشتر زمانی اتفاق میافتاد که یک مشکل موقت پیش آمده بود؛ حقوق چند روز دیر شده بود یا یک هزینه پیشبینینشده به زندگی تحمیل شده بود.
اما حالا برخی فروشندگان محلی میگویند بخشی از مشتریانشان دیگر برای یک اتفاق خاص دفتر باز نمیکنند؛ بلکه خرید مدتدار تبدیل به بخشی از برنامه ماهانه آنها شده است.
یکی از فروشندگان محلی میگوید:«قبلاً مردم میگفتند چند روز دیگر پول میرسد. الان بعضیها میگویند ماه بعد حساب میکنم. یا ممکنه بذاری پول دستم اومد حساب کنم؟»
خریدها معمولاً چندان هم بزرگ نیستند. بطری شیر و ظرفی ماست و کمی پنیر وخرده ریز خودش را به یک میلیون تومان میرساند و اتفاقاً مسئله همینجاست؛ فشار اقتصادی خودش را در خریدهای کوچک نشان میدهد.
یک بسته شوینده، چند قلم مواد غذایی، خوراکی بچه، پوشک، یا کالاهایی که حذف آنها از سبد خانوار ساده نیست.
اما وقتی یک خانواده هر روز چند خرید کوچک را به روزهای آینده منتقل میکند، مجموع این عددها در پایان ماه تبدیل به مبلغی قابل توجه میشود.
حواله تسویه به ماه دیگر …













