
هفتۀ آغازین شهریور به عنوان هفتۀ دولت نامگذاری شده و همه ساله به این مناسبت، هم از گذشته یاد میشود و هم خدمات دولت مستقر در معرض دید و قضاوت عموم قرار میگیرد و طبعا نوع برگزاری و تبلیغ پیرامون آن بستگی به این دارد که دولت مستقر را صدا و سیما بپسندد یا نه و اوضاع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی چقدر رو به راه باشد.
با این نگاه هفتۀ دولت امسال رونق یا وجه تبلیغی سالهای پیشین را ندارد چون دولت آقای پزشکیان درگیر دشوارترین چالشهاست و دو جنگ 12 روزه و 40 روزه را پشت سر گذاشته و در حال حاضر هم در داخل و هم خارج باید برای صلح بجنگد تا بتواند از محاصرۀ دریایی بنادر جنوب خلاص شود، نفت بفروشد و ارز آن را به بازار تزریق کند و آرامش نسبی را بر کشور حاکم کند.
در این فضا طبعا نمیتواند رفتار دولت احمدینژاد را در هفتۀ دولت تکرار کند که به لطف نفت بالای 100 دلار و ذخیرۀ برجای مانده از دوران خاتمی در کوی و برزن تبلیغ میکرد و ابایی هم نداشت گذشته را نفی کند و نقطۀ آغاز تاریخ را همان سال 84 قرار دهد که آنان روی کار آمدند!
این یادداشت اما دربارۀ نکتهای تاریخی است از این قرار که شماره گذاری دولتها بر اساس انتخابات ریاست جمهوری موجب شده از دولت کنونی به عنوان دولت چهاردهم یاد شود و دولت مرحوم ابراهیم رییسی را دولت سیزدهم بخوانیم و با همین سیاق دو دولت حسن روحانی یازدهم و دوازدهم نام گرفته است.
این شیوه بر این اساس است که هر دولت تابع یک رییسجمهوری است در حالی که این قاعده از 1368 به این سو صدق می کند که عنوان نخستوزیر حذف شد و رییسجمهوری رییس دولت هم شد و به این اعتبار تعابیر دولت هاشمی یا دولت خاتمی یا دولت احمدینژاد و روحانی و رییسی و پزشکیان را به کار میبریم.
قبل از بازنگری در قانون اساسی و در فاصله 57 تا 67 اما هم دولتی داشتیم که نه با رییسجمهور وقت که با نخستوزیر وقت شناخته میشد ( دولت مهندس موسوی) چندان که میدانیم گزینۀ اول رییس جمهوری وقت (آیتالله شهید خامنهای) دکتر ولایتی بود اما مجلس اول با اکثریت حیرت آوری به او رأی اعتماد نداد و نظر مجلس غالب و میرحسین موسوی نخستوزیر شد.
با این حال آن دو دولت هم تابع دو دورۀ ریاست جمهوری بودند و از حیث برشمردن با عدد مشکل ندارد اما این شیوه سبب شده عملا سه دولت را کنار بگذاریم و دولتها …











