قیمت طلا امروز




 سایت اقتصادنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

عطریانفر: به‌کارگیری به موقع دیپلماسی، تهدید‌ها را به فرصت بدل می‌سازد/ دیپلماسی، با پشتوانه قدرت کارآمد خواهد بود/ بی‌تردید قدرنشناسی، فحاشی و سنگ‌اندازی نسبت به مسئولان، موجب دلسردی می‌شود

اقتصادنیوز: عطریانفر درباره پیگیری هم‌زمان دیپلماسی و آمادگی دفاعی برای تامین منافع ملی اظهار کرد: دیپلماسی زمانی کارآمد است که از پشتوانه قدرت برخوردار باشد؛ در مقابل، قدرت بدون دیپلماسی نیز ممکن است به افزایش تنش‌های غیرضروری و تحمیل هزینه‌های گزاف منجر شود.
 عطریانفر: به‌کارگیری به موقع دیپلماسی، تهدید‌ها را به فرصت بدل می‌سازد/ دیپلماسی، با پشتوانه قدرت کارآمد خواهد بود/ بی‌تردید قدرنشناسی، فحاشی و سنگ‌اندازی نسبت به مسئولان، موجب دلسردی می‌شود

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، «محمد عطریانفر» در ارزیابی دلایل برخی فعالان سیاسی بر تداوم جنگ گفت: روابط جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های خود قرار دارد. اگرچه دو کشور درگیر جنگی طولانی‌مدت و فراگیر نیستند اما سال‌هاست که رویارویی مستمری در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اطلاعاتی و منطقه‌ای میان آن‌ها برقرار است؛ وضعیتی که می‌توان آن را نه «صلح کامل» و نه «جنگ تمام‌عیار» دانست. خبر مرتبط کشورهای درگیر جنگ نهایتاً به مذاکره می‌رسند/ کسی که اصل مذاکره را زیر سؤال می‌برد، الفبای سیاست را هم بلد نیست/ پزشکیان اگر قصد استعفا داشت، رسما اعلام می‌کرد

اقتصادنیوز: فعال سیاسی اصولگرا گفت: نکته دوم اینکه آقای پزشکیان، اگر قصد داشت استعفا بدهد، این موضوع را رسما اعلام می‌کرد. تا آنجا که ما از روحیات ایشان شناخت داریم، بحث استعفا مطرح نیست.

وی با اشاره به وجود دو رویکرد متفاوت در فضای سیاسی کشور افزود: برخی جریان‌های سیاسی معتقدند هرگونه عقب‌نشینی یا انعطاف بدون دریافت تضمین‌های معتبر، طرف مقابل را به افزایش فشار ترغیب خواهد کرد.

فعال اصلاح‌طلب عنوان کرد: در مقابل، بخش بزرگی از مردم و دیگر گروه‌های سیاسی بر این باورند که دیپلماسی فعال، در کنار حفظ قدرت بازدارندگی، می‌تواند هزینه‌های کشور را کاهش داده و فرصت‌های بیشتری برای تأمین منافع ملی فراهم کند.

عطریانفر با تأکید بر اینکه هر دو دیدگاه از وزن سیاسی برخوردارند، تصریح کرد: نمی‌توان به‌سادگی نتیجه گرفت که هر مخالف مذاکره، لزوما خواهان تداوم جنگ است یا هر حامی مذاکره، به دنبال مصالحه یک‌جانبه است. تفاوت اصلی این دیدگاه‌ها در نوع ارزیابی از «میزان اعتماد به طرف مقابل» و «شیوه صیانت از منافع کشور» نهفته است. جنگ و مذاکره، ابزارهایی برای تحقق اهداف و منافع ملی هستند

وی ادامه داد: در نهایت، هرگونه تصمیم‌گیری باید بر پایه منافع ملی، امنیت پایدار و کاهش هزینه‌های کشور صورت گیرد؛ چرا که جنگ و مذاکره، هر دو ابزارهایی برای تحقق اهداف و منافع ملی هستند.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با اشاره به تمایل برخی برای تداوم جنگ گفت: اختلاف‌نظر در سیاست خارجی معمولا ناشی از تفاوت در تحلیل رفتار طرف مقابل و ارزیابی هزینه‌ها و فرصت‌ها است.

عطریانفر عنوان کرد: منتقدان مذاکره معتقدند توافق‌های سیاسی بدون داشتن ضمانت‌های اجرایی، پایدار نمی‌مانند و هرگونه امتیازدهی بدون دریافت منافع متقابل، طرف مقابل را به افزایش فشار ترغیب می‌کند. از نگاه آنان، تقویت توان دفاعی و حفظ مواضع بازدارنده، ابزارهای موثرتری برای صیانت از منافع ملی است.

وی خاطرنشان کرد: حامیان مذاکره نیز استدلال می‌کنند که گفت‌وگو، اگر از موضع اقتدار و با رعایت دقیق خطوط قرمز انجام شود، مانع از تشدید بحران شده، فشارهای اقتصادی و امنیتی را کاهش می‌دهد و فرصت‌های مناسب‌تری برای توسعه کشور فراهم می‌آورد. سیاست خارجی موفق، حاصل تلفیق هوشمندانه قدرت سخت و قدرت نرم است

فعال اصلاح‌طلب تاکید کرد: سیاست خارجی موفق، حاصل تلفیق هوشمندانه قدرت سخت و قدرت نرم است. کشوری که همزمان از توان دفاعی بازدارنده و دیپلماسی فعال برخوردار باشد، در مذاکرات نیز دست برتر را خواهد داشت. مسئولان ارشد نظام باید تلاش کنند با کمترین هزینه و بیشترین کارآمدی، امنیت، استقلال، رفاه و منافع بلندمدت کشور را تأمین کنند.

عطریانفر در پاسخ به این پرسش که آیا مخالفان مذاکره راهکار جایگزینی دارند، گفت: انتظار طبیعی از این گروه، ارائه شفاف راهکارهای جایگزین است. مخالفان مذاکره معمولا بر راهبرد «مقاومت فعال» تأکید دارند که شامل محورهایی نظیر بی‌اعتمادی به غرب، تقویت اقتصاد داخلی، کاهش وابستگی به خارج و بی‌اثرسازی تحریم‌ها از طریق اصلاحات ساختاری و افزایش تولید است.

وی افزود: در مقابل، منتقدان این رویکرد معتقدند که اگرچه با این اهداف کلان مخالفتی ندارند، اما اجرای موفق آن بدون کاهش تنش‌های بین‌المللی و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماسی، دشوار است؛ چرا که تداوم تنش، کشور را در مسیر توسعه و اجرای اصلاحات اقتصادی با چالش‌های جدی مواجه می‌کند.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی بیان کرد: از نگاه این طیف، تحقق اهدافی همچون توسعه اقتصادی، جذب سرمایه و گسترش تجارت، در گرو کاهش فشارهای بین‌المللی و استفاده هوشمندانه از ابزار مذاکره است. به‌دلیل درهم‌تنیدگی اقتصاد جهانی، کمتر کشوری توانسته است صرفا با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی و بدون مدیریت تنش با نظام بین‌الملل، منافع ملی خود را به‌طور کامل تامین کند.

عطریانفر ادامه داد: در واقع، اعتماد عمومی به سیاست‌گذاری‌های کلان، اقتصاد پویا، دیپلماسی فعال و قدرت دفاعی، اضلاع مکمل امنیت و توسعه هستند و نباید هیچ‌یک را فدای دیگری کرد. وی درباره پیگیری هم‌زمان دیپلماسی و آمادگی دفاعی برای تامین منافع ملی اظهار کرد: دیپلماسی زمانی کارآمد است که از پشتوانه قدرت برخوردار باشد؛ در مقابل، قدرت بدون دیپلماسی نیز ممکن است به افزایش تنش‌های غیرضروری و تحمیل هزینه‌های گزاف منجر شود.

فعال اصلاح‌طلب افزود: جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته همواره بر دو اصل «اقتدار» و «دیپلماسی» تاکید داشته است؛ اصولی که مکمل یکدیگرند و مدیریت بهینه بحران و کاهش هزینه‌های منازعه، در گرو توازن میان آن‌ها است.

عطریانفر یادآور شد:‌ تقویت بازدارندگی، احتمال وقوع جنگ را کاهش می‌دهد و بکارگیری به‌موقع دیپلماسی، تهدیدها را به فرصت بدل می‌سازد.

وی تصریح کرد: هم‌افزایی قدرت دفاعی و دیپلماسی فعال، شرط اصلی موفقیت در سیاست خارجی و تأمین منافع ملی است؛ بنابراین مسئولان ارشد نظام باید با بهره‌گیری هوشمندانه از هر دو ظرفیت، در راستای ارتقای امنیت و رفاه شهروندان گام بردارند.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی درباره تخریب، فحاشی و سنگ‌اندازی در برابر مسئولان نظام گفت: بی‌تردید قدرنشناسی، فحاشی و سنگ‌اندازی موجب دلسردی می‌شود. میان نقد مسئولانه و تخریب، فاصله زیادی وجود دارد و باید مرز روشنی میان این دو قائل شد.

عطریانفر عنوان کرد: در شرایط کنونی، با وجود این همه چالش، تخریب شخصیت‌ها، اتهام‌زنی و دوقطبی‌سازی نه‌تنها به اصلاح امور کمکی نمی‌کند، بلکه مسئولیت تهمت‌زنندگان را نیز سنگین‌تر می‌سازد. البته مسئولان باید در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند و رسانه‌ها نیز بتوانند سیاست‌ها و عملکردها را با رویکردی مشفقانه نقد کنند. ضرورت توافق بر اصول مشترکی چون حفظ امنیت ملی، تمامیت ارضی، منافع ملی و عزت کشور

وی تاکید کرد: با این حال، اگر فضای سیاسی به‌جای گفت‌وگوی مستدل، به میدان تخریب و نفی یکدیگر تبدیل شود، زمینه شکل‌گیری اجماع ملی از بین می‌رود و دشمنان از این وضعیت بهره‌برداری خواهند کرد. توافق بر اصول مشترکی چون حفظ امنیت ملی، تمامیت ارضی، منافع ملی و عزت کشور، ضرورتی است که همه گروه‌ها، با وجود اختلاف‌نظرهای سیاسی و جناحی، باید از آن پاسداری کنند.

فعال اصلاح‌طلب درباره ارسال حاشیه‌سازی و ارسال پیام‌های متناقض در میانه تقابل و تضاد آن با منافع ملی گفت: بازیگران بین‌المللی، به‌ویژه دشمنان ملت، برای ارزیابی ما تنها به توان نظامی و اقتصادی بسنده نمی‌کنند، بلکه میزان همگرایی سیاسی و ثبات داخلی کشور را نیز به‌دقت زیر نظر دارند.

عطریانفر اظهار کرد: بر این اساس، هرگونه پیام ناهماهنگ در موضوعات راهبردی، به طرف مقابل جسارت تهاجم می‌بخشد. رقابت‌های سیاسی باید به‌گونه‌ای مدیریت شود که تصویری از ناتوانی در تصمیم‌گیری ترسیم نشود؛ چرا که هر گامی برخلاف وحدت ملی، دشمن را به اتخاذ سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر تشویق می‌کند.

وی تصریح کرد: رعایت مسئولیت‌پذیری در بیان مواضع، پرهیز از حاشیه‌سازی‌های غیرضروری و توجه به بازتاب بین‌المللی سخنان و رفتارها، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای تقویت قدرت ملی و افزایش بازدارندگی سیاسی است. جلوگیری از وقوع جنگ موفق‌ترین راهبرد است

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی درباره تعریف پیروزی و بازدارندگی در مواجهه با دشمن آمریکا - صهیونیستی گفت: در مناسبات بین‌المللی، پیروزی همواره به معنای غلبه نظامی یا ورود به جنگ برای فتح مواضع رقیب نیست. موفق‌ترین راهبرد آن است که از وقوع جنگ جلوگیری شود، امنیت کشور حفظ گردد، هزینه‌های ملی کاهش یابد و زمینه پیشرفت اقتصادی و توسعه فراهم شود.

عطریانفر ادامه داد: بازدارندگی زمانی موفق است که طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد که هزینه تجاوز و اقدام خصمانه، بیش از منافع احتمالی آن خواهد بود. بازدارندگی نیز تنها به توان نظامی محدود نمی‌شود؛ اقتصاد توانمند، ثبات سیاسی، فناوری پیشرفته و دیپلماسی فعال، از ارکان مهم قدرت ملی به‌شمار می‌روند و تقویت هر یک از این مؤلفه‌ها، قدرت بازدارندگی کشور را افزایش می‌دهد. سیاست خارجی موفق، ترکیبی از اقتدار، عقلانیت و دیپلماسی به‌موقع است

وی، پیروزی راهبردی کشور را در گرو حفظ استقلال، تأمین امنیت، جلوگیری از تحمیل اراده خارجی، ارتقای جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی و فراهم شدن زمینه رشد و رفاه مردم دانست و افزود: سیاست خارجی موفق، ترکیبی از اقتدار، عقلانیت و دیپلماسی به‌موقع است؛ هرچه این عناصر هماهنگ‌تر در کنار یکدیگر قرار گیرند، بحران‌ها بهتر مدیریت و منافع ملی بیشتر تأمین می‌شود.

همچنین بخوانید بیگدلی: راهی جز مذاکره نمانده، جامعه تحمل بار سنگین جنگ را ندارد | ایران و آمریکا هر دو به توافق نیاز دارند توافق حداقلی ایران و آمریکا در راه است؟ | کوروش احمدی: راه حل نظامی برای مشکل تنگه هرمز وجود ندارد تغییر استراتژی آمریکا در جنگ به روایت بیگدلی | چین، ایران را برای «آتش‌بس» قانع کرد | بن سلمان حاضر به پایان جنگ نبود آینده جنگ علیه ایران در 3 سناریو | اورعی: تنگه هرمز یک مزیت ژئوپلیتیک است اما... | در موقعیت دشواری قرار داریم



۸ ساعت قبل / سایت خبرفوری

ونس از فاز جدید فشار علیه ایران خبر داد؛ «مؤثرترین ابزار ما فشار اقتصادی است»

«جی دی ونس» روز پنجشنبه به وقت محلی در گفت وگویی با تکرار زیاده خواهی ها به رغم شکست سیاست فشار حداکثری و تحریم های واشنگتن طی دهه های گذشته مدعی شد: «ما به اعمال این فشار ادامه خواهیم داد، چون معتقدیم این بهترین راه برای دستیابی نهایی به هدف نهایی است.»

معاو.ن رئیس جمهوری آمریکا در این گفت وگو همچنین مدعی شد: با تلاش فوق‌العاده نیروهای نظامی‌ آمریکا، توانسته ایم مقدار زیادی نفت و گاز را از تنگه هرمز خارج کنیم.»

رئیس هیات مذاکره کننده آمریکا ادعا کرد: «باید مقدار بیشتری (نفت) را (از طریق تنگه هرمز) خارج کنیم، اما این کار تا اینجا بسیار موفقیت‌آمیز بوده است، چون تنگه هرمز همان نقطه اهرم فشار ایران است.»

بیشتر بخوانید:   وزیر خزانه‌داری آمریکا: شدیدترین تحریم‌های تاریخ را علیه ایران اعمال خواهیم کرد

آمریکا سال‌هاست از ابزارهای تحریم‌های مالی و اقتصادی که به اذعان رسانه های آمریکایی، کارایی خود را از دست داده اند، علیه کشورها و گروه هایی که همسو با سیاست ها و اهداف واشنگتن نیستند، استفاده می کند.

واشنگتن، افراد، نهادها و شرکت های مختلف در جهان را به بهانه های مختلف از جمله تهدیدکردن امنیت ملی یا مرتبط با فعالیت‌های غیرقانونی خود و متحدانش همواره تحت تحریم ها قرار داده است.

رئیس جمهوری آمریکا ۱۹ اوت برابر با ۲۸ مرداد ماه در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود با تکرار لفاظی‌هایش و درحالیکه در میانه مذاکرات به ایران تجاوز کرده است، ادعا کرد: هیچ‌کس بیش از من به جمهوری اسلامی ایران فرصت نداده است تا به یک توافق دست پیدا کند. متاسفانه، (البته) برای آنها، این فرصت را از دست دادند.

ترامپ که به شدت به دلیل پیامدهای تجاوز علیه ایران تحت فشار افکار عمومی مردم آمریکا و کنگره در آستانه انتخابات میاندوره‌ای قرار دارد، مدعی شد: بنابراین، امروز خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی‌ که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را اعلام می‌کنم! این یک جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه خواهد بود.

رئیس جمهوری آمریکا در حالیکه واشنگتن سالهاست رویکرد خصمانه فشار اقتصادی و تحریم‌ها علیه ملت ایران را در پیش گرفته است، با اشاره به نبرد نورماندی و عملیات موسوم به «روز دی / D-DAY» ادعا کرد: «این یک روز - دی (تعیین کننده) اقتصادی خواهد بود و ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده آمریکا بایستند و برای منزوی کردن و شکست تهدید ایران همکاری کنند.» و «هر کشوری که به موسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها و یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع حمایتی از ایران ارائه دهند، با پیامدهای شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.»

سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران نیز روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با انتشار دو تصویر درباره عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار، «روز D اقتصادی» ادعایی دونالد ترامپ علیه ایران را تلاشی برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی و بدهی فزاینده آمریکا دانست و تاکید کرد تداوم سیاست‌های شکست‌خورده واشنگتن، جز شکست بیشتر و افزایش خصومت ایرانیان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

وی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ با بیان اینکه مذاکرات با عمان در خصوص سازکار حقوقی و مدیریت تنگه هرمز در خصوص تعیین مسیر تردد تنگه هرمز در حال انجام است و خیلی به توافق نزدیک هستیم، توضیح داد: در گذشته TSS یا مسیری وجود داشت که دیگر از نظر جمهوری اسلامی این مسیر برای تردد کشتی‌ها قابل قبول نیست و لازم است یک TSS جدیدی در نظر گرفته شود که البته دارای پیچیدگی‌های گسترده فنی و حقوقی است.


۱۰ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

هشدار رابرت مالی به ترامپ: فشار اقتصادی بیشتر ایران را وادار به تسلیم نمی‌کند

به گزارش تجارت نیوز، «رابرت مالی» مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در توافق برجام و فرستاده ویژه دولت «جو بایدن» در امور ایران، در واکنش به تهدیدهای اقتصادی تازه «دونالد ترامپ» علیه ایران، راهبرد افزایش فشار اقتصادی بر تهران را زیر سوال برد و هشدار داد تشدید این سیاست ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد.

ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شده بود: «کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی را که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده، (علیه ایران) اعلام می‌کنم! این یک جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بی‌سابقه خواهد بود.»

در واکنش به این اظهارات، مالی نوشت: «کمتر چیزی به اندازه این تصور فریبنده و مغالطه‌آمیز است که اگر فشار اقتصادی شکست خورده، فشار اقتصادی بیشتر موفق خواهد شد.»

او سپس ۲ سناریو را درباره واکنش احتمالی تهران مطرح کرد و نوشت: «ایران ممکن است تلاش کند این وضعیت را تحمل کند و امیدوار باشد ترامپ یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای دیگر انجام دهد؛ یا ممکن است واکنش تندی نشان دهد و تلاش کند درد و هزینه را گسترش دهد.»

مالی در پایان تأکید کرد فارغ از اینکه کدام سناریو رخ دهد، بی‌شک مردم ایران رنج خواهند کشید، اما تسلیم نخواهند شد.

منبع: ایسنا


۱۱ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

پیمان مکه، بازتعریف روابطی فراتر از مناسبات منطقه‌ای - دیپلماسی ایرانی

نویسنده: ریچل برانسون (Rachel Bronson)، مشاور ارشد بولتن دانشمندان اتمی است. او پیش از این رئیس و مدیرعامل، بر برنامه‌ریزی، ارتباطات و ساعت نمادین روز قیامت نظارت داشته است. برانسون همچنین معاون رئیس مطالعات و عضو ارشد و مدیر مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی بوده است.

دیپلماسی ایرانی: زمانی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافقنامه دفاع مشترک مکه را در ۷ اوت امضا کردند، واکنش واشنگتن با تعجب خاموش بود. در اینجا یک توافقنامه به سبک ناتو وجود دارد که تصریح می کند که حمله به یک امضاکننده، حمله به همه است، شامل یک متحد ناتو، و خارج از چارچوب ناتو امضا شده است. با توجه به پاسخ محتاطانه اش، به نظر می رسد که واشینگتن معمار اصلی این ترتیب جدید نبوده است.

پیمان دفاعی متقابل تاریخی سه کشور سنگین وزن منطقه را متحد می کند: عربستان سعودی، بزرگترین تولید کننده نفت جهانی و دارنده ذخایر مالی. ترکیه که دارای دومین ارتش بزرگ در اتحاد ناتو و صنعت تسلیحاتی در حال رشد است. و پاکستان که به عنوان تنها کشور مسلمان مجهز به سلاح هسته ای است و یکی از بزرگترین ارتش های فعال جهان را در اختیار دارد. در تئوری، صنعت تسلیحات ترکیه اکنون مسیری در سطح معاهده برای خرید عربستان سعودی و همچنین یک تولیدکننده مشترک احتمالی در پاکستان خواهد داشت. در همین حال، پرسنل آموزش دیده پاکستان یک شریک خلیج فارس با سرمایه برای افزایش آنها به دست خواهند آورد، و ثروت سعودی به جای قراردادهای موقت، تحت یک چارچوب رسمی به تولیدات دفاعی ترکیه و پاکستان سرازیر می شود. این در ظاهر، یک پیشرفت نفس گیر است.

قابل درک است که تحلیلگران به سرعت در تلاش هستند تا انگیزه محرک پشت این اعلامیه را ارزیابی کنند. آیا این یک واکنش منطقه ای به ایران است؟ پاسخی هدفمند به روابط رو به وخامت ترکیه و اسرائیل؟ یا اینکه این توافق بهتر است به عنوان پیامی به ایالات متحده در مورد شکست این کشور در تضمین امنیت و امنیت متحدان منطقه ای خود درک شود؟ در حالی که همه این انگیزه‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند، امضای مکه منعکس‌کننده چیزی است که حتی بیشتر از آن تأثیرگذار است – مجموعه‌ای از تجدیدنظرهای سیاسی که مورد توجه قرار نگرفته و به سرعت در حال حرکت است که در پهنه وسیعی از قلمرو برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای و ایجاد اقتصادهای قدرتمند مورد نیاز برای بقا و شکوفایی در قرن بیست و یکم اتفاق می‌افتد.

دو نظریه قدرت

در طول سال گذشته، شبه جزیره عربستان و منطقه اطراف آن به دو ائتلاف سست اما متمایز به رهبری امارات متحده عربی از یک طرف و عربستان سعودی از سوی دیگر تقسیم شده اند. هر بلوک منطقه ای ایده های بسیار متفاوتی در مورد چگونگی واکنش به ایران به ویژه و همچنین تفسیرهایی از روندهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آینده دارد. روابط پرتنش فزاینده آنها فراتر از شبه جزیره عربستان تابیده شده و بر رقابت های موجود در جنوب آسیا، شاخ آفریقا و حتی مدیترانه شرقی ترسیم شده است. با اخطارها و احتیاط ها، طرفین شامل اسرائیل، امارات، یونان و هند از یک طرف و عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان از سوی دیگر هستند و مصر و قطر به طور آزمایشی به دومی نزدیک می شوند. در حالی که دو طرف از نظر درک تهدید، استراتژی نظامی یا چشم انداز اقتصادی از لحاظ داخلی منسجم نیستند، منافع آنها به طور فزاینده ای در این حوزه ها همپوشانی دارند و الگوی همسویی ژئوپلیتیک آنها به طور فزاینده ای غیرقابل انکار است.

امارات متحده عربی، اسرائیل، یونان و هند شرط می‌بندند که این قرن به چابکی پاداش خواهد داد: کشورهای کوچک و شبکه‌ای که به جای قلمرو یا جمعیت بر سر فناوری، مجاری انرژی، زیرساخت‌های داده و سرمایه رقابت می‌کنند. ایان برمر و فیراس مکساد این طرف را ائتلاف ابراهیمی می نامند که در توافقنامه ابراهیم ۲۰۲۰ لنگر انداخته است. ملیندا هرینگ و دانیل کیماژ، که به طور گسترده‌تر درباره تغییر ماهیت قدرت دولتی می‌نویسند، اسرائیل و به‌طور مبهم‌تر، امارات متحده عربی را به‌عنوان «اسپارت‌های جدید» توصیف می‌کنند، کشورهایی که اندازه را با «حیله و نیرنگ» جبران می‌کنند.

برای امارات، اسرائیل و شرکای آنها، ایران چیزی بیش از یک تهدید نظامی است. ایران با هدف قرار دادن زیرساخت های منطقه، مدل اقتصادی مبتنی بر انرژی، فناوری و گردشگری را به خطر می اندازد. هر کاری که این طرف انجام می دهد از این باور ناشی می شود، از استقرار باتری های گنبد آهنین اسرائیل به امارات متحده عربی و سرمایه گذاری امارات متحده عربی در برنامه هسته ای غیرنظامی هند تا سرعت بخشیدن به ساخت زیرساخت های فناوری، داده ها و انرژی که این کشورها را به یکدیگر متصل می کند.

در همین حال، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روی نظریه قدیمی‌تری شرط‌بندی می‌کنند: اینکه جرم و عمق هنوز مهم است و قلمرو، جمعیت، ارتش‌های پایدار، ذخایر انرژی و مشروعیت مذهبی هنوز نام بازی هستند – حتی در شرایطی که این دولت‌ها در کنار رقبای کوچک‌تر خود مدرن می‌شوند. ایران خطرناک است، اما تهدید نیست. برمر و مکساد این بلوک را ائتلاف اسلامی می نامند.

برای گروه تحت رهبری عربستان سعودی یا گروه انبوه و عمیق، رویارویی مستقیم نظامی گستاخانه راه پیش رو نیست. عملیات «خشم حماسی» ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، بسته شدن تنگه هرمز و تهدیدات مجدد علیه کشتیرانی دریای سرخ تأیید کرده است که این عملیات کارساز نیست. بنابراین، ریاض کانال مستقیم خود را با تهران راه اندازی کرده است، حتی در حالی که تهاجم ایران را محکوم می کند، زیرا ایران را به عنوان یک دشمن قابل کنترل تر می بیند. این استراتژی حفاظتی، امارات متحده عربی را خشمگین کرده، اماراتی که بار عمده حملات هواپیماهای بدون سرنشین ایران را متحمل شده است. اما برای ریاض، اسلام آباد و آنکارا، یک ایران شکست خورده تنها خلاء خطرناکی را برای دشمنان ایجاد می کند تا آن را پر کنند، همان‌طور که برای عراق شکست خورده پس از مداخله آمریکا، رخ داد.

«ایرانِ دست و پا شکسته» همچنین می‌تواند به عنوان وزنه تعادلی در برابر آنچه ریاض در حال حاضر به عنوان یک نیروی به همان اندازه بی‌ثبات‌کننده می‌بیند، عمل کند: اهداف حداکثری اسرائیل، که در سپتامبر ۲۰۲۵، زمانی که اسرائیل به یک تیم مذاکره‌کننده حماس در داخل قطر حمله کرد، به نمایش گذاشته شد. ظرف چند روز پس از آن حمله – اولین حمله اسرائیل به یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس – عربستان سعودی یک توافق‌نامه دفاعی متقابل استراتژیک با پاکستان امضا کرد. این اقدام، یک رابطه امنیتی دوجانبه را که برای دهه‌ها به طور غیررسمی وجود داشت، رسمیت بخشید. الحاق اخیر ترکیه در مکه را می‌توان به عنوان یک بلوک سازنده بعدی در یک توافق امنیتی رو به گسترش در نظر گرفت.

آنچه در منطقه در حال شکل‌گیری است، به اندازه‌ای جدید است که حتی ناظران نزدیک نیز در مورد نام آن به توافق نرسیده‌اند. اما اگر برچسب‌ها را کنار بگذارید پویایی باقی می‌ماند: یک طرف شرط می‌بندد که اگرچه کوچک است ولی به سرعت می‌تواند طرف بزرگ با عملیات و منطق سنجیده را شکست دهد. طرف دیگر شرط می‌بندد که اندازه و سرعت، اگر مدرنیزه شود، همچنان برنده خواهد شد. خلیج فارس به عرصه‌ای تبدیل شده است که این بحث در آن حل و فصل خواهد شد، نه در یک اتاق سمینار، بلکه در خطوط ریلی، پیمان‌های دفاعی و زیرساخت‌های پشتیبانی که انرژی و تجارت منطقه را برای یک نسل حمل خواهند کرد.

الگویی برای سراسر منطقه

در حالی که این ادعا که خلیج فارس و منطقه وسیع‌تر در حال تقسیم شدن به دو ائتلاف رقیب است، به هیچ وجه مورد اجماع نیست، اما شواهد این را تأیید می‌کند. در سودان، عربستان سعودی از نیروهای مسلح سودان و امارات متحده عربی از نیروهای پشتیبانی سریع در چیزی که ناظران به طور فزاینده‌ای آن را جنگ نیابتی خلیج فارس نامیده‌اند، حمایت کرده‌اند. در سومالی، عربستان سعودی به ده‌ها کشور مسلمان و عربی پیوسته است که به رسمیت شناختن سومالی‌لند توسط اسرائیل را محکوم کرده‌اند. امارات متحده عربی در این مورد آشکارا سکوت کرده است، که با جاه‌طلبی‌های خود ابوظبی برای ایجاد پایگاه در آنجا مطابقت دارد. در یمن، نیروهای نیابتی دو کشور در ژانویه ۲۰۲۶ به رویارویی مسلحانه مستقیم وارد شدند – آشکارترین مدرک برای این‌که تاکنون دو متحد اسمی آمریکا، در جاهایی، عملاً با ابزارهای دیگر با یکدیگر در جنگ هستند.

این الگو به دیپلماسی انرژی نیز گسترش می‌یابد، جایی که یونان، اسرائیل، هند و امارات متحده عربی از کریدور اقتصادی هند – خاورمیانه – اروپا (IMEC) دولت بایدن و دولت اول ترامپ که در سال ۲۰۲۳ در نشست G20 در دهلی نو رونمایی شد، حمایت کرده‌اند. در همین حال، عربستان سعودی سال گذشته را صرف جلب نظر دمشق به عنوان گره ترجیحی مدیترانه‌ای خود کرده و زیرساخت‌ها، از جمله شبکه‌های فیبر نوری، را از طریق سوریه به جای اسرائیل تغییر مسیر داده است. ترکیه و عربستان سعودی در ماه ژوئن یک توافق راه‌آهن از طریق سوریه و اردن امضا کردند، مسیری که آنکارا آن را برای کاهش نقش منطقه‌ای اسرائیل توصیف کرده است. وزیر تجارت ترکیه آن را ضربه‌ای به محور اسرائیل – هند – امارات متحده عربی خواند – محوری که شامل رقیب قدیمی آن، یونان، معمار کلیدی این کریدور می‌شود. امارات متحده عربی یک سرمایه‌گذار بزرگ در برنامه هسته‌ای غیرنظامی هند است؛ عربستان سعودی از پاکستان حمایت می‌کند. به نظر می‌رسید توافق هسته‌ای اخیر عربستان سعودی تلاشی برای کشاندن ایالات متحده به یک طرف در مقابل طرف دیگر باشد.

پیش از این، در ماه مه، امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، یک کارتل نفتی به رهبری عربستان سعودی که بخش قابل توجهی از عرضه جهانی نفت را مدیریت می‌کند، خارج شد. امارات متحده عربی این کار را برای رهایی از محدودیت‌های تولید تحت هدایت عربستان سعودی انجام داد که ابوظبی معتقد است آرمان‌های اقتصادی و سیاسی آن را محدود کرده است. اندکی پس از آن، در ماه ژوئیه، عربستان سعودی اعلام کرد که ۱۳ کشور به آنها در ایجاد یک اتحاد دفاعی دریایی برای تضمین آزادی دریانوردی در دریای سرخ، خلیج عدن و تنگه باب المندب پیوسته‌اند. امارات متحده عربی در میان آنها نبود. یونان، اسرائیل و هند نیز با وجود اینکه همگی منافع دریایی قابل توجهی در آب‌هایی دارند که این اتحاد حول محور حفاظت از آنها سازماندهی شده است، در این اتحاد حضور نداشتند.

این شکاف‌ها به‌ویژه برای هند، که سیاست خارجی آن مدت‌هاست بر چندجانبه‌گرایی استوار است، چالش‌برانگیز بوده است. در ۶ اوت، یک روز قبل از امضای مکه، نارندرا مودی، نخست وزیر هند با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تماس گرفت. بازخوانی های رسمی با استناد به مشارکت استراتژیک ویژه هند و اسرائیل و "تحولات در غرب آسیا" بود. آنچه روز بعد اتفاق افتاد گویاتر بود: رسانه های ترکیه و پاکستان گزارش دادند که هند فوراً به اسرائیل در مورد ترتیبات دفاعی متقابل برای مقابله با محور جدید نزدیک شده است. وزارت امور خارجه هند مذاکره درباره توافق جدید را تکذیب کرد و این گزارش ها را «اخبار جعلی» خواند. اما این فرض اساسی را انکار نکرد و در عوض گفت که دهلی نو توافق مکه را «از نزدیک دنبال می‌کند». دولت‌ها معمولاً به شایعاتی که بی‌اهمیت می‌دانند، پاسخ رسمی نمی‌دهند.

پاکستان در داخل ائتلاف گسترده و عمیق قرار دارد. بنابراین، هند، هر چقدر هم که پوشش داده شود، بیشتر به سمت ائتلاف چابک شبکه‌ای متمایل است. همان‌طور که دو گروه سست در نهادها رسمیت می یابند، فضا برای چند همسویی تنگ می شود. این پویایی است که مستحق درمان کاملتر خود در جای دیگر است، اما انکار و تأیید عجولانه خود دهلی نو نشان می دهد که قبلاً آن را احساس کرده است.

بعد چه می‌شود

ایالات متحده سه دهه بعد از عملیات طوفان صحرا، توان خود را صرف ساختن یک معماری امنیتی واقعی در خاورمیانه کرده است. حضور نظامی ایالات متحده، آموزش قابلیت همکاری و اطلاعات مشترک، شرکای خلیج فارس و اسرائیل را به چیزی شبیه به یک موضع دفاعی هماهنگ تبدیل کرده است که به راحتی از آن به عنوان "ناتوی خاورمیانه" یاد می شود. توافقنامه دفاع مشترک مکه یک سوال پریشان‌کننده را ایجاد می کند: آیا این معماری در حال تحقق است یا جایگزین شده است؟

از یک طرف بخوانید، این پروژه واشینگتن است که سرانجام به ثمر نشسته است. این توافق گام بعدی در قابلیت همکاری در سطح منطقه و یک تعهد واقعی دفاعی متقابل است. با این حال، از وجه دیگری نیز آن را بخوانید، این گزینه جانشینی آرام برای آن پروژه است. قابلیت همکاری آرمانی واقعی است، اما در اطراف ریاض، آنکارا، و اسلام آباد ساخته شده، و واشینگتن پس از وقوع آن به جایی این که از قبل طرف مشورت باشد از آن مطلع شده است. هنوز خیلی زود است که بدانیم کدام خوانش صحیح است. اما این فرض که اساس سه دهه سیاست آمریکا در حوزه خلیج فارس که واشنگتن در مرکز هر معماری ظاهر می شد، نادیده گرفته شده و در آن ظاهر نشده است، دیگر نمی تواند بدیهی تلقی شود.

قابلیت همکاری که واشنگتن مدت هاست از آن حمایت می کند، مستلزم اعتماد در میان شرکت کنندگان در ساخت آن است. زمانی که دو مورد از اساسی‌ترین گره‌های معماری – عربستان سعودی و امارات متحده عربی – به‌طور همزمان پرداخت‌های بانکی یکدیگر را مسدود می‌کنند، طرف‌های مقابل را در یمن مسلح می‌کنند و ائتلاف‌های رقیب ایجاد می‌کنند که به وضوح یکدیگر را حذف می‌کنند، حفظ این اعتماد دشوارتر است. واشنگتن با انتخاب بین دو ائتلاف روبه‌رو نیست. در حال کشف این واقعیت است که نزدیکترین شرکای‌اش از شروع به انتخاب چه گزینه‌ای کرده اند.

در هفته‌های آتی، توافقنامه دفاعی مشترک مکه بیشتر به عنوان داستانی درباره ایران، اسرائیل، بازدارندگی و فراتر رفتن از مرزهای یک عضو ناتو تحلیل می‌شود. اما چیزی بزرگتر نیز در حال بازی است. توافق مکه روشن‌ترین مدرکی است که تاکنون نشان می‌دهد شکافی در قلب شبه جزیره عربستان در حال شکل‌گیری است که در حال تعمیق و شکل‌گیری است، در سیستم‌های بانکی نفوذ می‌کند، شبه‌نظامیان نیابتی را شامل می‌شود و در ادامه دشمنی‌های عمیق ژئوپلیتیکی را می‌شکافد. دو ائتلاف بر سر کریدورها، سرمایه، و اکنون که رسماً روی کاغذ به پیمان‌های دفاعی متقابل متعهد هستند، رقابت می‌کنند. این مبارزه برای سهم رهبری در قرن بیست و یکم است.

ائتلاف گسترده و عمیق در حال ایجاد تعهد سخت تر و الزام آورتر است. ائتلاف چابک شبکه‌ای، در حال حاضر، این کار را نکرده است. این که آیا این قدرت را منعکس می کند (سیگنالی مبنی بر اینکه کشورهای چابک برای حرکت با یکدیگر به معاهدات رسمی نیاز ندارند) یا افشای آن تنها با گسترش رقابت مشخص خواهد شد. اما دولت های درگیر منتظرند تا دریابند کدام نظریه قدرت به طور انتزاعی پیروز می شود. آنها شروع به ساختن پاسخ به زبان یک معاهده کرده اند.

منبع: شیکاگو کانسیل ان گلوبال افرز / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی




 چین: تحریم و اعمال فشار مساله ایران را حل نخواهد کرد
۱۶ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

چین: تحریم و اعمال فشار مساله ایران را حل نخواهد کرد

سخنگوی وزارت امور خارجه چین تاکید کرد: اعمال تحریم و اعمال فشار برای حل مسئله ایران مفید نخواهد بود.

 بنزین ، لمس واقعیت به دور از توهم و تخیل
۱۵ ساعت قبل / سایت عصرایران

بنزین ، لمس واقعیت به دور از توهم و تخیل

بنزین به مسئله ای برای گروکشی میان دولت و مردم تبدیل شده است. مردم خواسته ها و مطالباتی دارند که دولت های متوالی حاضر به پاسخ به آنها نیستند. حل مشکل بنز...

 خبر جدید از مذاکرات ایران و عمان/ چه چیزی ترامپ را عصبانی کرد؟
۱۵ ساعت قبل / سایت اکوایران

خبر جدید از مذاکرات ایران و عمان/ چه چیزی ترامپ را عصبانی کرد؟

دو مقام آمریکایی مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شدند.

 واکنش قالیباف به نام جعلی خلیج فارس در نقشه عراق
۱۰ ساعت قبل / سایت اکوایران

واکنش قالیباف به نام جعلی خلیج فارس در نقشه عراق

قالیباف در واکنش به نقشه جعلی رئیس مجلس عراق: هر قدمی که دشمنان برای دور کردن ایران و عراق برداشتند، ما دو قدم به هم نزدیک‌تر شدیم

 ادعای رسانه آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شکست خورد
۱۵ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

ادعای رسانه آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شکست خورد

رسانه «سمافور» به نقل از یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید ادعا داد که دولت آمریکا معتقد است مذاکرات ایران و عمان چند هفته پیش شکست خورده است.

 عضو کمیسیون اقتصادی مجلس: در طرح جدید بنزین سهمیه از ۱۹۰ لیتر به ۹۰ لیتر کاهش می‌یابد
۱۰ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس: در طرح جدید بنزین سهمیه از ۱۹۰ لیتر به ۹۰ لیتر کاهش می‌یابد

 عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در شبکه اجتماعی ایکس توضیحاتی درباره طرح جدید سهمیه‌بندی بنزین ارائه کرد.