
به گزارش اقتصادنیوز، وقتی به ساختارهای اقتصادی و سیاسی مینگریم، ابتدا مجموعهای از واقعیتهای ملموس و مادی توجه ما را جلب میکند. ما وزارتخانهها، ساختمان مجلس، شهرداری، فرمانداری، ادارات دولتی، کارخانهها، شرکتها، بانکها، مجتمعهای تجاری، بورس و صرافی و... را میبینیم. این نمودهای فیزیکی و نهادی به قدری فضای اطراف ما اشغال کردهاند که بسیاری از افراد و حتی برخی از روشنفکران و دانشگاهیان هم تصور میکنند که تاریخ بشر و اقتصاد سیاسی کشورها صرفاً برآیندی از نیروهای مادی، جبر جغرافیایی، منابع طبیعی یا پیشرفتهای تکنولوژیک است. اما آنچه جهان مادی ما را میسازد، پیش از آنکه در عالم واقعیت تجلی یابد، به شکل یک «ایده» و «اندیشه» در ذهن انسانها جوانه زده است. در واقع، تاریخ اقتصاد سیاسی کشورها، تاریخ ابزارها و منابع نیست، بلکه تاریخ اندیشهها، ارزشها، نگرشها و باورهای انسانهاست. قدرت اندیشه
«به یاد داشته باشید شما مردان گردنفراز عمل که هیچ نیستید مگر بیآنکه خود بدانید ابزارهایی در دست مردان اندیشه، که در آرامش محقر خویش بسا قطعیترین طرحهای عمل شما را پیشاپیش در افکندهاند.»
این جملهها از شاعر بزرگ آلمانی سده نوزدهم، هاینریش هاینه، در کتابی به نام «تاریخ دین و فلسفه در آلمان» است (۱۸۳۴) که آیزایا برلین در اوایل مقاله معروف خود، «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) از آن چنین یاد کرده است:
«بیش از یکصد سال پیش، شاعر آلمانی هاینه به فرانسویان هشدار داد که قدرت اندیشه را دست کم نگیرند، زیرا مفاهیم فلسفی که در آرامش اتاق کار فیلسوفی پرورانده میشوند، ممکن است تمدنی را نابود کنند.»
آیزایا برلین، فیلسوف لیبرال، در اغلب آثار خود به اهمیت ایدهها و اندیشهها پرداخته است. از او کتابهای زیر به فارسی ترجمه و منتشر شده است: «آزادی و خیانت به آزادی»، «قدرت اندیشه»، «ریشههای رومانتیسم»، «ذهن روسی در نظام شوروی»، «کارل مارکس»، «متفکران روس»، «چهار مقاله درباره آزادی»، «خارپشت و روباه»، «مجوس شمال» و «سرشت تلخ بشر». اهمیت ایده در اقتصاد
اقتصاد در ذات خود چیزی جز مطالعه کنشهای انسانی نیست و انسانها، برخلاف جانوران یا اشیاء فیزیکی، بر اساس غریزه کورکورانه یا قوانین مکانیکی حرکت نمیکنند. هر انسانی …






