
به گزارش اقتصادنیوز، محمد طاهری در هفته نامه تجارت فردا نوشت:
احتمال اینکه یک نویسنده سرشناس سوسیالیست به اقتصاد آزاد گرایش پیدا کند، بسیار کمتر از آن است که یک اقتصاددان مدافع بازار آزاد به سوسیالیسم متمایل شود. تغییر مسیر از سوسیالیسم به سرمایهداری برای یک برنده نوبل ادبیات، دشوارتر از آن است که یک اقتصاددان، دغدغههای عدالتخواهانه را به چارچوب فکری خود بیفزاید.
اقتصاددان مدافع بازار آزاد میتواند مسئله عدالت یا دغدغه نابرابری را در منظومه فکری خویش جای دهد، اما نویسندهای که سالها با سلوک سوسیالیستی زندگی کرده، بهسختی میتواند مفاهیمی نظیر منفعت، مطلوبیت، بازار آزاد و اصول منطقی علم اقتصاد را به داشتههای فکری خود بیفزاید. با این حال، ماریو بارگاس یوسا، نویسنده اهل پرو و برنده جایزه نوبل ادبیات، این مسیر دشوار را پیموده است. او که در جوانی شیفته اندیشههای سوسیالیستی و انقلاب کوبا بود، بهتدریج و در پی تجربههای سیاسی و سلوک فکری خود، از سوسیالیسم فاصله گرفت و به یکی از شناختهشدهترین مدافعان لیبرالیسم و جامعه باز تبدیل شد. یوسا در سالهای پایانی عمرش نهتنها از اقتصاد بازار و آزادیهای فردی دفاع میکرد، بلکه در آثاری چون «قبیله علیه آزادی» به ستایش متفکرانی پرداخت که سنت فکری آزادیخواهی مدرن را شکل دادهاند.
کتاب «قبیله علیه آزادی» که ترجمه خوب خانمها مهشید معیری و آسیه اسدپور از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است، در مدت کوتاهی به چاپ سوم رسیده است. استقبال از این کتاب نشان میدهد که همچنان مخاطبان بسیاری در پی شناخت ریشههای فکری نویسندهای هستند که در دهههای اخیر به یکی از برجستهترین و شناختهشدهترین مدافعان آزادی در جهان تبدیل شده است.
ماریو بارگاس یوسا که در ایران بسیار محبوبیت دارد، تنها نمونه چنین دگرگونی بزرگی نیست. فریدریش فون هایک در جوانی با برخی ایدههای مداخلهگرایانه و برنامهریزی اقتصادی همدلی داشت، اما بعدها به یکی از مهمترین منتقدان سوسیالیسم و مدافعان اقتصاد آزاد تبدیل شد. آیزایا برلین نیز هرچند در فضای روشنفکری چپ رشد کرد، در نهایت بر آزادی فردی و اصول لیبرالیسم صحه گذاشت. جورج اورول، با وجود گرایشهای سوسیالیستی در جوانی، در آثار خود به نقد تمامیتخواهی پرداخت و نسبت به خطرات سوسیالیسم …












