
به گزارش اقتصادنیوز، مصطفی مسجدی آرانی، خبرنگار گروه رسانه ای دنیای اقتصاد در گزارشی از سفر به استان هرمزگان نوشت؛
این گزارش را در پایان یک سفر حدودا یک هفتهای به استان هرمزگان مینویسم. در پایانه مسافربری کیش منتظر کشتی پلیکان بودم تا به چارک بروم و از آنجا سفر خودم را بهعنوان نماینده گروه رسانهای «دنیایاقتصاد» به جنوب کشور ادامه دهم. گزارش نخست در روز دوشنبه هفته گذشته منتشر شد و در آن روایتی خواندید از چابهار تا جاسک. حالا باید روایت جاسک تا کیش را قلمی کنم. بیپرده میگویم، هر آنچه دیدم نوشتنی نیست. روایت ناتمام میناب
چند ساعتی در جاسک به میزبانی یک رئیس باشگاه بدنسازی که البته کافهای هم داشت، اقامت داشتم. خود او یک ماشین هماهنگ کرد تا مرا به سیریک ببرد. ماشین با کمی تاخیر آمد، در ادامه رفت در یک محلهای که کوچههایش هنوز خاکی بود. یک کیف برداشت که جعبه ابزارش بود و بعد رفتیم یک نفر دیگر را هم سوار کردیم. این نفر دوم ماجرای عجیبی داشت. چرا عجیب؟ چون کارگر تاسیساتی بود در شهر بهمدی؛ یک جایی نزدیک جاسک. خبر مرتبط نمایی نزدیک از جنگ | مکران هنوز زنده است | چابهار دیگر شهری بینالمللی نیست | «بیچاره» اینجا واقعا بیچاره است | اینجا مشکلی مهمتر از جنگ وجود دارد زیرا....
اقتصادنیوز: در جاسک هم محل اصابتها مشخص است؛ از رادار شهر تا برج مراقبت دریایی و البته یکی دو قایق که همین یک ساعت قبل از آنکه بیایم مورد اصابت قرار گرفته و آتششان هنوز خاموش نشده است.
صبح به او زنگ زده بودند که بیا میناب که خانم باردارت را داریم میبریم بیمارستان و او تازه حالا یعنی ساعت ۶ شب توانسته بود یک ماشین پیدا کند؛ چون ماشین نبود؛ چون بنزین نیست؛ چون راننده برای اینکه ۱۰ لیتر بنزین از یک تاکسی بگیرد (آن هم به واسطه اینکه در شهر کمی شناخته شده است) نیم ساعتی در جایگاه ایستاده بود. چرا در بهمدی کار میکرد؟ چون کار خوبی در میناب پیدا نمیشد. چند سالش بود؟ ۲۸سال ولی به ۳۵سالهها میخورد. میگفت در نوجوانی پدرش از کارافتاده شده بوده و خودش نانآور خانواده است. فوق دیپلم بازرگانی گرفته بود؛ ولی نه در صنعت فولاد توانسته بود کار بگیرد و نه در شرکت نفت. دو کاری که اینجا در جنوب خیلی مرغوب است.
زدیم به جاده. بحرانها …













