
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، احتمال ورود اوکراین به جنگ مستقیم ایران و آمریکا بسیار پایین است، اما احتمال درگیرشدن اوکراین در «حلقههای پیرامونی» این منازعه بسیار بالاست. به بیان دقیقتر، اوکراین نه بهعنوان یک طرف جنگ کلاسیک و مستقیم، بلکه بهصورت یک کنشگر همپوشان در جنگی چندجبههای ظاهر میشود. از یک سو با حمله به زیرساختها و داراییهای مرتبط با انتقال کمک نظامی ایران به روسیه، با همسویی تاکتیکی با فشارهای آمریکا علیه تهران، و با تلاش برای تبدیل منازعه ایران–آمریکا به اهرمی برای تقویت موقعیت خود در برابر روسیه تلاش می کند نقش خود را در پازلی بزرگ تر در نقشه ناتو علیه ایران ایفا کند. برای فهم این موضوع، باید از منطق سنتی «دو دولت، یک جنگ» فاصله گرفت. در نظم امنیتی امروز، بهویژه در خاورمیانه و اوراسیا، منازعات غالباً در قالب جنگهای شبکهای و پیوندی عمل میکنند. سه مفهوم برای تحلیل این وضعیت وجود دارد: ۱) سرریز منازعه
وقتی جنگی در یک جغرافیا، رفتار بازیگران را در جغرافیای دیگر تغییر میدهد. در اینجا، جنگ ایران–آمریکا و جنگ روسیه–اوکراین بر هم اثر میگذارند؛ چون ایران از روسیه در جنگ اوکراین پشتیبانی تسلیحاتی کرده و اوکراین نیز اکنون به زیرساختهای مرتبط با این پشتیبانی ضربه میزند. ۲) جنگ نیابتیِ معکوس
اوکراین دیگر صرفاً «گیرنده حمایت غرب» نیست؛ بلکه در برخی حوزهها به تولیدکننده دانش، تجربه و حتی همکاری امنیتی برای متحدان آمریکا تبدیل شده است. همین تغییر، آن را به یکی از گرههای سیاسیِ تقاطع جنگها بدل میکند. ۳) همپیوندی میدانی منازعات
وقتی یک اقدام نظامی در یک جبهه، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به جبههای دیگر مرتبط میشود. حمله اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر دقیقاً از همین جنس است: ضربه به شبکه انتقال تجهیزاتی که میتواند به روسیه و سپس به جنگ اوکراین مرتبط باشد. واقعیتهای اخیر چه میگویند؟
بر اساس دادههای علنی و گزارشهای رسانهای معتبر در روزهای اخیر، چند نکته کلیدی روشن است: الف) حمله اوکراین به شناور ایرانی در خزر
در همین راستا اوکراین اعلام کرده که یک شناور مرتبط با …





