قیمت طلا امروز




 سایت اقتصادنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

عبدال السید؛ دشمن جدید ترامپ | نسخه السید برای مقابله با نفوذ شرکت‌های بزرگ و ثروتمندان در سیاست | آیا او واقعاً شانس سناتور شدن دارد؟ | و اینجاست که ۲۰۲۸ شروع می‌شود!

اقتصادنیوز: السید با دریافت بورسیه معتبر رودز به دانشگاه آکسفورد رفت و در حوزه سلامت جمعیت و بهداشت عمومی دکترا گرفت. سپس در دانشگاه کلمبیا پزشکی خواند و مدرک پزشکی گرفت. او بعدها به عنوان استاد اپیدمیولوژی در دانشکده بهداشت عمومی کلمبیا فعالیت کرد و بیش از ۱۰۰ مقاله علمی منتشر کرد.
 عبدال السید؛ دشمن جدید ترامپ | نسخه السید برای مقابله با نفوذ شرکت‌های بزرگ و ثروتمندان در سیاست | آیا او واقعاً شانس سناتور شدن دارد؟ | و اینجاست که ۲۰۲۸ شروع می‌شود!

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، در سیاست آمریکا، بعضی انتخابات فقط درباره این نیستند که چه کسی یک کرسی را به دست می‌آورد. گاهی یک انتخابات به آزمایشی برای آینده یک حزب، یک جریان سیاسی و حتی یک نسل تبدیل می‌شود.

انتخابات سنای ایالت میشیگان در سال ۲۰۲۶ حالا یکی از همین انتخابات است.

در مرکز آن، مردی ایستاده که اگر در ماه نوامبر پیروز شود، نامش برای همیشه در تاریخ آمریکا ثبت خواهد شد: عبدالرحمن محمد السید، معروف به عبدال السید؛ پزشک و اپیدمیولوژیستی که از خانواده‌ای مهاجر و مصری در دیترویت به یکی از چهره‌های شناخته‌شده جناح مترقی حزب دموکرات رسیده و حالا می‌تواند نخستین مسلمان تاریخ سنای آمریکا شود.

اما داستان السید فقط داستان یک مسلمان است که می‌خواهد وارد سنا شود. اتفاق مهم‌تر این است که او نماینده جریانی در حزب دموکرات است که معتقد است این حزب برای پیروزی در آمریکا باید از سیاست‌های سنتی فاصله بگیرد، بیشتر روی مشکلات اقتصادی مردم تمرکز کند و با نفوذ شرکت‌های بزرگ و ثروتمندان در سیاست مقابله کند.

درست به همین دلیل است که انتخابات او از همین حالا به یکی از آزمون‌های مهم دموکرات‌ها برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ تبدیل شده است. پسر مهاجری از دیترویت

عبدال السید در ۳۱ اکتبر ۱۹۸۴ در دیترویت، میشیگان، به دنیا آمد و در منطقه مترو دیترویت بزرگ شد.

پدرش در سال ۱۹۷۸ از اسکندریه مصر به آمریکا مهاجرت کرده بود. خانواده السید در دوره‌ای در دیترویت زندگی می‌کردند که این شهر با مشکلات اقتصادی عمیقی روبه‌رو بود؛ کارخانه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شدند، جمعیت شهر کاهش پیدا می‌کرد و محله‌های زیادی با خانه‌های خالی و فقر دست‌وپنجه نرم می‌کردند.

السید بعدها بارها درباره همین تجربه صحبت کرد؛ اینکه از کودکی دیده بود شرایط اقتصادی و اجتماعی یک محله چگونه می‌تواند روی سلامت مردم تأثیر بگذارد.

شاید همین تجربه، مسیر زندگی او را توضیح دهد.

او در دانشگاه میشیگان تحصیل کرد و با بالاترین درجه فارغ‌التحصیلی از این دانشگاه بیرون آمد. در دانشگاه، فقط دانشجوی علوم نبود؛ ورزشکار هم بود و در رشته‌هایی مانند فوتبال آمریکایی، لاکراس و کشتی فعالیت می‌کرد.

اما بعد تصمیم گرفت مسیر زندگی‌اش را به پزشکی و سلامت عمومی گره بزند.

مسیر تحصیلی او خیلی زود از یک پزشک معمولی فراتر رفت.

السید با دریافت بورسیه معتبر رودز به دانشگاه آکسفورد رفت و در حوزه سلامت جمعیت و بهداشت عمومی دکترا گرفت. سپس در دانشگاه کلمبیا پزشکی خواند و مدرک پزشکی گرفت. او بعدها به عنوان استاد اپیدمیولوژی در دانشکده بهداشت عمومی کلمبیا فعالیت کرد و بیش از ۱۰۰ مقاله علمی منتشر کرد.

اما یک سؤال مهم در ذهن او شکل گرفته بود:

اگر دانشمندان می‌دانند چرا مردم بیمار می‌شوند، چرا سیاستمداران نمی‌توانند شرایطی ایجاد کنند که مردم کمتر بیمار شوند؟

برای السید، پاسخ به این سؤال کم‌کم او را از دانشگاه به سیاست کشاند. از دانشگاه به خیابان‌های دیترویت

در سال ۲۰۱۵، زمانی که تنها حدود ۳۰ سال داشت، السید به شهر خودش برگشت.

او مدیر بهداشت دیترویت شد؛ شهری که هنوز با پیامدهای ورشکستگی و بحران اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

کار او فقط درمان بیماران نبود. نگاه السید به سلامت بسیار گسترده‌تر بود.

از نظر او، اگر یک کودک در یک محله فقیر به آسم مبتلا می‌شود، مسئله فقط بیماری او نیست؛ باید دید خانه‌اش چه وضعیتی دارد، هوا چقدر آلوده است، خانواده‌اش چقدر درآمد دارد و آیا غذای مناسب در دسترس آنها هست یا نه.

او سلامت را نتیجه مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی و اقتصادی می‌دانست.

به همین دلیل تلاش کرد اداره بهداشت دیترویت را دوباره سازمان‌دهی کند و آن را به نهادی فعال‌تر در زمینه سلامت عمومی تبدیل کند. پیش از آن، این اداره در جریان بحران مالی دیترویت خصوصی شده بود و السید مأمور شد ساختار سلامت عمومی شهر را بازسازی کند.

اما اتفاقی که چند سال بعد در میشیگان افتاد، مسیر زندگی او را به سمت سیاست انتخاباتی برد. فلینت؛ جایی که السید تصمیم گرفت سیاستمدار شود

در میشیگان، شهر فلینت به نماد یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های آب آمریکا تبدیل شده بود.

آب آلوده به سرب، هزاران کودک را در معرض خطر قرار داده بود.

السید بعدها گفت که مشاهده این بحران باعث شد به این نتیجه برسد که بسیاری از مشکلاتی که پزشکان با آنها مواجه‌اند، اصلاً در بیمارستان ایجاد نمی‌شوند.

مشکل ممکن است در تصمیم یک دولت، کاهش بودجه، سیاست اقتصادی یا بی‌توجهی به یک جامعه شکل گرفته باشد.

او در نهایت به این نتیجه رسید که اگر می‌خواهد واقعاً روی این مسائل اثر بگذارد، باید وارد سیاست شود.

در سال ۲۰۱۷ از سمت خود در اداره بهداشت دیترویت کنار رفت و نامزدی خود را برای فرمانداری میشیگان اعلام کرد.

این نخستین تلاش جدی او برای ورود به سیاست انتخاباتی بود. یک نامزد غیرمعمول

السید در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها در سال ۲۰۱۸، برنامه‌ای بسیار مترقی ارائه کرد.

او از «سلامت برای همه» یعنی نظام درمانی همگانی برای همه آمریکایی‌ها، حمایت کرد.

خواهان سرمایه‌گذاری گسترده در خدمات عمومی بود.

از انرژی پاک حمایت می‌کرد.

با نفوذ شرکت‌ها و پول بزرگ در سیاست مخالف بود.

و تلاش کرد کمپین خود را بیشتر با کمک‌های کوچک مردمی پیش ببرد تا کمک شرکت‌ها.

این مواضع باعث شد خیلی زود مورد توجه جناح چپ حزب دموکرات قرار بگیرد.

برنی سندرز از او حمایت کرد و الکساندریا اوکاسیو-کورتز نیز در کنار او قرار گرفت.

اما میشیگان در سال ۲۰۱۸ هنوز برای چنین سیاستمداری آماده نبود.

السید حدود ۳۴۰ هزار رأی گرفت و در رقابت سه‌نفره مقدماتی دموکرات‌ها دوم شد.

برنده انتخابات، گرچن ویتمر بود؛ سیاستمداری میانه‌روتر که بعدها به یکی از مهم‌ترین چهره‌های حزب دموکرات تبدیل شد.

برای السید، شکست ۲۰۱۸ پایان سیاست نبود.

در واقع، شاید تازه آغاز کار بود. شکست؛ و سال‌هایی که او را مشهورتر کرد

بعد از شکست در انتخابات فرمانداری، السید به دانشگاه و فضای رسانه‌ای برگشت.

او کتاب نوشت، درباره سیاست سلامت صحبت کرد، در رسانه‌ها حضور پیدا کرد و به یکی از چهره‌های فکری جناح مترقی دموکرات‌ها تبدیل شد.

کتاب معروفش «Healing Politics»، درباره چیزی بود که او آن را نوعی بیماری سیاسی در آمریکا می‌دانست.

از نگاه السید، مشکلات آمریکا فقط اختلاف میان جمهوری‌خواه و دموکرات نیست.

فقر، ناامنی اقتصادی، هزینه بالای درمان، مشکلات مسکن، دستمزد پایین و احساس بی‌قدرتی مردم همگی بخشی از بحران سیاسی آمریکا هستند.

این نگاه باعث شد یک ویژگی مهم در سیاست او شکل بگیرد:

او تلاش می‌کند مسائل پیچیده سیاسی را به تجربه روزمره مردم وصل کند.

برای او، سیاست فقط درباره واشنگتن نیست؛ درباره قیمت غذا، قبض پزشکی، اجاره خانه و دستمزد کارگر هم هست.

همین پیام، چند سال بعد دوباره او را به انتخابات برگرداند.

کرسی‌ای که دموکرات‌ها نمی‌خواستند به السید برسد

در سال ۲۰۲۵، السید اعلام کرد که برای کرسی سنای میشیگان نامزد خواهد شد.

این کرسی اهمیت زیادی داشت.

سناتور دموکرات گری پیترز تصمیم گرفته بود برای دوره بعد دوباره نامزد نشود و بنابراین صندلی او باز شده بود.

برای دموکرات‌ها، انتخابات میشیگان فقط یک انتخابات معمولی نبود؛ نتیجه می‌توانست بر کنترل کل سنای آمریکا تأثیر بگذارد.

اما مشکل السید این بود که تنها نبود.

در مقابل او هیلی استیونز، نماینده میانه‌روتر دموکرات، قرار داشت؛ سیاستمداری که از حمایت بخش بزرگی از تشکیلات حزب برخوردار بود.

گرچن ویتمر، گری پیترز و بخشی از رهبران سنتی دموکرات‌ها پشت استیونز قرار گرفتند.

در طرف دیگر، السید نماینده جناح مترقی بود.

برنی سندرز از او حمایت کرد.

الکساندریا اوکاسیو-کورتز در کنار او قرار گرفت.

و اتحادیه‌ها و گروه‌های مترقی نیز به کمپین او پیوستند.

انتخابات به یک نبرد درون‌حزبی تبدیل شد:

دموکرات‌های سنتی در برابر دموکرات‌های مترقی. پول هم علیه او بود

این فقط یک اختلاف سیاسی نبود؛ اختلاف مالی هم بسیار بزرگ بود.

رقیب او، هیلی استیونز، از حمایت مالی بسیار قدرتمندی برخوردار بود و بیش از ۶۰ میلیون دلار از منابع کمپین و گروه‌های بیرونی برای رقابتش جمع‌آوری شد.

السید با منابع بسیار کمتری وارد رقابت شد.

به همین دلیل پیروزی احتمالی او برای جناح چپ دموکرات‌ها بسیار مهم بود.

اگر یک نامزد مترقی می‌توانست در برابر چنین حجم عظیمی از پول و حمایت تشکیلاتی پیروز شود، پیام آن روشن بود:

پول و تشکیلات هنوز همه‌چیز نیستند. شب انتخابات؛ پیروزی با یک تفاوت بسیار کوچک

چهارم اوت ۲۰۲۶، رأی‌گیری مقدماتی دموکرات‌ها برگزار شد.

در ساعات اولیه مشخص نبود چه کسی برنده خواهد شد.

رقابت آن‌قدر نزدیک بود که ساعت‌ها طول کشید تا نتیجه روشن شود.

در نهایت عبدال السید پیروز شد. اما نه با یک پیروزی قاطع.

او با اختلاف بسیار کمی هیلی استیونز را شکست داد و نامزد نهایی دموکرات‌ها برای انتخابات سنا شد. رسانه‌های آمریکایی این پیروزی را یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های جناح مترقی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ توصیف کردند.

حالا داستان کاملاً عوض شده است. السید دیگر فقط یک فعال سیاسی یا یک نامزد درون‌حزبی نیست. او نامزد رسمی حزب دموکرات برای یکی از مهم‌ترین کرسی‌های سنای آمریکاست.

و در ماه نوامبر باید با جمهوری‌خواهی به نام مایک راجرز روبه‌رو شود. رقیب بعدی؛ مایک راجرز

راجرز برای آمریکایی‌ها چهره ناشناخته‌ای نیست. او سال‌ها نماینده جمهوری‌خواه میشیگان در مجلس نمایندگان بود و سابقه فعالیت در FBI نیز دارد.

در انتخابات سنای سال ۲۰۲۴ هم نامزد جمهوری‌خواهان در میشیگان بود و با اختلاف بسیار کمی از الیسا اسلاتکین، دموکرات شکست خورد.

بنابراین او نشان داده که می‌تواند در یک انتخابات سراسری در میشیگان رقابت کند.

اکنون بار دیگر برگشته است.

این بار روبه‌روی عبدال السید.

و همین‌جا اهمیت انتخابات نوامبر مشخص می‌شود.

اگر السید ببازد، داستان او ممکن است همان‌جا متوقف شود.

اما اگر پیروز شود، وارد سنا خواهد شد و نامش برای همیشه در تاریخ ثبت می‌شود. چرا پیروزی او تاریخی خواهد بود؟

تا امروز هیچ مسلمانی در تاریخ آمریکا به عضویت سنای ایالات متحده نرسیده است.

مسلمانان پیش از این به مجلس نمایندگان راه پیدا کرده‌اند؛ از جمله ایلهان عمر، رشیده طلیب و آندره کارسون.

اما سنا هنوز چنین عضوی نداشته است.

بنابراین اگر السید در نوامبر پیروز شود، نخستین سناتور مسلمان تاریخ آمریکا خواهد بود.

این اتفاق در میشیگان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

میشیگان یکی از مهم‌ترین مراکز جمعیت عرب و مسلمان آمریکا است و منطقه دیترویت، به‌ویژه اطراف دیربورن، یکی از شناخته‌شده‌ترین جوامع عرب‌آمریکایی کشور را در خود جای داده است.

اما نکته جالب اینجاست که السید نمی‌خواهد انتخابات را فقط به یک انتخابات «مسلمانان در برابر غیرمسلمانان» تبدیل کند.

او تلاش می‌کند خود را به عنوان یک سیاستمدار اقتصادی و اجتماعی معرفی کند.

پیامش این است: مشکل اصلی مردم آمریکا، قیمت بالای زندگی و توزیع نابرابر قدرت و ثروت است. نسخه السید برای آمریکا چیست؟

السید از سیاست‌هایی حمایت می‌کند که در سیاست آمریکا در جناح چپ حزب دموکرات قرار می‌گیرند.

او از سلامت همگانی دفاع می کند و اندیشه های چپ دارد.

از افزایش مالیات ثروتمندان و میلیاردرها دفاع می‌کند.

با نفوذ شرکت‌های بزرگ در سیاست مخالف است.

از افزایش دستمزدها و گسترش خدمات عمومی حمایت می‌کند.

 در سیاست خارجی نیز مواضعی بسیار متفاوت با جریان اصلی حزب دموکرات دارد.

او از منتقدان جدی حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل است و خواهان تغییر اساسی در سیاست واشنگتن در قبال اسرائیل و جنگ غزه شده است.

همین مواضع، هم بزرگ‌ترین سرمایه او هستند و هم بزرگ‌ترین خطرش. مسلمان بودن؛ فرصت یا نقطه ضعف؟

در میشیگان، مسلمان و عرب بودن السید می‌تواند یک مزیت انتخاباتی باشد. اما در انتخابات سراسری، همین مسئله ممکن است به یک نقطه حمله جمهوری‌خواهان تبدیل شود. جمهوری‌خواهان تلاش کرده‌اند او را سیاستمداری «بیش از حد چپ» و «رادیکال» معرفی کنند. دونالد ترامپ نیز به او حمله کرده است.

در مقابل، السید تلاش می‌کند بحث را از هویت مذهبی خود به مسائل اقتصادی برگرداند.

او می‌خواهد رأی‌دهنده‌ای که مسلمان نیست، اما از قیمت غذا، مسکن، بیمه درمانی یا وضعیت اقتصادی ناراضی است، هم دلیلی برای رأی دادن به او داشته باشد.

این استراتژی برای پیروزی در میشیگان حیاتی است.

چون برای پیروزی در انتخابات سراسری، او فقط به رأی مسلمانان و مترقی‌ها نیاز ندارد.

به رأی سیاه‌پوستان، کارگران، رأی‌دهندگان مستقل، حومه‌نشین‌ها و حتی بخشی از سفیدپوستان طبقه کارگر نیز نیاز دارد. آیا او واقعاً شانس سناتور شدن دارد؟

پاسخ این است: بله؛ اما هنوز نمی‌توان او را برنده دانست.

انتخابات عمومی میشیگان یکی از رقابتی‌ترین رقابت‌های سنای آمریکا در سال ۲۰۲۶ محسوب می‌شود.

میشیگان دیگر یک ایالت کاملاً دموکرات نیست. در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴، دونالد ترامپ توانست در این ایالت پیروز شود و همین موضوع اهمیت انتخابات سنا را بیشتر کرده است.

از طرف دیگر، دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای می‌توانند از نارضایتی عمومی از دولت مستقر استفاده کنند.

بنابراین انتخابات نوامبر احتمالاً بسیار نزدیک خواهد بود.

حتی اگر السید پیروز شود، پیروزی او احتمالاً از جنس انتخابات راحت و یک‌طرفه نخواهد بود.

او باید ائتلاف بزرگی بسازد:

مترقی‌ها + مسلمانان و عرب‌آمریکایی‌ها + جوانان + اتحادیه‌ها + سیاه‌پوستان + رأی‌دهندگان مستقل + بخشی از طبقه کارگر سفیدپوست.

اگر نتواند این ائتلاف را شکل دهد، جمهوری‌خواهان شانس بسیار جدی خواهند داشت. اما داستان مهم‌تر، شاید ۲۰۲۸ باشد

در ظاهر، عبدال السید اکنون فقط برای سنا رقابت می‌کند. اما فضای سیاسی آمریکا از همین حالا دارد سؤال دیگری مطرح می‌کند:

اگر السید سناتور شود، آیا می‌تواند یکی از نامزدهای ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ باشد؟

فعلاً پاسخ رسمی این است: نه.

السید تاکنون نامزدی خود برای ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ را اعلام نکرده است. هیچ کمپین رسمی ریاست‌جمهوری از طرف او وجود ندارد.

اما مسئله اینجاست که حتی بدون اعلام نامزدی، نام او وارد بحث ۲۰۲۸ شده است.دلیلش هم مشخص است.

جناحی که او نمایندگی می‌کند، همان جریانی است که از سال‌ها پیش با برنی سندرز رشد کرده و حالا تلاش می‌کند نشان دهد سیاست‌های مترقی فقط برای شهرهای بزرگ و ایالت‌های کاملاً دموکراتیک جواب نمی‌دهد.

انتخابات میشیگان یکی از اولین آزمایش‌های این نظریه است.

آکسیوس در تحلیل اخیر خود انتخابات السید در میشیگان را بخشی از یک آزمون بزرگ‌تر برای آینده پوپولیسم اقتصادی برنی سندرز در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ دانسته است. اگر السید ببرد چه اتفاقی می‌افتد؟

فرض کنیم در نوامبر، عبدال السید مایک راجرز را شکست دهد.

در آن لحظه، او سه ویژگی مهم خواهد داشت:

اول، سناتور آمریکا خواهد بود.

دوم، اولین سناتور مسلمان تاریخ کشور خواهد شد.

و سوم، مهم‌تر از همه، نشان داده خواهد بود که یک سیاستمدار بسیار مترقی توانسته در یک ایالت رقابتی آمریکا پیروز شود.

این سومی برای حزب دموکرات بسیار مهم است.

چون یک سؤال بزرگ در حزب وجود دارد:

آیا دموکرات‌ها برای شکست جمهوری‌خواهان و بازگشت به قدرت باید به مرکز سیاسی نزدیک شوند؟

یا می‌توانند با سیاست‌های اقتصادی بسیار مترقی، جوانان و طبقه کارگر را دوباره بسیج کنند؟

اگر السید پیروز شود، پاسخ جناح چپ دموکرات‌ها روشن خواهد بود:

می‌توانیم. و اینجاست که ۲۰۲۸ شروع می‌شود

السید برای ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ هنوز نامزد نیست.

حتی نمی‌توان گفت که حتماً نامزد خواهد شد.

اما اگر سناتور شود، شرایط کاملاً متفاوت خواهد بود.

او یک تریبون ملی خواهد داشت.

می‌تواند در تلویزیون‌های آمریکا دائماً دیده شود.

می‌تواند درباره اقتصاد، درمان، مالیات، سیاست خارجی و فلسطین موضع بگیرد.

می‌تواند در میان جوانان و فعالان مترقی شبکه سیاسی بزرگی بسازد.

و می‌تواند تبدیل شود به یکی از چهره‌های اصلی جناح چپ حزب دموکرات.

در این صورت، حتی اگر خودش در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت نکند، می‌تواند در تعیین اینکه چه کسی در سال ۲۰۲۸ نامزد دموکرات‌ها شود و حزب چه مواضعی داشته باشد نقش مهمی ایفا کند. اما ریاست‌جمهوری داستان دیگری است

برای اینکه تصور کنیم السید همین حالا یکی از مدعیان جدی ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ است، هنوز خیلی زود است.

او ابتدا باید یک مرحله سخت را پشت سر بگذارد:

انتخابات سنای ۲۰۲۶.

بعد باید در سنا موفق شود.

باید نشان دهد که فقط نماینده یک جناح نیست و می‌تواند ائتلاف گسترده‌تری بسازد.

باید رأی‌دهندگان مستقل را جذب کند.

باید در مقابل حملات جمهوری‌خواهان دوام بیاورد.

و مهم‌تر از همه، باید ثابت کند که سیاست‌های بسیار مترقی او فقط در یک حوزه انتخاباتی خاص محبوب نیستند.

اگر همه این اتفاق‌ها رخ دهد، آن وقت نام او در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ جدی‌تر خواهد شد.

در حال حاضر، اما او در کنار چهره‌های بسیار قدرتمندتری قرار می‌گیرد که از همین حالا نامشان برای ۲۰۲۸ مطرح است.

بنابراین السید در حال حاضر مدعی اصلی ریاست‌جمهوری نیست.

او بیشتر شبیه یک ستاره در حال ظهور است. یک مسیر دیگر هم وجود دارد

ممکن است السید اصلاً در ۲۰۲۸ نامزد ریاست‌جمهوری نشود.

ممکن است بعد از ورود به سنا به یکی از رهبران اصلی جناح مترقی تبدیل شود.

در این صورت می‌تواند نقشی شبیه آنچه برنی سندرز طی سال‌های گذشته در حزب دموکرات داشت، ایفا کند؛ با این تفاوت که جوان‌تر است و به نسل جدیدی از رأی‌دهندگان دسترسی دارد.

ممکن است در سال‌های آینده به یکی از مهم‌ترین صداهای حزب درباره اقتصاد، سلامت عمومی، نابرابری، طبقه کارگر و سیاست خارجی تبدیل شود.

شاید همین نقش برای آینده سیاسی او مهم‌تر از یک کمپین ریاست‌جمهوری زودهنگام باشد.

عبدال السید در حال حاضر در نقطه‌ای ایستاده که شکست و پیروزی او دو آینده کاملاً متفاوت برایش می‌سازند.

اگر در نوامبر شکست بخورد، احتمالاً همچنان یک چهره مهم در جناح مترقی باقی می‌ماند، اما رسیدن به جایگاه ملی بسیار دشوارتر می‌شود.

اما اگر پیروز شود، داستان کاملاً تغییر خواهد کرد.

او نه‌تنها اولین سناتور مسلمان تاریخ آمریکا می‌شود، بلکه ثابت می‌کند یک سیاستمدار مهاجرزاده، مسلمان و بسیار مترقی می‌تواند در یکی از ایالت‌های رقابتی آمریکا پیروز شود.

آن وقت سؤال دیگر فقط این نخواهد بود که: «آیا عبدال السید می‌تواند سناتور شود؟»

بلکه سؤال بزرگ‌تری مطرح خواهد شد:

«آیا عبدال السید می‌تواند یکی از چهره‌هایی باشد که حزب دموکرات را برای نسل بعدی سیاست آمریکا شکل می‌دهند؟»

و شاید حتی سؤال بعدی این باشد:

«آیا او در سال ۲۰۲۸ برای کاخ سفید قدم برمی‌دارد؟»

فعلاً پاسخ این سؤال آخر «نه» است؛ چون السید هیچ نامزدی رسمی برای ریاست‌جمهوری اعلام نکرده است.

اما یک چیز روشن است: انتخابات سنا در میشیگان دیگر فقط درباره یک کرسی سنا نیست.

این انتخابات می‌تواند اولین امتحان بزرگ نسل جدید سیاستمداران مترقی آمریکا باشد؛ نسلی که می‌گوید برای پیروزی، دموکرات‌ها باید کمتر درباره جنگ‌های فرهنگی و بیشتر درباره چیزی صحبت کنند که مردم هر روز با آن زندگی می‌کنند: پول، درمان، مسکن، دستمزد و هزینه زندگی.

 

  همچنین بخوانید ترامپ دستور حملات شدید به ایران را صادر می کند؟/ ادعای وال استریت ژورنال: او به «راهبرد قدیمی» متوسل شده است افشاگری درباره خروج مخفیانه دونالد ترامپ از ترکیه بعد از یک تهدید امنیتی | رئیس‌جمهور آمریکا در «ایرفورس وان» نبود | او با کامیون حمل غذا به هواپیمایی دیگر منتقل شد روزنامه انگلیسی: اوباما برای توافق با ایران 20 ماه زمان صرف کرد | ترامپ حتی به تکرار برجام هم نزدیک نیست | جنگ با ایران موشک‌های رهگیر آمریکا را تحلیل برد ترامپ دوباره تغییر فاز داد؛ تبدیل حمله نظامی به فشار اقتصادی | پای تضعیف اقتصاد ایران در میان است یا کمبود ذخایر تسلیحاتی آمریکا؟



۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

در واکنش به ادعای ترامپ درباره تنگه هرمز، کنسولگری ایران در هند، «کالیفرنیا» را قلمروی جدید ایران معرفی کرد + عکس

کد خبر: 787360 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۲۳:۵۷:۱۸ اعتمادآنلاین |

در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، درباره ادعای مالکیت آمریکا بر تنگه هرمز، کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حیدرآباد هند نقشه‌ای از ایالات متحده منتشر کردند که در آن ایالت کالیفرنیا با عبارت “قلمرو جدید جمهوری اسلامی ایران” مشخص شده است.

  اخبار مرتبط قطر: خواهان بازگشت وضعیت تنگه هرمز به زمان قبل از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستیم توافق ایران و عمان می‌تواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگه‌هرمز شود؟


۳ ساعت قبل / سایت جماران

پیروزی سریع بر ایران محقق نشد؛ نارضایتی متحدان عرب آمریکا از ترامپ افزایش یافته است

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «واشنگتن‌پست» در گزارشی به نقل از مقام‌های عربی و غربی نوشت نارضایتی از واشنگتن در کشورهای حاشیه خلیج فارس رو به افزایش است و متحدان آمریکا نگران‌اند که دونالد ترامپ نتواند دیپلماسی لازم برای پایان دادن به جنگ و دستیابی به صلح با ایران را مدیریت کند.

بر اساس این گزارش، پس از ماه‌ها درگیری و ادامه حملات موشکی و پهپادی ایران و نیروهای همسو با تهران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین اکنون در نارضایتی از نحوه مدیریت بحران از سوی دولت آمریکا اشتراک نظر بیشتری پیدا کرده‌اند. حتی در برخی از این کشورها بحث‌هایی درباره فایده ادامه میزبانی از تأسیسات و پایگاه‌های بزرگ نظامی آمریکا شکل گرفته است. 

یکی از مقام‌های کشورهای خلیج فارس در گفت‌وگو با واشنگتن‌پست گفت: «ترامپ این جنگ را آغاز کرد و ما بهای آن را می‌پردازیم.» به گفته این مقام، خشم از آمریکا از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه به بالاترین سطح خود رسیده است.

  وابستگی به آمریکا؛ در کنار افزایش بی‌اعتمادی

با وجود افزایش نارضایتی، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس همچنان به آمریکا به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین شرکای امنیتی و تأمین‌کنندگان تسلیحات خود وابسته‌اند. قطر و بحرین نیز میزبان پایگاه‌های بزرگ نظامی ایالات متحده هستند.

با این حال، نگرانی از سیاست واشنگتن برخی دولت‌های منطقه را به بررسی ترتیبات و شراکت‌های امنیتی تازه سوق داده است. تحلیلگران معتقدند این روند دست‌کم در کوتاه‌مدت به معنای دگرگونی کامل نظم امنیتی منطقه نیست، اما نشان می‌دهد کشورهای خلیج فارس در حال بررسی گزینه‌هایی برای کاهش وابستگی مطلق به آمریکا هستند.

یک مقام ارشد اروپایی، توافق دفاعی متقابل اخیر میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را «پیامی به آمریکا» توصیف کرد و گفت این توافق نشان می‌دهد سه کشور قدرتمند مسلمان سنی در تلاش‌اند شرکای امنیتی و دفاعی خود را متنوع کنند؛ زیرا از نگاه آنها «آمریکا به‌تنهایی کافی نیست».

در مقابل، یک مقام کاخ سفید این ارزیابی‌ها را رد کرد و گفت ترامپ روابط «فوق‌العاده‌ای» با شرکای آمریکا در خلیج فارس دارد و واشنگتن از پیش از آغاز عملیات علیه ایران، به‌طور مستمر با متحدان منطقه‌ای خود در تماس بوده است.

  «آمریکا ما را ناامن‌تر کرده است»

«فراس مقصد»، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه اوراسیا، به واشنگتن‌پست گفت نارضایتی در میان متحدان آمریکا از همان ابتدای جنگ وجود داشته و بسیاری از آنها احساس می‌کنند ناخواسته وارد درگیری‌ای شده‌اند که ترامپ اکنون برای پایان دادن به آن با مشکل روبه‌رو است.

«آنا جیکوبز» از مؤسسه کشورهای عرب خلیج فارس در واشنگتن نیز گفت اعتماد به ایالات متحده از زمان آغاز جنگ کاهش یافته است و متحدان آمریکا احساس می‌کنند عملکرد واشنگتن در منطقه آنها را «کمتر امن» کرده است.

با این حال، یک دیپلمات غربی مستقر در منطقه تأکید کرد این تحولات الزاماً به معنای چرخشی بنیادین علیه آمریکا نیست. به گفته او، حتی پیش از جنگ نیز حضور نظامی آمریکا در کشورهای منطقه با اشتیاق کامل پذیرفته نمی‌شد و بیشتر به‌عنوان «یک شر ضروری» دیده می‌شد؛ اما اکنون حتی ضرورت این حضور نیز بیش از گذشته مورد پرسش قرار گرفته است. 

  عربستان زیر فشار جنگ

عربستان سعودی در هفته‌های اخیر با فشارهای امنیتی بیشتری مواجه شده است. این کشور علاوه بر حملات ایران و گروه‌های عراقی همسو با تهران، هدف حملات حوثی‌های یمن نیز قرار گرفته است.

به نوشته واشنگتن‌پست، حوثی‌ها بارها زیرساخت‌های انرژی عربستان را هدف قرار داده و تلاش کرده‌اند عبور و مرور در تنگه باب‌المندب در ورودی دریای سرخ را مختل کنند. از سوی دیگر، پس از بسته‌شدن تنگه هرمز در روزهای ابتدایی جنگ، عربستان برای بخش مهمی از صادرات نفت خود بیش از گذشته به بنادر دریای سرخ وابسته شده است.

  رؤیای «پیروزی سریع» رنگ باخت

واشنگتن‌پست می‌نویسد نگاه رهبران کشورهای خلیج فارس به جنگ نیز طی ماه‌های گذشته تغییر کرده است. عمان از آغاز مخالف جنگ بود، اما عربستان سعودی، امارات و بحرین در مقاطعی موضع متفاوتی داشتند.

یک دیپلمات غربی به این روزنامه گفته است نیروهای امارات طی ماه‌های گذشته حملاتی علیه خاک ایران انجام داده‌اند و نیروهای سعودی نیز در واکنش به حملات گروه‌های همسو با تهران از خاک عراق، دست به حملات متقابل زده‌اند.

یک مقام ارشد اروپایی درباره محاسبات اولیه ریاض و ابوظبی گفت این کشورها را نمی‌توان کاملاً حامی جنگ دانست، اما در آغاز نیز به‌طور کامل با آن مخالف نبودند. از نگاه آنها، اگر جنگ به یک پیروزی سریع و قاطع منجر می‌شد، نتیجه آن می‌توانست برایشان سودمند باشد.

اما این محاسبه در آستانه نخستین دور مذاکرات ایران و آمریکا در ماه آوریل تغییر کرد؛ زمانی که به گفته این مقام، مشخص شد حکومت ایران سقوط نخواهد کرد و تهران نیز حاضر نیست تنگه هرمز را بازگشایی کند.

  نگرانی از رفت‌وبرگشت‌های ترامپ

«بدر السیف»، استادیار تاریخ دانشگاه کویت، گفت بی‌ثباتی و تغییر مداوم مواضع ترامپ طی ماه‌های گذشته نگرانی کشورهای خلیج فارس را تشدید کرده است.

به گفته او، حتی پیش از این تغییر مواضع نیز راهبرد روشنی درباره نحوه پایان دادن به بحران وجود نداشت. السیف با اشاره به تفاهم‌نامه‌ای که در ماه ژوئن میان ایران و آمریکا شکل گرفت، آن را ناکافی دانست و گفت این تفاهم نتوانست نگرانی‌های اصلی کشورهای عرب خلیج فارس، از جمله برنامه موشک‌های بالستیک ایران و حمایت تهران از گروه‌های همسو در منطقه را برطرف کند.

او تأکید کرد شروط مطرح‌شده در آن توافق با خواسته‌های کشورهای خلیج فارس همخوانی نداشت و همین مسئله یکی از عوامل از بین رفتن سریع آن بود.

  «نمی‌توانیم به آمریکا نه بگوییم»

با وجود همه این نارضایتی‌ها، کشورهای خلیج فارس در حال حاضر جایگزین فوری و قابل اتکایی برای شراکت امنیتی چند دهه‌ای خود با ایالات متحده ندارند.

یکی از مقام‌های منطقه به واشنگتن‌پست گفت ادامه جنگ عملاً این کشورها را مجبور می‌کند حتی بیش از گذشته بر همکاری امنیتی با واشنگتن تکیه کنند.

او در توصیف این وضعیت گفت: «هر کاری که انجام دهیم، نمی‌توانیم به آمریکا نه بگوییم.»

«داگلاس سیلیمان»، سفیر پیشین آمریکا در کویت و عراق در دولت‌های باراک اوباما و دونالد ترامپ، نیز گفت در سفر اخیر خود به منطقه نارضایتی قابل‌توجهی از واشنگتن مشاهده کرده است؛ هرچند هم‌زمان طی هفته‌های اخیر خشم از تهران نیز به دلیل ادامه حملات به زیرساخت‌های منطقه و خودداری از بازگشایی تنگه هرمز افزایش یافته است.

سیلیمان وضعیت فعلی را نوعی «تناقض عجیب» توصیف کرد: دولت‌ها و افکار عمومی منطقه از آمریکا به دلیل آغاز جنگ ناراضی‌اند، اما برای تأمین تجهیزات، مهمات و اطلاعات نظامی همچنان به همان کشور وابسته هستند.

  پیامدهای اقتصادی جنگ در راه است

تداوم جنگ تنها یک چالش امنیتی برای کشورهای خلیج فارس نیست و می‌تواند هزینه‌های اقتصادی فزاینده‌ای نیز به آنها تحمیل کند.

در شرایط عادی نیز فعالیت اقتصادی، گردشگری و رویدادهای منطقه در ماه‌های بسیار گرم تابستان کاهش می‌یابد، اما از پاییز و با خنک‌تر شدن هوا، کشورهای خلیج فارس وارد یکی از مهم‌ترین دوره‌های سال برای گردشگری، تجارت و برگزاری رویدادهای بین‌المللی می‌شوند.

امسال اما کنفرانس‌ها، نشست‌های سران، جشنواره‌ها و رقابت‌های فرمول یک که از اکتبر تا دسامبر بخش مهمی از تقویم اقتصادی و تبلیغاتی منطقه را تشکیل می‌دهند، تحت تأثیر ادامه ناامنی با ابهام روبه‌رو شده‌اند.

یک دیپلمات غربی گفت دهمین دوره «ابتکار سرمایه‌گذاری آینده» عربستان سعودی که اواخر اکتبر برگزار می‌شود و به «داووس در صحرا» شهرت دارد، می‌تواند نخستین آزمون جدی برای سنجش میزان آمادگی مقام‌های بلندپایه و مدیران شرکت‌های بزرگ بین‌المللی برای سفر به منطقه در شرایط جنگی باشد.

  خشم از واشنگتن، نگرانی از تهران

گزارش واشنگتن‌پست در نهایت تصویری پیچیده از وضعیت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس ارائه می‌دهد: دولت‌هایی که از طولانی‌شدن جنگ و نحوه مدیریت آن توسط ترامپ ناراضی‌اند، از ادامه حملات ایران نیز خشمگین هستند و در عین حال، برای مقابله با تهدیدهای امنیتی همچنان به آمریکا وابسته مانده‌اند.

در آغاز جنگ، برخی پایتخت‌های عربی امیدوار بودند درگیری به‌سرعت به یک نتیجه قطعی برسد؛ اما با گذشت ماه‌ها، نه ایران فروپاشیده، نه تنگه هرمز به شرایط عادی بازگشته و نه واشنگتن توانسته راه‌حلی پایدار برای پایان دادن به بحران ارائه کند.

همین وضعیت، شکاف میان انتظارات اولیه کشورهای خلیج فارس و واقعیت یک جنگ فرسایشی را عمیق‌تر کرده و پرسش‌هایی تازه درباره قابل اتکا بودن راهبرد امنیتی آمریکا در منطقه به وجود آورده است.


۳ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

تهدیدهای ترامپ به شروط ایران منجر شد نه امتیازدهی

روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی درباره وضعیت روابط ایران و آمریکا نوشت: ۲ کشور نه در حال مذاکره جدی هستند و نه در جنگ تمام عیار، بلکه در وضعیتی ناپایدار و بینابینی قرار گرفته‌اند که می‌تواند یا به بازگشت درگیری نظامی منجر شود یا به یک بن‌بست طولانی تبدیل شود.

به نوشته این روزنامه آمریکایی، مقام‌های ایرانی معتقدند مقاومت در برابر فشار اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، بیش از دادن امتیازات بزرگ در یک توافق مذاکره‌شده برای تهران منفعت دارد. در مقابل، واشنگتن ظاهراً شرط بسته است که تشدید فشار اقتصادی بتواند کاری را انجام دهد که حملات نظامی از انجام آن عاجز مانده‌اند.

آتش‌بسی که ۲ ماه پیش میان طرفین برقرار شد، قرار بود مسیر دستیابی به توافقی گسترده‌تر ظرف ۶۰ روز را باز کند؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌های آمریکا را در بر بگیرد. اما این مهلت در هفته جاری به پایان رسید و ترامپ روز سه‌شنبه اعلام کرد هیچ «مذاکره یا گفت‌وگویی» در جریان نیست و برنامه‌ای نیز برای آن وجود ندارد.

نیکول گراجوسکی استادیار مرکز مطالعات بین‌المللی ساینس‌پو در پاریس وضعیت موجود را «برزخی دائمی» توصیف کرد و گفت در چند ماه گذشته، جز «تثبیت بیشتر موضع ایران و تلاش‌های مکرر و تاکنون ناموفق آمریکا برای یافتن نوعی راه خروج»، تغییر بنیادین چندانی رخ نداده است. شروط ایران برای تنگه هرمز

نیویورک‌تایمز نوشت تهران در ماه جاری فهرستی از مطالبات خود از واشنگتن برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده است؛ از جمله لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پرداخت غرامت جنگی.

شرایط مشابهی پیش از این نیز به‌عنوان بخشی از یک توافق احتمالی میان طرفین مطرح شده بود و در تفاهم‌نامه‌ای که ماه ژوئن مورد توافق قرار گرفت اما خیلی زود از هم پاشید، به آنها اشاره شده بود.

طبق این گزارش، ایران طی هفته‌های گذشته با عمان نیز درباره نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز مذاکره کرده است.

مهرزاد بروجردی رئیس کالج هنر، علوم و آموزش دانشگاه علوم و فناوری میزوری گفت: «تهران پس از عبور از شوک اولیه جنگ، اکنون مصمم است قدرت خود را نشان دهد. استفاده ایران از تنگه هرمز به‌عنوان یک سلاح و چانه‌زنی سخت آن در مذاکرات موازی با آمریکا و عمان را باید در همین چارچوب درک کرد.» تهدیدهای ترامپ نتیجه معکوس داد

نیویورک‌تایمز در بخش دیگری از گزارش خود نوشت لحن ترامپ طی چند ماه گذشته میان «تهدید به نابودی» ایران و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.

این روزنامه سپس به نتیجه این راهبرد پرداخت و نوشت اگر هدف چنین رویکردی ترساندن مقام‌های ایرانی و وادار کردن آنها به امتیازدهی بوده، ظاهراً نتیجه‌ای معکوس داشته است.

به گزارش نیویورک‌تایمز، فشار نظامی نتوانسته واشنگتن را به اهداف خود برساند و آمریکا اکنون بر تشدید فشار اقتصادی علیه ایران تأکید دارد.

«جرد کوشنر» داماد و فرستاده ترامپ روز دوشنبه به فاکس نیوز گفت مقام‌های ایرانی تمایلی به پذیرش شرایط مطلوب آمریکا ندارند. او در پاسخ به سوالی درباره وضعیت مذاکرات، به محاصره دریایی با هدف وارد کردن ضربه بیشتر به اقتصاد ایران اشاره کرد و آن را محور فعلی تمرکز ترامپ دانست.

ترامپ نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد این محاصره همچنان به‌طور کامل برقرار است.

اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز اخیراً در گفت‌وگو با نیوزمکس گفت وزارتخانه تحت مدیریت او قصد دارد اقداماتی علیه ایران اعمال کند که به ادعای او «در تاریخ انزوای اقتصادی» یک کشور سابقه نداشته است.

در عین حال، نیویورک‌تایمز یادآوری کرد که ایران پیش از این نیز فشارهای اقتصادی بین‌المللی را پشت سر گذاشته است. بسیاری از کارشناسان بین‌المللی نیز یادآور شده‌اند که دولت آمریکا در سال‌های گذشته تمام ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک خود را برای اعمال فشار بر تهران به کار گرفته و گزینه جدیدی روی میز ندارد.

نیویورک‌تایمز در ادامه نوشت در صورت آغاز دوباره یک درگیری گسترده، پیامدهای آن به ایران محدود نخواهد ماند.

به گزارش این روزنامه، ازسرگیری جنگ احتمالاً زیرساخت‌های انرژی منطقه، پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا و کشتیرانی تجاری را نیز وارد درگیری خواهد کرد.

با این حال، در شرایط فعلی ادامه بن‌بست نیز به همان اندازه محتمل است و مسائل اصلی اختلاف، از جمله برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت تنگه هرمز، همچنان بدون راه‌حل باقی مانده‌اند.

گراجوسکی با اشاره به شکست تلاش‌های واشنگتن برای یافتن راه خروج هشدار داد هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، مواضع طرفین نیز سخت‌تر خواهد شد.

او گفت: «هرچه این وضعیت برزخی بیشتر ادامه پیدا کند، بیشتر تثبیت می‌شود و ساختن یک راه خروج که هیچ‌یک از طرفین مجبور نباشد آن را به‌عنوان امتیازدهی معرفی کند، دشوارتر خواهد شد.»




 روس‌اتم: به ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران ادامه می‌دهیم
۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

روس‌اتم: به ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران ادامه می‌دهیم

مدیرعامل شرکت روس‌اتم تأکید کرد این شرکت روسی با وجود محدودیت‌ها و تحریم‌های در حال گسترش علیه آن، به ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران، مصر، مجارستان و هند ادامه می‌دهد.

 شناسایی شبکه رشا و ارتشا در حوزه معادن در این استان/ ۲۵ نفر تحت تعقیب قضایی
۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

شناسایی شبکه رشا و ارتشا در حوزه معادن در این استان/ ۲۵ نفر تحت تعقیب قضایی

دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان یزد از شناسایی و تعقیب قضایی یک شبکه رشا و ارتشا در حوزه معادن این استان خبر داد و گفت که در این پرونده ۲۵ نفر تحت تعقیب قرار گرفته‌اند.

 چرا امام حسن عسکری(ع) به سامرا آمدند و ایشان چگونه به شهادت رسیدند؟
۳ ساعت قبل / سایت جماران

چرا امام حسن عسکری(ع) به سامرا آمدند و ایشان چگونه به شهادت رسیدند؟

هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری بود که امام عسکری علیه السلام با توطئه معتمد عباسی در شهر سامرا به شهادت رسیدند. معتمد قصد آن داشت که این شهادت را مرگ طبیعی جلوه دهد.

 رسمی؛ رونالدینیو بعد از ۱۱ سال به فوتبال برگشت!
۲ ساعت قبل / سایت فوتبالی

رسمی؛ رونالدینیو بعد از ۱۱ سال به فوتبال برگشت!

پایگاه خبری فوتبالی- دنیای فوتبال شاهد یکی از عجیب‌ترین بازگشت‌های سال‌های اخیر است؛ رونالدینیو، اسطوره برزیلی و برنده توپ طلای ۲۰۰۵، در ۴۶ سالگی بار دیگر به فوتبال ایتالیا برگشته و به‌عنوان بازیکن راونا در سری C فعالیت خواهد کرد. به گزارش فوتبالی، باشگاه راونا در ماه ژوئن رسما اعلام کرده بود که رونالدینیو به‌عنوان بازیکن ثبت خواهد شد و حتی قرار است پیراهن شماره ۱۰ را بر تن کند. این اتفاق بیش از یک دهه پس از آخرین حضور حرفه‌ای رونالدینیو در زمین رخ می‌دهد. آخرین بازی رسمی او در سپتامبر ۲۰۱۵ با پ ...,سری سی,راونا,رونالدینیو,بارسلونا,تیم ملی برزیل,نقل و انتقالات,پیشنهاد سردبیر

 ویدئو | صدوهفتادوسه شب حضور حماسی مردم مشهد در خیابان | راه آقای شهید ایران را ادامه خواهیم داد (۲۹ مرداد ۱۴۰۵)
۲ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

ویدئو | صدوهفتادوسه شب حضور حماسی مردم مشهد در خیابان | راه آقای شهید ایران را ادامه خواهیم داد (۲۹ مرداد ۱۴۰۵)

مردم مشهد همراه با دیگر شهر‌ها ۱۷۳ شب است که خیابان را رها نکرده‌اند. خیابانی که سنگر مهمی در برابر دشمن سفاک آمریکایی و صهیونی است. خیابانی که طومار توطئه‌های دشمنان ایران را در هم پیچیده است.

 تحریم‌های تازه آمریکا علیه افراد و نهادهای مرتبط با ایران اعلام شد
۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

تحریم‌های تازه آمریکا علیه افراد و نهادهای مرتبط با ایران اعلام شد

وزارت خزانه‌داری آمریکا فهرست جدیدی از تحریم‌ها علیه اشخاص و نهادهای مرتبط با ایران، کوبا، حزب‌الله و روسیه منتشر کرد؛ در این میان نام سه تبعه ترکیه‌ای مرتبط با ایران نیز دیده می‌شود.