
به گزارش اقتصادنیوز، در کتابهای درسی «اقتصاد» که در ایران تدریس میشود، وقتی نظامهای اقتصادی مختلف -از جمله سرمایهداری، سوسیالیسم و نظام اقتصادی اسلام- معرفی میشوند، در توصیف اقتصاد ایران، آن را سیستمی «مختلط» معرفی میکنند. سیستمی که هم بخش خصوصی در آن فعال است و هم دولت در بخشهایی مداخلهگر و حتی عرضهکننده یا تقاضاکننده است و علاوه بر اینها اصول فقهی و شرعی اسلامی نیز در آن جاری است و توسط نهادهای ناظر اعمال و پالایش میشود.
در ایران حتی شیوه مدیریت نرخ ارز نیز «شناور مدیریت شده» نام دارد، که میتوانیم آن را نیز سیستمی مختلط از سازوکار بازار و مداخلات دولت یا بانک مرکزی در بازار ارز بنامیم. اما این سیستم مختلط کارایی و اثربخشی دارد؟ رویکرد التقاطی به سیاست گذاری اقتصادی
در نگاه نخست، ترکیب بهترین ویژگیهای سیستمهای مختلف بسیار جذاب، معقول و حتی هوشمندانه به نظر میرسد. چرا باید خود را به یک مکتب فکری خاص محدود کنیم، وقتی میتوانیم چند ویژگی خوب از سوسیالیسم (مانند عدالت و حمایت اجتماعی) و چند ویژگی برجسته از سرمایهداری (مانند نوآوری و رقابت آزاد) را انتخاب کنیم و ترکیبی دلپذیر بسازیم؟ این رویکرد -و به عبارتی- سیاستهای مختلط، در ظاهری غیرایدئولوژیک و عملگرایانه عرضه میشود اما در واقع رویکردی التقاطی است.
پیروان این نگاه مدعیاند که تعصب را کنار گذاشتهاند و مانند یک مشتری هوشمند در سوپرمارکت اندیشهها، دست به انتخاب گزینشی میزنند. اما واقعیت تلخ و اصلاحناپذیر این است که سیستمهای اقتصادی و نظامهای فکری، «سالاد» نیستند که بتوان اجزای آنها را به دلخواه انتخاب کنیم، با هم مخلوط کنیم و منتظر یک طعم خوشایند بمانیم.
مکاتب اقتصادی که میراث علم و دانش و تجربه بشری هستند، دستکم آنهایی که تاریخ را شکل دادهاند و به صورت نظامهای فکری درآمدهاند، ساختارهایی انداموار، منسجم و مبتنی بر منطقهای درونی سختگیرانهای هستند که اجزایشان لازم و ملزوم یکدیگرند. جابهجایی یا حذف یک قطعه از این دستگاه، کل موتور را از کار میاندازد یا آن را به دستگاهی کاملاً متفاوت با کارکردی ویرانگر تبدیل میکند.
ایدئولوژی به مثابه نظام اندیشه
نظام اقتصاد آزاد مانند یک بدن زنده یا یک ساعت دقیق مکانیکی ساختاری سیستمی دارد. …












