قیمت طلا امروز




 سایت اقتصادنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

«بیماری هلندی ثانویه» در اقتصاد ایران | شقاقی شهری: خانوارها به بازار مسکن هجوم می‌آورند حتی اگر در رکود معاملاتی باشد زیرا...

اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: حرکت سرمایه‌ها از بخش تولید و بازار سرمایه به سمت خرید خانه دوم یا املاک در مناطق کم‌ریسک، نمونه کلاسیک «خطای ترکیب» و پدیده «بیماری هلندی ثانویه» در اقتصاد ایران است.
 «بیماری هلندی ثانویه» در اقتصاد ایران | شقاقی شهری: خانوارها به بازار مسکن هجوم می‌آورند حتی اگر در رکود معاملاتی باشد زیرا...

به گزارش اقتصادنیوز، تشدید نااطمینانی‌های سیاسی، جنگ و تداوم فشارهای اقتصادی، تنها بر روند معاملات مسکن اثر نگذاشته، بلکه الگوی سرمایه‌گذاری خانوارها و سازندگان را نیز دستخوش تغییر کرده است.

در شرایطی که حفظ ارزش دارایی بیش از کسب بازدهی اهمیت یافته، بخشی از سرمایه‌ها به سمت خرید «خانه دوم»، ویلا در شهرهای امن‌تر و حتی املاک خارج از کشور حرکت کرده و همزمان جذابیت سرمایه‌گذاری ساختمانی در تهران کاهش یافته است. خبر مرتبط سقوطِ کیفیت اشتغال در ایران؛ با پدیده «شاغلان فقیر» روبرو هستیم | بحران اشتغال از زنان به مردان منتقل شده است

اقتصادنیوز: یک کارشناس بازار کار می‌گوید: مردانه شدن خروج از بازار کار به یک چالش جدی تبدیل شده است؛ زیرا این موضوع مستقیماً معیشت و سفره خانوار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در دوره‌های گذشته، معمولاً زنان و اشتغال غیررسمی نقش ضربه‌گیر شوک‌های بازار کار را داشتند و در زمان بروز بحران، نخستین گروهی بودند که از بازار کار خارج می‌شدند. اما اکنون این وضعیت تغییر کرده و دامنه آن به اشتغال رسمی و نیروی کار مرد نیز رسیده است.

بسیاری از کارشناسان معتقدند ادامه این روند می‌تواند علاوه بر تغییر جغرافیای سرمایه‌گذاری در بازار مسکن، پیامدهای مهمی برای تولید، رشد اقتصادی و توسعه شهری به همراه داشته باشد.

وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز، ابعاد این تغییر رفتار سرمایه‌گذاران، پیامدهای خروج سرمایه از تهران و اثر آن بر آینده بازار مسکن و اقتصاد ایران را بررسی کرده است.

******

*آقای شقاقی‌شهری! جنگ و افزایش نااطمینانی تا چه اندازه رفتار سرمایه‌گذاری خانوارها را در بازار مسکن تغییر داده است؟ آیا افزایش تمایل به خرید «خانه دوم» در شهرهای امن‌تر، ویلا در شمال یا حتی خرید ملک در خارج از کشور را می‌توان نشانه‌ای از تغییر الگوی حفظ دارایی و مدیریت ریسک در اقتصاد ایران دانست؟

در چارچوب نظریه پورتفوی مدرن و در شرایط نااطمینانی‌های شدید ژئوپلیتیک همراه با سایه دائمی تحریم‌ها، رفتار مدیریت ریسک خانوارها در ایران از «بیشینه‌سازی بازدهی» به سمت «کمینه‌سازی احتمال از دست رفتن اصل سرمایه» تغییر جهت داده است. تحریم‌های اقتصادی با انسداد مجاری رسمی سرمایه‌گذاری بین‌المللی و کاهش شدید ارزش پول ملی عملاً سبد دارایی خانوارها را محدود به گزینه‌های داخلی کرده است.

در این میان افزایش تمایل به خرید ملک در شهرهای امن‌تر و کوچک‌تر، ویلا در شمال یا حتی پیش‌خرید املاک در کشورهای همسایه (مانند ترکیه و امارات)، فراتر از یک الگوی مصرفی تفریحی یک استراتژی پوشش ریسک فعال است. این تغییر الگو به معنای تعمیق «گسست جغرافیایی تقاضای مسکن» و دوقطبی شدن بازار است

این پدیده نشان‌دهنده تغییر ترجیحات زمانی و افزایش نرخ تنزیل ذهنی خانوارهاست؛ چرا که در شرایط جنگی و نااطمینانی، نقدشوندگی فیزیکی و امنیت جغرافیایی دارایی اهمیت حیاتی پیدا می‌کند و خانوارها حاضرند هزینه فرصت ناشی از قفل شدن نقدینگی در املاک غیرمولد را به قیمت دستیابی به حاشیه امنیت بیشتر بپذیرند.

از منظر اقتصاد کلان، این تغییر الگو به معنای تعمیق «گسست جغرافیایی تقاضای مسکن» و دوقطبی شدن بازار است. از یک سو، تقاضای انباشته در مناطق پرریسک مرزی یا کلان‌شهرهای در معرض آسیب کاهش می‌یابد و از سوی دیگر حباب قیمتی در مناطق امن هدف (مانند استان‌های شمالی و مناطق ییلاقی) به دلیل هجوم نقدینگی سرگردان بزرگ‌تر می‌شود.

هزینه‌های ساخت نیز به دلیل رشد انتظارات تورمی ناشی از نرخ ارز و تحریم‌ها (که بر نهاده‌های وارداتی و واسطه‌ای اثرگذار است) به شدت افزایش یافته و عملاً عرضه مسکن جدید در این مناطق امن را با قیمت‌های تمام‌شده بسیار بالا مواجه کرده است. این وضعیت پدیده خروج سرمایه از کشور از طریق خرید ملک در خارج را نیز تشدید می‌کند؛ فرآیندی که عملاً به معنای فرار ابدی سرمایه از چرخه بازتولید اقتصادی کشور و تضعیف شدید تراز پرداخت‌ها در شرایط تحریمی است.

خانوارها ناگزیر برای حفظ قدرت خرید خود، به سمت بازار مسکن هجوم می‌آورند

*اگر روند خروج سرمایه‌گذاری ساختمانی از تهران و تمرکز بر شهرهای حاشیه‌ای ادامه پیدا کند، چه پیامدهایی برای بازار مسکن تهران و همچنین توسعه شهرهای اطراف خواهد داشت؟ آیا باید منتظر گسترش حاشیه‌نشینی، افزایش سفرهای روزانه و فشار بیشتر بر زیرساخت‌های حمل‌ونقل و خدمات شهری باشیم یا این روند می‌تواند به توزیع متوازن‌تر جمعیت و سرمایه منجر شود؟

در اقتصاد سیاسی ایران مسکن همواره نقشی فراتر از یک کالای مصرفی داشته است، اما در شرایط تشدید نااطمینانی‌های سیاسی و امنیتی، این دارایی به عنوان «پناهگاه امن» بلامنازع مطرح می‌شود. بر خلاف بازار سرمایه که به شدت تحت تأثیر شوک‌های سیاسی، قیمت‌گذاری دستوری و نوسانات نرخ ارز ریزش‌های سنگین را تجربه می‌کند و بر خلاف طلا و ارز که به دلیل مخاطرات امنیتی نگهداری فیزیکی و مداخلات نظارتی دولت (مانند محدودیت‌های تراکنش و قوانین مبارزه با قاچاق) با محدودیت مواجه‌اند، مسکن یک دارایی فیزیکی غیرقابل سرقت در مقیاس کلان و مصون از مداخلات مستقیم دولتی است.

انتظارات تورمی بالا که ریشه در کسری بودجه ساختاری و رشد نقدینگی دارد، عملاً نرخ سود حقیقی بانکی را منفی نگه داشته و خانوارها را ناگزیر می‌سازد تا برای حفظ قدرت خرید خود، به سمت بازار مسکن هجوم بیاورند، حتی اگر این بازار در رکود معاملاتی باشد.

این تغییر رفتار، الگوی تقاضا را از «تقاضای مصرفی» به شدت به سمت «تقاضای سرمایه‌ای و سفته‌بازی» سوق می‌دهد. در سمت عرضه، افزایش شدید هزینه‌های ساخت (شامل آهن‌آلات، سیمان و دستمزدها) ناشی از تورم ساختاری و تحریم‌ها، عملاً حاشیه سود سازندگان را کاهش داده و نرخ رشد عرضه را کند می‌کند.

تلاقی این عرضه محدود و گران با تقاضای سرمایه‌ای شدید برای دارایی امن منجر به پدیده «رکود تورمی» در بازار مسکن می‌شود؛ یعنی قیمت‌ها به موازات انتظارات تورمی و هزینه‌های ساخت بالا می‌روند، در حالی که تعداد معاملات به دلیل کاهش قدرت خرید متقاضیان واقعی مسکن کاهش می‌یابد. در نتیجه ترکیب دارایی خانوارها به شدت غیرنقدشونده شده و بخش عمده ثروت جامعه در قالب سیمان و آجر انباشته می‌شود که پویایی جریان وجوه نقد را در کل اقتصاد سرکوب می‌کند. سرمایه‌ها از تولید به سمت خانه دوم رفته‌اند

*با توجه به اینکه بسیاری از سازندگان، تهران را دیگر بازار جذابی برای سرمایه‌گذاری نمی‌دانند، چه اقداماتی می‌تواند دوباره انگیزه ساخت‌وساز در پایتخت را افزایش دهد؟ آیا اصلاح ضوابط شهرسازی، کاهش هزینه‌های صدور مجوز، تغییر نظام تأمین مالی و مشوق‌های مالیاتی می‌تواند سرمایه‌ها را به تهران بازگرداند یا اساساً بازار مسکن وارد دوره‌ای شده که مرکز ثقل ساخت‌وساز برای همیشه از تهران به شهرهای پیرامونی منتقل خواهد شد؟

حرکت سرمایه‌ها از بخش تولید و بازار سرمایه به سمت خرید خانه دوم یا املاک در مناطق کم‌ریسک، نمونه کلاسیک «خطای ترکیب» و پدیده «بیماری هلندی ثانویه» در اقتصاد ایران است. در شرایط نااطمینانی شدید و چشم‌انداز مبهم سودآوری در بخش مولد که ناشی از قطعی انرژی، تحریم‌های تجاری، نوسانات شدید نرخ ارز و بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری مالی است، نرخ بازده تعدیل‌شده با ریسک در بخش تولید به شدت سقوط می‌کند.

در مقابل مسکن غیرمولد با وجود نقدشوندگی پایین، ریسک عملیاتی و مالیاتی بسیار کمتری دارد. در نتیجه سرمایه‌های سرگردانی که می‌توانستند از طریق بازار سرمایه به تأمین مالی پروژه‌های صنعتی، ارتقای تکنولوژی و بهبود بهره‌وری کمک کنند، جذب خرید دارایی‌های موجود فیزیکی (املاک مسکونی دوم و سوم) می‌شوند که هیچ ارزش افزوده‌ای برای تولید ناخالص داخلی ایجاد نمی‌کنند. نقدینگی در بخش غیرمولد قفل شده 

پیامدهای ساختاری این تخصیص بهینه کاذب برای اقتصاد ایران بسیار سنگین خواهد بود. اولاً، با خروج سرمایه از بخش‌های مولد، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص که در سال‌های اخیر نیز روندی فرسایشی داشته، بیش از پیش تضعیف شده و پتانسیل رشد اقتصادی بلندمدت کشور تخریب می‌شود؛ پدیده‌ای که دستیابی به اهداف رشد اقتصادی مثبت را غیرممکن می‌سازد.

ثانیاً، این روند کانال‌های انتقال سیاست‌های پولی را مسدود می‌کند؛ زیرا نقدینگی در بخش غیرمولد قفل شده و سرعت گردش پول در بخش‌های تولیدی کاهش می‌یابد و در نتیجه، شوک‌های پولی به جای رونق تولید، مستقیماً به تورم دارایی‌ها ختم می‌شوند. در نهایت، با متمرکز شدن منابع در دارایی‌های امن فیزیکی، ظرفیت نوآوری، توسعه زیرساخت‌ها و تاب‌آوری اقتصادی کشور در برابر تکانه‌های خارجی به شدت تحلیل خواهد رفت. همچنین بخوانید کوروش احمدی: توافق با آمریکا نمی‌تواند پایدار بماند مگر... + فیلم خلبان ارتش ایران: دلتا فورس آمریکا رو زدیم +فیلم ادعاهای ترامپ در کمپ دیوید درباره ایران و غزه / تاکتیک‌های مذاکره ایرانی‌ها من را عصبانی می‌کند هشدار امام جمعه قم درباره بی‌حجابی / زنان مسلمان ایران اجازه رواج بی حیایی در ایران ‌نمی‌دهند



۲۷ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

چرا صندوق‌های زمین و ساختمان موفق نبودند؟

به گزارش آفتاب نیوز،

حمید یاری در نشستی با عنوان «آینده اقتصاد و تامین مالی صنعت ساختمان؛ از سیاست‌گذاری تا سرمایه‌گذاری و تعاون‌سازی» در همایش آینده صنعت ساختمان اظهار کرد:  یکی از تفاوت‌های ماهوی بازار سرمایه و بخش مسکن این است که بازار سرمایه ذاتاً نقدشونده و تا حد زیادی کوتاه‌مدت است، در حالی که بازار مسکن بازاری کاملاً ناهمگن، پراکنده و بلندمدت است. بنابراین، زمانی که قصد داریم این دو بازار را به یکدیگر متصل کنیم، باید این تفاوت‌های اساسی را در نظر بگیریم.

وی افزود: بازار سهام مبتنی بر دارایی‌های مالی و سهام شرکت‌هاست، اما بازار مسکن از تعداد زیادی دارایی پراکنده تشکیل شده است. همچنین در بازار سرمایه، سرمایه‌گذار هنگام ورود، همواره به امکان خروج و نقدشوندگی سرمایه خود توجه دارد. تجربه سال ۱۳۹۹ و شکل‌گیری صف‌های فروش در بازار سرمایه، اهمیت موضوع نقدشوندگی را به خوبی نشان داد.

چرخه‌های رکود و رونق مسکن، چالش مهم تأمین مالی

معاون نظارت بر بورس‌ها و ناشران سازمان بورس و اوراق بهادار با اشاره به یکی دیگر از ویژگی‌های مهم بازار مسکن گفت: بخش مسکن دارای چرخه‌های مشخص رکود و رونق است؛ به‌گونه‌ای که این بازار در دوره‌هایی حدود ۱۲ تا ۱۶ فصل وارد رکود شده و در مقابل، دوره‌های رونق آن حدود ۶ تا ۸ فصل ادامه داشته است. این ویژگی باید در طراحی ابزارهای تأمین مالی مسکن مورد توجه قرار گیرد.

صندوق‌های زمین و ساختمان به مقیاس مورد انتظار نرسیدند

یاری با اشاره به تجربه صندوق‌های زمین و ساختمان اظهار کرد: در سال ۱۳۹۷ حدود چهار صندوق در این حوزه داشتیم و در آن مقطع آسیب‌شناسی‌هایی درباره تأمین مالی مسکن انجام شد که بسیاری از چالش‌های شناسایی‌شده همچنان وجود دارد.

وی تصریح کرد: در صندوق‌های زمین و ساختمان، با وجود اینکه این ابزار روی کاغذ توجیه‌پذیر بود، نتوانستیم به مقیاس مورد انتظار برسیم. یکی از مشکلات این بود که بخش قابل توجهی از ریسک‌ها را به سرمایه‌گذار منتقل کردیم؛ از ریسک تأمین زمین و اخذ مجوز گرفته تا ریسک سرمایه‌گذاری.

یاری افزود: نتیجه این وضعیت آن بوده که برخی پروژه‌های زمین و ساختمان حتی پس از گذشت ۱۰ سال نیز به پایان نرسیده‌اند. بنابراین، در طراحی ابزارهای تأمین مالی جدید باید نحوه توزیع ریسک میان سرمایه‌گذار، سازنده و سایر ارکان پروژه مورد بازنگری قرار گیرد.

تورم مانع توسعه اوراق تأمین مالی مسکن است

معاون سازمان بورس با اشاره به ابزارهای صکوک اسلامی گفت: در حال حاضر اوراق صکوک اسلامی یکی از ابزارهای موجود برای تأمین مالی است، اما ناشران بخش مسکن استقبال چندانی از این ابزار نمی‌کنند.

وی یکی از دلایل این موضوع را محدود بودن پروژه‌های متنوع و همچنین ماهیت بلندمدت پروژه‌های مسکن عنوان کرد و گفت: ابزارهای مالی در بازار سرمایه معمولاً چندین بار گردش می‌کنند، اما پروژه‌های مسکن به دلیل ماهیت ۲۰ تا ۲۵ ساله خود، شرایط متفاوتی دارند و همین مسئله جذابیت استفاده از برخی ابزارها را کاهش می‌دهد.

یاری با اشاره به تجربه انتشار اوراق رهن مسکن به مبلغ هزار میلیارد تومانی در سال ۱۳۹۹ گفت: در آن مقطع اوراق رهن به ارزش هزار میلیارد تومان منتشر کردیم، اما در ادامه استقبال چندانی از این ابزار نشد؛ علت شکست طرح این بود عدم تناسب بین نرخ سود آن با تورم بود.

وی تأکید کرد: اگر قرار است منابع مالی را به سمت فعالیت‌های مولد هدایت کنیم، باید تورم را مهار کنیم. در شرایط تورمی فعلی، نرخ‌های پایین نمی‌تواند برای سرمایه‌گذار جذابیت ایجاد کند و در چنین شرایطی، حتی نرخ‌های بسیار بالاتر نیز ممکن است برای توجیه اقتصادی سرمایه‌گذاری مورد توجه قرار نگیرد. بنابراین دولت باید در این زمینه چاره‌اندیشی کند.

بازارگردانی و نقدشوندگی؛ شرط موفقیت ابزارهای مالی مسکن

یاری با تأکید بر ضرورت توجه به بازارگردانی و شرایط معاملات اوراق گفت: در طراحی ابزارهای تأمین مالی مسکن، باید حتماً به موضوع بازارگردانی و امکان نقدشوندگی توجه کنیم. اگر این موضوع به شکل مناسبی حل شود، به‌طور قطع می‌توان انتظار استقبال بیشتری از ابزارهای مرتبط با بازار ملک داشت.

وی افزود: ملک و طلا از گذشته جزو دارایی‌های مورد توجه مردم ایران بوده‌اند. در سال‌های اخیر، بخشی از این ظرفیت در بازار سرمایه از طریق صندوق‌های طلا فعال شده و می‌توان از تجربه ایجاد شده برای طراحی ابزارهای مناسب در حوزه مسکن نیز استفاده کرد.

تأمین مالی مسکن با یک ابزار مالی امکان‌پذیر نیست

معاون نظارت بر بورس‌ها و ناشران سازمان بورس و اوراق بهادار با اشاره به تنوع ابزارهای بازار سرمایه گفت: ابزارهای بازار سرمایه بسیار متنوع هستند و تقریباً همه ابزارهای مهم و شناخته‌شده دنیا در بازار سرمایه ایران نیز تجربه شده‌اند. بنابراین، برای تأمین مالی بخش مسکن نیز باید از مجموعه‌ای از ابزارهای متناسب با ویژگی‌های این بازار استفاده کرد.

یاری خاطرنشان کرد: بازار مسکن یکی از بخش‌های مهم و پیشران اقتصاد است و با حدود ۳۰۰ صنعت ارتباط مستقیم و غیرمستقیم دارد. بنابراین، وقتی درباره چنین بازار بزرگی صحبت می‌کنیم، نمی‌توانیم صرفاً با یک ابزار مالی به موضوع تأمین مالی آن بپردازیم.

وی تأکید کرد: برای توسعه تأمین مالی مسکن باید یک نگاه یکپارچه شکل بگیرد و دولت، بخش تعاون و بازار سرمایه در یک چارچوب هماهنگ قرار گیرند. تنها با چنین رویکردی می‌توان ظرفیت‌های بازار سرمایه را برای تأمین مالی پایدار و گسترده بخش مسکن فعال کرد.

 


۱ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

مسکن تهران در مرداد ۱۴۰۵/ کدام مناطق هنوز برای خریداران قابل دسترس‌اند؟

به گزارش برنا ، برای سال‌ها، تفاوت قیمت مسکن در شمال و جنوب تهران بیشتر به‌عنوان یک ویژگی طبیعی بازار شهری شناخته می‌شد؛ اما امروز این اختلاف ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. قیمت هر مترمربع در برخی مناطق شمالی پایتخت به محدوده ۵۰۰ میلیون تومان نزدیک شده یا از آن عبور کرده، در حالی که در ارزان‌ترین مناطق نیز قیمت‌ها در محدوده بیش از ۱۰۰ میلیون تومان قرار دارند. به این ترتیب، مسئله برای بسیاری از خانوار‌ها دیگر این نیست که در کدام محله خانه بخرند، بلکه این است که اساساً آیا امکان خرید خانه برای آنها وجود دارد یا نه.

این شرایط در حالی شکل گرفته که بازار در مردادماه همچنان با رکود معاملاتی و کاهش قدرت خرید خانوار‌ها روبه‌روست و بخش قابل توجهی از تقاضای موجود، به سمت واحد‌های کوچک‌تر و ارزان‌تر حرکت کرده است.

شمال تهران همچنان فاصله زیادی با سایر مناطق دارد

در بخش‌های گران‌قیمت پایتخت، قیمت زمین همچنان مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده است. منطقه یک با حدود ۵۱۶ میلیون تومان برای هر مترمربع در بالاترین سطح قرار دارد و مناطق سه و دو نیز با حدود ۴۳۰ و ۳۶۵ میلیون تومان در رده‌های بعدی قرار گرفته‌اند.

این ارقام نشان می‌دهد که خرید یک واحد ۱۰۰ متری در این مناطق، حتی پیش از در نظر گرفتن تفاوت قیمت محله‌ها و کیفیت ساختمان، به سرمایه‌ای در حدود ۳۶ تا بیش از ۵۰ میلیارد تومان نیاز دارد. چنین ارقامی عملاً بازار این مناطق را از دسترس بخش بزرگی از خانوار‌های مصرفی خارج کرده و سهم تقاضای سرمایه‌ای و خانوار‌های پردرآمد را در آن پررنگ‌تر می‌کند.

البته قیمت بالای ملک در شمال تهران تنها به لوکس بودن ساختمان‌ها مربوط نیست. ارزش زمین، محدودیت عرضه، کیفیت زیرساخت‌ها، دسترسی به مراکز خدماتی و تجاری و جذابیت این مناطق برای حفظ ارزش سرمایه، همگی در شکل‌گیری این فاصله نقش دارند.

بازار از شمال عبور می‌کند و به میانه شهر می‌رسد

اما گرانی مسکن دیگر محدود به مناطق یک، دو و سه نیست. در مناطقی مانند پنج، چهار، شش، هفت و هشت نیز قیمت‌ها در سطوح بالایی قرار گرفته‌اند و برای خرید یک واحد معمولی، سرمایه‌ای چندین میلیارد تومانی لازم است.

منطقه پنج با حدود ۲۸۷ میلیون تومان به ازای هر مترمربع یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست. این منطقه به دلیل گستردگی و تنوع محله‌ها، سهم قابل توجهی از تقاضای مصرفی تهران را به خود اختصاص داده و در عین حال، قیمت زمین و واحد‌های نوساز در آن افزایش قابل توجهی داشته است.

در مناطق چهار، شش، هفت و هشت نیز قیمت هر مترمربع در محدوده حدود ۲۱۰ تا ۲۵۷ میلیون تومان قرار گرفته است؛ بنابراین حتی خانواری که از مناطق بسیار گران شمالی فاصله می‌گیرد، برای خرید در بخش بزرگی از مناطق مرکزی و شرقی و غربی تهران همچنان با ارقام سنگینی مواجه خواهد شد.

جنوب تهران ارزان‌تر است، اما مسئله حل نمی‌شود

وقتی صحبت از مناطق ارزان‌تر تهران می‌شود، معمولاً نگاه‌ها به جنوب پایتخت می‌رود؛ اما واقعیت این است که «ارزان‌تر بودن» دیگر به معنای «ارزان بودن» نیست.

در مناطق ۱۵، ۱۶، ۱۷ و ۱۸، قیمت هر مترمربع حدود ۱۱۴ تا ۱۲۹ میلیون تومان برآورد شده است. در نگاه نخست این ارقام فاصله زیادی با قیمت‌های شمال شهر دارند، اما اگر قیمت یک واحد معمولی را محاسبه کنیم، مشخص می‌شود که حتی خرید خانه در این مناطق نیز به سرمایه قابل توجهی نیاز دارد.

برای مثال، یک واحد ۷۰ متری با قیمت حدود ۱۱۴ میلیون تومان برای هر مترمربع، نزدیک به ۸ میلیارد تومان قیمت خواهد داشت. چنین رقمی برای خانواری که درآمد خود را از حقوق ماهانه تأمین می‌کند، همچنان بسیار سنگین است.

اینجاست که مفهوم بحران مسکن تغییر می‌کند. دیگر نمی‌توان مشکل را صرفاً در مناطق گران‌قیمت جست‌و‌جو کرد؛ زیرا حتی در ارزان‌ترین بخش‌های بازار نیز قیمت خانه با قدرت خرید بسیاری از خانوار‌ها فاصله گرفته است.

متراژ کوچک‌تر، راهی برای بقا در بازار خرید

یکی از نخستین واکنش‌های خانوار‌ها به افزایش قیمت مسکن، کاهش متراژ است. خانواده‌ای که پیش‌تر به دنبال واحد ۹۰ یا ۱۰۰ متری بود، اکنون ممکن است گزینه ۶۰ یا ۷۰ متری را بررسی کند. بخشی از متقاضیان نیز به سمت ساختمان‌های قدیمی‌تر یا محله‌هایی می‌روند که قیمت زمین در آنها پایین‌تر است.

این تغییر به ظاهر یک انتخاب ساده است، اما در واقع نشانه‌ای از کاهش قدرت خرید محسوب می‌شود. خریدار دیگر الزاماً خانه مورد علاقه خود را انتخاب نمی‌کند؛ بلکه خانه‌ای را انتخاب می‌کند که با بودجه‌اش سازگار باشد.

در نتیجه، افزایش قیمت مسکن فقط ارزش دارایی‌ها را بالا نمی‌برد؛ بلکه کیفیت و اندازه انتخاب خانوار‌ها را نیز محدود می‌کند.

بازار اجاره هم از این فشار در امان نیست

وقتی خرید خانه از توان بخشی از خانوار‌ها خارج می‌شود، طبیعی است که تقاضا برای اجاره افزایش پیدا کند. خانواری که امکان تأمین آورده خرید را ندارد، برای مدت بیشتری مستأجر باقی می‌ماند و همین مسئله فشار تقاضا را در بازار اجاره حفظ می‌کند.

از طرف دیگر، افزایش ارزش ملک و هزینه‌های نگهداری ساختمان نیز بر انتظارات مالکان اثر می‌گذارد. به همین دلیل، بازار خرید و اجاره را نمی‌توان کاملاً جدا از یکدیگر بررسی کرد.

هرچه دسترسی به خرید دشوارتر شود، وابستگی خانوار‌ها به اجاره بیشتر خواهد شد و این موضوع می‌تواند فشار بیشتری بر بودجه ماهانه آنها وارد کند.

فاصله ۴۰۰ میلیونی میان دو سر بازار

اختلاف قیمت میان منطقه یک و منطقه ۱۸ به حدود ۴۰۲ میلیون تومان در هر مترمربع می‌رسد. در یک واحد ۱۰۰ متری، این اختلاف از ۴۰ میلیارد تومان عبور می‌کند.

این فاصله البته به معنای آن نیست که تمام خانه‌های دو منطقه با این قیمت‌ها معامله می‌شوند؛ زیرا سن ساختمان، کیفیت بنا، امکانات، موقعیت دقیق ملک و شرایط معامله تأثیر مستقیمی بر قیمت نهایی دارد. با این حال، اختلاف شاخص مناطق نشان می‌دهد که بازار مسکن تهران تا چه اندازه چندلایه شده است.

یک سوی بازار در اختیار واحد‌های بسیار گران‌قیمت و سرمایه‌های بزرگ قرار دارد و سوی دیگر، خانوار‌هایی قرار گرفته‌اند که حتی برای خرید یک واحد کوچک در مناطق ارزان‌تر نیز باید سال‌ها پس‌انداز کنند.

تقاضای مصرفی در حال کوچک شدن است

یکی از نشانه‌های مهم شرایط فعلی، تغییر رفتار خریداران است. وقتی قیمت‌ها بالا می‌رود، اما درآمد خانوار با همان سرعت رشد نمی‌کند، تقاضای مؤثر کاهش پیدا می‌کند. در این شرایط، ممکن است افراد همچنان به خرید خانه علاقه داشته باشند، اما توان تبدیل این علاقه به معامله واقعی را نداشته باشند.

به همین دلیل، بازار می‌تواند همزمان با قیمت‌های بالا، با رکود معاملاتی نیز مواجه باشد. این همان وضعیتی است که بخشی از بازار مسکن تهران در آن قرار گرفته است؛ فروشنده حاضر نیست قیمت را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و خریدار نیز توان پرداخت قیمت پیشنهادی را ندارد.

بازاری است که در آن فاصله میان خواسته فروشنده و توان خریدار افزایش پیدا می‌کند.

سرمایه‌گذاری، معادله بازار را پیچیده‌تر کرده است

مسکن در اقتصاد ایران تنها یک کالای مصرفی نیست و سال‌هاست که به‌عنوان یکی از ابزار‌های حفظ ارزش دارایی نیز مورد توجه قرار دارد. همین ویژگی باعث می‌شود بخشی از تقاضا در مناطق خاص، با هدف سرمایه‌گذاری شکل بگیرد.

این تقاضا می‌تواند در دوره‌هایی که قدرت خرید مصرفی کاهش یافته، به مقاومت قیمت‌ها کمک کند. در نتیجه ممکن است تعداد معاملات پایین بیاید، اما قیمت‌های پیشنهادی همچنان در سطح بالایی باقی بمانند.

به همین دلیل، برای ارزیابی وضعیت بازار نمی‌توان فقط قیمت‌های اعلامی را بررسی کرد؛ حجم معاملات و قدرت خرید واقعی نیز اهمیت زیادی دارد.

مسئله اصلی، شکاف درآمد و مسکن است

اگر بخواهیم وضعیت بازار مسکن تهران را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت مشکل اصلی دیگر فقط «قیمت بالای خانه» نیست؛ مشکل، فاصله روزافزون میان قیمت خانه و درآمد خانوار است.

وقتی یک خانوار برای خرید یک واحد کوچک در ارزان‌ترین مناطق نیز به چند میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد، افزایش درآمد ماهانه به تنهایی نمی‌تواند مشکل را حل کند. خانوار باید بتواند بخشی از درآمد خود را پس‌انداز کند و این پس‌انداز نیز باید با سرعتی قابل قبول نسبت به رشد قیمت مسکن افزایش پیدا کند؛ اتفاقی که در سال‌های اخیر برای بسیاری از خانوار‌ها رخ نداده است.

بازار مسکن در انتظار بازگشت قدرت خرید

آینده بازار تهران تا حد زیادی به این بستگی دارد که قدرت خرید خانوار‌ها چه مسیری را طی کند. اگر قیمت مسکن همچنان از رشد درآمد فاصله بگیرد، احتمالاً تقاضای مصرفی بیش از گذشته به سمت واحد‌های کوچک، قدیمی و مناطق ارزان‌تر حرکت خواهد کرد.

در مقابل، اگر شرایط اقتصادی به گونه‌ای پیش برود که قدرت خرید تقویت شود و دسترسی خانوار‌ها به تسهیلات مؤثر افزایش پیدا کند، بخشی از تقاضای معوق می‌تواند دوباره وارد بازار شود.

با این حال، در شرایط فعلی آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید، کوچک شدن دامنه انتخاب خانوارهاست. تهران همچنان بازار‌های مختلفی دارد؛ از خانه‌های چند ده میلیارد تومانی در مناطق گران‌قیمت تا واحد‌های چند میلیارد تومانی در جنوب شهر، اما فاصله میان قیمت مسکن و توان مالی مردم باعث شده «داشتن خانه» برای بخش بزرگی از جامعه از یک هدف معمول زندگی به یک رؤیای دشوار تبدیل شود.

 


۱ ساعت قبل / سایت مشرق

ایجاد صندوقی برای بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده از جنگ

به گزارش مشرق، علی خورسندیان در نشستی با عنوان «آینده اقتصاد و تامین مالی صنعت ساختمان؛ از سیاست‌گذاری تا سرمایه‌گذاری و تعاون‌سازی» در همایش آینده صنعت ساختمان اظهار کرد: شبکه بانکی کشور با محدودیت منابع و ظرفیت‌های مالی دست و پنجه نرم می کند و در عین حال، انتظارات بسیار زیادی از شبکه بانکی در بخش‌های مختلف اقتصادی وجود دارد که یکی از مهم‌ترین آنها حوزه مسکن است. بنابراین باید به این موضوع فکر کنیم که چگونه می‌توان تأمین مالی مسکن را به شکلی انجام داد که علاوه بر پاسخگویی به نیاز این بخش، منابع کافی برای سایر واحدهای تولیدی و صنایع اساسی کشور نیز باقی بماند.

پرداخت تسهیلات به ۳۹۲ هزار واحد مسکونی

مدیرعامل بانک مسکن با بیان اینکه ۵۲ درصد تکالیف ماده ۴ قانون جهش تولید مسکن را بر عهده گرفته است گفت: براساس معرفی متقاضیان از سوی وزارت راه و شهرسازی و از طریق سامانه مربوطه تاکنون برای ۳۹۲ هزار واحد مسکونی قرارداد تسهیلاتی منعقد کرده‌ایم که از این تعداد ۱۹۰ هزار واحد به اتمام رسیده، واگذار شده و وارد مرحله فروش اقساطی شده است. سایر واحدها نیز به‌تدریج تعیین تکلیف و تکمیل خواهند شد.

خورسندیان ادامه داد: در عین حال، بار مالی تکالیفی که به موجب قانون بر دوش بانک مسکن گذاشته شده، بالغ بر ۵۲۵ هزار میلیارد تومان است. اگر وضعیت تراز مالی و ظرفیت فعلی بانک مسکن را در نظر بگیریم، تأمین چنین رقمی فشار قابل توجهی بر منابع بانک وارد می‌کند.

وی تصریح کرد: بانک مسکن به عنوان بازوی اجرایی دولت و وزارت راه و شهرسازی در بخش مسکن، خود را موظف به اجرای تکالیف قانونی می‌داند و تاکنون نیز این تکالیف را انجام داده است؛ اما ادامه این روند با اتکای صرف به منابع بانکی، با توجه به محدودیت منابع، می‌تواند بانک را ناگزیر به استفاده بیشتر از منابع بانک مرکزی و افزایش اضافه‌برداشت‌ها کند.

افزایش سرمایه؛ ضرورت تقویت توان بانک مسکن

مدیرعامل بانک مسکن با اشاره به مصوبات مجلس برای افزایش سرمایه این بانک گفت: قوانین خوبی در مجلس برای افزایش سرمایه بانک مسکن به تصویب رسیده تا این بانک بتواند نقش مؤثرتر و گسترده‌تری در تأمین مالی بخش مسکن ایفا کند.

خورسندیان افزود: از آنجا که بانک مسکن یک بانک صددرصد دولتی است، طبیعتاً افزایش سرمایه آن باید از ناحیه دولت انجام شود؛ با این حال، این اتفاق تاکنون به هر دلیلی محقق نشده است. در شرایط فعلی، با توجه به محدودیت منابع بانک و حجم تکالیفی که بر عهده آن گذاشته شده، افزایش سرمایه یک ضرورت جدی است.

استفاده از ظرفیت بازار سرمایه برای تأمین مالی مسکن

وی تأکید کرد: این به معنای توقف اجرای تکالیف بانک مسکن نیست. ما باید در کنار تسهیلات بانکی، به سراغ سایر روش‌های تأمین مالی برویم که عمدتاً معطوف به بازار سرمایه و استفاده از منابع بخش خصوصی است.

خورسندیان گفت: باید ابزارهایی طراحی و فعال شود که منابع بخش خصوصی را از یک مسیر مشخص به سمت تولید مسکن هدایت کند و در عین حال، سرمایه‌گذاران نیز از این فرآیند منفعت اقتصادی و مالی مناسبی به دست آورند.

وی با اشاره به ظرفیت انتشار اوراق رهنی اظهار کرد: در قانون، انتشار اوراق رهنی برای بانک مسکن پیش‌بینی شده است. بر این اساس، بانک می‌تواند با اتکا به تسهیلاتی که پرداخت کرده و جریان‌های مالی حاصل از آنها، نسبت به انتشار این اوراق اقدام کند. مقدمات استفاده از این ظرفیت نیز انجام شده است.

صندوق‌های املاک، زمین و ساختمان در خدمت تأمین مالی مسکن

مدیرعامل بانک مسکن ادامه داد: یکی دیگر از ظرفیت‌های موجود، صندوق املاک و مستغلات است که بانک مسکن در اختیار دارد و می‌تواند از طریق آن بخشی از املاک را به منابع مالی تبدیل کند.

وی افزود: بانک مسکن همچنین صندوق زمین و ساختمان دارد که می‌تواند برای تأمین مالی پروژه‌های ساختمانی از ظرفیت بازار سرمایه استفاده کند. در کنار این موارد، طی سال‌های اخیر نیز تجربه انتشار اوراق بدهی را داشته‌ایم.

خورسندیان با اشاره به ظرفیت‌های موجود در گروه مالی بانک مسکن و شرکت تأمین سرمایه بانک مسکن گفت: در مجموعه بانک مسکن و شرکت تأمین سرمایه بانک مسکن ظرفیت‌های مناسبی برای استفاده از منابع بازار سرمایه وجود دارد. صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت، صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهام و سایر ابزارهای مالی می‌توانند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند.

وی اظهار کرد: صندوق «دارایکم» نیز آمادگی دارد در زمینه تأمین مالی نقش‌آفرینی کند. همچنین

صندوق‌های زمین و ساختمان از دیگر ظرفیت‌هایی هستند که بانک مسکن تجربه آنها را دارد و در حال حاضر نیز منتظر معرفی املاک مناسب برای فعال‌تر شدن این ظرفیت هستیم.

راه‌اندازی صندوق سرمایه‌گذاری بازسازی مسکن

خورسندیان با اشاره به آسیب‌های واردشده به برخی واحدهای مسکونی در جریان جنگ اخیر گفت: با توجه به آسیب‌هایی که به بخشی از واحدهای مسکونی وارد شده است، پیشنهاد ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری بازسازی مسکن را مطرح کرده‌ایم تا بتوان از ظرفیت بازار سرمایه برای بازسازی این واحدها نیز استفاده کرد.

وی افزود: در صورت فراهم شدن مجوزهای لازم، می‌توان سازوکاری ایجاد کرد که حتی مالکان واحدهای آسیب‌دیده بتوانند از طریق سرمایه‌گذاری و مشارکت در این فرآیند، نسبت به بازسازی واحدهای خود اقدام کنند و بخشی از فرآیندهای اداری نیز تسهیل شود.

مدیرعامل بانک مسکن تأکید کرد: به نظر می‌رسد استفاده از منابع مردم برای تأمین نیازهای مردم، به‌ویژه در شرایط فعلی، می‌تواند راهکار مناسبی باشد و فشار تأمین مالی صرفاً بر منابع دولت و شبکه بانکی قرار نگیرد.

ثبات اقتصادی، پیش‌شرط توسعه تأمین مالی مسکن

خورسندیان در ادامه با تأکید بر اینکه همه این ظرفیت‌ها در بستر ثبات اقتصادی می‌توانند بهتر فعال شوند، گفت: برای موفقیت این سیاست‌ها، باید حدی از ثبات اقتصادی وجود داشته باشد. منظور از ثبات اقتصادی، از جمله کنترل و مهار تورم است.

وی افزود: سیاست‌گذاران اقتصادی در شرایط فعلی با یک دوراهی مهم مواجه هستند؛ از یک سو باید به دنبال رشد اقتصادی باشند و از سوی دیگر، کنترل تورم و سیاست‌های پولی را مدنظر قرار دهند. انتخاب میان این دو مسیر به سطح تورم و نحوه هدف‌گذاری برای رشد اقتصادی بستگی دارد.

خورسندیان خاطرنشان کرد: با توجه به نقدینگی بالایی که در اقتصاد وجود دارد، بانک مرکزی طی دو سال اخیر سیاست‌های پولی انقباضی را دنبال کرده است. در چنین شرایطی، یکی از راهکارها این است که تأمین مالی اقتصاد کمتر متکی به تسهیلات بانکی باشد و سهم بیشتری از منابع بخش خصوصی و ابزارهای بازار سرمایه در تأمین مالی افزایش یابد.

وی تأکید کرد: بانک مسکن آمادگی دارد از تمامی ظرفیت‌های موجود در حوزه بازار سرمایه، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و ابزارهای نوین مالی برای تأمین مالی بخش مسکن استفاده کند تا ضمن کاهش فشار بر منابع بانکی، زمینه مشارکت بیشتر بخش خصوصی در تولید و بازسازی مسکن فراهم شود.




 هشدار وزارت صمت درباره خاموشی صنایع
۶ ساعت قبل / سایت تابناک

هشدار وزارت صمت درباره خاموشی صنایع

قائم مقام وزیر صمت با انتقاد از قطعی برق صنعت گفت: تبعات این کار به ضرر مردم است.

 تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟
۱۵ دقیقه قبل / سایت تابناک

تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟

بانک مرکزی سرانجام برای تسویه بدهی بیش از ۱۰۰ همتی بانک ایران‌زمین، سند مالکیت ۷۵ همت از دارایی‌های این بانک را امضا کرد و ۴۵ همت دیگر نیز در نوبت انتقال است...

 تحلیل زرین ذرت شاهرود؛ بهبود سودآوری با اهرم نرخ فروش
۸ ساعت قبل / سایت صدای بورس

تحلیل زرین ذرت شاهرود؛ بهبود سودآوری با اهرم نرخ فروش

زرین ذرت شاهرود در سناریوی سال ۱۴۰۵، از منظر بنیادی ظرفیت مناسبی برای رشد سودآوری دارد.

 سلار شایعه تغییر نرخ گاز خوراک را شفاف‌سازی کرد
۸ ساعت قبل / سایت صدای بورس

سلار شایعه تغییر نرخ گاز خوراک را شفاف‌سازی کرد

شرکت سیمان لارستان با نماد «سلار» با انتشار نامه‌ای رسمی، شایعه تغییر نرخ گاز خوراک مصرفی را رد و تأکید کرد نرخ گاز خوراک و سوخت این شرکت بر اساس مصوبه‌های ابلاغی همچنان مشخص و شفاف است.

 رشد ۴۷ درصدی نرخ فروش دولومیت فافزا
۴ ساعت قبل / سایت صدای بورس

رشد ۴۷ درصدی نرخ فروش دولومیت فافزا

شرکت فولاد افزا سپاهان (فافزا) با دریافت ابلاغیه اصلاح نرخ از سوی مشتری عمده خود، فولاد مبارکه اصفهان، موفق به تعدیل قیمت فروش محصولات خود شد.

 کاهش ۶۳درصدی قطعی برق در کشور
۷ ساعت قبل / سایت اکونگار

کاهش ۶۳درصدی قطعی برق در کشور

مدیرعامل توانیر با بیان اینکه ناترازی برق کشور از ۱۷ تا ۱۸ هزار مگاوات در سال‌های گذشته به کمتر از ۱۰ هزار مگاوات رسیده، گفت که محدودیت‌های اعمال‌شده در شبکه عمومی نیز ۶۳ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته، با این حال شرایط موجود مطلوب و مورد قبول ما نیست و شبکه همچنان با چالش‌های جدی مواجه است.