
به گزارش اقتصادنیوز، آیا میلیاردرها واقعاً خودساختهاند؟ باور عموم، سالها بر این بوده که باشگاه ثروتمندان جهان، کلوپی از وارثان است؛ گروهی محدود که ثروت را نه از خلق ارزش جدید، بلکه از جیببهجیب شدن پول پدر و پدربزرگهایشان بهدست آوردهاند و پشت این امپراتوری بزرگ، حتماً شانس، یک نام خانوادگی قدیمی یا شبکهای بزرگ از قدرت وجود دارد.
بنا بر گزارش آسیه اسدپور در هفته نامه تجارت فردا، تصویری که البته بیاساس نیست. بخش مهمی از سرمایه جهان همیشه در اختیار خانوادههایی بوده که با برند، زمین یا حتی رانت، ساختار ثروت را دستکاری کردهاند و معمولاً هم با کارآفرینانی مقایسه میشوند که متولدان جدید سرمایهداریاند. میلیاردرهای نوپایی که در ابتدا شاید چیزی جز یک ایده یا چند خط کد دانشگاهی نداشتند، اما محصول خلق کردند، صنعتی را تغییر دادند و در مدتی کوتاه به غولهایی با ارزش صدها میلیارد دلار تبدیل شدند. همانهایی که در پادکستهای اقتصادی، اغلب از چگونه پولدار شدنشان میگویند و گاهی حس بیعرضگی و ناتوانی هم به دیگران القا میکنند؛ غافل از اینکه هیچ ثروت بزرگی در خلأ و بدون امکانات شکل نمیگیرد.
با یک حداقلگرایی فرضی، برای آنکه مالک یک شرکت باشید، به سرمایهگذار، بازار و زیرساخت نیاز دارید؛ به اقتصادی که به شما امکان رشد و مهمتر از همه، جغرافیایی باثبات و امن از حیث سرمایهگذاری بدهد. داشتههایی که نبودشان باعث شده تا هزاران نفر طی قرنها با همان ایدههای مشابه میلیاردرها، زمین بخورند، از چرخه تجارت حذف شوند و این پرسش تاریخی را بازطرح کنند که آیا واقعاً میشود از صفر مطلق پولدار شد؟ یا وقتی میلیاردر میشویم که کنار استعداد، شانس و حامی هم داشته باشیم؟ یک سوءتفاهم بزرگ
در قرنهای گذشته، مسیر رسیدن به ثروتهای کلان اغلب از داراییهای فیزیکی میگذشت. بخش مهمی از قدرت اقتصادی جهان همواره در اختیار خاندانهایی بوده که مالک زمین، منابع طبیعی، بانکها، کارخانهها و شبکههای تجاری بودند و داراییهای خود را نسل به نسل منتقل میکردند. مثلاً تا سال گذشته، 500 شرکت خانوادگی بزرگ در مجموع حدود 8/8 تریلیون دلار درآمد سالانه جهانی ایجاد کردند، بیش از 25/1 میلیون نفر را در 44 کشور جهان بهکار گرفتند و همچنان نزدیک به 47 درصد آنها در اروپا، 29 درصد در آمریکای …












