قیمت طلا امروز




 سایت اقتصادنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

تصویر نگران‌کننده از قفسه خالی داروخانه‌ها؛ چرا نسخه‌های ساده هم کامل پیچیده نمی‌شوند؟ | دارو هست اما سهم همه نیست!

اقتصادنیوز:کمبود دارو از نسخه‌های خاص عبور کرده و حالا بعضی بیماران برای تهیه داروهای معمولی هم چند داروخانه را می‌گردند؛ روایتی که پشت آن از اختلال تولید و توزیع تا کمبود نقدینگی و حتی اولویت‌بندی موجودی داروخانه‌ها دیده می‌شود.
 تصویر نگران‌کننده از قفسه خالی داروخانه‌ها؛ چرا نسخه‌های ساده هم کامل پیچیده نمی‌شوند؟ | دارو هست اما سهم همه نیست!

به گزارش اقتصادنیوز، کمبود دارو دیگر فقط قصه داروهای خارجی گران‌قیمت و نسخه بیماران خاص نیست؛ حالا گاهی برای پیدا کردن یک داروی معمولی معده، مُسکن یا بعضی داروهای اعصاب و آرام‌بخش هم باید چند داروخانه را گشت. پشت پیشخوان داروخانه‌ها چند روایت در جریان است؛ دارو ممکن است حتی کمیاب و نایاب نشده باشد، بلکه در کشور «موجود» باشد، اما نه همیشه، نه در همه داروخانه‌ها و نه درست زمانی که بیمار به آن احتیاج دارد. روایت نسخه های ناقص

نسخه را روی پیشخوان می‌گذارد. پنج قلم دارو دارد. مسئول داروخانه یکی‌یکی نام‌ها را در سیستم جست‌وجو می‌کند؛ دو قلم روی پیشخوان قرار می‌گیرد، برای سومی سراغ قفسه دیگری می‌رود، اما دو قلم آخر داستان متفاوتی دارند. یکی چند روز است نرسیده و از دیگری هم معلوم نیست شرکت پخش چه زمانی دوباره بار تحویل دهد.

خبر مرتبط حذف تدریجی طبقه متوسط از بازار «درمان خصوصی» | خدمات معمولی درمان چند درصد حقوق طبقه متوسط را شامل می‌شود؟

اقتصادنیوز:در اقتصاد سلامت امروز ایران، بیماری فقط جسم را فرسوده نمی‌کند؛ می‌تواند بخشی از حقوق یک ماه، یک روز کار و گاهی حق انتخاب بیمار را نیز با خود ببرد.

بیمار نسخه را جمع می‌کند و راهی داروخانه بعدی می‌شود.این تصویر عجیب و دور از ذهنی از بازار داروی امروز نیست. تفاوت فقط در نام داروهاست. یک روز بیمار دنبال داروی اعصاب است، روز دیگر نسخه‌ای برای معده و گوارش کامل نمی‌شود و گاهی حتی دارویی که سال‌ها نامش برای مردم آشنا بوده، پیدا کردنش به چند تماس و مراجعه نیاز دارد.

کمبود دارو در ایران البته اتفاق تازه‌ای نیست؛ چیزی که این‌بار بیشتر جلب توجه می‌کند، ورود نام داروهای معمولی به این ماجراست. در ماه‌های اخیر در میان اقلامی که از کمبود آنها در سطح داروخانه‌ها صحبت شده، نام کلونازپام، آسنترا و آلونتا در گروه داروهای اعصاب و روان، کلیدینیوم‌سی، بوسپیرون و ... در داروهای گوارشی و حتی ژلوفن هم دیده شده است، داروها نه برای بیماری خاص اند نه برای مضرف های متفاوت. دیروز داشتیم، امروز نداریم

پشت پیشخوان، معنای کمبود با تعریفی که روی کاغذ نوشته می‌شود فرق دارد. داروخانه ممکن است هفته گذشته یک دارو را تحویل گرفته باشد، چند روز نسخه‌های بیماران را پاسخ داده باشد و حالا دوباره موجودی‌اش به صفر رسیده باشد. محموله بعدی هم زمان دقیقی ندارد. وقتی بیمار می‌پرسد چه زمانی دوباره می‌رسد، همیشه پاسخ قطعی وجود ندارد. مشکل بازار امروز فقط «نایاب شدن» نیست؛ بی‌نظم شدن دسترسی است.

یک دارو کاملاً از بازار محو نشده، اما حضورش هم دائمی نیست. چند بسته می‌آید، تمام می‌شود؛ دوباره می‌رسد و بار دیگر فاصله‌ای میان دو توزیع ایجاد می‌شود. نتیجه این است که بیمار ممکن است دارویی را در یک داروخانه پیدا نکند و همان روز در نقطه دیگری از شهر به آن برسد. برای داروخانه این وضعیت «موجودی نامنظم» است؛ برای بیمار اما فقط یک معنا دارد: دارویی که لازم دارد در دسترسش نیست.

نسخه‌ای که در چهار داروخانه کامل می‌شود

روایت یکی دیگر از داروخانه دارها این است که از زبان بیمار نقل می کند:«نسخه متعلق به بیماری بود که دارویش را مرتب مصرف می‌کرد. یکی از اقلام را داروخانه اول ندارد. داروخانه دوم برند دیگری پیشنهاد می‌کند. سومی می‌گوید فعلاً بار جدید نرسیده و در چهارمی که ما بودیم بالاخره چند بسته باقی مانده بود و خرید.»

شاید روی کاغذ هیچ‌کدام از این وضعیت‌ها به معنای «نایابی کامل» نباشد؛ اما بیمار برای تهیه یک نسخه معمولی بخشی از شهر را گشته است. همین‌جا فاصله میان آمار رسمی و تجربه مردم شکل می‌گیرد.

آخرین اعلام آمار نزدیک به نیمه مرداد از ۴۲ قلم کمبود دارویی حکایت داشت؛ عددی که نسبت به ۱۴۰ قلم در مقطع قبلی کاهش قابل‌توجهی را نشان می‌دهد. گزارش میدانی اقتصادنیوز و تجربه‌های مردمی نشان می‌دهد برخلاف این دارو حتی در نسخه‌های معمولی و در نمونه‌های داخلی نیز با دردسر پیدا می‌شوند.

فرد نسخه‌ای دارد که باید تهیه کند. اگر داروی مشخص یا جایگزین مناسب آن در چند داروخانه در دسترس نباشد، از نگاه بیمار کمبود اتفاق افتاده است؛ حتی اگر آن قلم در فهرست رسمی کمبود قرار نداشته باشد. به همین دلیل شاید عدد ۴۲ قلم، تصویر کمبود رسمی باشد، اما الزاماً اندازه دشواری دسترسی به دارو را نشان نمی‌دهد. این که ایرانی است؛ چرا ندارید؟

روایت دیگری تقریباً برای داروخانه‌ها آشناست. بیمار جعبه قدیمی دارویش را نشان می‌دهد؛ نام کارخانه ایرانی روی آن دیده می‌شود. سؤالش هم منطقی به نظر می‌رسد: این دارو که وارداتی نیست، پس چرا موجود نیست؟

اینجا زنجیره‌ای شروع می‌شود که از پشت پیشخوان دیده نمی‌شود.

صاحب یک داروخانه در مرکز شهر تهران به اقتصادنیوز می‌گوید: «تولید داخل به این معنا نیست که تمام آنچه برای ساخت دارو لازم است در داخل کشور تولید می‌شود. بخشی از مواد مؤثره و مواد جانبی مورد استفاده صنعت دارو همچنان از خارج تأمین می‌شود.»

شاید این حرف‌ها برای کسی که گرفتار معده درد و سردرد و انواع بیماری است قانع کننده نباشد اما بخشی از اتفاق همین است که هند و چین از مسیرهای مهم تأمین مواد اولیه دارویی ایران هستند. علاوه بر ماده اولیه، برخی اقلام بسته‌بندی و نهاده‌های تولید نیز می‌توانند به زنجیره واردات وابسته باشند و اکنون ما نیز در محاصره دریایی هستیم. پس شاید ردی از دلار روی جعبه یک قرص ایرانی نوشته نشده باشد، اما جایی در مسیر تولید آن حضور دارد.

نکته مهم‌تر اینکه اثر مشکل ارز یا ماده اولیه فوراً به داروخانه نمی‌رسد. کارخانه معمولاً برای مدتی ذخیره مواد اولیه دارد؛ شرکت پخش هم محصولی در انبار نگه می‌دارد و داروخانه چند بسته در قفسه دارد. ممکن است اختلال اصلی چند ماه قبل اتفاق افتاده باشد و بیمار تازه امروز نتیجه آن را ببیند. روی پیشخوان اما تمام این زنجیره دوباره به همان جمله کوتاه تبدیل می‌شود: «فعلاً نداریم.»

دارویی که ارزان است، اما تولیدش هم باید صرف کند

داروخانه‌دار فقط با کمبود داروی خارجی روبه‌رو نیست. بعضی وقت‌ها اتفاقاً سؤال درباره دارویی است که آن‌قدر معمولی و قدیمی است که بیمار اصلاً انتظار کمبودش را ندارد. اینجا پای اقتصاد تولید به میان می‌آید.

صاحب داروخانه مردی مسن است که سابقه‌ای طولانی در کار دارو دارد، او به اقتصادنیوز می‌گوید: «قیمت یک داروی قدیمی ممکن است پایین باشد، اما هزینه کارخانه پایین نمانده است؛ ماده اولیه، بسته‌بندی، حمل‌ونقل، نیروی انسانی و سرمایه در گردش هر کدام هزینه خودشان را دارند. اگر قیمت نهایی دارو نتواند هزینه تولید را پوشش دهد، ادامه تولید بعضی اقلام برای کارخانه جذابیت کمتری پیدا می‌کند اینطور می‌شود که نقدینگی آن کارخانه از بین می‌رود و دارو هم دیگر در دسترس نیست.»

این یکی از تناقض‌های مهم بازار داروی ایران است؛ داروی ارزان باید برای بیمار ارزان بماند، اما اگر تولید آن صرفه اقتصادی نداشته باشد، ممکن است همان داروی ارزان کمتر تولید شود.

راه‌حل هم صرفاً بالا بردن قیمت نیست. اگر هزینه واقعی تولید مستقیماً روی دوش مصرف‌کننده گذاشته شود، مشکل فقط شکل عوض می‌کند؛ ممکن است دارو دیگر کم نباشد، اما بیمار توان خرید آن را نداشته باشد.در این نقطه نقش بیمه اهمیت پیدا می‌کند؛ جایی که باید اجازه دهد تولید دارو اقتصادی بماند، بدون آنکه بیمار هزینه تمام اصلاح قیمت را از جیب پرداخت کند. دارو در شرکت پخش هست؛ قفسه داروخانه خالی است

ماجرا اما گاهی یک مرحله جلوتر رخ می‌دهد. داروی تولید شده، در شبکه پخش هم وجود دارد، اما داروخانه نمی‌تواند مثل گذشته سفارش بدهد. داروخانه یک ماه قبل نسخه بیمار را تحویل داده، سهم بیمار را گرفته اما بخش دیگری از پول باید از بیمه پرداخت شود. در همین فاصله برای سفارش بعدی باید پول شرکت پخش را بدهد، حقوق کارکنان و هزینه‌های جاری را بپردازد و موجودی قفسه را هم حفظ کند.

وقتی این پول دیر برگردد، گردش مالی داروخانه کوچک‌تر می‌شود. این را زن جوانی می‌گوید که داروخانه‌اش تازه تاسیس است و باید حواسش به همه جنبه ها باشد. پس در این شرایط مشتری دارویی را می‌خواهد. مسئول داروخانه می‌داند شرکت پخش شاید آن را داشته باشد؛ اما سفارش دادن فقط به موجود بودن دارو بستگی ندارد. در چنین شرایطی ممکن است «نداریم» نه محصول توقف کارخانه باشد و نه نتیجه نایابی در کشور؛ دارو جایی در زنجیره هست، اما تا قفسه نرسیده است. خارجی و گران نبود؛ یک داروی عادی بود

مسئله درست همین‌جا جدی‌تر می‌شود. اگر بیماری برای یک داروی سرطان کمیاب یا یک برند خاص خارجی به چند مرکز مراجعه کند، شاید سختی دسترسی برایش قابل پیش‌بینی باشد. اما همان انتظار درباره یک مسکن آشنا، یک داروی معمول گوارشی یا دارویی پرمصرف در حوزه اعصاب وجود ندارد.

وقتی نام ژلوفن در کنار کلیدینیوم‌سی یا کلونازپام و بوسپیرون و آسنترا و ... وارد فهرست داروهایی می‌شود که داروخانه‌ها درباره کسری آنها صحبت می‌کنند، معنای کمبود هم تغییر می‌کند. تصویر مهم بازار همین است: «بیمار لزوماً دنبال یک داروی خارجی چند ده میلیون تومانی نیست. ممکن است فقط نسخه‌ای برای اضطراب، سردرد یا مشکل گوارشی داشته باشد و انتظار داشته باشد چند دقیقه بعد از داروخانه بیرون بیاید.اما گاهی نسخه در جیبش باقی می‌ماند و جست‌وجو ادامه پیدا می‌کند.» یک بیمار و چند علت برای پاسخ «نداریم»

اگر چند «نداریم» پشت پیشخوان را کنار هم بگذاریم، معلوم می‌شود همه آنها یک علت ندارند. در یک داروخانه دارو هنوز از شرکت پخش نرسیده است. در دیگری سهمیه تمام شده. جایی مشکل از کمبود نقدینگی است. در قلمی دیگر تولید به دلیل ماده اولیه عقب افتاده و برای محصولی دیگر ممکن است نمونه ایرانی موجود باشد اما همان برند مورد استفاده بیمار پیدا نشود.به همین دلیل شاید اشتباه باشد که دنبال یک مقصر واحد برای همه کمبودهای بازار بگردیم.زنجیره دارو چندین حلقه دارد و اختلال در هرکدام می‌تواند در نهایت همان نتیجه را تولید کند: «قفسه خالی» وقتی کمبود، رفتار داروخانه را هم تغییر می‌دهد

در کنار تمام مشکلات تولید، پخش و نقدینگی، تجربه‌های شخصی روایت‌شده برای اقتصادنیوز از لایه دیگری از بازار دارو خبر می‌دهد؛ لایه‌ای که بیشتر به نحوه مدیریت موجودی در خود داروخانه برمی‌گردد. بعضی بیماران می‌گویند وقتی پزشک ثابتی در مجاورت داروخانه فعالیت می‌کند یا داروخانه نسخه‌های مشخصی را به‌طور مداوم از همان مطب دریافت می‌کند، بخشی از موجودی بعضی داروهای کمیاب یا پرتقاضا عملاً با احتیاط بیشتری توزیع می‌شود. در چنین شرایطی ممکن است داروخانه همه موجودی را به هر مراجعه‌کننده ندهد یا تعداد کمتری تحویل دهد تا برای بیماران ثابت، نسخه‌های آشنا یا مراجعه‌کنندگان همان پزشک نیز چیزی باقی بماند. این رفتار البته قابل تعمیم به همه داروخانه‌ها نیست، اما در بازاری که معلوم نیست محموله بعدی چه زمانی برسد، خود داروخانه هم ناچار می‌شود برای موجودی محدودش نوعی اولویت‌بندی غیررسمی تعریف کند.

تجربه دیگری که برخی بیماران از آن گفته‌اند، به «کامل بودن نسخه» برمی‌گردد. گاهی داروخانه یک قلم کمیاب را در اختیار دارد، اما ترجیح می‌دهد آن را برای نسخه‌ای نگه دارد که چند قلم دیگر هم در همان داروخانه موجود است؛ نسخه‌ای که پیچیدن آن برای داروخانه از نظر اقتصادی و گردش فروش منطقی‌تر است. در نتیجه ممکن است بیماری که فقط همان یک قلم کمیاب را می‌خواهد، پاسخ منفی بگیرد، در حالی که دارو در قفسه یا انبار وجود دارد. باز هم نمی‌توان این رفتار را به همه داروخانه‌ها نسبت داد، اما همین روایت‌ها نشان می‌دهد وقتی کمبود طولانی می‌شود، داروخانه نیز فقط «فروشنده دارو» باقی نمی‌ماند؛ مجبور می‌شود موجودی محدود را مدیریت کند، برای مشتریان ثابت سهم نگه دارد، نسخه‌ها را اولویت‌بندی کند و برای بقا در یک بازار کم‌نقدینگی راهکارهای تازه‌ای پیدا کند. نتیجه اما برای بیمار همان است: مرز میان «دارو نیست» و «دارو هست اما به من نمی‌رسد» هر روز مبهم‌تر می‌شود.

حلقه مفقوده؛ دارو فقط نباید «وجود داشته باشد» بلکه...

آنچه در این میان کمتر درباره‌اش صحبت می‌شود، تفاوت «وجود دارو» با «دسترسی پایدار به دارو» است. وجود چند میلیون عدد دارو در بازار، ثبت موجودی در سامانه یا عرضه آن توسط تعدادی از داروخانه‌ها لزوماً به این معنا نیست که بیمار می‌تواند هر زمان نیاز داشت داروی خود را پیدا کند.

حلقه مفقوده بازار را شاید باید پایداری دسترسی نامید. پایداری یعنی ماده اولیه پیش از تمام شدن ذخیره کارخانه برسد؛ تولید یک داروی ارزان به فعالیتی زیان‌ده تبدیل نشود؛ پول در شبکه پخش و داروخانه بچرخد؛ بیمه مطالبات را با فاصله‌ای پرداخت نکند که داروخانه قدرت خریدش را از دست بدهد و اگر تولید داخلی پاسخگوی نیاز نیست، تأمین جایگزین پیش از خالی شدن قفسه آغاز شود. بازار دارو بیش از آنکه به خاموش کردن آتش هر کمبود پس از وقوع نیاز داشته باشد، به سیستمی احتیاج دارد که کمبود بعدی را پیش از رسیدن به بیمار ببیند. «نداریم» نباید پاسخ معمول یک نسخه معمولی باشد

نسخه هنوز دست بیمار است. شاید دارو را در داروخانه بعدی پیدا کند؛ شاید هم مجبور شود چند تماس دیگر بگیرد. برای او مهم نیست مشکل در تخصیص ارز اتفاق افتاده، کارخانه ماده اولیه نداشته، شرکت پخش بار کمتری فرستاده یا داروخانه از بیمه طلبکار است. بیمار آخر این زنجیره ایستاده و فقط نتیجه را می‌بیند.

قفسه داروخانه آخرین حلقه بازار داروست، اما اولین جایی است که خرابی تمام حلقه‌های قبل دیده می‌شود. برای همین شاید برای سنجش حال واقعی بازار، در کنار پرسش «چند قلم کمبود رسمی داریم؟» باید چند سؤال ساده‌تر هم مطرح شود: چند نسخه در همان داروخانه اول کامل می‌شود؟ بیمار برای تهیه داروی معمولی خود چند بار باید شهر را بگردد؟ و در یک روز چند مرتبه پشت پیشخوان جمله «فعلاً نداریم» شنیده می‌شود؟

وقتی این پاسخ از داروی خاص عبور کند و به نسخه‌های معمولی برسد، مسئله دیگر فقط کمبود چند قلم دارو نیست؛ مسئله، از دست رفتن اطمینان بیمار به این است که دارویی که امروز دارد، ماه بعد هم خواهد داشت و شاید همین فضا او را به دنبال احتکار خانگی بکشاند که خودش بخشی حلقه کمبود دارو خواهد شد. همچنین بخوانید سایه جنگ بر بازار دارو؛ از گرانی و کمبود دارو تا اجبار رفتن به سمت «بازار سیاه» | نسخه‌هایی که تکه‌تکه می‌شوند حذفِ خاموش و خودخواسته دارو از نسخه درمان بیمار | فاصله معنادار دسترسی به دارو در ایران با استانداردهای جهانی کرمانپور: دارو مثل طلا در چرخه جهانی قیمت‌گذاری می‌شود | اختلال در انتقال ارز و حمل‌ونقل، عامل کمبود ناگهانی دارو هستند دردِ دارو؛ نسخه بیماران در صف، گرانی و بازار سیاه چندپاره می‌شود | اگر پول داشته باشی، می‌توانی از مریضت نگهداری کنی!



۱۶ دقیقه قبل / سایت برترینها

نماینده مجلس: توجیه نکنید؛ دارو مثل خودرو نیست که نخریم

خانه ملت: نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، به اظهارات رئیس سازمان غذا و دارو در توضیح علت کمبود دارو، واکنش نشان داد.

روح‌الله لک علی‌آبادی، در واکنش به اظهارات رئیس سازمان غذا و دارو مبنی بر اینکه بروز کمبودهای دارویی نتیجه تصمیمات مقطعی نیست بلکه علت اختلال در روند انتقال ارز به شرکت‌های خارجی بوده که باعث شد زنجیره‌ای از مشکلات در یک بازه ۶ ماهه شکل بگیرد و آثار آن در فروردین و اردیبهشت‌ نمایان شود، گفت: در حال حاضر کشور با مشکل کمبود و نبود برخی اقلام دارویی مواجه است و از سوی دیگر قیمت بعضی از داروها نیز به شکل سرسام‌آوری افزایش یافته است، توجیه کردن فایده‌ای ندارد و توجیه، مشکل مردم را حل نمی‌کند، ممکن است درباره علت کمبودها توضیح داده شود و گفته شود که مشکل از تأمین ارز نبوده و در روند انتقال ارز به شرکت‌های خارجی اختلال ایجاد شده است، اما در نهایت مردم امروز با کمبود دارو و قیمت‌های بالا مواجه هستند و باید برای این وضعیت کاری انجام شود.

وی ادامه داد: باید برای رفع مشکلات حوزه دارو کار عملیاتی انجام شود، مردم نیاز به دارو دارند و نمی‌توان به بیماری که داروی خاص خود را پیدا نمی‌کند یا خانواده‌ای که توان پرداخت هزینه دارو را ندارد، صرفا درباره علت ایجاد مشکل توضیح داد.

لک علی آبادی با تاکید بر اینکه دارو با سایر کالاها تفاوت اساسی دارد، گفت: دارو مقوله‌ای نیست که بتوان آن را به آینده موکول کرد، نمی‌توان گفت خودرو است و مردم فعلا آن را نخرند و بعداً که قیمت پایین آمد، خریداری کنند؛ در مورد دارو چنین امکانی وجود ندارد، چرا که دارو مستقیما با جان و سلامت مردم ارتباط دارد و بیمار نمی‌تواند مصرف داروی خود را به آینده موکول کند.

نایب‌ رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس افزود: امروز خانواده‌ها برای تهیه دارو با مشکلات جدی مواجه هستند و بعضا تمام زندگی خود را هزینه می‌کنند تا بتوانند داروی مورد نیاز بیمار خود را تهیه کنند بنابراین وقتی درباره کمبود یا افزایش قیمت دارو صحبت می‌کنیم باید توجه داشته باشیم که این موضوع صرفا یک مسئله اقتصادی یا مربوط به بازار یک کالا نیست.

لک علی‌آبادی تصریح کرد: اینکه برخی اقلام دارویی در کشور وجود ندارد یا تهیه بعضی داروها با قیمت‌های بسیار بالا برای مردم همراه شده، مسئله‌ای نیست که بتوان نسبت به آن بی‌تفاوت بود یا حل آن را به آینده موکول کرد و باید برای این وضعیت چاره‌اندیشی جدی شود.

وی در ادامه با اشاره به پیگیری موضوع تحقیق و تفحص از سازمان غذا و دارو در مجلس، گفت: در نشستی که در سازمان غذا و دارو داشتیم، تحقیق و تفحص یکی از مصوبات جلسه بود و این موضوع در کمیسیون بهداشت و درمان به صورت جدی در حال پیگیری است و نمایندگان به ویژه اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با جدیت این موضوع را دنبال می‌کنند.

نایب‌رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با تاکید بر اینکه در این موضوع نباید پیش‌داوری کرد، افزود: ما نمی‌خواهیم پیش‌داوری کنیم به همین دلیل منتظر پاسخ رئیس و مسئولان سازمان غذا و دارو هستیم تا موضوع را در کمیسیون مطرح و پاسخ‌های خود را ارائه کنند، اگر توضیحات سازمان قانع‌کننده باشد، طبیعتا مجلس نیز بر اساس آن نظر خواهد داد و تصمیم‌گیری خواهد کرد.

وی با بیان اینکه بررسی عملکرد سازمان غذا و دارو باید در کنار توجه به مشکلات واقعی مردم دنبال شود، گفت: فارغ از اینکه مسئولان سازمان چه توضیحاتی درباره علت ایجاد کمبودها ارائه خواهند کرد، آن چیزی که امروز واقعا در کف جامعه وجود دارد، کمبود شدید داروهای خاص و همچنین قیمت‌های بالای دارویی است و باید اقدام و تصمیم عملی و فوری برای رفع کمبود داروهای خاص و کنترل قیمت دارو انجام شود.


۲ ساعت قبل / سایت اقتصاد معاصر

ارزیابی تاثیرات جنگ رمضان بر بازارهای مالی آمریکا

اقتصاد معاصر-حجت بین‌آبادی، پژوهشگر حوزه بودجه و مالی: در ماه‌های اخیر تحولات ژئوپلیتیک ناشی از جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را در معرض یکی از جدی‌ترین آزمون‌های پس از همه‌گیری کرونا قرار داده است. آنچه این جنگ را از منظر اقتصادی متمایز می‌کند، ماهیت دوگانه پیامدهای آن است؛ از یک‌سو، شوک قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت فشار تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی نداشته و از سوی دیگر، اثرات آن بر بازار بدهی و نرخ بهره، تهدیدی پایدار و جدی‌تر برای آینده اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. تولید و رشد اقتصادی؛ تاب‌آوری نسبی در برابر شوک عرضه

برخلاف انتظار اولیه مبنی بر کاهش شدید تولید، داده‌های اقتصادی آمریکا در سه‌ماهه ابتدایی جنگ، تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. رشد تولید ناخالص داخلی در بهار ۱۴۰۵ (فصل دوم میلادی) معادل ۲.۱ درصد (نرخ سالانه) به ثبت رسید که هرچند نسبت به پیش‌بینی ۳ درصدی پیش از جنگ و انتظار ۲.۳ درصدی بازارها ضعیف‌تر بود اما همچنان به میانگین تاریخی بلندمدت اقتصاد آمریکا نزدیک است و نشان‌دهنده وضعیت رکودی نیست. 

شاخص تولیدات صنعتی نیز با وجود افت ۰.۳ درصدی در ماه مارس، در آوریل با رشد ۰.۹ درصدی جبران شد و در ماه مه به روند روبه‌رشد پیش از جنگ بازگشت؛ به ‌طوری ‌که در مجموع نسبت به ماه مه سال گذشته رشد ۱.۷ درصدی را ثبت کرد. با این ‌حال پیش‌بینی فدرال رزرو آتلانتا از رشد تابستان، به ۱.۲ درصد کاهش پیدا که نشان از تضعیف تدریجی رشد اقتصادی دارد.

در بازار کار نیز نشانه‌های متناقضی مشاهده می‌شود. نظرسنجی خانوارها از ابتدای جنگ، کاهش ۶۴۸ هزار نفری تعداد شاغلان را نشان می‌دهد، در حالی ‌که داده‌های بنگاه‌ها از افزایش ۵۴۸ هزار نفری اشتغال بخش غیرکشاورزی حکایت دارد. این اختلاف قابل‌ توجه، تا حدی ناشی از بازنگری‌های بعدی در داده‌های بنگاه‌هاست که در دوره‌های مشابه معمولا با کاهش همراه بوده است. 

در تازه‌ترین داده منتشرشده در ماه ژوئن، نظرسنجی خانوار کاهش شدید ۵۰۷ هزار نفری را ثبت کرده و داده‌های کارفرمایان نیز افزایش تنها ۵۷ هزار شغل جدید را نشان می‌دهد که بسیار ضعیف‌تر از پیش‌بینی ۱۱۰ هزارتایی بازارها است. تورم؛ اصلی‌ترین کانال انتقال شوک

انسداد تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و فراورده‌های نفتی، تاثیر عمیق و فوری خود را بر سطح عمومی قیمت‌ها در آمریکا بر جای گذاشته است. نرخ تورم سالانه مصرف‌کننده از ۲.۴ درصد پیش از جنگ، در ماه مه به ۴.۲ درصد رسید که بالاترین سطح از بهار ۲۰۲۳ تاکنون محسوب می‌شود. شاخص مخارج مصرفی شخصی (PCE) که معیار ترجیحی فدرال رزرو محسوب می‌شود، از ۲.۹ درصد به ۴.۱ درصد افزایش پیدا کرد. در بخش تولیدکننده نیز وضعیت هشداردهنده‌تر است؛ تورم سالانه تولیدکننده از ۳.۹ درصد پیش از جنگ به ۶.۵ درصد در ماه مه جهش کرد که از زمان جنگ روسیه و اوکراین بی‌سابقه بوده است.

با این‌ حال نشانه‌هایی از تعدیل موقت در ماه ژوئن مشاهده شد. به ‌دنبال امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ و بازگشایی نسبی تنگه هرمز، قیمت نفت کاهشی شده و تورم ماهیانه مصرف‌کننده منفی شد و نرخ سالانه به ۳.۵ درصد کاهش پیدا کرد. تورم تولیدکننده نیز با کاهش به ۵.۵ درصد رسید. اما همچنان این سطوح بالاتر از ارقام پیش از جنگ است و آنچه نگران‌کننده‌تر به ‌نظر می‌رسد، افزایش تورم هسته (بدون احتساب غذا و انرژی) است که بر اساس شاخص قیمت مصرف‌کننده از ۲.۵ درصد در فوریه به ۲.۹ درصد در مه رسیده و روند نزولی پیش از جنگ را متوقف کرده است. انتظارات تورمی یک‌ساله دانشگاه میشیگان نیز از ۳.۴ درصد در فوریه به ۴.۸ درصد در مه افزایش پیدا کرد که شدیدترین جهش از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا با چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. فروش اوراق توسط خارجی‌ها؛ فشار مضاعف بر بازار بدهی

یکی از ابعاد مهم بحران کنونی، فشار خارجی بر بازار بدهی آمریکاست. کشورهای واردکننده نفت که به ‌دلیل انسداد تنگه هرمز با افزایش هزینه‌های واردات انرژی و فشار بر تراز تجاری مواجه شده‌اند، برای تامین منابع ارزی و حمایت از پول ملی خود، ناچار به فروش اوراق بدهی دولتی آمریکا شده‌اند. در نخستین ماه جنگ، خالص موجودی اوراق قرضه آمریکا نزد کشورهای خارجی حدود ۱۳۸ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد. ژاپن و چین به ‌عنوان بزرگ‌ترین دارندگان این اوراق، فروش قابل‌ توجهی انجام دادند. داده‌های هفتگی فدرال رزرو نیز نشان می‌دهد ذخایر امانی کشورهای خارجی از اوراق بدهی آمریکا از ابتدای جنگ تا ۱۰ ژوئن بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار کمتر شده است. مداخله اخیر ژاپن در بازار ارز با فروش اوراق آمریکایی، نمونه عینی این فشار خارجی محسوب می‌شود. سیاست پولی در بن‌بست؛ پایان دوران کاهش نرخ بهره

پیش از جنگ، بازارهای مالی هیچ شانسی برای افزایش نرخ بهره سیاستی فدرال رزرو قائل نبودند اما شوک تورمی ناشی از جنگ نه فقط این روند را متوقف کرد، بلکه احتمال افزایش نرخ بهره را تا پایان سال ۲۰۲۶ به بیش از ۵۰ درصد رسانده است. بازارهای مالی هم‌اکنون حداقل یک نوبت افزایش نرخ بهره را با احتمال بیش از ۵۰ درصد پیش‌بینی می‌کنند. این تغییر مسیر در سیاست پولی، به ‌معنای افزایش هزینه تامین مالی برای دولت، بنگاه‌ها و خانوارهای آمریکایی و تشدید فشار بر بودجه دولت است. در واقع جنگ با ایران، فرصت کاهش نرخ بهره و کاهش هزینه تامین مالی را از آمریکا سلب کرد و مسیر معکوسی را در پیش گرفته است. بازار سهام؛ بازیابی سریع اما نابرابر

بازار سهام آمریکا رفتاری کاملا وابسته به ریسک‌های ژئوپلیتیک از خود نشان داده است. در ماه مارس و هم‌زمان با اوج‌گیری تنش‌ها، شاخص S&P ۵۰۰ افت ۷.۸ درصدی و نزدک افت ۷.۹ درصدی را تجربه کردند. شاخص نوسان (VIX) نیز تا سطح ۶۰ واحد افزایش یافت که بالاترین مقدار از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. اما با شروع مذاکرات و اعلام آتش‌بس، این شاخص‌ها مسیر صعودی در پیش گرفتند و در بازه دو ماهه، S&P ۵۰۰ رشد ۱۹.۸ درصدی و نزدک رشد ۳۲.۹ درصدی را به ثبت رساندند و سقف‌های تاریخی جدیدی را تجربه کردند.

نکته قابل ‌تامل، نابرابری در بازیابی بخش‌های مختلف بازار است. رشد سریع شاخص کل عمدتا ناشی از دو بخش مرتبط با فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی بوده؛ به ‌گونه‌ای که شاخص S&P ۵۰۰ بدون احتساب بخش تکنولوژی، حتی با گذشت سه ماه از جنگ نتوانسته به سطوح پیش از جنگ بازگردد. شاخص ارزش‌گذاری شیلر از ابتدای جنگ ۱۱ درصد رشد کرده و به بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام رسیده و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ قرار دارد که احتمال وجود حباب در بازار سهام را تقویت می‌کند.

براساس بررسی‌های به عمل آمده، چهار راهکار سیاستی برای نظام حکمرانی ایران به شرح ذیل پیشنهاد می‌شود.

با توجه به اینکه اصلی‌ترین فشار اقتصادی جنگ بر آمریکا از کانال بازار بدهی و افزایش نرخ بهره اعمال شده و این فشار برخلاف تورم، ماهیتی پایدار و غیرقابل‌بازگشت یافته، ایران باید بر تداوم استفاده از اهرم تنگه هرمز به ‌عنوان ابزاری راهبردی در مذاکرات تاکید کند. تجربه نشان داده که حتی امضای تفاهم‌نامه نیز نتوانسته نرخ بهره اوراق ۲ ساله را به سطح پیش از جنگ برگرداند و همچنان ۰.۳۶ واحد درصد بالاتر از روز آتش‌بس باقی مانده است؛ بنابراین هرگونه عقب‌نشینی بدون اخذ امتیازات متناسب نه فقط دستاورد اقتصادی ندارد، بلکه موقعیت چانه‌زنی را تضعیف خواهد کرد.

از آنجایی که افزایش قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت شوک تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی آمریکا نداشته، تمرکز صرف بر افزایش قیمت نفت کافی نیست. تورم هسته که از ۲.۵ درصد به ۲.۹ درصد افزایش پیدا کرده، نشان از سرایت تدریجی شوک انرژی به سایر بخش‌ها دارد. ایران باید به ‌دنبال گسترش دامنه تحریم‌پذیری اقتصاد آمریکا از طریق هدف‌گیری سایر کالاهای راهبردی نظیر کودهای شیمیایی و محصولات پتروشیمی باشد تا فشار بر بخش‌های گسترده‌تری از اقتصاد این کشور وارد شود.

فروش اوراق بدهی آمریکا توسط کشورهای واردکننده نفت، یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر بازار بدهی این کشور بوده است. کاهش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق نزد کشورهای خارجی در نخستین ماه جنگ و کاهش بیش از ۱۴۰ میلیارد دلاری ذخایر امانی نزد فدرال رزرو، نشان از عزم جدی این کشورها برای تامین منابع ارزی دارد. ایران می‌تواند با تقویت همکاری‌های اقتصادی با این کشورها و تسهیل تامین انرژی مورد نیاز آنها به ‌صورت پایدار، زمینه تداوم این روند را فراهم کند و کشورهای مذکور را به کاهش هرچه بیشتر ذخایر اوراق خود ترغیب کند.

با عنایت به اینکه شاخص ارزش‌گذاری شیلر در بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام قرار دارد و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ است، احتمال وجود حباب در بازار سهام آمریکا قوت گرفته است. ایران می‌تواند با مدیریت هوشمندانه اخبار و سیگنال‌های مرتبط با تنگه هرمز، نوسانات بازار را به ‌نفع خود مدیریت کرده و از حساسیت بالای بازارهای مالی به تحولات ژئوپلیتیک برای اعمال فشار روانی و اقتصادی استفاده کند. تجربه نشان داده که حتی اخبار مذاکرات نیز توانسته مسیر نزولی بازار سهام را معکوس کند؛ بنابراین سیاست‌گذاری خبری در این حوزه از اهمیت راهبردی برخوردار است.

در پایان باید اظهار داشت، جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز اقتصاد آمریکا را در دو سطح متفاوت تحت تاثیر قرار داده است. در بخش واقعی اقتصاد، با وجود رشد ۲.۱ درصدی بهار و ثبت اشتغال ۵۷ هزار واحدی در ژوئن، تولید و بازار کار تاب‌آوری نسبی نشان داده‌اند اما در حوزه پولی و مالی شوک عمیق‌تر بوده؛ نرخ تورم مصرف‌کننده به ۴.۲ درصد و تورم تولیدکننده به ۶.۵ درصد رسیده و نرخ بهره اوراق ۲ساله ۰.۷۵ واحد درصد افزایش یافته است. فروش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق توسط خارجی‌ها در نخستین ماه جنگ و افزایش حق بیمه به ۰.۲۱ درصد، فشار بدهی را پایدار کرده است. بازار سهام با رشد ۱۹.۸ درصدی S&P ۵۰۰ بهبود پیدا کرده اما شاخص شیلر با ۶۰ درصد بالاتر از بحران ۲۰۰۷، هشدار حباب را تقویت می‌کند. در مجموع، جنگ تاکنون به رکود منجر نشده اما تداوم آن می‌تواند از کانال افزایش هزینه‌های تامین مالی، بخش واقعی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.


۶ دقیقه قبل / سایت ایبنا

طلای جهانی افزایشی ماند

به گزارش ایبنا به نقل از ایسنا، قیمت هر اونس طلا برای تحویل فوری پس از ثبت بالاترین سطح خود از اوایل ژوئن در روز پنجشنبه، در معاملات روز جاری با ۰.۵ درصد افزایش، به ۴۵۴۰ دلار و ۱۸ سنت رسید.

قیمت این فلز گرانبها از ابتدای هفته جاری تاکنون ۳.۶ درصد افزایش یافته است.

قیمت هر اونس طلا در بازار معاملات آتی آمریکا با ۰.۶ درصد افزایش، به ۴۵۹۶ دلار و ۶۰ سنت رسید.

برایان لان، مدیرعامل شرکت گلدسیلور سنترال، گفت: ما شاهد تضعیف ارزش دلار بوده‌ایم و این نه فقط از طلا، بلکه از تمام فلزات گرانبها، همراه با تغییر بزرگی در بازده اوراق قرضه، حمایت کرده است.

دلار در مسیر ثبت کاهش هفتگی قرار گرفت و باعث شد طلا که به ارز آمریکا قیمت‌گذاری می‌شود، برای خریداران خارجی دارنده ارز‌های دیگر، ارزان‌تر شود.

«اسکات بسنت»، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اعلام کرد: ممکن است دولت این کشور، میزان بازخرید اوراق قرضه دولتی را بیشتر افزایش دهد. وزارت خزانه‌داری آمریکا، چهارشنبه اعلام کرد که در سه‌ماهه آینده، حجم بازخرید اوراق با سررسید طولانی‌تر را دو برابر کرده و به حداقل چهار میلیارد دلار در هر مرحله خواهد رساند.

برایان لان، افزود که روند صعودی قیمت طلا به تصمیم بعدی فدرال رزرو و چگونگی تاثیر آن سیاست‌ها بر انتظارات بازار درباره نرخ بهره بستگی خواهد داشت.

داده‌های منتشرشده روز پنجشنبه نشان داد که تعداد آمریکایی‌های متقاضی دریافت بیمه بیکاری در هفته گذشته، کاهش یافته که حاکی از ثبات بازار کار آمریکا بوده و به فدرال رزرو اجازه می‌دهد همچنان بر مهار تورم تمرکز کند.

بر اساس گزارش رویترز، طبق ابزار دیده‌بان فدرال شرکت CME، معامله‌گران احتمال ثابت ماندن نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا در ماه آینده را ۶۴ درصد و احتمال افزایش آن را ۳۶ درصد پیش‌بینی می‌کنند.

در حالی که طلا به طور سنتی به عنوان یک پوشش ریسک تورمی دیده می‌شود، جذابیت خود را به عنوان یک دارایی بدون بازده در محیطی با نرخ بهره بالا از دست می‌دهد.

در بازار سایر فلزات ارزشمند، بهای هر اونس نقره با ۱.۳ درصد افزایش، به ۶۸ دلار و ۹۲ سنت رسید. بهای هر اونس پلاتین با ۲.۴ درصد افزایش، به ۱۸۷۲ دلار و ۶۴ سنت رسید و هر اونس پالادیوم با ۱.۳ درصد افزایش، به ۱۳۵۱ دلار و ۲۸ سنت رسید. هر سه فلز در مسیر ثبت رشد هفتگی قرار گرفتند.




 بحران انرژی پس از جنگ ایران؛ زغال‌سنگ دوباره به سوخت محبوب آسیا تبدیل شد
۱۴ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

بحران انرژی پس از جنگ ایران؛ زغال‌سنگ دوباره به سوخت محبوب آسیا تبدیل شد

اختلال در عرضه نفت و گاز در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بازار انرژی جهان را با شوکی تازه روبه‌رو کرده است؛ شوکی که در کوتاه‌مدت به نفع صنعت زغال‌سنگ تمام شده است. از ژاپن و کره جنوبی گرفته تا بنگلادش، تایلند و پاکستان برخی کشورها برای جبران کمبود گاز و نفت بار دیگر به زغال‌سنگ روی آورده‌اند.

 همراه درباره تغییرات قیمت سهام شفاف‌سازی کرد
۱۸ ساعت قبل / سایت صدای بورس

همراه درباره تغییرات قیمت سهام شفاف‌سازی کرد

شرکت ارتباطات سیار ایران با نماد «همراه» اعلام کرد در مهلت تعیین‌شده، هیچ پرسشی از سوی سهامداران درباره تغییرات قیمت معاملاتی این نماد مطرح نشده و رویداد بااهمیتی نیز بر عملکرد شرکت اثرگذار نبوده است.

 رویای ۹ تریلیون دلاری ولیعهد سعودی در بیابان؛ چه بر سر «نئوم» آمد؟
۱۸ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

رویای ۹ تریلیون دلاری ولیعهد سعودی در بیابان؛ چه بر سر «نئوم» آمد؟

رسانه آمریکایی با استناد به تصاویر ماهواره‌ای، اسناد مالی داخلی و گفت‌وگو با کارکنان سابق پروژه «نئوم» گزارش داد ساخت‌وساز در تمام پروژه‌های اصلی این ابرشهر عربستان متوقف شده یا رو به توقف است؛ پروژه‌ای که هزینه نهایی آن در برخی برآوردها به ۸.۸ تریلیون دلار رسیده بود!

 قیمت طلا امروز جمعه 30 مرداد 1405/ افزایش قیمت طلا
۳ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

قیمت طلا امروز جمعه 30 مرداد 1405/ افزایش قیمت طلا

اقتصادنیوز: قیمت طلا امروز با افزایش 45 دلاری نسبت به روز گذشته، 4547 (چهار هزار و پانصد و چهل و هفت) دلار نرخ‌گذاری شد.

 شرایط دریافت وام ۵۰۰ میلیون تومانی بانک تجارت/ بدون سود و ضامن یک روزه
۱۵ ساعت قبل / روزنامه تعادل

شرایط دریافت وام ۵۰۰ میلیون تومانی بانک تجارت/ بدون سود و ضامن یک روزه

گروه اقتصادی اقتصادآنلاین، وام پی‌نو بانک تجارت یکی از تسهیلات اعتباری این بانک برای پذیرندگان حقیقی دستگاه‌های کارتخوان و درگاه‌های پرداخت اینترنتی شرکت ایر...

 قیمت سکه و طلا در بازار آزاد، امروز چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۱۸ ساعت قبل / روزنامه تعادل

قیمت سکه و طلا در بازار آزاد، امروز چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵

امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ در زمان انتشار این خبر هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید در بازار آزاد تهران با قیمت ۱۹۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.