
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، حسام الدین آشنا، مشاور رییس دولت یازدهم و دوازدهم در یادداشتی نوشت:
مسئله بهینهسازی در کشور را نباید صرفاً به کمبود یا ناترازی یک حامل انرژی تقلیل داد. آب، هوا، خاک و انرژی چهار منبع پایهای هستند که همزمان تحت فشار الگوی تولید و مصرف قرار دارند. در مقابل، در سطح مصرف نهایی، بخش بزرگی از نیاز روزمره خانوار و شهر را میتوان در سه خدمت اصلی خلاصه کرد: سرمایش، گرمایش و پیمایش. این تفکیک امکان میدهد سیاستگذاری از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد.
این تغییر نگاه اهمیت اساسی دارد. خانوار در واقع بنزین، گاز یا برق را بهعنوان هدف نهایی مصرف نمیکند؛ بنزین را برای جابهجایی، گاز را برای گرمایش و برق را برای سرمایش، روشنایی و کارکرد تجهیزات میخواهد. بنابراین سیاست مطلوب آن نیست که صرفاً قیمت یا مقدار حامل را مدیریت کند، بلکه باید همان سطح یا سطح بهتری از خدمت را با مصرف کمتر منابع فراهم سازد. این منطق با جهتگیری طرح ۲۴ماهه موجود نیز سازگار است که بر گذار از «یارانه حامل» به «حمایت از خدمت ضروری»، خرید صرفهجویی قابل اندازهگیری، استقرار خط مبنا و اجرای مرحلهای اصلاحات تأکید دارد. معماری اصلی برنامه
چارچوب پیشنهادی از دو سطح تشکیل میشود.
در سطح کلان، چهار منبع یا سرمایه اصلی موضوع سیاست هستند: آب، هوا، خاک و انرژی. هدف در این سطح کاهش برداشت، اتلاف و تخریب این منابع و افزایش بهرهوری استفاده از آنهاست.
در سطح مصرف نهایی، سه خدمت اصلی قرار میگیرند: سرمایش، گرمایش و پیمایش. هر یک از این خدمات باید با ترکیبی از فناوری، قیمتگذاری، تنظیمگری، رفتار مصرفکننده و تأمین مالی بازطراحی شود.
بنابراین ساختار برنامه را میتوان بهصورت یک ماتریس ساده تعریف کرد: هر تصمیم در حوزه سرمایش، گرمایش یا پیمایش باید از نظر اثر آن بر آب، هوا، خاک و انرژی ارزیابی شود.
این معماری اجازه میدهد از راهحلهای تکبعدی جلوگیری شود. برای مثال، کاهش مصرف بنزین از طریق برقیسازی اگر بدون توجه به ظرفیت شبکه برق انجام شود، ممکن است ناترازی را از سوخت مایع به برق منتقل کند. یا توسعه گسترده سیانجی اگر بدون ملاحظه تراز زمستانی گاز باشد، میتواند مسئله دیگری ایجاد کند. همچنین انتخاب فناوری …






