
هوش مصنوعی دیگر صرفا ابزاری برای تولید متن، ترجمه یا ساخت تصویر نیست. این فناوری به تدریج به اتاقهای تصمیمگیری شرکتها راه یافته و در حال تغییر یکی از بنیادیترین مولفههای مدیریت، یعنی «تصمیمسازی» است. از بانکها و شرکتهای بیمه گرفته تا صنایع خودروسازی، خردهفروشی، انرژی و بازارهای مالی، مدیران بیش از هر زمان دیگری به تحلیلهای مبتنی بر هوش مصنوعی تکیه میکنند.
اهمیت این تحول زمانی آشکارتر میشود که بدانیم رقابت امروز اقتصاد جهان دیگر فقط بر سر سرمایه یا منابع طبیعی نیست؛ بلکه بر سر داده و توانایی تحلیل آن است. شرکتی که بتواند رفتار مشتریان، روند بازار یا ریسکهای آینده را سریعتر و دقیقتر پیشبینی کند، شانس بیشتری برای پیروزی در رقابت خواهد داشت و این همان کاری است که هوش مصنوعی با سرعتی فراتر از توان انسان انجام میدهد.
آمارها نیز همین را میگویند. مجمع جهانی اقتصاد پیشبینی کرده است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۹۲میلیون شغل در جهان دستخوش حذف یا تغییر اساسی خواهد شد، اما در مقابل، ۱۷۰میلیون فرصت شغلی جدید ایجاد میشود. پیام این گزارش روشن است؛ هوش مصنوعی لزوما جای انسان را نمیگیرد، بلکه جای افرادی را خواهد گرفت که نتوانند خود را با این فناوری تطبیق دهند.
در سوی دیگر، موسسه مککنزی برآورد کرده است که هوش مصنوعی مولد میتواند سالانه بین ۲.۶ تا ۴.۴ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی ارزش اضافه کند. بانک گلدمن ساکس نیز معتقد است توسعه این فناوری در بلندمدت میتواند حدود هفت درصد به تولید ناخالص داخلی جهان بیفزاید. به همین دلیل است که شرکتهایی مانند مایکروسافت، …








