وی در تحلیل ابعاد این نبردها خاطرنشان کرد: «میدان، دیپلماسی، رسانه و میدان با هم حرکت میکنند و اینبار خیابان هم به آن اضافه شد.» عراقچی معتقد است که دستاوردهای نظامی ایران تنها از طریق دیپلماسی و بازنمایی درست رسانهای است که مشروعیت پیدا میکند. نکته قابل تامل در این میان، ظهور مفاهیم جدید در ادبیات سیاسی و نظامی کشور است. درحالیکه سالها بحث بر سر دوگانه «میدان و دیپلماسی» در جریان بود، اکنون با ورود متغیرهای جدید، شاهد شکلگیری «چندگانههای قدرت» هستیم. با این حال، یک پارادوکس آشکار در برخورد با اهالی رسانه وجود دارد. تجربه نشان داده است که در برهههای حساس، مانند جنگ تحمیلی دوم و سوم، رسانهها بهعنوان بازوی غیرنظامی در جنگهای ترکیبی شناخته میشوند و از خبرنگاران بهعنوان «مجاهدان» قدردانی میشود. اما پرسش اینجاست که چرا این سطح از اهمیت، بلافاصله پس از فروکش کردن شعلههای بحران، در پیچ و خمهای بوروکراتیک فراموش میشود؟ رسانهها در دوران بحران، وظیفه سنگین «آرامسازی افکار عمومی» و «مقابله با شایعات» را بر عهده دارند.
در شرایطی که جامعه دچار اضطراب ناشی از تهدیدهای خارجی است، رسانه با تولید محتوای اطمینانبخش، مانع از فروپاشی انسجام ملی میشود. اما همین رسانهای که در زمان جنگ «سنگر پاسداری از حقیقت» نامیده میشود، در زمان صلح و هنگام نقد عملکردهای داخلی، گاه با بیمهری مواجه میشود و نقش آن به یک ابزار تشریفاتی تنزل مییابد. باید به این نکته توجه داشت که «ایران قوی» که مورد تاکید رئیس مجلس است، تنها با قدرت سخت محقق نمیشود. ایران مقتدر، تنها با قدرت بازو حفظ نمیشود، بلکه با قدرت اندیشه، صداقت روایت و قلمهایی که هرگز در برابر دشمن به اسارت تحریف درنمیآیند، استوار و سرافراز خواهد ماند. اگر بپذیریم که «بیطرفی در برابر تحریف، بیطرفی در برابر ظلم است و سکوت در برابر دروغ، میدان دادن به دشمن و همکاری با متجاوز است»، باید این فضا را برای خبرنگاران فراهم کرد که در تمام روزهای سال، روایتگر واقعیتها باشند. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد









