
ژان لاکروا*
درگیریهای نظامی اخیر در خاورمیانه، از جمله بمبارانها در لبنان و ایران، منجر به آوارگی صدها هزار غیرنظامی شده است. این رویدادها ناگوار اما مجزا نیستند؛ بر اساس گزارش «مرکز پایش آوارگی داخلی» (IDMC)، شمار بیجاشدگان داخلی ناشی از جنگ و مناقشات در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ تقریبا دو برابر شده و از ۳۸میلیون نفر به ۷۳.۵میلیون نفر رسیده است.
در ادبیات علوم سیاسی و جامعهشناسی، معمولا میزبانی از «پناهندگان خارجی» با میزبانی از «آوارگان داخلی» (هموطنانی که در داخل مرزهای یک کشور بیجا شدهاند) متفاوت در نظر گرفته میشود. طبق «نظریه تماس میانگروهی» (Intergroup Contact Theory)، به دلیل تشابه در وضعیت شهروندی، اهداف مشترک و جایگاه اجتماعی، انتظار میرود میان مردم محلی و آوارگان داخلی «همگرایی ارزشها» راحتتر رخ دهد. ریکاردو پیکه**
اما واقعیت پیچیدهتر است: ورود یک «گروه غیربومی هموطن» میتواند برجستگی شاخصههای جمعیتی و فرهنگی را در چشم مردم محلی پررنگتر کند. این مواجهه، یک «واکنش هویتی» در جامعه میزبان برمیانگیزد و خطوط تمایز میان «ما» (اهل محل) و «آنها» (تازهواردان) را پررنگ میسازد؛ فرایندی که حتی پس از پایان بحران و بازگشت آوارگان، آثار سیاسی پایداری بر جای میگذارد. آزمایش طبیعی در فرانسه جنگ جهانی دوم
ارزیابی رابطه علت و معلولی میان حضور آوارگان و تغییر رفتار سیاسی جامعه میزبان بسیار دشوار است. در حالت عادی، الگوی اسکان آوارگان «درونزا» است؛ یعنی آوارگان معمولا مناطقی را انتخاب میکنند که با ویژگیهای اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی آنها همخوانی داشته باشد. علاوه بر این، اسکان دائمی آوارگان ترکیب جمعیتی منطقه را تغییر میدهد و نمیتوان فهمید که آیا تغییر رفتار سیاسی، ناشی از تغییر ترکیب جمعیت است یا واکنش ذهنی مردم بومی.
برای حل این معمای روششناختی، …


