
اوراق درآمدی شهرداریها (Revenue Bond) با پیوند دادن بازپرداخت اصل و سود به جریان درآمدی یک پروژه مشخص، میتواند نسل جدیدی از تامین مالی شهری باشد؛ ابزاری که البته نیازمند اصلاحات نهادی، حقوقی و مالی است. چالش درآمدی شهرداریها
جنگ تحمیلی ۱۲روزه در بهار۱۴۰۴ و پس از آن جنگ ۳۹روزه در زمستان همان سال، آسیبهای گستردهای به ساختمانهای مسکونی، تجاری و همچنین زیرساختهای کشور وارد کرد. شهرداریها با حمایت دولت بلافاصله وارد عمل شدند تا با ترمیم و بازسازی این آسیبها، از تشدید پیامدهای اقتصادی و اجتماعی برای مردم جلوگیری کنند. این وظیفه، بهویژه در دور دوم جنگ که زیرساختها نیز مورد هدف قرار گرفتند، بار مالی مضاعفی بر دوش شهرداریها گذاشت و نیاز به منابع مالی گستردهتری را برای بازسازی آشکار کرد.
از سال۱۳۶۳ نظام خودکفایی مالی برای شهرداریها تعریف شد که بیانکننده استقلال درآمدی شهرداریها و کاستهشدن سهم دولت در بودجهبندی شهرداریها بود؛ بهگونهای که سهم دولت از بودجه یاد شده از ۵۰درصد به زیر ۱۰درصد در وضعیت کنونی رسیده است. هدف از تبصره ۵۲ قانون بودجه این بود که مدیریت شهری را از حالت اضطرار و وابستگی به دولت خارج کرده تا شهرداریها بتوانند با ایجاد درآمدی پایدار و داشتن ثبات مالی اقدام به ساماندهی، برنامهریزی بلندمدت، توسعه متوازن شهری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، بهصورت واقعی جامه عمل بپوشانند. مقصود از درآمد پایدار منابعی است که مستمر، قابلپیشبینی، قانونی و غیروابسته به فروش داراییهای سرمایهای شهر باشند؛ منابعی که شهرداری بتواند بر پایه آنها برای آینده تصمیم بگیرد، زیرساخت ایجاد کند و خدمات عمومی را بدون نگرانی از نوسانات شدید اقتصادی ارائه دهد.
با گذشت چندین دهه از این سیاست، بهنظر میرسد شهرداریها نتوانستهاند …




