برای دههها، اشتغال بهمثابه اصلیترین مسیر خروج از فقر تلقی میشد، اما پدیدهای که در ادبیات اقتصادی تحت عنوان «شاغلان فقیر» شناخته میشود، این فرضیه بنیادین را به چالش کشیده است. شاغلان فقیر به افرادی اطلاق میشود که با وجود عضویت فعال در نیروی کار و داشتن شغل، درآمدشان همچنان زیر خط فقر مطلق قرار میگیرد؛ بهعبارتدیگر، کارکردن دیگر تضمینکننده رهایی از فقر نیست. اقتصادهای کلاسیک و نئوکلاسیک بر این باورند که رشد اقتصادی و افزایش بهرهوری نقش مهمی در کاهش فقر ایفا میکنند و ورود به بازار کار بهعنوان مکانیسم اصلی توزیع درآمد و بهبود رفاه شناخته میشود؛ اما نظریههای اقتصاد توسعه و اقتصاد کار در دهههای اخیر نشان دادهاند که کیفیت اشتغال به اندازه کمیت آن اهمیت دارد و زمانی که دستمزدها متناسب با بهرهوری رشد نکنند یا تورم بهطور مداوم قدرت خرید درآمدهای اسمی را تخریب کند، رابطه مثبت بین اشتغال …
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
پدیده شاغلان فقیر دقیقا در این نقطه شکاف نظری رخ میدهد، جایی که اقتصاد در شرایطی از رشد اقتصادی منفی یا بسیار پایین همراه با تورم مزمن، ارزش واقعی دستمزدها را به زیر خط فقر میکشد و حتی افزایش نرخ اشتغال نیز نمیتواند فقر را کاهش دهد، زیرا مشاغل ایجادشده فاقد «درآمد شایسته» هستند. اقتصاد ایران در سالهای اخیر بهوضوح این پارادوکس را به نمایش گذاشته است؛ بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، در سال ۱۴۰۲ برای نخستینبار درصد شاغلان در میان خانوارهای فقیر از درصد شاغلان در خانوارهای غیرفقیر بیشتر شده؛ بهگونهای که ۸۹درصد افرادی که زیر خط فقر قرار دارند شاغل محسوب میشوند و ۵۶درصد خانوادههای زیر خط فقر، سرپرست شاغل دارند. …