قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

زنگ خطر اقتصاد جنوب

جاده میناب-بندرعباس را با مردی آمدم که مدام از وضعیت جاده‌های استان و البته تصادف‌ها شکایت داشت. این در حالی است که جاده دو بانده بود، اما آسفالت خوبی نداشت، حضور گازوئیل‌کش‌ها هم جاده را خطرناک می‌کرد. راننده یک کد جالب اقتصادی به من داد. گفت که این روزها در هرمزگان فقط کسب‌وکار تعمیرکارهای ماشین سکه است. دلیل هم تصادف‌هاست. بعدا البته فهمیدم که گرمای هوا است که کولر را به یک وسیله ضروری تبدیل می‌کند و البته این گرما باعث پوسیدگی بدنه هم می‌شود که یکی دیگر از دلایل این ماجرا است. به‌طور کلی گرما و این وضعیت جاده‌ای باعث شده است که ماشین با پلاک جنوب خیلی مرغوب نباشد.
 زنگ خطر اقتصاد جنوب

اما کد او چه بود؟ یک فروشگاه در بندرعباس. گفت برو آنجا و ببین اوضاع لوازم‌ یدکی‌فروش‌ها چطور است. در یک گشت روزانه حوالی ساعت ۱۱صبح به آنجا رفتم؛ جایی در کمربندی بندرعباس. شمردم که در آن واحد، ۱۳مشتری داخل مغازه بزرگش بود. تقریبا هر ۱۵ثانیه هم یک مشتری می‌آمد و معمولا با «سپر» خودرو از فروشگاه خارج می‌شد. از چند نفر راز محبوبیتش را پرسیدم. همه می‌گفتند همه چیز دارد و جنسش جور است، البته برخی‌ هم می‌گفتند که ارزان می‌دهد. یک نفر مدعی شد که صاحب مغازه یزدی است. در میانه دور زدن در کمربندی یک نفر دقیقا روبه‌روی مغازه تصادف کرد و راننده گفت یک مشتری به مشتری‌های مغازه معروف اضافه شد.

دمای هوا در بندرعباس تقریبا از ساعت ۷صبح از ۳۵درجه عبور می‌کرد و این وضعیت تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه داشت. یعنی تقریبا ۱۵ساعت از روز، دما بالای ۳۵درجه بود. این دما، دمایی نیست که انسان آن را حس می‌کند. این دما تحت شرایطی خاص اندازه‌گیری می‌شود و بیشتر به درد مسائل علمی می‌خورد. حس واقعی گرما یک ترکیبی است از دمای هوا به اضافه رطوبت و البته باد گرمی که می‌وزد و این دلیل همیشگی سوءتفاهم مردم جنوب با هواشناسی است. آنها معتقدند که هواشناسی دروغ می‌گوید که هوا مثلا ۴۰درجه است؛ چون اگر هوا برسد به ۵۰درجه باید همه‌جا را تعطیل کنند؛ درصورتی‌که اولا هواشناسی، هوای احساس شده را بیان نمی‌کند و ثانیا اساسا چنین قانونی هم وجود ندارد. هرچند که اخیرا استانداری‌ها به‌دلیل مدیریت مصرف انرژی، تعطیلات زیادی را به‌دلیل گرما اعمال می‌کنند.

در بندرعباس در این دو هفته، تقریبا پنج - شش نقطه شهر مورد اصابت قرار گرفته است. از جمله یک کشتی‌سازی، تپه الله‌اکبر و اسکله صیادی که معروف است به «پشت شهر» و دقیقا کنار بازار ماهی‌فروشان جدید بندرعباس است. امکان مشاهده مراکز نظامی از نزدیک نبود هرچند که برخی از آنها که در جنگ چهل روزه مورد اصابت قرار گرفته بود در کنار جاده و مشهود هستند.

اما آن تپه الله‌اکبر، چرا مورد اصابت قرار گرفته است؟ آمریکایی‌ها برای تسلط بر تنگه هرمز نیازمند این هستند که ارتباط میان نیروهای در دریا و نیروهای ساحل را قطع کنند. از این رو به ساختمان «اداره کل تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی» و نیز دکل مخابراتی که در آنجا بود، حمله کردند تا شاید به این هدف دست پیدا کنند. این ساختمان البته ساختمانی غیرنظامی بود و از همان ابتدای خیابان هم می‌توانستی تبلیغ بی‌سیم برای صیادان و قایقرانان را ببینی که باید در اینجا مجوز خود را کسب می‌کردند. دلیل اینکه این منطقه هم برای دکل انتخاب شده این است که تقریبا کل شهر بندرعباس بین ۵ تا ۱۰متر از سطح دریا ارتفاع دارد؛ ولی تپه الله‌اکبر، حدود ۸۰متر ارتفاع دارد و از این رو به شهر مشرف است.

با ترفندی که راننده اسنپ زد و گفت می‌رویم سری بزنیم به «حسن جعفری» که اصلا نمی‌دانم شخصیتی واقعیتی است یا نه و اگر هست اصلا صیاد است یا نه؛ توانستیم وارد بندر صیادی هم بشویم. یک نقطه در غرب این بندر مورد اصابت قرار گرفته که محل نگهداری و به عبارت دیگر پارکینگ قایق بوده است. اقتصاد قایق، اقتصاد جالب توجهی است. اگرچه می‌توانید قایق‌هایی حدودا ۱۰ساله با موتور یاماها را حدود ۵۰۰‌میلیون تومان هم بخرید، ولی قایق‌های بزرگ صیادی با موتورهای آمریکایی بیش از یکی - دو‌میلیارد قیمت دارد. بنابراین حمله به آن پارکینگ ضربه بزرگی به اقتصاد صیادان زده بود. صیادهایی که کاری جز ماهی‌گیری اساسا بلد نیستند و البته حالا نمی‌توانند اصلا به عمق دریا (مثلا از بندر به نزدیک جزیره لارک) برای صیادی بروند و مجبورند نزدیک ساحل باقی بمانند. هر قایق صیادی به گفته یک صیاد در روز خوبش می‌تواند ۲۰ تا ۲۵‌میلیون تومان ماهی بیاورد؛ ولی روزی هم هست که صیاد اصلا کاسب نیست و چیزی گیرش نمی‌آید. از آن طرف باید دانست که روی هر قایق فقط یک نفر کار نمی‌کند.

به این ترتیب وقتی مثلا ترکش به بدنه یا از آن بدتر به موتور یک قایق اصابت کرده و راهی تعمیرگاه شده، هزینه‌های چند ۱۰‌میلیونی به صیاد وارد می‌کند. صیادی که من با او صحبت کردم گفت که تا به حال، سازوکاری برای جبران این خسارت به وجود نیامده است. البته او خود خسارت‌دیده نبود و مدت زمان کوتاهی (تقریبا دو هفته) از زمان اصابت گذشته بود؛ ولی به گفته همان صیاد، صیادهایی که خسارت دیده بودند مجبور شده بودند از جیب خود هزینه کنند و قایق را درست کنند.

شامگاه روزی که به بندر رسیدم با دو نفر از کارکنان دو بخش مهم اقتصادی بندرعباس جلسه‌ای داشتم که یکی از آنها کارکنان شرکت‌های فعال در بندر شهید رجایی و یکی دیگر از تورلیدرهای بندر بود. کارمند شرکت بندری می‌گفت صاحب شرکت که در دبی ساکن است با سرمایه خودش شرکت را نگه داشته است؛ ولی کسب‌وکاری نیست. می‌گفت اگر قبلا سه کشتی داشتند در هفته حالا به یک کشتی رسیده و اغلب اوقات کاری برای انجام دادن ندارند. او در ادامه از شرکت‌های دیگر می‌گفت که اغلب تعدیل کرده‌اند. از او درباره روندهای پس از انفجار بندر شهیدرجایی پرسیدم. گفت بعد از آن ماجرا از ما به‌عنوان واردکننده، لیست کالاهای وارداتی را می‌گیرند؛ ولی عملا به آن فهرست توجهی نمی‌شود و رویه تقریبا همان رویه سهل‌انگارانه سابق است. ظاهرا قرار نیست که ما از یک سوراخ دو بار گزیده نشویم. همچنین گفت که هنوز هم برخی از کانتینرها به همان صورت‌ نیم‌سوخته با کالاهای داخلش باقی مانده و به‌طور کامل تعیین‌تکلیف نشده است.

فرد دیگر که یک تورلیدر بود، عملا بیکار شده بود و دنبال کار می‌گشت. البته حقوق بازنشستگی داشت؛ ولی برای امرار معاش نیاز به درآمد دوم داشت. او می‌گفت که عملا کار گردشگری در بندر که مختص فصل زمستان و عید است به هیچ درآمدی برای کسی منتهی نشد؛ چراکه از دهه اول دی، اعتصابات شروع شد و بعد به دو روز ۱۸ و ۱۹ دی رسید و سپس در فاصله اندکی جنگ آغاز شد و حالا هم که گرما است. او البته می‌گفت بندر در فصل گرما هم توریست‌های خاص خود را داشت. مثلا خانواده‌هایی که نمی‌توانستند در پیک سفرهای نوروزی، هتل‌های گران‌قیمت را رزرو کنند یا افرادی که برای استفاده از ورزش‌های آبی به آنجا می‌آمدند؛ ولی امسال هیچ خبری نبود. شب بندر هم واقعا از شب‌های دیگری که در این شهر دیده بودم، کم‌رونق‌تر بود. یک دلیلش می‌تواند گرمای هوا باشد؛ ولی انگار که دل خوشی هم وجود نداشت. یک‌ جا البته دیدم که جوان‌ها با آهنگ بندری گرم گرفته‌اند؛ ولی با آن یک گل، بهار نمی‌شد و همچنان هرم داغ تابستان می‌خورد توی صورتت.   خط مقدم

فردای آن روز به هرمز رفتیم. جزیره‌ای که تقریبا در بیست کیلومتری ساحل بندرعباس است، البته تنگه هرمز ارتباط مستقیمی با این جزیره ندارد. محل درگیری فعلی در تنگه، یک معبر حدود ۵۰کیلومتری است بین جنوب جزیره لارک و شمال عمان. با این حال چیزی از استراتژیک‌ بودن این جزیره کم نمی‌کند. برای همین است که تقریبا هیچ توریستی در جزیره نبود و دور تا دور جزیره را نیروهای نظامی حفاظت می‌کردند. ورود توریست البته ممنوع نبود؛ ولی کسی رغبتی نداشت و البته زیرساختی هم آماده نبود. تنها هتل جزیره هم که همان «هتل مرجان» بود بسته شده و هیچ رستورانی برای وقت ناهار باز نبود. بسیاری از مناظر جزیره هم اساسا قابل دیدن نبود؛ چون ایست بازرسی مانع تردد به آن مناطق می‌شد، مثلا «ساحل سرخ». در یک سوی جزیره هم که دقیقا می‌توانستی خط فرضی بین خلیج فارس و دریای عمان را تماشا کنی، یک نیروی مسلح آمد و از ما خواست عکس یا فیلمی تهیه نکنیم. بومی جزیره بود و می‌گفت نمی‌گذاریم آمریکایی‌ها پایشان را روی هرمز بگذارند و اول باید از روی جسد ما رد شوند. 

در بدو ورود به جزیره آن چه که مورد توجهم واقع شد این بود که دیگر خبری نیست از آن صف سه‌چرخه‌ها و خودروها که از بندرگاه دنبال مسافر می‌گشتند. برای دو - سه شناوری که هر روز از بندر به سمت هرمز می‌آید و معمولا هم پر از مسافر نیستند کمتر از عدد انگشتان یک دست سه چرخه بود و یکی دو ماشین. راننده که یک پژوی پارس داشت؛ مدعی بود که ما نخستین مسافرهای او در این جزیره از ابتدای جنگ تا به حال هستیم. مثل تقریبا هر کسی دیگر از وضع اقتصادی می‌نالید. گمانم گفت که سه فرزند دارد. ظاهرا در هرمزگان خبری از تک فرزندی نیست. عدد و رقم‌ها هم همین را می‌گوید. در سال۱۴۰۴، فقط ۳۱درصد از کل ولادت‌ها در این استان مربوط به فرزند اول بوده است و ۳۰درصد مربوط به فرزند دوم و حدود ۳۹درصد مربوط به فرزند سوم و بیشتر بوده است. 

راننده به همسرش سفارش داد که یک غذای جنوبی بپزد و هزینه آن را دریافت کرد. از روزگار خوش قاچاق می‌گفت، از زمان بعد از جنگ تا اواسط دهه هفتاد که مناطق آزاد ایجاد شد. از اینکه هرمز در آن زمان ۵،۶ بانک داشت و حالا فقط یک شعبه از بانک ملی را دارد. بعد از آن اگرچه توریست‌ها توانستند اندکی اقتصاد جزیره را بهبود ببخشند، ولی در کمتر از ۱۰سال اقتصاد در جزیره دو بار سکته کرده است. یک بار با کرونا و حالا با جنگ. فرق اولی و دومی البته این است که اولی افق روشن‌تری برای پایان داشت؛ ولی فعلا که چشم‌اندازی برای پایان دومی دیده نمی‌شود.

در هرمز ظاهرا یک دکل مخابراتی و یک آمبولانس دریایی مورد هجوم قرار گرفته است. در دور جزیره هم می‌توان یک کشتی از خطوط معتبر کشتیرانی MSC را دید که متوقف شده و یک کشتی ایرانی که ظاهرا با پهپاد مورد هدف قرار گرفته و در حال غرق شدن است. یک کشتی هم ظاهرا با خاموش کردن رادار خود قصد داشته که از تنگه بگذرد، ولی در آب‌های کم عمق شمال جزیره به گل نشسته و حالا دارند تلاش می‌کنند که درش بیاورند. همه اینها را مرد بومی به ما گفت، آقای راننده‌ای که خوشحال بود آن روز بیش از همه روزها کار کرده است. چه کسی فکرش را می‌کرد که روزگاری کار کردن آرزو شود؟ اما از حق نباید بگذریم که نیامدن گردشگرها یک حسن داشته و آن هم این است که طبیعت در هرمز کمی توانسته جان بگیرد. ساحل‌های نقره‌ای دوباره جان گرفته‌اند و دست‌کم کسی خاک سرخ جزیره را برای یارش در یک شیشه کوچک هدیه نمی‌برد! سنگاپوری که دیگر رونق ندارد

از هرمز می‌خواهم به قشم بروم؛ ولی برخلاف همیشه شناور نیست. چرا؟ چون توریستی نیست. یک ناخدا واسطه می‌شود و یک قایق می‌گیرم. حالا دقیقا در آب‌هایی هستم که نزدیک تنگه هرمز است. موج به سمت شمال می‌زند و قایق را بالا و پایین می‌برد. آن‌قدر شدید هست که حتی گاهی قایق بایستد و فقط با موج جلو برود. گاهی از روی جایی که نشستم ده بیست سانتی می‌پرم بالا و می‌آیم پایین. کمردرد شدیدی گرفته‌ام. نگاه می‌کنم به قایقران که انگار نه انگار، همان طور ایستاده و روبه‌رو را نگاه می‌کند و گاه که مرا می‌بیند با دندان‌هایی که در جوانی یکی یکی افتاده‌اند، می‌خندد. می‌گوید قایقم موتورش آمریکایی است. دوست دارد تند برود. تقریبا التماس می‌کنم که این کار را نکن؛ ولی نزدیک خور که می‌شود دیگر با هر سرعتی می‌خواهد می‌رود. تقریبا ۵۰دقیقه طول می‌کشد که برسیم به قشم و اولین استقبال را سگ‌ها از ما می‌کنند. 

اگر یادتان باشد حدود هفت سال پیش سگ‌های ولگرد در قشم جان یک کودک سه ساله را گرفتند. از آن زمان تاکنون سگ ولگرد در جزیره زیاد شده که کم نشده است. این البته معضلی است که کل استان با آن روبه‌رو است؛ ولی مثلا در قشم فقط در ۴ماه اول سال ۱۴۰۴، ۱۹۳ مورد گزیدگی توسط حیوان ثبت شده که بیشترین آن برای سگ و گربه بوده است. در اینترنت یک هتل خوب قشم را نشان کردم. وقتی مراجعه کردم، دیدم که هتل به‌طور کلی تعطیل و در حال تعمیر است. استارت‌آپ‌های گردشگری که اغلب تهران محور هستند گمان می‌کنند همه جا مثل تهران، کاسبی کمی برقرار شده و گویا خبر از حال دیگر مناطق ندارند.

به مجموعه اقامتی دیگری مراجعه می‌کنیم. اتاقی که خرداد سال۱۴۰۴ به قیمت ۴ و نیم‌میلیون تومان می‌داده را در مرداد سال ۱۴۰۵ به قیمت حدود ۲‌میلیون تومان ارائه می‌کند.  در میانه راه نگاهی به جزیره می‌اندازیم. جزیره‌ای که بزرگ‌تر از سنگاپور و بحرین است و طول آن به بیش از صد کیلومتر می‌رسد. نقاط مختلفی هست که راننده می‌گوید آنها را زده‌اند و از صداهای مهیبی می‌گوید که برخی شب‌ها تجربه‌اش کرده است. برخی از این صداهای مهیب همان‌هایی است که در کانال‌های تلگرامی از بندرعباس هم گزارش می‌شود. یعنی در واقع انفجار در قشم است؛ ولی در فاصله ۲۰کیلومتری روی خط مستقیم در بندرعباس هم شنیده می‌شود. 

کمی بعد به مرکز شهر قشم می‌آییم. جایی که دو «سیتی سنتر» وجود دارد. اصطلاح سیتی‌سنتر به عنوان یک مجموعه تجاری تقریبا از اواسط دهه۹۰ مد شد؛ وقتی سیتی‌سنتر یک مجتمع برجسته در دبی بود. من سیتی‌سنترهای قشم را در دی ماه سال گذشته دیده بودم. درست قبل از ۱۸ و ۱۹ دی. نمی‌خواهم بگویم پر از خریدار بود؛ ولی شلوغ یا حتی بسیار شلوغ بود. سیتی‌ سنتری که من در این سفر دیدم هیچ ربطی به آن قبلی نداشت. مغازه‌ای که تقریبا ردیف چهارم مجتمع شماره دو بود و کفشی از یک برند معتبر می‌فروخت می‌گفت فروشش تقریبا ۹۰درصد کاهش پیدا کرده است.

یک نفر که در مجتمع شماره یک «چای کرک» می‌فروخت، می‌گفت که با توجه به محاصره دریایی و افزایش قیمت کالاهای وارداتی یک قوطی چای را که در دی‌ماه به من حدودا ۱۸۰هزار تومان فروخته بود، باید ۷۵۰هزار تومان بفروشد.  وضعیت در رستوران‌ها هم بهتر از این نبود. یک رستوران ساحلی که باید برای ورود به آن مدت‌ها صف می‌ایستادی، حالا شاید ۱۰درصد از کل صندلی‌هایش هم پر نبود. البته که بخشی از ماجرا گرمای هوا است؛ ولی بخش مهم‌تر این است که مسافری در جزیره نبود. 

برخی می‌گفتند چشم مسافرها هم از وضعیت قبلی ترسیده است. ظاهرا در روزی که جنگ شروع شده، ترافیک شدیدی برای خروج از جزیره شده و قیمت‌ها به طور نجومی بالا رفته است. مثلا برای رفتن به بندرعباس حدود ۵‌میلیون تومان درخواست شده که شاید بتوان گفت ۱۰ برابر حد معمول است و همه دارند به این موضوع فکر می‌کنند که اگر یک بار دیگر در چنین مخمصه‌ای گرفتار بشویم چه!

تصور نکنید که وضعیت فقط در شهر قشم به این منوال است. در درگهان، شهری در کنار قشم که معمولا معروف است به اینکه جنس ارزان‌تر دارد هم در بازار خبری نیست. برای برخی حتی شاید باز کردن مغازه هم صرف نمی‌کرد اگر برق در جنوب کشور در فصل گرما، ارزان محاسبه نمی‌شد. باز هم به بندرعباس برمی‌گردیم با این فرق که ترامپ ادعا کرده امشب قرار است ایران را بزنیم (این گزاره در زمان تنظیم گزارش نگارش شده است) چون ایران ناغافل به اردن حمله کرده و دو کشتی را هم زده است. در شهر حس عجیبی وجود ندارد. برخی می‌گویند که از ساعت هشت به بعد نمی‌شود بیرون آمد؛ ولی کافه‌ها تا دوازده شب پر است. ما یاد گرفته‌ایم با جنگ زندگی کنیم. این خوب است یا بد؟ نمی‌دانم؛ ولی از وضعیت قشم می‌فهمم که حتی اگر انسان‌ها بتوانند، کسب‌وکارها نمی‌توانند با جنگ زندگی کنند.

این سومین بخش از گزارش خبرنگار اعزامی گروه رسانه‌ای دنیای‌اقتصاد به جنوب کشور بود که برای پوشش تحولات این منطقه از اواسط تیر به این‌سو منتشر شده است. گزارش‌های قبلی را می‌توانید با عناوین «مکران هنوز زنده است» در شماره ۶۶۱۷ مورخ ۵ مرداد ۱۴۰۵ و «روایت ناتمام میناب» در شماره ۶۶۲۲ مورخ ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، از طریق سایت روزنامه دنیای اقتصاد بخوانید. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۹ دقیقه قبل / سایت تابناک

پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار می‎کند

به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ این روز‌ها برخی از سیاسیون ورشکسته در فضای رسانه‌ای، از لزوم «پایان جنگ» سخن می‌گویند و حالا این ادبیات در اظهارات رئیس‌جمهور هم تکرار شده است.

پرسش ساده، اما اساسی اینجاست: مگر ما شروع‌کننده جنگ بودیم که پایان دادن به آن به دست ماست؟

جنگ را دشمن تحمیل کرد. دشمن حمله کرد، دشمن ترور کرد، دشمن تأسیسات ما را زد و دشمن بود که پیمان‌ها را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران در مقام دفاع مشروع و با اقتدار کامل پاسخ داد و دشمن را شکست خورده به عقب راند.

حالا با این واقعیت روشن، «پایان دادن به جنگ» یعنی چه؟ یعنی چه کنیم که جنگ تمام شود؟ یعنی برویم و از دشمن متجاوز خواهش کنیم که آتش‌بس کند؟ یعنی با پذیرش خواسته‌های او، سازش کنیم تا او راضی شود دست از تجاوز بردارد؟

این رویکرد، نه تنها هیچ نسبتی با واقعیت میدان ندارد، بلکه دقیقاً همان حرفی است که برخی جریانات سیاسی ورشکسته و بی‌اعتبار در روز‌های اخیر مطرح کرده‌اند. جالب آنکه همان افراد، پیشتر نیز با ادبیات انفعالی خود، زمینه‌ساز خوش‌بینی‌های بی‌نتیجه به دشمن شده بودند.

نکته مهمتر اینکه چنین مواضع ضعیف و انفعالی، نه تنها جنگی را پایان نمی‌دهد، بلکه دقیقاً همان عاملی است که دشمن را به حمله و تجاوز مجدد تشویق می‌کند. تاریخ گواه است که هرگاه ایران از موضع انفعال و عقب‌نشینی سخن گفته، دشمن جری‌تر شده و بر طمع خود افزوده است.

نمونه بارز آن، دو جنگ اخیری است که در دوره‌ای صورت گرفت که دولتمردان ما بیشترین تمایل را به مذاکره و انعطاف با دشمن داشتند و هر بار نیز در حین مذاکره مورد حمله قرار گرفتیم.

دشمن همچون گرگی است که بوی ضعف را حس می‌کند و به جای عقب‌نشینی، حمله‌ای سخت‌تر را آغاز می‌کند. ادبیات «پایان جنگ» از موضع خواهش و التماس، به دشمن این پیام را می‌دهد که ایران از میدان خسته شده و برای خروج شتابزده است؛ این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دشمن برای افزایش فشار و طراحی حمله‌ای جدید، از آن بهره‌برداری خواهد کرد.

مردم هوشیار و بصیر ایران، رئیس‌جمهور را به صداقت می‌شناسند و از ایشان انتظار دارند که فریفته ادبیات سیاسیون شکست‌خورده نشوند. تکرار این حرف‌های به‌ظاهر صلح‌طلبانه و عوامانه، نه تنها به اعتماد مردم نسبت به دولت آسیب می‌زند، بلکه به دشمن این پیام را می‌دهد که ایران برای خروج از میدان شتابزده است و او را نسبت به اقدامات خصمانه‌تر تشویق می‌کند.


۱ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

علی تاجرنیا: صلح، ضرورت ملی امروز ایران است | اگر رسانه ملی واقعاً ملی بود، آنی نمی‌شد که شد | انصاف نیوز

متن کامل سخنرانی علی تاجرنیا در افتتاحیه ۳۱ مجمع انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران در حضور رئیس جمهور در پی می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام آنکه نامش درمان دردها و یادش شفای قلب‌هاست.

مقدم میهمانان محترم، فعالان سیاسی اجتماعی، چهره‌ها و شخصیت های برجسته سیاسی، دبیران کل و اعضای برجسته احزاب، خبرنگاران و اصحاب فرهنگ و رسانه، اعضای محترم شعب انجمن از سراسر کشور، مقامات و مدیران اجرایی کشور و بویژه مقدم رییس جمهور صادق، شجاع، مردمی و محبوب کشور جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان را به آیین گشایش سی و یکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران گرامی میدارم. همچنین مقدم دو همراه و همسنگر گرانقدر جناب آقای دکتر ظفرقندی وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دبیرکل محترم پیشین انجمن و جناب آقای دکتر قائم پناه معاون محترم اجرایی رییس جمهور و رییس پیشین کمیته سیاسی انجمن را گرامی داشته و حضور دوباره آنان را در کنار خواهران و برادران خود در انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران ارج می نهم.

سی و یکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران را در شرایطی آغاز می کنیم که کشور عزیز ما ایران بدون کمترین اغراقی خطیرترین شرایط تاریخی دویست ساله اخیر خود را طی می‌کند. شاید اگر وضعیت امروز کشور را از وضعیت ایران جنگ دوم جهانی و اشغال کشور توسط قوای روس و انگلیس حساس‌تر بدانیم؛ سخنی به گزاف نگفته باشیم.

بروز دو جنگ تمام عیار و تجاوز نظامی قدرتمندترین کشور دنیا و بزرگترین و قوی‌ترین ارتش جهان به اتفاق یک قدرت بزرگ نظامی و هسته‌ای منطقه ای یعنی رژیم نامشروع و جعلی اسراییل به کشور عزیزمان ایران با همراهی پنهان و پیدای برخی دولتهای غربی و کشورهای منطقه ای و تنهایی ایران عزیز و رنجور از تحریم و مشکلات عمیق اقتصادی و بحران‌ها و شکاف‌های عمیق اجتماعی جلوه ای از این وضعیت خطیر است.

واما تقدیر این‌گونه رقم خورد که ریاست جمهوری اسلامی ایران در این برهه بسیار حساس و بزنگاه تاریخی، به دستان باکفایت یک پزشک و جراح قلب سپرده شود.

دوران مسئولیت طبیب جمهور، از یک سو با تغییرات عظیم در مدارهای قدرت جهانی و معادلات منطقه‌ای مقارن شده و از سوی دیگر، همزمان شد با بحران‌های داخلی ناشی از سیاست‌گذاری های غلط و سوءمدیریت‌ها و تحریم‌ها، که تن جامعه ایرانی را خسته کرده بود؛ جامعه‌ای که از یک سو با فشارهای سنگین و کمرشکن اقتصادی و معیشتی دست و پنجه نرم می‌کرد و از سوی دیگر، مواجه بود با شکاف میان‌نسلی و تعمیق شکاف میان حاکمیت و ملت.

نا امیدی مردم از هرگونه امکان اصلاح و احساس انسداد سیاسی، و یأس فزایندهٔ جامعه از هرگونه تغییر قانون محور، امید به اصلاح را از میان برداشته بود. جامعه‌ای که بخش بزرگی از مردم و بویژه جوانانش، به‌رغم دلبستگی به آب و خاک خود، افق روشنی پیش روی خود نمی‌دیدند و بسیاری نخبگان و متخصصانش، مهاجرت را به عنوان راهی برای ساختن آینده خود انتخاب کرده و طیف وسیعی هم بی تفاوتی نسبت به حاکمیت را در پیش گرفته بودند. کما اینکه در آخرین انتخابات، علیرغم تلاش تمامی جریانات و احزاب سیاسی، برای نخستین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی تعداد کسانی که حاضر نشدند در انتخابات مشارکت کنند به نیمی از جمعیت واجدان شرایط رسید.

سیاهه مشکلات کشور، خط شوم جنگ را کم داشت که آن هم در بیست و سوم خردادماه سال گذشته رقم خورد؛ جنگی که در ابتدا تصور می‌شد دوازده روز باشد، اما آتش آن بعد از چهارده ماه هنوز خاموش نشده است.

رهبری فقید نظام و شمار کثیری از فرماندهان نظامی، دانشمندان و مدیران کشور، جان فدای ایران شدند و خونشان در کنار خون‌های به‌ناحق ریخته کودکان و زنان و مردان این سرزمین، شجره طیبه تمدن چند هزارساله ایران‌زمین را سیراب نمود.

اما تلخ‌تر از جنگ ظالمانه‌ای که بیگانگان بر این سرزمین تحمیل کردند، حوادث شوم دی‌ماه به عنوان مقدمه‌ای برای آغاز و مشروعیت تجاوز نظامی بود؛ روزهایی که جان هزاران تن از هم‌میهنانمان در آتشی سوخت که قابل پیش‌بینی و پیشگیری بود.

حادثه تلخی که طی آن، سرزمینی که مردمش دست در دست و پشت به پشت قرن‌ها در برابر هجوم بیگانگان ایستاده بود، برادر در برابر برادر قرار گرفته و با تحریک و تشویق دشمنان و بدخواهان، برادر و برادرکشی تصویری بغایت سیاه از ایران به دنیا مخابره کرد.

اگر هشدارهای مشفقانی که سال‌ها از انباشت خشم و نارضایتی اجتماعی زنهار داده بودند، و امروز هنوز تعدادی از آنان در بند هستند، شنیده می‌شد؛ اگر به هشدار دلسوزان و صاحبنظران در مورد بروز و تعمیق شکاف میان حاکمیت و ملت توجه می‌شد، اگر مجاری اعتراض قانونی باز بود و اگر نهادهای واسط – احزاب و تشکل‌های سیاسی، مطبوعات و رسانه‌ها – در انعکاس صدای منتقدان آزاد بودند و اگر رسانه ملی به واقع ملی بوده و مانند چتری تمامی طیف‌ها و سلیقه های مختلف را پوشش می‌داد، بخشی از مردم احساس نمی‌کردند تنها راه اعلام نارضایتی‌شان از وضع موجود تسخیر خیابان است و دشمنان و بدخواهان نیز از این فرصت برای تسخیر ذهن ایرانیان بهره برداری نمی‌کردند و آنی نشد که شد. تصور اینکه زخم سوگ آنچه در پایان سال گذشته اتفاق افتاد، بهبود یافته تصوری غیر واقع بینانه است و قطعاً باید برای آن چاره اندیشی کرد.

کاهش فاصله میان اعتراضات آبان ۹۶، جنبش زن در سال ۱۴۰۱ و اعتراضاتی که با موضوع مشکلات اقتصادی و معیشتی در سال ۱۴۰۴ آغاز (و بعد با سوءاستفاده دشمنان و بدخواهان به خشونت کشیده شد)، نشان از کاهش سرمایه اجتماعی، تجمیع و تعمیق و انباشت انتقادات و اعتراضات بی پاسخ مانده و افزایش شکاف میان حاکمیت با مردم است که هر آن ممکن است دوباره شعله ور شده و یا به صورتی تازه جلوه نماید: هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم!

جنگ با بیگانه، هرچند ویرانگر و جانکاه است، اما تکلیف دشمن و دوست در آن روشن است؛ آنچه بیش از هر چیز ایران را تهدید می‌کند، روزی است که سرمایه اجتماعی ما چنان فرسوده شود که ایرانیان، یکدیگر را نه هم‌وطن، که دشمن ببینند.

و شاید بزرگ‌ترین وظیفه امروز ما، بیش از هر زمان دیگری، جلوگیری از تکرار همین برادرکشی و بازگرداندن گفت‌وگو، مدارا و اعتماد به عرصه عمومی کشور باشد.

نکته بسیار مهم دیگر، درک این موضوع حیاتی و بنیادین در حکمرانی و سیاست جهانی ست که «قدرت» و به معنای عام آن واجد مؤلفه‌های متعدد و مهمی است که در کنار یکدیگر و به صورت توأمان یک کشور را قدرتمند کرده و در عرصه داخلی و بین المللی به عنوان کشوری مستقل و نیرومند معرفی و تثبیت می‌کند. فروکاهیدن «قدرت» صرفاً به عنصر «قدرت نظامی» و تصور اینکه فقط با تقویت قدرت نظامی می‌توان کشوری قدرتمند بود، خطایی استراتژیک و مهلک است. حاکمیت و تصمیم گیرندگان آن باید این درک حیاتی را داشته باشند که مؤلفه‌های دیگری مانند وضعیت اقتصادی، رضایتمندی و مشروعیت مردمی، ساختار سیاسی مبتنی بر خواست و اراده مردم و در واقع اقتدار سیاسی و اجتماعی، سایر پارامترهای تشکیل دهنده قدرت کشورند و فقدان هریک از این مؤلفه‌ها، کشور را در برابر تجاوز و طمع دشمنان آسیب‌پذیر خواهد کرد.

بر همین اساس هرگونه تلاشی برای افزایش رضایتمندی مردم، بهبود وضعیت اقتصادی، گسترش آزادی‌های سیاسی و پرهیز از تنش و تقابل اجتماعی با مردم و جوانان، به اندازه قدرت نظامی و توان موشکی کشور باید مورد پیگیری و هدفگذاری حاکمیت باشد.

حضار محترم،

ملت ایران شاهد تلاش و مجاهدات مردانه رییس جمهور و همکارانشان در دولت، بویژه در یک سال گذشته، بودند. نه فقط ما که پشتیبان رییس جمهور در کارزار انتخاباتی بودیم، که حتی هر منتقد منصفی هم بر این مجاهدت بزرگ گواهی می‌دهد.

اما ما به عنوان پزشک آموخته‌ایم که اولین گام در درمان یک بیمار، تشخیص درست و دقیق بیماری است. و لذا تمام تلاش‌های خالصانه دولت و حاکمیت در حل مشکلات، اگر بدون توجه به ریشه مسائل باشد، لاجرم ناکام می‌ماند.

بنظر ما یکی از عمده ترین علت نارضایتی‌های انباشته‌شده مردم، عدم اطمینان و ترس از آینده است. کشوری که در شرایط جنگی و، بدتر از آن، در شرایط نه جنگ و نه صلح است، هیچ افق روشنی را انتظار نمی‌کشد. وفاق با طرز فکری که خود بخشی از صورت مسأله است، مشکلی را حل نمی‌کند.

ضمن دفاع از تلاش‌های بی وقفه دوسال گذشته رییس جمهور برای ایجاد همدلی میان جریانات و جناح‌های مختلف سیاسی و تقویت همبستگی ملی، بنظر ما آخرین دغدغه رییس جمهور باید نگرانی دلواپسان و افراطیونی باشد که به واسطه کج فهمی از اصول حکمرانی درست، و یا نگرانی از به خطر افتادن رانت‌های حکومتی، خبر از فشارهای شدید اقتصادی و معیشتی وارده به اکثریت مردم ندارند و رنج خانواده بیماری که هزینه‌های درمان عزیزشان در این ماه‌ها چند برابر شده، برایشان اهمیت چندانی ندارد و لذا بر طبل تشدید تنش و درگیری در منطقه و تداوم جنگ یا بلاتکلیفی در وضعیت جنگ و صلح می‌کوبند.

ما ملت امام حسینیم؛ ما ملت شهادتیم؛ اما در مکتب حسینی آموخته‌ایم که آغازگر جنگ نباشیم. آنجا که زهیر ابن قین در مواجهه با سپاه حر، پیشنهاد آغاز درگیری داد، امام حسین(ع) فرمود من از جنگ کراهت دارم: «وَالصُّلْحُ خَیْرٌ» صلح، بهتر است.

حضار محترم

هیچ جنگی به خودی خود مذموم یا مقدس نیست و هیچ صلحی الزاماً ذلیلانه یا غیر شرافتمندانه نیست.

امروز سخن ما با رییس جمهور به عنوان دومین مقام رسمی کشور پس از مقام رهبری و با رییس مجلس به عنوان ریاست قوه‌ای که علی القاعده تبلور اراده ملت است و از قضا در شرایط امروز، مسئول هیئت ایران در مذاکرات با آمریکاست، یک مطالبه روشن ملی است.

ما از شما می‌خواهیم برای پایان دادن به این وضعیت فرساینده، برای کاهش تنش‌ها و برای گشودن مسیر گفت‌وگو و صلح، از همه ظرفیت‌های قانونی و سیاسی دولت استفاده کنید.

ایران امروز بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد؛ به فرصتی برای نفس کشیدن، برای بازسازی، برای ترمیم زخم‌های اجتماعی و اقتصادی و برای بازگرداندن امید به آینده.

صلح، به معنای چشم‌پوشی از منافع ملی نیست. صلح یعنی حفظ ایران، حفظ جان ایرانیان و فراهم کردن فرصت برای ساختن آینده‌ای که نسل‌های بعدی نیز در آن سهم داشته باشند.

ما معتقدیم می‌توان با حفظ عزت و استقلال کشور، راه گفت‌وگو را باز گذاشت؛ می‌توان از منافع ملی دفاع کرد و همزمان از گسترش آتش جنگ جلوگیری کرد.

آقای رئیس‌جمهور،

ما در مکتب علوی نیز برای این راه، یک دستور روشن داریم.

امیرالمؤمنین علی(ع)، در همان نامه‌ای که برای مالک اشتر درباره شیوه حکمرانی و حفظ ملک و ملت نوشته است، می‌فرماید:

«وَلا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَلِلَّهِ فِیهِ رِضاً، فَإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَهً لِجُنُودِکَ، وَرَاحَهً مِنْ هُمُومِکَ، وَأَمْناً لِبِلَادِکَ.»

صلحی را که دشمنت به آن دعوت می‌کند و رضای خدا در آن است، رد مکن؛ زیرا در صلح، آرامش سپاهیانت، آسودگی خاطر خودت و امنیت سرزمینت است.

آقای رئیس‌جمهور،

ما بر این باوریم که برای عبور از جنگ و تحریم نیازمند همبستگی ملی و استفاده از تمام ظرفیت و سرمایه های نمادین کشور هستیم.

دفاع مقتدرانه و صلح عزتمندانه در گرو همبستگی ملی است و آنچه در دفاع و توافق اسلام آباد به دست آمد نیز با پشتیبانی ملت بود.

از همین رو، امروز می‌خواهیم موضع انجمن اسلامی جامعه پزشکان ایران را صریح و بی‌پرده اعلام کنیم:

ما از هر تلاش مسئولانه و شجاعانه شما و سایر مسئولان نظام برای برقراری صلح، کاهش تنش و پایان دادن به وضعیت فرساینده نه جنگ و نه صلح حمایت می‌کنیم.

اگر برای این تصمیم فشار و هزینه‌ای متوجه دولت شما شود، جامعه مدنی و جریان‌های سیاسی حامی صلح باید سهم خود را در پرداخت این هزینه بپذیرند و ما در صف اول حامیان شما سینه سپر خواهیم کرد.

ما معتقدیم گاهی یک تصمیم سیاسی، در لحظه اتخاذ خود دشوار و پرهزینه به نظر می‌رسد، اما سال‌ها بعد تاریخ درباره آن قضاوت می‌کند.

امروز ممکن است صلح برای برخی دشوار باشد؛ اما فردا، فرزندان ما درباره اینکه در روزهای سخت چه تصمیمی برای ایران گرفتیم، از ما خواهند پرسید.

آقای رئیس‌جمهور،

شما پزشکید و با معنای نجات جان انسان‌ها بیش از بسیاری از ما آشنایید.

ما از شما می‌خواهیم این تجربه و نگاه انسانی را در سیاست خارجی کشور نیز به کار بگیرید.

برای پایان جنگ تلاش کنید.

برای گفت‌وگو پیش‌قدم شوید.

برای صلح مذاکره کنید.

و بدانید که در این مسیر، انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران از شما حمایت خواهد کرد.

ما معتقدیم امروز صلح، یک انتخاب سیاسی صرف نیست؛ یک ضرورت ملی است. برای ایران باید صلح را انتخاب کرد.

سخنانم را با این بیت شعر به پایان می‌برم؛

دوباره می‌سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می‌زنم اگرچه با استخوان خویش

انتهای پیام


۳ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

ناتالی هارپ: ترامپ به من گفت فقط پرینت بگیر

به گزارش تجارت نیوز، رابطه نزدیک این دستیار جوان جنجالی با ترامپ در روزهای اخیر، به‌ویژه به دلیل نقش گسترده او در حلقه اطراف رئیس‌جمهوری آمریکا و میزان نفوذش بر ارتباطات و امور روزمره او در کاخ سفید، خبرساز است. رسانه‌ های آمریکایی می گویند: مقام‌های کاخ سفید نیز اذعان کرده‌اند که افزایش حملات و انتقادها علیه این دستیار، برخلاف انتظار، توجه عمومی را بیش از گذشته به رابطه نزدیک او با ترامپ معطوف کرده است.

شبکه خبری سی‌ان‌ان روز جمعه به وقت محلی، در گزارشی با اشاره به نقش پررنگ هارپ در حلقه نزدیک ترامپ، از رابطه‌ بیش از حد صمیمانه میان این دستیار و رئیس‌جمهوری آمریکا پرده برداشته است.

در این گزارش آمده است: نامه‌های ناتالی هارپ، دستیار نزدیک ترامپ، نشان می‌دهند که رابطه نزدیک میان آن دو تا چه اندازه عمیق است.

هارپ در دست‌کم دو نامه خطاب به رئیس‌جمهوری آمریکا، نهایت وفاداری خود به او را ابراز کرده است. این نامه‌ها ابتدا از سوی «دیلی بیست» منتشر شدند؛ آن هم در شرایطی که رابطه نزدیک هارپ با ترامپ بیش از پیش زیر ذره‌بین قرار گرفته است.

هارپ در یکی از نامه‌ها که چاپ و امضا شده بود، نوشت: «می‌خواهم همیشه همه‌چیز میان ما خوب باشد.» این نامه با عبارت «جناب آقای رئیس‌جمهور» آغاز شده و با این جمله به پایان رسیده بود: «با تمام قلبم، ناتالی.»

حضور مستمر هارپ در کنار ترامپ، این هفته پس از آن در کانون توجه قرار گرفت که «جان اوسوف»، سناتور دموکرات ایالت جورجیا، در سخنانی که به‌سرعت در فضای مجازی فراگیر شد و در آن به ترامپ حمله کرد، نام او را بر زبان آورد.

این سناتور، رئیس‌جمهوری آمریکا را به دلیل «سفر با ناتالی در آن هواپیمای بسیار مجللی که امیر قطر به او هدیه داده است» مورد طعنه قرار داد.

این اظهارات به همراهی هارپ با ترامپ، در کنار گروه بسیار محدودی از دستیاران، هنگام خروج مخفیانه ترامپ از ترکیه با یک هواپیمای کوچک‌تر در ماه ژوئیه با ادعای تهدید ایران انجام شد.

سی ان ان در این گزارش آورده است: هارپ در نامه‌ای مربوط به سال ۲۰۲۳ همچنین نوشته است«من هرگز نمی‌خواهم چیزی جز شادی برای تو به ارمغان بیاورم. متأسفم که تمرکزم را از دست دادم. تو برای من همه‌چیز هستی. نمی‌خواهم هرگز ناامیدت کنم. از تو سپاسگزارم که در این زندگی سرپرست و محافظ من هستی.»

هارپ در نامه دیگری از رابطه‌شان زمانی که مجری شبکه خبری محافظه‌کار «وان آمریکا» بود، یاد کرد. هارپ نوشت: «دلم برای روزهایی تنگ شده است که در دوران اجرای برنامه گفت‌وگویی‌ام با من تماس می‌گرفتی و درباره همه‌چیز و هیچ‌چیز صحبت می‌کردیم. می‌خواهم به همان هماهنگی برگردیم. نباید همیشه درباره کار صحبت کنیم!»

هارپ در همان نامه افزود: «و لطفا، وقتی شکست می‌خورم، به من بگو. اگر لازم بود و زمانی که مستحقش هستم، کاملا حق داری سرزنشم کنی چون هیچ‌کس به اندازه تو مرا نمی‌شناسد و به اندازه تو به من اهمیت نمی‌دهد.»

اشبکه خبری سی‌ان‌ان در ادامه آورده است: این شبکه خبری به‌طور مستقل تایید نکرده است که هارپ این نامه‌ها را در سال ۲۰۲۳ نوشته یا برای ترامپ ارسال کرده باشد. «دیلی بیست» اعلام کرده است که «مایکل ولف»، نویسنده، این نامه‌ها را زمانی به دست آورده که مشغول نگارش کتابی درباره کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ بوده است.

«دِیویس اینگل»، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیه‌ای که در اختیار سی‌ان‌ان قرار داده است، از هارپ دفاع کرده و گفته است او «یکی از وفادارترین و سختکوش‌ترین دستیاران در تیم رئیس‌جمهور ترامپ» است.

با این حال، مقام‌های کاخ سفید در روزهای اخیر در محافل خصوصی اذعان کرده‌اند که حملات گسترده‌تر و تندتر علیه هارپ، برخلاف انتظار، نتیجه‌ای معکوس داشته و موجب جلب توجه بیشتر به رابطه او با ترامپ شده است.

سی‌ان ان می گوید: نزدیکی هارپ به ترامپ تا حدی است که او در اکتبر ۲۰۲۳ برای همراهی با رئیس‌جمهوری در جلسه دادگاه در شهر نیویورک، یک‌بار در صندوق عقب یک خودروی شاسی‌بلند نشست. جایی برای او در خودرو وجود نداشت، اما هارپ اصرار داشت که ترامپ شخصا از او خواسته است در این جلسه حضور داشته باشد و مصمم بود که از همراهی با او بازنماند.

مقام‌هایی که با نقش هارپ آشنا هستند به سی‌ان‌ان گفته‌اند که او تقریباً همه‌جا در حلقه اطراف ترامپ حضور دارد. اما برخلاف منشی‌ها شخصی و دستیاران پیشین رئیس‌جمهوری از جمله «مادلین وسترهاوت»، دبیر شخصی سابق ترامپ که در دوره نخست ریاست‌جمهوری او نیز به‌طور مشابه نقش دروازه‌بان اطلاعات رئیس‌جمهور را ایفا می‌کرد، هارپ خارج از دفتر بیضی‌شکل نمی‌نشیند، بلکه در داخل آن حضور دارد. هارپ بخش زیادی از روز را در کنار ترامپ سپری می‌کند، در نشست‌ها حضور دارد و دائما با او در ارتباط است.

به گفته این مقام‌ها، هارپ تا دیروقت شب با ترامپ درباره مطالبی که قرار است در شبکه‌های اجتماعی منتشر شود گفت‌وگو می‌کند. هارپ همچنین کانالی برای رهبران خارجی است که می‌کوشند با رئیس‌جمهوری آمریکا ارتباط برقرار کنند و مامور تماس با افرادی است که ترامپ آنها را در تلویزیون می‌بیند. هنگامی که ترامپ نمی‌خواهد شخصا با فردی تماس بگیرد، از هارپ می‌خواهد برای او یادداشت ارسال کند.

سی ان ان افزود: مقامات گفتند که رابطه کاری آنها به دلیل وفاداری کامل هارپ به رئیس جمهوری بسیار موثر است.

با این حال، بر اساس گفته چندین منبع که رابطه هارپ و ترامپ را توصیف کرده‌اند، شیوه عملکرد او موجب ناراحتی برخی از دستیاران ارشد شده و در مقاطعی تلاش‌هایی برای کنار گذاشتن او از حلقه نزدیک رئیس‌جمهور صورت گرفته است.

این مجری سابق تلویزیون پس از آنکه نجات جان خود را مرهون ترامپ دانست، همکاری با او را آغاز کرد.

هارپ به یکی از اصلی‌ترین کانال‌های ارتباطی میان ترامپ و دنیای بیرون تبدیل شده است؛ او پیام‌های متحدان را منتقل می‌کند، دیدارها را ترتیب می‌دهد، مطالب منتشرشده در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» را برای ترامپ تایپ می‌کند و نسخه‌های چاپی مقالاتی را که از رئیس‌جمهور تمجید کرده‌اند با خود حمل می‌کند؛ آن هم در حالی که در تمام ساعات روز در فاصله‌ای نزدیک از ترامپ باقی می‌ماند.

دستیار جنجالی ترامپ به «چاپگر انسانی» معروف است؛ عنوانی که هارپ در یکی از نامه‌هایش نیز به آن اشاره کرده و گفته است ترامپ در جریان سفری به اسکاتلند و ایرلند او را «مجبور کرد از کار و ارتباطات دیجیتال فاصله بگیرد.»

هارپ نوشت: لازم نبود «چاپگر انسانی» باشم. می‌توانستم زمانی را برای لذت بردن از یک گفت‌وگوی خوب اختصاص دهم و در عین حال، در پایان روز همه کارهایم را انجام داده باشم. در واقع، حتی وقت داشتم صبح‌ها و عصرها پیاده‌روی‌های طولانی داشته باشم و از هر طلوع و غروب آفتاب لذت ببرم؛ هرچند یادم می‌رفت غذا بخورم و بخوابم!

منبع: ایرنا




 کاظم جلالی: آمریکا مسئول حمله به مدرسه میناب است
۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

کاظم جلالی: آمریکا مسئول حمله به مدرسه میناب است

سفیر تهران در مسکو گفت که آمریکا در تلاش است تا جنایت در مدرسه میناب را پشت بیانیه‌های سیاسی پنهان کند.

 روایت علم‌الهدی از دیدار پوتین با رهبر شهید/ ۳۰ سال آمریکا را پشت در نگه داشتیم/ آمریکایی‌ها دنبال همه چیز ایران هستند
۸ ساعت قبل / سایت اکوایران

روایت علم‌الهدی از دیدار پوتین با رهبر شهید/ ۳۰ سال آمریکا را پشت در نگه داشتیم/ آمریکایی‌ها دنبال همه چیز ایران هستند

مهر : علم الهدی گفت: آمریکا یک جریان تمامیت‌خواه است که همه چیز ما را می‌خواهد؛ نه تنها یک چیز. معدن ما را می‌خواهد، ثروت ما را می‌خواهد، انسان‌های ما را می‌خواهد و از همه بالاتر، دین ما را می‌خواهد که ما از دینمان هم دست برداریم.

 تجلیل از ۱۲ نام‌آور پزشکی ایران در آستانه روز پزشک
۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

تجلیل از ۱۲ نام‌آور پزشکی ایران در آستانه روز پزشک

رئیس جمهور در آستانه روز پزشک، با اهدای لوح‌های جداگانه به ۱۲ تن از نام‌آوران پزشکی ایران، از خدمات، فداکاری‌ها و دستاوردهای علمی و پژوهشی آنان در مسیر اعتلای دانش پزشکی و ارتقای سلامت جامعه قدردانی کرد.

 ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است
۱ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است

سخنگوی وزارت دفاع با تأکید بر ضرورت تقویت توان کشور گفت: تنها راه سلطه‌ستیزی و مقابله با قدرت‌های بیگانه که استقلال، موجودیت و هویت ایران را هدف قرار می‌دهند، قوی شدن و افزایش قدرت کشور است.

 امیر ایرانی: به‌زودی در پهنه دریا درس تاریخی به دشمن می‌دهیم / تنگه هرمز امن است
۵ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

امیر ایرانی: به‌زودی در پهنه دریا درس تاریخی به دشمن می‌دهیم / تنگه هرمز امن است

فرمانده نیروی دریایی راهبردی و حیاتی و تعیین کننده ارتش با تأکید بر وحدت ارتش، سپاه، بسیج و فراجا گفت: نیرو‌های مسلح محکم و استوار تحت فرماندهی معظم کل قوا ا...

 فوری/ ناو جدید آمریکایی به خاورمیانه رسید
۹ ساعت قبل / سایت اکوایران

فوری/ ناو جدید آمریکایی به خاورمیانه رسید

سنتکام اعلام کرد که ناو هواپیمابر جورج واشنگتن به همراه گروه ضربت خود وارد خاورمیانه شده و در دریای عرب مستقر گردیده است.