قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

آفریقا؛ آوردگاه قدرت‌های معدنی

در دهه‌های گذشته، آفریقا از یک تامین‌کننده سنتی مواد خام به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت قدرت‌های اقتصادی جهان تبدیل شده است. برخورداری این قاره از بخش قابل‌توجهی از ذخایر جهانی مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر خاکی، جایگاه آن را در زنجیره تامین صنایع پیشرفته، خودروهای برقی و فناوری‌های نوین به شکل چشم‌گیری ارتقا داده است. در این میان، چین با سرمایه‌گذاری گسترده در استخراج، توسعه زیرساخت‌ها و ایجاد ظرفیت‌های فرآوری طی حدود سه‌دهه گذشته، نفوذ قابل‌توجهی در بخش معدن آفریقا به‌دست آورده و بخش مهمی از زنجیره جهانی تامین این مواد را در اختیار گرفته است. اکنون ایالات متحده در تلاش است تا با کاهش وابستگی خود به چین، جایگاه پررنگ‌تری در این رقابت به‌دست آورد.
 آفریقا؛ آوردگاه قدرت‌های معدنی

معدن کبالت در جمهوری دموکراتیک کنگو واشنگتن با تکیه بر ابزارهای مختلف به دنبال ایجاد زنجیره‌ای متنوع و پایدار برای تامین مواد معدنی حیاتی از آفریقاست. با این حال، کارشناسان معتقدند رقابت با چین تنها به تزریق منابع مالی محدود نمی‌شود؛ زیرا موفقیت پکن حاصل سال‌ها حضور مستمر، پذیرش ریسک‌های بالا و تدوین یک راهبرد بلندمدت بوده است. از همین رو، آینده این رقابت بیش از هر چیز به توانایی آمریکا در ارائه یک الگوی سرمایه‌گذاری پایدار، ایجاد شراکت بلندمدت با کشورهای آفریقایی و پاسخگویی به مطالبات این کشورها برای توسعه صنایع فرآوری و ایجاد ارزش افزوده در داخل قاره وابسته خواهد بود.

آفریقا با در اختیار داشتن حدود ۳۰درصد از ذخایر جهانی مواد معدنی حیاتی مانند کبالت، لیتیوم، گرافیت، منگنز، پلاتین، کروم و عناصر نادر خاکی، به یکی از شرکای مهم آمریکا برای ایجاد زنجیره تامین امن و متنوع تبدیل شده است. افزایش اهمیت این مواد در صنایع پیشرفته، انرژی‌های نو و فناوری‌های راهبردی باعث شده است واشنگتن به دنبال کاهش وابستگی خود به چین باشد که نقش مسلطی در زنجیره جهانی استخراج و فرآوری مواد معدنی دارد.

کشورهای آفریقایی نیز تمایل دارند به جای صادرات خام مواد معدنی، ظرفیت‌های فرآوری داخلی خود را توسعه دهند. این موضوع می‌تواند زمینه‌ای برای همکاری مشترک میان آمریکا و آفریقا فراهم کند؛ به‌گونه‌ای‌که آمریکا به منابع پایدار دسترسی پیدا کند و کشورهای آفریقایی از سرمایه‌گذاری، انتقال فناوری، ایجاد اشتغال و توسعه صنعتی بهره‌مند شوند.

با وجود این ظرفیت‌ها، تحقق این هدف با چالش‌هایی روبه‌رو است. مهم‌ترین موانع شامل کمبود سرمایه‌گذاری خصوصی، ضعف زیرساخت‌ها، ریسک‌های سیاسی و اقتصادی، هزینه بالای تامین مالی و نگرانی سرمایه‌گذاران درباره ثبات برخی کشورهای آفریقایی است. همچنین حمایت مالی دولت آمریکا در مقایسه با چین محدودتر است؛ چین طی سال‌های گذشته با سرمایه‌گذاری‌های گسترده و ایجاد شبکه‌های استخراج و فرآوری، جایگاه قدرتمندی در آفریقا به‌دست آورده است.

برای موفقیت در این رقابت، آمریکا نیازمند یک راهبرد جامع بلندمدت برای سرمایه‌گذاری در مواد معدنی حیاتی آفریقاست. این راهبرد باید شامل هماهنگی میان نهادهای دولتی، تسهیل تامین مالی، ارائه بیمه ریسک، حمایت فنی و جذب سرمایه بخش خصوصی باشد. همچنین واشنگتن باید میان اهداف مختلف خود مانند حفظ تولید داخلی، توسعه صنایع فرآوری آفریقا، کسب منافع اقتصادی و تامین امنیت ملی تعادل ایجاد کند. در نهایت، توانایی آمریکا برای رقابت در بازار جهانی مواد معدنی حیاتی به ایجاد یک زنجیره تامین پایدار، متنوع و مبتنی بر همکاری بلندمدت با کشورهای آفریقایی وابسته است.  مهم‌ترین ابزار آمریکا در رقابت معدنی

ابزار‌های تامین مالی نظیر وام اصلی‌ترین ابزار دولت آمریکا برای حمایت از پروژه‌های مرتبط با مواد معدنی حیاتی هستند. نهادهایی مانند شرکت مالی توسعه‌ای آمریکا (DFC)، وزارت انرژی و وزارت دفاع از طریق تامین مالی شرکت‌های فعال در حوزه استخراج، فرآوری و زیرساخت‌های معدنی، تلاش می‌کنند حضور آمریکا در این بخش را تقویت کنند. برای نمونه، دفتر سرمایه راهبردی وزارت دفاع در سال۲۰۲۵ برای نخستین‌بار ۱۵۰‌میلیون دلار وام مستقیم به شرکت «MP Materials»، مالک یکی از معادن مهم عناصر نادر خاکی آمریکا، اختصاص داد. DFC نیز به‌عنوان مهم‌ترین بازوی سرمایه‌گذاری خارجی آمریکا، نقش مهمی در این حوزه دارد. افزایش سقف تعهدات مالی این نهاد و گسترش فعالیت آن به کشورهای با درآمد متوسط، فرصت‌های جدیدی برای سرمایه‌گذاری معدنی در کشورهای آفریقایی ایجاد کرده است.

از مهم‌ترین پروژه‌های تحت حمایت DFC، وام ۵۵۳‌میلیون دلاری به کریدور راه‌آهن لوبیتو است که معادن جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا را به بندر لوبیتو در آنگولا متصل می‌کند و نقش مهمی در تسهیل صادرات کبالت و مس دارد. این نهاد همچنین در پروژه‌های بوکسیت گینه و گرافیت موزامبیک سرمایه‌گذاری کرده است. با وجود این اقدامات، آمریکا همچنان فاصله قابل‌توجهی با چین دارد. چین با سرمایه‌گذاری چند‌میلیارد دلاری در بخش مواد معدنی حیاتی آفریقا و ایجاد زنجیره‌های تامین یکپارچه، جایگاه قدرتمندی به دست آورده است. برتری چین تنها به منابع مالی محدود نمی‌شود، بلکه این کشور حدود سه دهه زودتر از آمریکا وارد این حوزه شده و ریسک بیشتری را در پروژه‌های معدنی پذیرفته است. 

با این حال، مشکل اصلی فقط کمبود منابع مالی نیست. بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، ریسک‌های سیاسی، بی‌ثباتی مقررات، فساد اداری و کندی فرآیندهای دولتی را از موانع مهم‌تر سرمایه‌گذاری می‌دانند. بنابراین، موفقیت آمریکا در توسعه زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی آفریقا علاوه بر تامین مالی، به کاهش ریسک‌های سیاسی، بهبود محیط سرمایه‌گذاری و هماهنگی بیشتر میان دولت و بخش خصوصی وابسته است.  راهکار‌های کاهش ریسک پروژه‌های اکتشافی

کمک‌های بلاعوض یکی از ابزارهای آمریکا برای حمایت از توسعه زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی است که بیشتر در مراحل اولیه پروژه‌ها، مانند مطالعات امکان‌سنجی، ارزیابی‌های فنی و زیست‌محیطی و بررسی‌های اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این کمک‌ها با کاهش عدم‌قطعیت، زمینه جذب سرمایه‌گذاری‌های بزرگ‌تر را فراهم می‌کنند. آژانس تجارت و توسعه آمریکا (USTDA) با تامین مالی مطالعات مقدماتی، به آماده‌سازی پروژه‌های معدنی در کشورهای مختلف کمک می‌کند. از جمله اقدامات این نهاد، حمایت از بررسی توسعه معادن مس و کبالت در زامبیا بوده است. مزیت اصلی کمک‌های بلاعوض نسبت به وام‌ها، نبود الزام به بازپرداخت است؛ بنابراین این ابزار برای پروژه‌های پرریسک و اکتشافی که هنوز درباره میزان ذخایر، هزینه استخراج و سودآوری آنها اطمینان وجود ندارد، مناسب‌تر است. با این حال، استفاده موثر از این روش نیازمند سرمایه‌گذاری مستمر و نگاه بلندمدت است؛ زیرا بسیاری از پروژه‌های اولیه ممکن است به موفقیت اقتصادی نرسند.

 تلاش برای کاهش وابستگی به چین

آمریکا برای کاهش آسیب‌پذیری زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی، از ابزارهایی مانند ذخایر راهبردی، قراردادهای خرید تضمینی و حمایت از تولید داخلی استفاده می‌کند. تجربه این کشور در ایجاد ذخایر راهبردی به دهه‌های گذشته بازمی‌گردد، اما رقابت با چین اهمیت این سیاست را افزایش داده است. واشنگتن در سال‌های اخیر طرح‌هایی برای ایجاد ذخایر جدید مواد معدنی حیاتی و حمایت از پروژه‌های معدنی و فرآوری ارائه کرده است. همچنین قراردادهای خرید بلندمدت (Offtake Agreements) با تضمین خرید محصول، به کاهش ریسک سرمایه‌گذاری در پروژه‌های معدنی کمک می‌کنند. با وجود مزایای این سیاست‌ها، اجرای آنها با چالش‌هایی مانند انتخاب مواد مناسب برای ذخیره‌سازی، هزینه نگهداری و احتمال کاهش ارزش مواد به دلیل تغییرات فناوری روبه‌رو است. آمریکا باید میان دو هدف مهم تعادل برقرار کند: افزایش امنیت عرضه مواد معدنی و حفظ رقابت‌پذیری صنایع داخلی.  کاهش موانع سرمایه‌گذاری

ریسک‌های سیاسی و اقتصادی یکی از مهم‌ترین موانع سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی در پروژه‌های معدنی آفریقاست. بی‌ثباتی سیاسی، ضعف اطلاعات و ارزیابی‌های محتاطانه موسسات اعتباری باعث شده است بسیاری از کشورهای آفریقایی پرریسک تلقی شوند. برای کاهش این موانع، بیمه ریسک سیاسی (PRI) توسط شرکت مالی توسعه‌ای آمریکا (DFC) به‌کار گرفته می‌شود. این ابزار سرمایه‌گذاران را در برابر خطراتی مانند جنگ، اقدامات دولت‌ها و ناآرامی‌های سیاسی حمایت می‌کند و با توجه به طولانی بودن پروژه‌های معدنی، نقش مهمی در کاهش نگرانی‌های سرمایه‌گذاران دارد. با این حال، بیمه ریسک به‌تنهایی کافی نیست و نمی‌تواند مشکلاتی مانند ضعف حکمرانی، کمبود زیرساخت و نبود حمایت محلی را حل کند. موفقیت این سیاست به اصلاحات داخلی، کاهش ریسک‌های واقعی و همکاری دولت‌ها و بخش خصوصی وابسته است. مزیت کمک‌های فنی واشنگتن

آمریکا با تکیه بر توانمندی‌های خود در حوزه تحقیق و توسعه، زمین‌شناسی، اکتشاف و فناوری‌های معدنی، از کمک‌های فنی برای تقویت همکاری‌های معدنی با کشورهای آفریقایی استفاده می‌کند. سازمان زمین‌شناسی آمریکا (USGS) با سابقه طولانی فعالیت، در شناسایی ذخایر مواد معدنی حیاتی در کشورهایی مانند آنگولا، بوتسوانا، جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا نقش داشته است.

علاوه بر حمایت‌های فنی مستقیم، آمریکا از طریق برنامه‌های آموزشی و اصلاحی به بهبود قوانین تجاری، ساختارهای مالی و مدیریت مشارکت‌های دولتی-خصوصی در کشورهای آفریقایی کمک می‌کند تا ریسک سرمایه‌گذاری کاهش یابد. ترکیب تخصص فنی آمریکا با استانداردهای زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) می‌تواند الگوی متفاوتی از سرمایه‌گذاری معدنی ارائه دهد.  با این حال، کاهش بودجه‌های پژوهشی و محدودیت همکاری‌های علمی بین‌المللی می‌تواند توان نوآوری آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد. در نهایت، کمک‌های فنی در کنار ابزارهایی مانند وام، بیمه ریسک و سرمایه‌گذاری سهامی، نقش مهمی در توسعه زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی آفریقا دارد. راهبرد سرمایه‌گذاری میان آمریکا و آفریقا

ایالات متحده در سال‌های اخیر تلاش کرده است با رویکردی جامع، امنیت تامین مواد معدنی حیاتی مورد نیاز صنایع دفاعی و صنعتی خود را تقویت کند. بر اساس دیدگاه‌های مطرح‌شده در نشست‌های تخصصی، تدوین یک «راهبرد سرمایه‌گذاری مواد معدنی حیاتی آمریکا-آفریقا (CMIS)» می‌تواند به ایجاد چارچوبی مشخص برای تعیین اهداف، مسیرهای اجرایی و ارزیابی نتایج کمک کند. چنین راهبردی باید میان اهداف مختلف آمریکا تعادل ایجاد کند؛ زیرا سیاست‌های مرتبط با مواد معدنی حیاتی با چندین تعارض راهبردی روبه‌رو هستند.

 ۱. حفظ ارزش افزوده آمریکا یا توسعه ظرفیت آفریقا؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، انتخاب میان تمرکز بر تولید و فرآوری داخلی آمریکا یا ایجاد ظرفیت‌های ارزش افزوده در کشورهای آفریقایی است. اگرچه آمریکا به دنبال تقویت صنایع داخلی خود است، اما در برخی مواد معدنی همچنان به واردات وابسته خواهد بود. در این میان کشورهای آفریقایی نیز تمایل دارند از صادرات صرف مواد خام فاصله بگیرند و به سمت فرآوری و تولید محصولات با ارزش افزوده حرکت کنند.

نمونه قابل‌توجه، امکان ایجاد کارخانه تولید پیش‌ماده‌های باتری در جمهوری دموکراتیک کنگو است. این کشور حدود ۷۰درصد تولید جهانی کبالت را در اختیار دارد و می‌تواند با استفاده از منابع منطقه‌ای مانند نیکل ماداگاسکار و منیزیم گابن، به مرکز تولید مواد مورد نیاز باتری تبدیل شود. برآوردها نشان می‌دهد هزینه ساخت چنین کارخانه‌ای در جمهوری دموکراتیک کنگو حدود ۳۹‌میلیون دلار است؛ درحالی‌که هزینه مشابه آن در چین حدود ۱۱۲‌میلیون دلار و در آمریکا بیش از ۱۲۰‌میلیون دلار خواهد بود. این مزیت هزینه‌ای نشان می‌دهد توسعه ظرفیت‌های فرآوری در آفریقا می‌تواند هم به رشد اقتصادی این کشورها کمک کند و هم بخشی از اهداف آمریکا برای ایجاد زنجیره تامین امن‌تر و مستقل‌تر را محقق سازد.

 ۲. بازده اقتصادی در برابر سهم بازار

دومین چالش راهبردی آمریکا در حوزه مواد معدنی حیاتی، انتخاب میان دو هدف متفاوت است: کسب سود اقتصادی یا افزایش سهم بازار و کاهش وابستگی به رقبا. چین در سال‌های گذشته با هدف دستیابی به سلطه در بازار مواد معدنی، به‌ویژه عناصر نادر خاکی، بخشی از بازده مالی کوتاه‌مدت را فدای افزایش نفوذ خود کرده است. اگر آمریکا بخواهد چنین رویکردی را دنبال کند، باید منابع خود را روی تعداد محدودی از مواد معدنی مهم متمرکز کند و از ابزارهایی مانند وام‌های ترجیحی، کمک‌های بلاعوض و مدیریت عرضه استفاده کند. این مسیر به معنای پذیرش ریسک بیشتر، سودآوری کمتر و اجرای پروژه‌هایی است که ممکن است در کوتاه‌مدت توجیه اقتصادی نداشته باشند؛ اما از نظر امنیت ملی اهمیت دارند.

 ۳. تضمین عرضه امروز در برابر ایجاد پروژه‌های آینده

یکی از چالش‌های اصلی سیاستگذاری مواد معدنی حیاتی، ایجاد تعادل میان تضمین عرضه پایدار برای نیازهای فعلی و ایجاد انگیزه برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های جدید است. این تعارض به‌ویژه در طراحی ذخایر راهبردی دیده می‌شود. این طرح‌ها می‌توانند تاب‌آوری زنجیره تامین را افزایش دهند؛ اما برای موفقیت نیازمند تعیین اهداف روشن هستند؛ از جمله اینکه: چه موادی و با چه ساختاری ذخیره شوند؛ در چه شرایطی ذخایر وارد بازار شوند؛ اولویت با حمایت از پروژه‌های جدید باشد یا تضمین عرضه موجود.

در نهایت رقابت آمریکا و چین بر سر مواد معدنی حیاتی آفریقا، فراتر از یک رقابت تجاری و به بخشی از نبرد ژئوپلیتیک برای کنترل زنجیره‌های تامین آینده تبدیل شده است. آفریقا با برخورداری از ذخایر گسترده کبالت، لیتیوم، گرافیت و عناصر نادر خاکی، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در صنایع پیشرفته، انرژی پاک و فناوری‌های راهبردی ایفا کند. با این حال، تجربه چین نشان می‌دهد دسترسی به منابع معدنی تنها با تزریق سرمایه محقق نمی‌شود و نیازمند حضور بلندمدت، توسعه زیرساخت، پذیرش ریسک و ایجاد روابط پایدار با کشورهای میزبان است. آمریکا برای کاهش وابستگی به چین باید علاوه بر ابزارهای مالی، بر کاهش ریسک سرمایه‌گذاری، انتقال فناوری و توسعه ظرفیت‌های فرآوری در آفریقا تمرکز کند. موفقیت این راهبرد در نهایت به ایجاد توازن میان امنیت تامین آمریکا و منافع توسعه‌ای کشورهای آفریقایی وابسته خواهد بود. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / سایت صفحه اقتصاد

غول‌های هوش مصنوعی جهان چند می‌ارزند؟ / آنتروپیک و اوپن‌اِی‌آی در صدر رقابت میلیارددلاری

صفحه اقتصاد -

بر اساس فهرستی که توسط گروه تحقیقاتی رند آمریکا منتشر شده، شرکت‌های پیشرو در حوزه هوش مصنوعی به یکی از ارزشمندترین دارایی‌های اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل شده‌اند. این رتبه‌بندی که بر مبنای آخرین ارزش‌گذاری‌های بازار خصوصی تا ژوئیه ۲۰۲۶ تهیه شده، نشان می‌دهد فاصله میان شرکت‌های پیشتاز با سایر فعالان این صنعت بسیار قابل توجه است.

در صدر این فهرست، شرکت آنتروپیک (Anthropic) با ارزش‌گذاری حدود ۹۶۵ میلیارد دلار قرار دارد. این شرکت که توسعه‌دهنده مدل‌های هوش مصنوعی مولد و رقیب جدی دیگر بازیگران بزرگ این حوزه محسوب می‌شود، توانسته جایگاه نخست بازار خصوصی هوش مصنوعی را به دست آورد.

پس از آن، اوپن‌اِی‌آی (OpenAI) با ارزش تقریبی ۸۵۲ میلیارد دلار در رتبه دوم قرار گرفته است. رشد سریع تقاضا برای ابزارهای هوش مصنوعی مولد، استفاده گسترده از مدل‌های زبانی بزرگ و سرمایه‌گذاری سنگین شرکت‌های فناوری از مهم‌ترین عوامل افزایش ارزش این شرکت‌ها عنوان می‌شود.

در رتبه سوم، شرکت دیتابریکس (Databricks) با ارزش حدود ۱۸۸ میلیارد دلار قرار دارد؛ شرکتی که در حوزه تحلیل داده، زیرساخت‌های هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات فعالیت می‌کند و نقش مهمی در اتصال داده‌های سازمانی به سامانه‌های هوشمند دارد.

در ادامه این فهرست، شرکت چینی دیپ‌سیک (DeepSeek) با ارزش‌گذاری حدود ۵۰ میلیارد دلار قرار گرفته و پس از آن شرکت‌های دیگری مانند Moonshot AI با ۳۰ میلیارد دلار، Scale AI با ۳۰ میلیارد دلار، Reflection AI با ۲۸ میلیارد دلار، Cognition AI با ۲۶ میلیارد دلار، Mistral AI فرانسه با ۲۳ میلیارد دلار و Perplexity با ۲۰ میلیارد دلار جای گرفته‌اند.

بررسی این رتبه‌بندی نشان می‌دهد آمریکا با حضور چندین شرکت بزرگ، همچنان مرکز اصلی توسعه و سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی جهان است؛ با این حال، ظهور شرکت‌های چینی مانند DeepSeek و Moonshot AI نشان می‌دهد رقابت فناوری میان واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی وارد مرحله تازه‌ای شده است.

رشد ارزش این شرکت‌ها تنها به دلیل فناوری نیست؛ سرمایه‌گذاران جهانی هوش مصنوعی را زیرساخت نسل آینده اقتصاد می‌دانند؛ حوزه‌ای که می‌تواند صنایع مختلف از خدمات مالی و پزشکی گرفته تا تولید، آموزش و حمل‌ونقل را متحول کند. به همین دلیل، رقابت برای ساخت مدل‌های قدرتمندتر و جذب سرمایه بیشتر، به یکی از مهم‌ترین نبردهای اقتصادی قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. مطالعه بیشتر: جزئیات اختلال گسترده جهانی در چت‌جی‌پی‌تی اعلام شد اخبار مرتبط circle ساعت بازی فرانسه و مراکش امروز پنجشنبه ۱۸ تیر (جام جهانی ۲۰۲۶) circle ادعای دانمارک درباره مشارکت در ماموریت اروپایی در تنگه هرمز circle زمان پخش زنده والیبال ایران و آمریکا در مرحله مقدماتی لیگ ملت های ۲۰۲۶ امروز پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ circle رقابت‌های عجیب هفته دوم لیگ ملت‌های والیبال 2026 پیشنهاد سردبیر circle تغییر محاسبات دشمنان در برابر توان دفاعی ملت ایران circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟


۲ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

رقابت دهک‌ها در کنکور سراسری

جوان آنلاین: یک میلیون و ۷۰ هزار رقیبی که امسال پای کنکور سراسری آمده بودند، حکایت رقابتشان فقط یک رقابت علمی صرف نبود، بلکه حکایت این رقابت، رقابتی اقتصادی میان دهک‌های مختلف اقتصادی جامعه هم است و با عنایت به هزینه‌های نجومی کلاس‌های کنکور، مدارس خاص و ویژه، کتاب‌های کمک‌درسی و سایر هزینه‌های حضور در این رقابت به‌ظاهر علمی، می‌توان به روشنی دریافت چه کسانی شانس بیشتری برای کسب رتبه‌های بهتر آزمون سراسری دارند. ماجرایی که البته نه فقط در کنکور امسال بلکه طی یکی دو دهه اخیر شکل گرفته و هر سال از سال قبل جدی‌تر و پررنگ‌تر شده است. 

ماحصل این رقابت اقتصادی و الیگارشی آموزشی حذف طبقات ضعیف اقتصادی از تحصیلات عالیه و تکمیلی و شکل‌گیری چرخه‌ای برای تکرار ثروت و موقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی برای برخی گروه‌ها و تکرار جایگاه‌های پایین اجتماعی و اقتصادی برای گروه‌های دیگر جامعه است. 

در این میان شاید مواردی استثنایی بتوانند مسیر خود را برای عبور از این رقابت نابرابر پیدا کنند و به دانشگاه‌های خوب و موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب هم برسند، اما جا زدن استثنا‌ها به جای قاعده‌های مرسوم فقط ما را از واقع‌بینی و رفع اشکالات باز می‌دارد، البته مشروط به اینکه عزمی برای رفع روند‌های نادرست وجود داشته باشد. 

هزینه‌های چندصد میلیونی کنکور 

کافی است به سراغ پشت‌کنکوری‌ها یا خانواده‌های آنها بروید و از آنها سؤال کنید کنکور برایت چند درآمده است؟ پاسخ به این سؤال البته به طبقه اقتصادی- اجتماعی این افراد وابسته است و میزان هزینه‌ای که برای مدارس غیرانتفاعی خاص و کلاس‌های کنکور و کتاب‌های کمک‌آموزشی شده، می‌تواند رابطه معناداری با پذیرش در دانشگاه‌ها و نشستن روی صندلی‌های پرمتقاضی کنکور داشته باشد. رقم‌هایی که از ۱۲۰ تا ۳۰ میلیون تا ۳۰۰‑۴۰۰ میلیون تومان متغیر است و البته همه خانواده‌ها در همه دهک‌های درآمدی در تلاش‌اند هر چه در چنته دارند برای موفقیت فرزندشان وسط بگذارند، اما بدیهی است در این رقابت اقتصادی برای موفقیت در یک رقابت علمی، چه کسانی شانس بیشتری برای موفقیت دارند. 

شانس بیشتر برای دهک‌های بالاتر 

شانس بیشتر دهک‌های اقتصادی بالاتر برای موفقیت بیشتر و کسب رتبه بهتر در کنکور یک ادعا نیست! بررسی آمار‌ها و گزارشاتی که هر ساله بعد از اعلام نتایج کنکور سراسری منتشر می‌شود، این ارتباط معنادار را تأیید می‌کند. همچنان‌که نتایج کنکور تجربی به عنوان پرمتقاضی‌ترین کنکور کشور در سال گذشته نشان داد از میان داوطلبانی که رتبه زیر ۳هزار کسب کرده‌اند، تنها ۱۳۵ نفر از دهک‌های کم‌درآمد و دارای وضعیت اقتصادی به‌شدت ضعیف هستند. این یعنی سهم محروم‌ترین اقشار از بهترین رتبه‌های کنکور، فقط ۵/۴ درصد بوده است. 

در نقطه مقابل، ۱۵۶۳ نفر از این رتبه‌های طلایی، یعنی بیش از نیمی از کل رتبه‌های زیر ۳ هزار، متعلق به ثروتمندترین دهک‌های جامعه هستند.

طبق این آمار، نزدیک به ۷۵ درصد رتبه‌های برتر کنکور تجربی تنها از میان چهار دهک بالای اقتصادی انتخاب شده‌اند. این بدان معناست که دهک‌های اقتصادی پایین جامعه در عمل شانسی برای پذیرفته شدن در رشته‌هایی همچون پزشکی ندارند و می‌توان اطمینان داشت پزشکان آینده کشور از طبقات مرفه جامعه خواهند بود و طبقات فرودست هیچ نماینده‌ای در این قشر از جامعه نخواهند داشت. 

الیگارشی آموزشی در سایه بی‌قانونی 

با مروری بر متن قانون اساسی، در همان آغاز و در اصل سوم به بحث آموزش رایگان می‌رسیم. اصل سوم قانون اساسی تأکید می‌کند: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی، همه امکانات خود را به کار برد. اصل سی‌ام هم می‌گوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.». 

اما ماجرای آموزش رایگان سال‌هاست به مظلوم‌ترین بخش از آموزش و پرورش تبدیل شده است. آموزش دیگر رایگان نیست و دانش‌آموزانی که در مدارس دولتی بیشتر از آنکه احساس کنند تحت تعلیم و تربیت هستند، احساس بی‌پناهی می‌کنند! آنچنان بی‌پناه که رهبر شهید انقلاب در ۱۱ شهریور سال ۹۹ در دیدار با رؤسا و مدیران وزارت آموزش و پرورش متذکر شدند «یک نکته در باب عدالت آموزشی بحث مدارس دولتی است که مراقب باشیم مدارس دولتی جوری نباشد که دانش‌آموزی که در مدارس دولتی تحصیل می‌کند، احساس کند که مثلاً فرض کنید امکان قبولی‌اش در کنکور کمتر است؛ این طور نباید باشد یعنی باید ما سطح مدارس دولتی را، هم از لحاظ آموزش و هم از لحاظ پرورش، جوری بالا بیاوریم که خود آن دانش‌آموز احساس اعتماد کند، خانواده او هم که می‌خواهند این فرزند را بفرستند به مدرسه دولتی، احساس نکنند که دارند او را به یک جایی بی‌پناه می‌فرستند و رها می‌کنند؛ این جوری نباید باشد؛ باید به مدارس دولتی به معنای واقعی کلمه رسیدگی شود.». 

اما ماجرا به همین جا ختم نشد و تراژدی حذف دانش‌آموزان مدارس دولتی و عادی از فهرست رتبه‌های برتر کنکور، همچنان ادامه دارد و مدارس دولتی هم روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شوند و دانش‌آموزان و والدینی که نتوانند برای کنکور فرزندانشان خرج کنند، از دور رقابت به‌ظاهر علمی کنکور کنار گذاشته می‌شوند. 

وقتی نظام آموزشی خودش منشأ نابرابری می‌شود 

نظام آموزشی به‌طور معمول یکی از مکان‌هایی است که به افراد این امکان را می‌دهد تا جهش کنند و در عرصه اجتماعی، جایگاه صعودی پیدا کرده و در چرخه فقر نیفتند. البته مشروط به اینکه نظام‌های آموزشی به صورت عادلانه شکل گرفته باشند. نظام آموزشی عادلانه یکی از کارکردهایش امکان تحرک صعودی در نظام اجتماعی است، اما گاهی خود این محیط‌های آموزشی به صورت الیگارشیک شکل گرفته و محفلی برای تحرک و صعود عده‌ای خاص می‌شوند. هرچند طی سال‌های اخیر با انتشار نتایج کنکور سراسری و سهم ناچیز و گاهی هیچِ مدارس دولتی از برگزیدگان و رتبه‌های برتر، جریانی انتقادی علیه این الیگارش‌ها شکل گرفته، اما نمی‌توان حضور این قشر نازک و مدارس و امکاناتی را که برایشان ایجاد شده است، نادیده گرفت و از آثار و تبعات این مسئله بر تشدید شکاف‌های طبقاتی، آموزشی و اجتماعی چشم پوشی کرد. شکاف‌هایی که موجب می‌شود فقط برخی از اقشار و طبقات اجتماعی شانس رشد و تعالی اجتماعی داشته باشند و گروه‌ها و اقشار در طبقات اقتصادی و اجتماعی پایین‌تر، هرگز نتوانند در مسیر رشد و تعالی اجتماعی قرار بگیرند.


۲ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

«نه» چین به جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران

جوان آنلاین: رئیس‌جمهور امریکا که نتوانسته در جنگ نظامی با ایران، دستاورد مدنظر خود را محقق کند، از برنامه برای عملیات اقتصادی بی‌سابقه علیه ایران خبر داد. در سایه واکنش‌های تند مقامات ایرانی و تحلیل‌هایی درباره بی‌نتیجه بودن چنین رویکردی، چین نیز مخالفت خود را با این اقدام خصمانه امریکا علیه ایران اعلام کرده است. 

«خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ» تعبیری است که دونالد ترامپ روز چهارشنبه از آن برای توصیف مرحله جدیدی از جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران استفاده کرده است. ترامپ در این پیام که آن را «روز دی اقتصادی» (Economic D- Day) نامیده، نوشته است: «ایران فرصت توافق را از دست داده است و اکنون با جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بی‌سابقه مواجه خواهد شد.» او تأکید دارد که این اقدام، فلج‌کننده‌ترین عملیات اقتصادی‌ای خواهد بود که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است. ترامپ خطاب به کشور‌هایی که به ایران کمک می‌کنند هم نوشته است: «هر کشوری که به نهاد‌های مالی، کسب‌وکارها، فرودگاه‌ها یا نهاد‌های دولتی خود اجازه دهد هر نوع کمک اقتصادی به ایران ارائه کنند، خود با عواقب اقتصادی عظیمی مواجه خواهد شد» او از متحدان امریکا خواسته است در این کارزار برای «منزوی کردن و شکست دادن تهدید ایران» به واشینگتن بپیوندند. رئیس‌جمهور امریکا شامگاه چهارشنبه هم به سؤال خبرنگاران در کاخ سفید درباره فشار‌های اقتصادی بر ایران این‌طور پاسخ داد: «ما چیز‌هایی داریم که می‌توانیم علیه ایران تحریم کنیم. ما تحریم‌های بسیار سختگیرانه‌ای داریم و خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد.» وی ادعای باز بودن تنگه هرمز را تکرار و ادعا کرد: «خطوط لوله زیادی در حال ساخت است. من فکر می‌کنم تنگه هرمز به اندازه گذشته مهم نخواهد بود.» دونالد ترامپ از گفت‌و‌گو با رادیو دبیلیوای‌بی‌سی ۷۷ نیز برای تکرار مجموعه لفاظی‌های خود علیه ایران استفاده کرد و با اشاره به اینکه نیروی هوایی ایران، بسیاری از رهبران ایران از بین رفته‌اند و کسی نمی‌داند که چه کسی ایران را رهبری می‌کند، مدعی شد: «چاره‌ای جز حمله به ایران نداشتیم، اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام می‌دادم، ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.» اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا، نیز روز پنج‌شنبه مدعی شد: «اگر ما حداکثر فشار اقتصادی را اعمال کنیم، احتمالاً دیگر شاهد ازسرگیری گسترده عملیات نظامی نخواهیم بود.» بسنت همچنین مدعی شد که به همراه متحدان خود تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال خواهد کرد. پس از مصاحبه بسنت با سی‌ان‌بی‌سی، قیمت نفت افزایش پیدا کرد. 

عراق و ترکیه، پس از چین

سید عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، خط و نشان ترامپ برای «شروع عملیات اقتصادی» علیه ایران را اقدامی در جهت انحراف افکار عمومی امریکا از بحران‌های مالی داخلی دانست و تصریح کرد: «اصرار بر ادامه سیاست‌های شکست‌خورده، تنها شکست‌های بیشتری به بار خواهد آورد و دشمنی ایرانیان را در پی خواهد داشت.» او عصر دیروز هم در توئیتی با اشاره به سوابق رؤسای جمهور امریکا که از اصطلاح «تحریم‌های فلج‌کننده»، «فشار حداکثری» و تسلیم بی قید و شرط صحبت کرده‌اند، نوشت: «این فیلم را قبلاً دیده‌ایم، همان داستان همیشگی فقط با قلدر‌های متفاوت» کاظم غریب‌آبادی، معاون وی، نیز با اشاره به تلاش‌های نظامی ماه‌های گذشته که نتیجه مطلوب واشینگتن را نداشته است، اعلام کرد: «جنگ نظامی نتیجه نداد، حالا اسم شکست بعدی را «جنگ اقتصادی» گذاشته‌اند.» 

این رویکرد، واکنشی در سطح جهانی به ویژه از جانب چین را به دنبال داشته است. لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور، روز جمعه گفت: «پکن با تحریم‌های یکجانبه و غیرقانونی که فاقد مبنای حقوق بین‌الملل بوده و از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد مجاز نشده‌اند، مخالف است.» وی پنج‌شنبه هم گفته بود: «اعمال تحریم و فشار به حل مسئله کمکی نمی‌کند. چین از طرف‌های ذی‌ربط می‌خواهد مسئولانه عمل کنند و مسائل را از طریق ابزار‌های دیپلماتیک و سیاسی حل‌وفصل کنند.» نادر حبیبی، استاد دانشگاه برندایس، در گفت‌و‌گو با الجزیره تأکید دارد که چین هدف اصلی تحریم‌های تهدیدشده علیه کشور‌های کمک‌کننده به ایران خواهد بود و پس از آن عراق و ترکیه قرار خواهند گرفت. تحریم علیه ایران احتمالاً در نتیجه فشار امریکا و پس از گفت‌و‌گو میان مقام‌های دو کشور «تحمیل» شده است. حبیبی گفت اجرای این تحریم‌ها، به‌ویژه در مورد چین، با چالش روبه‌رو خواهد بود زیرا دولت چین به نهاد‌های خود هشدار داده است که با تحریم‌های امریکا همکاری نکنند. همچنین توقف تجارت زمینی با ترکیه و عراق دشوار خواهد بود. 

روسیه به ایران فشار نمی‌آورد

پس از چین، روسیه نیز علیه این رویکرد دولت ترامپ موضع گرفت. میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه نزد سازمان‌های بین‌المللی در وین، اعلام کرد سیاست اعمال فشار امریکا به این کشور اجازه نخواهد داد اهداف خود در قبال ایران را محقق کند. در «ایکس» نوشت: «ایران چندین دهه است که تحت تحریم‌های امریکا قرار دارد. تهران در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نشان داد که توان ایستادگی در برابر سیاست فشار حداکثری را دارد. اگر واشینگتن واقعاً می‌خواهد به هر یک از اهداف خود دست یابد، راه نادرستی را برگزیده است. نتایج مثبت تنها از طریق دیپلماسی صادقانه قابل دستیابی است. هرچه ایالات متحده زودتر به این واقعیت پی ببرد، بهتر خواهد بود.» واسیلی نبنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد، روز پنج‌شنبه به خبرنگاران گفت: «علت این درگیری نه در کار‌هایی که ایران انجام داده یا نداده است، بلکه در تجاوز بی‌ملاحظه و ناموجهی است که توسط ایالات متحده علیه ایران آغاز شده است.» او با اعلام این که تصور نمی‌کند ایران از پایبندی به تفاهمات و توافقات موجود سر باز زده باشد، گفت: «روسیه، در اصل، هیچ فشاری بر هیچ‌کس، چه ایران و چه هر کشور دیگری، وارد نمی‌کند. ایران یک کشور مستقل است و حق دارد تصمیمات خود را بگیرد.» مجله پلیتیکو در گزارشی با استناد به گفته‌های مقام‌های سابق دولت ترامپ، سفرای امریکا و کارشناسان غرب آسیا، با اشاره به ادعای امریکا درباره اینکه این جنگ اقتصادی با جنگ‌های قبلی متفاوت خواهد بود، نوشت که در این مورد تردید‌هایی وجود دارد. این مجله اشاره کرد که دونالد ترامپ منتظر تسلیم‌شدن ایران در نتیجه جنگ اقتصادی است ولی به نظر می‌رسد تهران مایل است بیشتر صبر کند و از خواسته‌های او برای لغو هزینه‌های اعمال‌شده بر کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند یا سایر خواسته‌هایی که ترامپ می‌خواهد برای پایان‌دادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد. جیمز جفری، سفیر سابق که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، بر این باور است: «این یک جنگ فرسایشی است و مطمئنم که وزارت خزانه‌داری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنه‌ها یا گسترش تحریم‌ها است.» او افزود: «باور اینکه پس از بیست سال تحریم‌های امریکا و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.»

تردد تنها هفت شناور در تنگه هرمز

بنابر اعلام مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به ۴درصد سطح پیش از درگیری کاهش یافته است. داده‌های کشتیرانی کپلر نشان می‌دهد که عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در روز پنج‌شنبه در مقایسه با روز قبل کاهش یافته است و تنها هفت کشتی باری، شامل چهار کشتی ورودی و سه کشتی خروجی، از این گذرگاه راهبردی عبور کردند. گزارش‌ها حاکی است که هیچ‌یک از این شناور‌ها نفتکش یا حامل گاز طبیعی مایع نبودند، هرچند یک کشتی بسیار بزرگ حامل پروپان و بوتان از مسیر ایران از تنگه خارج شد. این در حالی است که آکسیوس به نقل از دو مقام امریکایی مدعی شد: «ارتش امریکا به‌طور محرمانه یک کریدور کشتیرانی برای ورود و خروج کشتی‌ها از تنگه هرمز ایجاد کرده تا روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از این مسیر عبور کند. نیروی هوایی امریکا نیز جنگنده‌هایی را برای مقابله با موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی روی این کریدور در اختیار دارد. حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز، تقریباً نیمی از حجم انتقال نفت پیش از جنگ، از تنگه خارج می‌شود.» فاکس‌نیوز نیز مدعی شد: «ایران کم‌کم متوجه می‌شود که رئیس‌جمهور ترامپ و ارتش امریکا در خارج کردن مخفیانه نفت از تنگه هرمز تا سقف ۱۰ میلیون بشکه موفق هستند. بعضی شب‌ها به ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه می‌رسد.» شرکت ملی نفت عربستان سعودی (آرامکو) حداقل ۴ میلیون بشکه نفت خام را با شرایط تحویل و بارگیری در خارج از تنگه هرمز به خریداران چینی فروخته است. آرامکو برای انتقال نفت به خارج از خلیج فارس، از خط لوله استراتژیک «شرق به غرب» استفاده می‌کند تا محموله‌ها را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ برساند. همچنین بهره‌گیری از پایانه‌های ذخیره‌سازی منطقه مانند بندر فجیره در امارات در دستور کار قرار دارد.




 بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29

k: بازار

 چهارمین هفته  سبز  بورس
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چهارمین هفته سبز بورس

معاملات بورس تهران در هفته گذشته در شرایطی به پایان رسید که نماگرهای اصلی بازار سهام بار دیگر مسیر صعودی را پیمودند و هر دو شاخص کل و هموزن به اوج‌های تاریخی جدید رسیدند. شاخص کل با رشد 3.8درصدی در محدوده ۵‌میلیون و ۹۵۲هزار واحد قرار گرفت و فاصله خود با مرز روانی ۶‌میلیون واحد را به حداقل رساند.

 نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام

آرمان امروز : در ششمین جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی، نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» به مدیرعامل شرکت پتروشیمی ایلام اعطا شد. به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی شرکت پتروشیمی ایلام؛ این نشان به پاس اقدامات پتروشیمی ایلام در سال ۱۴۰۴ در حوزه‌های محیط زیست، سلامت، آموزش، حمایت اجتماعی و توسعه زیرساخت‌های منطقه [ ]

 تعیین‌تکلیف مرخصی پلاک‌های منطقه آزاد تا پایان شهریور
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تعیین‌تکلیف مرخصی پلاک‌های منطقه آزاد تا پایان شهریور

دنیای اقتصاد: معاون فنی و مهندسی پلیس راهور فراجا با اعلام اینکه مشکل مرخصی پلاک‌های موقت منطقه آزاد انزلی تا پایان شهریورماه حل خواهد شد، گفت: واردات خودرو به مناطق آزاد باعث افزایش رضایتمندی عمومی، اشتغال‌زایی و ارتقای امنیت عبور و مرور جاده‌ها شده‌ است‌. به گزارش ایرنا، سرهنگ محمدحسن ابراهیم‌پور در همایش توجیهی شرکت‌های واردکننده خودرو با موضوع فرآیند اخذ کاردکس و ترخیص خودروهای پلاک منطقه، بیان کرد: به دنبال شماره‌گذاری خودروهای مناطق آزاد، سرمایه خودرویی نیز جذب شد. معاون فنی و مهندسی پلیس راهور فراجا با اعلام اینکه برای خودروهای عمرانی و کشاورزی در مناطق آزاد، پلاک جدیدی طراحی شده، عنوان کرد: با طراحی این پلاک فعالان این حوزه نیز می‌توانند از ظرفیت موجود بهره‌مند شوند.

 مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد

دنیای اقتصاد: سخنگوی شورای رقابت گفت: هیات عمومی دیوان عدالت اداری مصوبه شماره ۴۷۳ شورای رقابت و اصلاحات بعدی آن درباره نحوه محاسبه مبالغ پیش‌پرداخت خودرو را ابطال کرده است.

 فرصت ایران برای توسعه زنجیره مس و ایفای نقش در بازار جهانی فولاد سبز
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت ایران برای توسعه زنجیره مس و ایفای نقش در بازار جهانی فولاد سبز

مدیرعامل شرکت مهندسی فکور صنعت تهران (سهامی عام) با تشریح مسیر ۳۳ساله این مجموعه، از تحول فکور صنعت از یک شرکت مهندسی و پیمانکاری به یک بنگاه چندکسب‌وکاره و یک شرکت ارائه‌دهنده راه‌حل جامع (Total Solution Provider) در زنجیره معدن و فولاد کشور خبر داد. محمدوحید شیخ‌زاده با اشاره به جایگاه این شرکت به‌عنوان هفتمین تولیدکننده کنسانتره کشور با ظرفیت حدود 3.5میلیون تن تولید و رتبه ۵۹ در رده‌بندی IMI-100، تاکید کرد که هدف فکور صنعت، حرکت به سمت توسعه پایدار و تبدیل شدن به یک سرمایه صنعتی چندنسلی و ملی است. او در این گفت‌وگو، فرصت‌های پیش روی ایران در حوزه فولاد سبز، آهن اسفنجی و توسعه زنجیره مس را تشریح کرد و دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و ظرفیت‌های معدنی کشور را از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی ایران دانست. شیخ‌زاده همچنین با انتقاد از قیمت‌گذاری دستوری، مداخلات گسترده در اقتصاد و محدودیت‌های پیش روی …