
پاسخ را نباید صرفا در تحریمها، تورم یا شرایط اقتصادی جستوجو کرد. بسیاری از کشورها نیز با بحرانهای مالی، تغییرات سیاسی یا نوسانات بازار مواجه میشوند، اما همه بنگاهها به یک اندازه آسیب نمیبینند. تفاوت اصلی در نحوه طراحی کسبوکارهاست.
در ادبیات مدیریت، سالها مفهوم «تابآوری» بهعنوان راهکاری برای مقابله با بحران مطرح بوده است. بنگاه تابآور تلاش میکند پس از یک شوک، به وضعیت پیشین خود بازگردد. اما پرسش مهم این است که آیا بازگشت به وضعیت گذشته، در محیطی که دائما در حال تغییر است، کافی خواهد بود؟
شاید زمان آن رسیده باشد که نگاه خود را از «مقاومت در برابر بحران» به «رشد از دل بحران» تغییر دهیم؛ مفهومی که از آن با عنوان پادشکنندگی یاد میشود. پادشکنندگی به معنای نادیده گرفتن ریسک یا استقبال از بحران نیست، بلکه به این معناست که ساختار کسبوکار بهگونهای طراحی شود که نهتنها از شوکها آسیب کمتری ببیند، بلکه بتواند از تغییرات و بیثباتی برای ایجاد مزیت رقابتی استفاده کند. بررسی بسیاری از شکستهای تجاری نشان میدهد که ریشه آسیبپذیری شرکتها معمولا در سه حوزه اصلی قرار دارد:
نخست، بعد اقتصادی است. وابستگی شدید به یک منبع تامین، تمرکز بر یک جریان درآمدی، نقدینگی ناکافی یا ساختار هزینههای انعطافناپذیر باعث میشود کوچکترین تغییر در بازار، کل فعالیت شرکت را تحت تاثیر قرار دهد.
دوم، بعد سیاسی و جغرافیایی است. کسبوکارهایی که بازار، مسیرهای حملونقل، انبارها یا قراردادهای خود را متنوع نکردهاند، در برابر تغییرات مقررات، محدودیتهای تجاری یا اختلالات منطقهای بسیار شکنندهتر خواهند بود.
سوم، بعد بازار و رقابت است. شرکتی که تنها بر یک محصول، یک گروه …








