قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

اقتصاد دوپاره روسیه

دنیای اقتصاد: اقتصاد روسیه پس از بیش از چهار سال جنگ با اوکراین، همچنان برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها فرو نریخته است، اما نشانه‌های فشار بر بخش‌های غیرنظامی آن بیشتر شده است.
 اقتصاد دوپاره روسیه

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمد امین مکرمی: اقتصاد روسیه پس از بیش از چهار سال جنگ با اوکراین، همچنان برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها فرو نریخته است، اما نشانه‌های فشار بر بخش‌های غیرنظامی آن بیشتر شده است. رشد اقتصادی در ماه‌های اخیر ادامه داشته، ولی بخش مهمی از این رشد به هزینه‌های نظامی، افزایش تولیدات مرتبط با جنگ و حمایت‌های دولتی وابسته است. به همین دلیل، تصویر کلی اقتصاد روسیه بیش از گذشته دوگانه شده است؛ گروه‌هایی که در صنایع نظامی فعالیت می‌کنند از درآمد و تقاضای بالا برخوردارند، در حالی که بخش‌هایی از اقتصاد غیرنظامی با تورم، نرخ بهره بالا و کاهش قدرت خرید مواجه هستند.

در سه ‌ماه دوم سال جاری، تولید ناخالص داخلی روسیه نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱.۳ درصد افزایش یافت. این نخستین رشد اقتصادی روسیه از سال ۲۰۲۳ بود و از پیش‌بینی دولت و بانک مرکزی نیز بالاتر رفت. در نیمه نخست سال نیز اقتصاد ۰.۶ درصد رشد کرد. افزایش هزینه‌های دولت برای صنایع نظامی و همچنین رشد اخیر قیمت نفت و گاز از عوامل اصلی حمایت از اقتصاد بوده‌اند.

براساس گزارش CNBC، این ارقام به تنهایی تصویر کاملی از وضعیت اقتصاد روسیه ارائه نمی‌کنند. الکساندر کولیاندر، مدیر بخش اروپا در گروه اوراسیا، معتقد است اقتصاد این کشور به دو بخش متفاوت تقسیم شده است؛ در یک سو، کارخانه‌های تولید تجهیزات نظامی با سفارش‌های فراوان و اشتغال بالا فعالیت می‌کنند و در سوی دیگر، بخش‌های غیرنظامی با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند. به گفته او، تورم، کاهش فعالیت اقتصادی خارج از بخش نظامی و نرخ بهره بالا، فشار بر اقتصاد را افزایش داده است.

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت، شرایط بودجه دولت روسیه است. درآمدهای نفت و گاز که منبع مهمی برای تامین هزینه‌های دولت محسوب می‌شوند، در نیمه نخست سال جاری تنها ۶۴ درصد سطح ثبت‌شده در مدت مشابه دو سال قبل بوده‌اند. حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه و تشدید تحریم‌های غرب نیز فشار بیشتری بر صنعت انرژی این کشور وارد کرده است.

در همین حال، انتظار می‌رود کسری بودجه روسیه در سال جاری تقریبا دو برابر سال گذشته باشد؛ در حالی که کسری بودجه سال گذشته نیز تقریبا دو برابر سال ۲۰۲۴ بود. این روند نشان می‌دهد رشد هزینه‌های دولت، به‌ویژه در حوزه نظامی، با سرعتی بیشتر از برخی منابع درآمدی پیش می‌رود.

تورم نیز بار دیگر به یکی از نگرانی‌های اصلی تبدیل شده است. روسیه در پایان سال گذشته توانسته بود نرخ تورم را تقریبا به هدف چهاردرصدی نزدیک کند، اما افزایش دوباره فشارهای قیمتی این دستاورد را تهدید می‌کند. نرخ بهره بالا برای مهار تورم، هزینه تامین مالی را افزایش داده و می‌تواند سرمایه‌گذاری و فعالیت بخش خصوصی را محدود کند.

فشار اقتصادی را می‌توان در رفتار مصرف‌کنندگان نیز مشاهده کرد. بزرگ‌ترین فروشگاه زنجیره‌ای روسیه اعلام کرده است که مردم به سمت کالاهای ارزان‌تر و برندهای فروشگاهی حرکت کرده‌اند. افزایش مصرف بیسکویت نمونه‌ای قابل توجه از این تغییر است؛ زیرا مصرف‌کنندگان به جای خرید شکلات و محصولات گران‌تر، به خوراکی ارزان‌تری روی آورده‌اند. این تغییر کوچک در سبد خرید، نشانه‌ای از کاهش قدرت خرید خانوارها و تلاش آنها برای سازگار شدن با قیمت‌های بالاتر است.

با این حال، فشار اقتصادی هنوز به اندازه‌ای نیست که الزاما دولت روسیه را به پایان جنگ وادار کند. درآمدهای انرژی همچنان منبع مهمی برای تامین مالی دولت هستند و افزایش قیمت نفت در ماه‌های اخیر بخشی از فشار ناشی از تحریم‌ها و کاهش درآمدهای انرژی را جبران کرده است.

روسیه همچنین گزینه‌هایی برای مدیریت فشار مالی در اختیار دارد. افزایش مالیات شرکت‌های نفت و گاز، استفاده بیشتر از منابع مالی داخلی و در صورت لزوم بهره‌گیری از بخشی از ذخایر ارزی که تحت تحریم قرار نگرفته‌اند، از جمله این گزینه‌ها هستند. روسیه حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی خود را در داخل کشور یا در حوزه‌های قضایی خارج از تحریم‌ها در اختیار دارد. استفاده از این منابع می‌تواند بخشی از کسری بودجه را پوشش دهد، هرچند ممکن است تلاش بانک مرکزی برای کنترل تورم را دشوارتر کند.

اقتصاد روسیه همچنان توانسته است در برابر فشار تحریم‌ها و هزینه‌های جنگ مقاومت کند، اما کیفیت این رشد اهمیت بیشتری پیدا کرده است. رشد تولید ناخالص داخلی، در شرایطی که کسری بودجه افزایش یافته، درآمدهای نفت و گاز کاهش پیدا کرده و مصرف‌کنندگان به کالاهای ارزان‌تر روی آورده‌اند، لزوما نشانه سلامت همه بخش‌های اقتصاد نیست. ادامه این روند به قیمت نفت، شدت تحریم‌ها و توان دولت برای تامین هزینه‌های جنگ بستگی دارد. بنابراین، اقتصاد روسیه فعلا پابرجاست، اما هزینه حفظ این مقاومت برای بخش غیرنظامی اقتصاد به‌تدریج بیشتر می‌شود.

  این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۵۶ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

ترامپ و معضل قیمت نفت؛ آمار‌های رسمی دروغ‌های کاخ سفید درباره هرمز را آشکار می‌کنند

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ ترامپ در ۱۱ اوت مدعی شد که آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد و گفت: «ما مالک آن هستیم.» این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تردد کشتی‌ها در این آبراه به‌شدت کاهش یافته بود و تهران نیز ادعای واشنگتن درباره کنترل هرمز را رد می‌کرد.

اما واقعیت بازار جای دیگری است.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، نفت برنت به ۹۳.۹۸ دلار در هر بشکه رسید و نفت خام WTI نیز ۸۶.۹۰ دلار معامله شد. برنت طی یک هفته بیش از ۶.۱ درصد و WTI حدود ۵.۳ درصد افزایش یافته بودند. Reuters این افزایش را به تشدید فشار آمریکا علیه ایران، تهدید به تحریم‌های شدیدتر، کاهش صادرات نفت ایران و نگرانی از تداوم اختلال در تردد از تنگه هرمز مرتبط دانست.

این ارقام به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که هر سخن مقام آمریکایی «دروغ» است؛ اما یک سؤال جدی ایجاد می‌کنند:

اگر بحران واقعاً تحت «کنترل کامل» است، چرا بازار نفت همچنان برای اختلالات جدید قیمت‌گذاری می‌کند؟

هرمز؛ جایی که روایت کاخ سفید به دیوار آمار برخورد می‌کند

  ۷ کشتی؛ عددی که روایت ترامپ درباره هرمز را فرو ریخت

 

شاید هیچ شاخصی به اندازه میزان تردد کشتی‌ها برای ارزیابی وضعیت واقعی هرمز قابل استفاده نباشد.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، بر اساس داده‌های شرکت ردیابی کشتی Kpler، تنها هفت کشتی تجاری حامل کالا در روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند؛ چهار کشتی وارد و سه کشتی خارج شدند. مهم‌تر اینکه در میان این هفت کشتی، هیچ نفتکش بزرگ حامل نفت خام یا LNG وجود نداشت.

این عدد البته یک داده روزانه است و نباید مستقیماً با میانگین‌های ماهانه یا فصلی مقایسه شود. اهمیت آن در جای دیگری است: این داده نشان می‌دهد که در همان روز، جریان عادی کشتیرانی انرژی از هرمز برقرار نبوده است.

به گزارش Reuters، تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان بود و حدود یک‌پنجم جریان جهانی نفت خام و LNG از این مسیر عبور می‌کرد.

از سوی دیگر، Reuters در ۱۹ اوت گزارش داده بود که تنها شش کشتی تجاری از هرمز عبور کرده‌اند؛ رقمی که پایین‌تر از میانگین اخیر ۱۱ کشتی در روز بود. در آن روز نیز یک نفتکش بسیار بزرگ وارد تنگه شده بود، اما مجموع تردد همچنان بسیار پایین باقی مانده بود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که آیا یک کشتی می‌تواند از هرمز عبور کند یا خیر.

مسئله این است که آیا هرمز به یک مسیر تجاری عادی و قابل اتکا برای انتقال انرژی بازگشته است یا نه.

داده‌های فعلی پاسخ روشنی به این پرسش نمی‌دهند.

یک نکته مهم نیز باید در نظر گرفته شود: Kpler بر اساس داده‌های ردیابی کشتی‌ها فعالیت می‌کند و Reuters تصریح کرده که کشتی‌هایی که فرستنده‌های خود را خاموش می‌کنند ممکن است در این داده‌ها دیده نشوند؛ بنابراین عدد هفت را نباید به‌عنوان شمارش مطلق تمام شناور‌ها تلقی کرد؛ اما حتی با این محدودیت، کاهش شدید تردد ثبت‌شده یک نشانه مهم از اختلال در تجارت دریایی است.

در نتیجه پرسش ساده باقی می‌ماند:

اگر هرمز واقعاً تحت «کنترل کامل» و در وضعیت عادی قرار دارد، چرا ترافیک انرژی آن هنوز به وضعیت پیش از جنگ بازنگشته است؟

حتی نهاد رسمی دولت آمریکا هم از «عادی‌شدن سریع» سخن نمی‌گوید

برای زیر سؤال بردن روایت واشنگتن حتی نیازی نیست به رسانه‌های منتقد آمریکا استناد کنیم.

به گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در ۱۱ اوت ۲۰۲۶، این نهاد در گزارش Short-Term Energy Outlook خود محدودیت‌های شدید عبور از تنگه هرمز را همچنان در مفروضات بازار لحاظ کرده است. این گزارش نشان می‌دهد اختلال در جریان انرژی از هرمز همچنان یکی از عوامل اصلی وضعیت بازار جهانی نفت است.

اهمیت این مسئله در آن است که EIA یک نهاد رسمی آماری دولت آمریکاست؛ بنابراین برای نشان دادن فاصله میان روایت سیاسی و ارزیابی کارشناسی بازار انرژی، الزاماً نیازی به استناد به رسانه‌های مخالف واشنگتن وجود ندارد.

در واقع، حتی برآورد رسمی آمریکا نیز از بازگشت فوری بازار انرژی به شرایط پیش از جنگ سخن نمی‌گوید.

  ۷۷ درصد سقوط؛ عددی که نمی‌توان با بیانیه سیاسی پنهانش کرد

 

مهم‌ترین عدد شاید همین باشد.

طبق داده‌های رسمی EIA در گزارش امنیت انرژی منتشرشده همراه با STEO اوت ۲۰۲۶، حجم کل نفت عبوری از تنگه هرمز در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود.

این رقم در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ به ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و در سه‌ماهه دوم به تنها ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید.

به این ترتیب، جریان کل نفت از هرمز در مقایسه میان سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ و سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۷۷ درصد کاهش داشته است.

داده‌های تفصیلی EIA نشان می‌دهد کاهش فقط مربوط به نفت خام نبوده است. جریان نفت خام و میعانات از ۱۵.۹ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ به ۳.۷ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ رسید؛ جریان فرآورده‌های نفتی نیز از ۵.۷ میلیون بشکه به ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. حتی جریان LNG از ۱۰.۵ میلیارد فوت مکعب در روز به ۰.۸ میلیارد فوت مکعب در روز سقوط کرد.

البته این ارقام میانگین‌های فصلی هستند و با عدد هفت کشتی در یک روز مشخص قابل مقایسه مستقیم نیستند.

اما هر دو مجموعه داده یک واقعیت واحد را نشان می‌دهند:

جریان انرژی از هرمز به‌شدت از وضعیت پیش از جنگ فاصله گرفته است.

این دیگر مسئله تفسیر یک توییت یا سخنرانی نیست.

این نفتی است که از یک گلوگاه حیاتی عبور نکرده است.

IEA؛ بحران فقط در قیمت نفت نیست، میلیون‌ها بشکه تولید هنوز متوقف است

تصویری که آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در گزارش Oil Market Report مورخ ۱۲ اوت ۲۰۲۶ ارائه کرده نیز با روایت «بازگشت سریع به شرایط عادی» فاصله دارد.

طبق گزارش IEA، تولید جهانی نفت در ژوئیه به ۱۰۱.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافت، اما همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از یک سال قبل بود. در همان زمان، تولید نفت خلیج فارس به ۲۳.۹ میلیون بشکه در روز رسید، اما همچنان ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سطح پیش از جنگ قرار داشت.

همچنین IEA برآورد عرضه نفت در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ را نسبت به گزارش قبلی خود ۱.۷ میلیون بشکه در روز کاهش داد و پیش‌بینی کرد عرضه جهانی نفت در کل سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند؛ بنابراین بحران فقط یک مسئله رسانه‌ای نیست.

بخشی از ظرفیت واقعی تولید نفت از مدار خارج شده است.

وقتی میلیون‌ها بشکه تولید در منطقه متوقف مانده و مسیر‌های اصلی انتقال انرژی نیز با اختلال روبه‌رو هستند، اینکه قیمت نفت هنوز به سناریو‌های افراطی ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار نرسیده، به معنای نبود بحران نیست.

  چرا نفت ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نشده است؟

 

اینجا دقیقاً جایی است که باید از تحلیل‌های شعاری فاصله گرفت.

ممکن است دولت ترامپ استدلال کند که، چون نفت به ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نرسیده، پس بحران تحت کنترل است.

اما این استدلال از نظر اقتصاد انرژی ناقص است.

قیمت نفت فقط تابع عرضه نیست. تقاضا، ذخایر، تولید کشور‌های خارج از منطقه، مسیر‌های جایگزین، سیاست‌های مصرفی، رفتار پالایشگاه‌ها و وضعیت اقتصاد جهانی نیز در تعیین قیمت نقش دارند.

به گزارش IEA در ۱۲ اوت، تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت؛ آژانس بخشی از این کاهش را به ادامه بسته‌بودن هرمز و افزایش قیمت سوخت مرتبط دانسته است.

یعنی بخشی از شوک عرضه از طریق کاهش مصرف جذب شده است.

از طرف دیگر، تولیدکنندگان خارج از منطقه نیز بخشی از فشار را جبران کرده‌اند. IEA در همان گزارش پیش‌بینی کرده بود افزایش تولید در قاره آمریکا بخشی از کاهش تولید خاورمیانه و روسیه را جبران کند؛ بنابراین پایین‌تر بودن قیمت نفت از ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار الزاماً به معنای موفقیت سیاست واشنگتن نیست.

این می‌تواند نشانه آن باشد که بازار جهانی تاکنون بخشی از شوک را از طریق کاهش تقاضا، تغییر مسیر تجارت و استفاده از ذخایر جذب کرده است.

  ذخایر نفتی؛ بازار دارد هزینه بحران را از جیب ذخایر می‌دهد

 

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش IEA مربوط به ذخایر جهانی است.

به گزارش IEA در گزارش اوت ۲۰۲۶، ذخایر مشاهده‌شده نفت جهان در ژوئیه حدود ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت.

همچنین مجموع کاهش ذخایر مشاهده‌شده از پایان فوریه تا پایان ژوئیه به حدود ۴۱۰ میلیون بشکه رسید.

این رقم اهمیت زیادی دارد.

زیرا بخشی از شکاف ایجادشده در عرضه، به جای اینکه تماماً در قیمت نفت منعکس شود، از طریق مصرف ذخایر موجود جبران شده است.

اما ذخایر نیز نامحدود نیستند.

به همین دلیل، سؤال اصلی بازار فقط این نیست که:

«نفت امروز چند دلار است؟»

سؤال مهم‌تر این است:

«اگر اختلال ادامه پیدا کند، بازار تا چه زمانی می‌تواند این شکاف عرضه را با ذخایر و مسیر‌های جایگزین جبران کند؟»

خود IEA نیز هشدار داده است که با کاهش سریع حاشیه ذخایر موجود، فوریت بازگشایی هرمز افزایش یافته است.

ایران؛ فشار واشنگتن مستقیماً به بازار نفت منتقل شده است

در همین شرایط، سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه صادرات نفت ایران نیز آثار مستقیمی بر بازار گذاشته است.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، پیشنهاد‌های نفت ایران به خریداران چینی به‌شدت کاهش یافته و ورود نفت ایران به چین در ماه اوت تاکنون حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز برآورد شده است؛ این رقم در مقایسه با میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ کاهش قابل توجهی نشان می‌دهد.

Reuters همچنین گزارش داده است که از اواسط ژوئیه، هیچ عبور قابل مشاهده‌ای از ابرنفتکش‌های حامل نفت خام ایران از هرمز ثبت نشده است؛ البته این رسانه تأکید کرده که خاموش‌کردن فرستنده‌های موقعیت‌یابی می‌تواند بخشی از تردد واقعی را از دید داده‌های ردیابی خارج کند.

بر اساس همین گزارش، پالایشگاه‌های مستقل چین که بخش مهمی از نفت تحریمی ایران را خریداری می‌کنند، در حال جست‌وجوی منابع جایگزین از جمله نفت برزیل و عراق هستند.

اینجا یک تناقض جدی در سیاست واشنگتن آشکار می‌شود.

از یک سو آمریکا تلاش می‌کند صادرات نفت ایران را محدود کند؛ از سوی دیگر، این کاهش عرضه در شرایطی اتفاق افتاده که بازار جهانی هم‌زمان با اختلال در یکی از اصلی‌ترین مسیر‌های انتقال انرژی روبه‌روست؛ بنابراین تحریم نفت ایران فقط یک ابزار فشار علیه تهران نیست؛ در شرایط بحران، مستقیماً بخشی از معادله عرضه جهانی نفت نیز محسوب می‌شود.

  چین هم رفتار خود را تغییر داده است

 

یکی دیگر از نشانه‌های ملموس بحران، رفتار شرکت‌های بزرگ کشتیرانی چین است.

به گزارش Reuters در ۱۸ اوت، دو شرکت بزرگ دولتی چین، COSCO Shipping Energy Transportation و China Merchants Energy Shipping (CMES)، از اواخر ژوئیه عبور از گلوگاه‌های هرمز و باب‌المندب را متوقف کرده‌اند.

این شرکت‌ها برای ادامه واردات نفت، به استفاده از انتقال کشتی‌به‌کشتی در خارج از خلیج فارس، به‌ویژه اطراف فجیره و بنادر عمان، روی آورده‌اند.

Reuters همچنین گزارش داده است که نرخ حمل نفت از عمان به چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز برای هر کشتی رسیده که تقریباً چهار برابر سطح پیشین بوده است.

این یعنی بحران فقط در نمودار قیمت نفت دیده نمی‌شود.

کشتی‌ها مسیرشان را تغییر می‌دهند؛ حمل‌ونقل گران‌تر می‌شود؛ پالایشگاه‌ها منابع جایگزین پیدا می‌کنند و زنجیره تأمین جهانی هزینه بیشتری می‌پردازد.

این همان هزینه‌ای است که در روایت‌های ساده سیاسی معمولاً دیده نمی‌شود.

بازار نفت به «خبردرمانی» پاسخ کوتاه می‌دهد، نه دائمی

بازار نفت به اخبار سیاسی بسیار حساس است.

به گزارش IEA در اوت ۲۰۲۶، قیمت نفت در ژوئیه در دامنه‌ای نزدیک به ۴۰ دلار در هر بشکه نوسان کرد و تحولات ژئوپلیتیکی نقش مهمی در این نوسانات داشتند.

طبق همین گزارش، امید به پیشرفت دیپلماتیک در مقاطعی باعث کاهش شدید قیمت‌ها شد، اما بازگشت درگیری‌ها دوباره قیمت نفت را بالا برد؛ نفت شاخص North Sea Dated در ۲۳ ژوئیه به حدود ۱۰۵ دلار رسید و در پایان ژوئیه در سطح ۹۶.۸۰ دلار قرار داشت.

EIA نیز در گزارش اوت خود نشان می‌دهد که جریان نفت از هرمز هم‌زمان با تشدید اختلالات و حملات دریایی به‌شدت کاهش یافته است. داده‌های رسمی EIA بر پایه ردیابی نفتکش‌ها نشان می‌دهد جریان کل نفت از هرمز از ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه دوم رسیده است.

این رفتار بازار یک پیام روشن دارد:

خبر می‌تواند انتظارات را تغییر دهد؛ اما خبر نمی‌تواند نفتکش تولید کند.

می‌تواند قیمت را موقتاً پایین بیاورد؛ اما نمی‌تواند چند میلیون بشکه ظرفیت تولید متوقف‌شده را به بازار بازگرداند.

می‌تواند معامله‌گران را امیدوار کند؛ اما نمی‌تواند شرکت‌های کشتیرانی را مجبور کند در یک مسیر پرریسک حرکت کنند.

  واقعیت تلخ برای واشنگتن

 

شاید بزرگ‌ترین تناقض سیاست آمریکا همین‌جا شکل گرفته باشد.

واشنگتن می‌خواهد با فشار اقتصادی علیه ایران، صادرات نفت این کشور را محدود و هزینه سنگینی بر تهران تحمیل کند؛ اما هم‌زمان با کاهش عرضه نفت، اختلال در مسیر‌های حمل‌ونقل و افزایش هزینه‌های تجارت انرژی مواجه شده است.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، افزایش قیمت نفت در هفته جاری در شرایطی رخ داد که آمریکا فشار خود علیه ایران را افزایش داده، تهدید به تحریم‌های شدیدتر کرده و اختلال در جریان نفت از خاورمیانه همچنان ادامه داشته است.

در نتیجه، فشار بر ایران لزوماً بدون هزینه برای بازار جهانی نفت نیست.

این همان نقطه‌ای است که ژئوپلیتیک و اقتصاد انرژی به یکدیگر گره می‌خورند.

تحریم می‌تواند صادرات یک کشور را کاهش دهد؛ اما اگر این کاهش عرضه هم‌زمان با اختلال در یک گلوگاه جهانی رخ دهد، بخشی از هزینه آن به کل بازار منتقل می‌شود.

دولت ترامپ می‌تواند بحران را «کنترل‌شده» توصیف کند و رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند بگوید واشنگتن «کنترل کامل» هرمز را در اختیار دارد.

اما داده‌ها تصویر بسیار پیچیده‌تری ارائه می‌کنند.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، تنها ۷ کشتی تجاری در آن روز از هرمز عبور کردند و هیچ نفتکش بزرگ حامل نفت خام یا LNG در میان آنها نبود.

به گزارش EIA در ۱۱ اوت، میانگین کل جریان نفت از هرمز در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید؛ در حالی که این رقم در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود.

به گزارش IEA در ۱۲ اوت، تولید جهانی نفت همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سال قبل بود و تولید خلیج فارس نیز ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سطح پیش از جنگ قرار داشت.

به گزارش همین نهاد، ذخایر مشاهده‌شده جهانی در ژوئیه ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت و مجموع کاهش ذخایر از پایان فوریه تا پایان ژوئیه به حدود ۴۱۰ میلیون بشکه رسید.

به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، ورود نفت ایران به چین در ماه اوت تاکنون حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز بوده؛ در حالی که میانگین خرید چین از ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود؛ و به گزارش Reuters در ۱۸ اوت، شرکت‌های بزرگ کشتیرانی دولتی چین برای کاهش ریسک، عبور از هرمز و باب‌المندب را متوقف کرده و به مسیر‌های جایگزین و انتقال کشتی‌به‌کشتی روی آورده‌اند؛ در همین حال نرخ حمل عمان–چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز برای هر کشتی افزایش یافته است.

این مجموعه داده‌ها یک نتیجه روشن دارد:

هرمز شاید از نظر فیزیکی کاملاً مسدود نباشد، اما از نظر تجاری و انرژی هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است؛ و این دقیقاً همان جایی است که ادعای «کنترل کامل» ترامپ با واقعیت بازار اصطکاک پیدا می‌کند.

اگر «کنترل کامل» به معنای بازگشت جریان عادی انرژی باشد، داده‌های EIA، IEA و Kpler هنوز چنین چیزی را نشان نمی‌دهند.

واشنگتن می‌تواند روایت سیاسی خود را تکرار کند؛ اما نفتکش‌ها، ذخایر، بشکه‌های نفت و داده‌های رسمی انرژی را نمی‌توان با یک سخنرانی تغییر داد.

در نهایت، شاید مسئله اصلی همین باشد:

کاخ سفید می‌تواند روایت بحران را مدیریت کند؛ اما نمی‌تواند آمار نفت را مجبور کند چیزی را نشان دهد که در واقعیت وجود ندارد.


۱۲ ساعت قبل / سایت اسپوتنیک

ایران بازار نفت را به ارزه میاندازد

ایران بازار نفت را به ارزه می‌اندازد

عامل اصلی کاهش شاخص نیکی 225 ژاپن (4٪- در طول هفته) تشدید تنش‌ها پیرامون ایران بود. تهران عملاً به پادشاه نفت جهانی تبدیل شده است: قیمت نفت خام و بازده اوراق قرضه در حال افزایش است، در حالی که بازارهای سهام در حال سقوط هستند.

ژاپن تقریباً تمام نفت خود را وارد می‌کند و بیشتر مسیرهای آن از تنگه هرمز عبور می‌کند. هر حمله یا بیانیه جدید از تهران فوراً در قیمت‌ها سرمایه‌گذاری می‌شود و به شرکت‌های ژاپنی وابسته به سوخت ارزان آسیب می‌رساند.

بخش کشتیرانی 2.8٪ افزایش یافت. سرمایه‌گذاران مطمئن هستند که تا زمانی که تنگه مورد حمله قرار گیرد، نرخ حمل و نقل فقط افزایش خواهد یافت. به نظر می‌رسد که تنش‌های ایران در حال توزیع مجدد سود است: تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی ضرر می‌کنند، در حالی که شرکت‌های حمل و نقل برنده می‌شوند.

ایران نقش سیستماتیک خود را در اقتصاد جهانی نشان می‌دهد: حتی کشورهایی که از خاورمیانه بسیار دور هستند، مانند ژاپن، خود را در خط مقدم می‌بینند. برای روسیه که به طور فعال در حال توسعه گفتگوی انرژی با تهران است، این یک سیگنال اضافی است: ثبات در دریای خزر و خلیج فارس نه یک مسئله منطقه‌ای، بلکه یک مسئله جهانی است.

تا زمانی که مذاکرات در مورد توافق هسته‌ای ایران متوقف شود، قیمت نفت بالای 90 دلار و نوسانات در بازارهای آسیایی همچنان به عنوان یک امر عادی جدید باقی خواهد ماند. ژاپن یا باید مسیرهای جایگزینی پیدا کند یا برای کاهش بیشتر شاخص نیکی آماده شود.

Sputnik Iran | Rubika | Bale | Web




 کاهش ترافیک کشتیرانی از طریق تنگه هرمز و باب المندب
۲۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

کاهش ترافیک کشتیرانی از طریق تنگه هرمز و باب المندب

داده‌های منتشر شده توسط کپلر نشان می‌دهد که روز پنجشنبه، هفت کشتی باری از تنگه هرمز عبور کردند که نصف تعداد ثبت شده در روز قبل است.

 معاون ترامپ: آمریکا ابزار فشار بر ایران را دارد
۱۰ ساعت قبل / روزنامه شرق

معاون ترامپ: آمریکا ابزار فشار بر ایران را دارد

جی‌دی‌ ونس، معاون رئیس جمهور دولت تروریسنی آمریکا مدعی شد که واشنگتن ابزارهای فشار لازم برای مقابله با ایران را دارد

 نامزد حامی فلسطین، رقیبش که مورد حمایت «لابی اسرائیل» در کالیفرنیا بود شکست داد
۱۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

نامزد حامی فلسطین، رقیبش که مورد حمایت «لابی اسرائیل» در کالیفرنیا بود شکست داد

عایشه وهاب، دموکرات مترقی، در انتخابات ویژه برای کرسی کالیفرنیا در مجلس نمایندگان آمریکا، پیروزی چشمگیری به دست آورد و ملیسا هرناندز را در رقابتی که با هزینه‌های قابل توجه گروه‌های لابی طرفدار اسرائیل مشخص شده بود، شکست داد.

 اقدامات احتیاطی ناشناخته نیروهای آمریکایی در اربیل؛ بسته شدن ناگهانی همه درهای پایگاه هوایی حریر
۱۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اقدامات احتیاطی ناشناخته نیروهای آمریکایی در اربیل؛ بسته شدن ناگهانی همه درهای پایگاه هوایی حریر

منابع آگاه روز جمعه فاش کردند که همه دروازه‌های پایگاه هوایی حریر در نزدیکی اربیل به دلایل نامعلومی بعدازظهر امروز به طور ناگهانی بسته شدند.

 تاثیر توافق بر قیمت گوشت چرخ‌کرده در آمریکا
۱۶ ساعت قبل / سایت تابناک

تاثیر توافق بر قیمت گوشت چرخ‌کرده در آمریکا

ترامپ نوشت: امروز توافقی را نهایی کردم که قیمت گوشت چرخ‌کرده را برای خانواده‌های زحمتکش آمریکایی به‌طور قابل‌توجهی کاهش خواهد داد.

 اروگوئه: نتانیاهو به کشور مسلما بازداشت می‌شود
۱۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

اروگوئه: نتانیاهو به کشور مسلما بازداشت می‌شود

معاون وزیر خارجه اروگوئه اعلام کرد اگر نخست وزیر اسرائیل به اروگوئه سفر کند او را حتما بازداشت می‌کنیم.