قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

فرصت‌های آینده در رقابت تکنولوژیک

هوش مصنوعی وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفا یک ابزار نرم‌افزاری یا نسخه‌ای پیشرفته‌تر از اتوماسیون دانست. سیستم‌های جدید به‌تدریج از «ارائه پاسخ» به «انجام اقدام»؛ از اجرای دستورهای مشخص به «تعیین مسیر رسیدن به هدف»؛ و از عملکرد ثابت به «یادگیری و بهبود مستمر» حرکت می‌کنند. این تحول، اگرچه هنوز پرسش‌های فلسفی درباره آگاهی یا تفکر واقعی ماشین‌ها را حل نکرده، اما از نظر اقتصادی و مدیریتی اهمیتی فوری دارد: سازمان‌ها با سیستم‌هایی مواجه‌اند که می‌توانند تصمیم بگیرند، ابزار به کار گیرند، حافظه داشته باشند، خود را بهبود دهند و حتی اقداماتی را آغاز کنند که مستقیما از سوی انسان به آنها واگذار نشده است.
 فرصت‌های آینده در رقابت تکنولوژیک

برای توصیف این مرحله، می‌توان از مفهوم «هوش ترکیبی» استفاده کرد؛ مفهومی که بر تفاوت میان یک «شبیه‌ساز» و یک سیستم واقعا توانمند تاکید دارد. همان‌طور که سنگ «کوبیک زیرکنیا» ممکن است از دور شبیه الماس باشد، اما از نظر ساختار و ویژگی‌ها الماس نیست، هوش مصنوعی سنتی نیز ممکن است رفتار هوشمندانه را شبیه‌سازی کند. اما سیستم‌های جدید، حتی اگر درباره ماهیت «فکر کردن» آنها اختلاف‌نظر وجود داشته باشد، در عمل توانایی‌هایی دارند که از یک ابزار صرف فراتر می‌رود. پنج نشانه ورود به عصر هوش ترکیبی

۱- خودمختاری پایدار. افق زمانی انجام وظایف توسط عامل‌های هوش مصنوعی به‌سرعت در حال افزایش است. سیستم‌هایی که پیش‌تر تنها برای چند دقیقه یا چند ساعت قابل اتکا بودند، اکنون می‌توانند وظایف پیچیده‌تری را برای مدت طولانی‌تر دنبال کنند. این روند می‌تواند ساختار نیروی کار و سازمان را تغییر دهد. پیش‌بینی‌هایی درباره استفاده گسترده شرکت‌های بزرگ از ده‌ها هزار یا حتی صدها هزار عامل هوش مصنوعی نشان می‌دهد که مساله آینده فقط «استفاده از یک نرم‌افزار هوشمند» نیست، بلکه مدیریت مجموعه بزرگی از عامل‌های دیجیتال است.

۲- هویت پایدار. بسیاری از سیستم‌های فعلی پس از پایان یک دوره تعامل، عملا از نو شروع می‌کنند. اما سیستم‌های جدید می‌توانند حافظه خود را در جلسات و فعالیت‌های مختلف حفظ کنند و براساس تاریخچه تعاملات، مدل دقیق‌تری از محیط و وظایف خود بسازند. این یعنی قابلیت‌های سیستم دیگر صرفا ویژگی‌های یک ابزار موقت نیستند؛ تجربه و تاریخچه به بخشی از هویت عملکردی آن تبدیل می‌شود.

۳- عاملیت در جهان واقعی. سیستم هوش مصنوعی دیگر فقط متن تولید نمی‌کند یا پیشنهاد نمی‌دهد. می‌تواند ایمیل ارسال کند، بازپرداخت انجام دهد، کد اجرا کند، تیکت‌های پشتیبانی را جابه‌جا کند، در وب جست‌وجو کند و با زیرساخت‌ها، حساب‌ها و منابع مالی تعامل داشته باشد. تفاوت اقتصادی این تحول بسیار مهم است: خطای یک سیستم مشاوره‌ای ممکن است به پاسخ نادرست منجر شود، اما خطای یک عامل دارای دسترسی می‌تواند به حذف داده، انتقال پول یا اختلال عملیاتی منجر شود.

۴- خوداصلاحی. سیستم‌هایی در حال ظهورند که می‌توانند کد خود را اصلاح و آزمایش کنند و در فرآیندهای بهبود عملکرد مشارکت داشته باشند. حتی اگر این قابلیت هنوز در مراحل ابتدایی باشد، جهت حرکت تکنولوژی روشن است: چرخه توسعه و بهینه‌سازی دیگر لزوما به سرعت تیم‌های انسانی وابسته نیست.

۵- استقلال مولد. سیستم‌ها به‌تدریج می‌توانند در میانه انجام یک کار، اهداف فرعی ایجاد کنند، ابزار مورد نیاز خود را بسازند و با عامل‌های دیگر همکاری یا مذاکره کنند. انسان هدف کلی را تعیین می‌کند، اما سیستم بخشی از مسیر رسیدن به آن هدف را خودش طراحی می‌کند. در مقیاس سازمانی، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا رفتارهای مهم ممکن است نه درون یک عامل، بلکه در تعامل میان هزاران عامل شکل بگیرد؛ تعاملاتی که هیچ مدیر یا مهندسی آنها را به‌صورت مستقیم طراحی نکرده است. سه فرض قدیمی که دیگر برای کسب‌وکارها کافی نیست

ورود این سیستم‌ها، سه فرض اساسی مدیریت سنتی را زیر سوال می‌برد.

۱- کنترل کیفیت همیشه خطا را شناسایی می‌کند. سازوکارهای سنتی کنترل کیفیت برای شناسایی خطاهای فنی طراحی شده‌اند: آیا سیستم درست کار می‌کند؟ آیا خروجی با دستور داده‌شده مطابقت دارد؟ آیا نتیجه دقیق است؟

اما یک عامل خودمختار ممکن است از نظر فنی کاملا درست عمل کند و در عین حال تصمیمی بگیرد که سازمان آن را نمی‌خواهد. تفاوت مهم اینجاست: سیستم دیگر فقط «خروجی اشتباه» تولید نمی‌کند؛ ممکن است درباره اینکه کدام هدف یا قاعده را دنبال کند، قضاوت کند.

بنابراین ارزیابی هوش مصنوعی باید از مدل سنتی کنترل کیفیت فراتر رود. سازمان‌ها باید سیستم‌ها را نه فقط مانند نرم‌افزار، بلکه تا حدی مانند نیروی انسانی تصمیم‌گیرنده ارزیابی کنند: از نظر ارزش‌ها، تناسب با سازمان، الگوی تصمیم‌گیری، واکنش به تعارض اهداف و نحوه برخورد با محدودیت‌ها.

برای اقتصاد و مدیریت، پیام روشن است: ریسک هوش مصنوعی فقط ریسک خرابی تکنولوژی نیست؛ ریسک تصمیم‌گیری مستقل نیز هست.

۲- قابلیت را می‌توان از فروشنده خرید. شرکت‌ها معمولا تکنولوژی را بر اساس قیمت، عملکرد و امکانات مقایسه می‌کنند. اما در مورد سیستم‌های عامل‌محور، این رویکرد کافی نیست. هر سیستم هوش مصنوعی نوعی منطق، ارزش‌گذاری و فلسفه تصمیم‌گیری را نیز وارد سازمان می‌کند.

مسوولیت حقوقی و اقتصادی تصمیم‌های عامل، در نهایت بر عهده سازمان استفاده‌کننده است. بنابراین شرکت نمی‌تواند صرفا با استناد به اینکه «هوش مصنوعی این کار را انجام داد»، از مسوولیت پیامدهای آن شانه خالی کند. این موضوع ضرورت حاکمیت سازمانی بر هوش مصنوعی را افزایش می‌دهد. شرکت باید از پیش مشخص کند: چه تصمیم‌هایی حتما به تایید انسان نیاز دارند؛ چه کسی مسوول نظارت بر عامل است؛ چه کسی اختیار خاموش کردن اضطراری سیستم را دارد؛ تصمیم‌های عامل چگونه ثبت و قابل بازبینی می‌شوند؛ دسترسی سیستم به داده، پول و زیرساخت تا کجا مجاز است؛ و چه اقداماتی باید پیش از اجرا، قابل برگشت یا محدود شوند.

یکی از مهم‌ترین دارایی‌های آینده، لایه زمینه و حافظه سازمانی خواهد بود. داده‌های تاریخی، گزارش‌های ثبت‌شده، حافظه سیستم و سابقه تعاملات به‌تدریج هویت عملیاتی عامل را شکل می‌دهند. سازمانی که این لایه را کاملا در اختیار فروشنده قرار دهد، ممکن است نه‌تنها به یک نرم‌افزار، بلکه به تاریخچه و هویت شکل‌گرفته سیستم خود وابسته شود.

۳- مزیت رقابتی با سرعت انسانی تغییر می‌کند. در اقتصاد سنتی، مزیت‌های رقابتی معمولا به‌آرامی فرسوده می‌شوند. شرکت‌ها زمان دارند تا عملکرد خود را بهبود دهند، فروشندگان را سالانه ارزیابی کنند و برنامه‌های استراتژیک را در چرخه‌های چند ماهه یا سالانه بازنگری کنند. اما هوش ترکیبی این زمان‌بندی را به چالش می‌کشد. سیستم‌هایی که می‌توانند در مدت کوتاه صدها آزمایش انجام دهند و عملکرد خود را بهبود بخشند، مزیت‌های رقابتی را با سرعتی بسیار بیشتر از چرخه‌های انسانی تغییر می‌دهند.

در چنین شرایطی، ارزیابی سالانه فروشندگان یا بازنگری سالانه استراتژی ممکن است دیگر کافی نباشد. قابلیت‌هایی که امروز مزیت محسوب می‌شوند، ممکن است در مدت کوتاهی عمومی شوند. رقیبی که از یک سیستم خود بهبود دهنده استفاده می‌کند، می‌تواند فاصله خود را با سرعتی افزایش دهد که سازمان‌های سنتی فرصت واکنش به آن را نداشته باشند.

نتیجه اقتصادی این تحول، تغییر مفهوم مزیت رقابتی است. مزیت آینده ممکن است نه در داشتن یک ابزار خاص، بلکه در داشتن سیستمی باشد که سریع‌تر از رقیب یاد می‌گیرد، آزمایش می‌کند و خود را بهبود می‌دهد. چهار اقدام فوری برای مدیران

برای سازگاری با این وضعیت، سازمان‌ها باید چهار اقدام را در اولویت قرار دهند:

۱- انجام ارزیابی آستانه‌ای. شرکت باید همه سیستم‌های هوش مصنوعی خود را بر اساس پنج پرسش ارزیابی کند:

  آیا سیستم خودمختار است؟

  آیا حافظه پایدار دارد؟

  آیا از طریق ابزارها در جهان واقعی اقدام می‌کند؟

  آیا می‌تواند بخشی از خود را تغییر دهد یا بهینه کند؟

  آیا می‌تواند کاری را آغاز کند که مستقیما به او محول نشده است؟

هر سیستمی که به سه مورد یا بیشتر پاسخ مثبت دهد، احتمالا دیگر نباید با چارچوب مدیریت یک ابزار ساده اداره شود.

۲- تعریف دوباره اختیارات تصمیم‌گیری. برای عامل‌های پیشرفته باید روشن شود کدام تصمیم‌ها به انسان نیاز دارند، چه کسی مسوولیت نهایی را بر عهده دارد و مکانیسم توقف اضطراری چگونه عمل می‌کند. تصمیم‌های برگشت‌ناپذیر، مانند حذف داده، انتقال پول یا تغییرات اساسی در زیرساخت، باید دروازه‌های تایید و محدودیت‌های مشخص داشته باشند.

۳- مالکیت بر زمینه و حافظه. شرکت‌ها باید بدانند حافظه، گزارش‌ها، تاریخچه تصمیم‌ها و داده‌های زمینه‌ای آنها کجا ذخیره می‌شود و چه کسی مالک آن است. این اطلاعات ممکن است به مهم‌ترین دارایی رقابتی آینده تبدیل شوند یا برعکس، منبع وابستگی خطرناک به فروشنده باشند.

۴- افزایش سرعت نظارت. اگر عامل‌ها هر روز در حال یادگیری، آزمایش و بهبود هستند، نظارت نمی‌تواند فقط در جلسات ماهانه یا گزارش‌های فصلی انجام شود. سازمان‌ها به نظارت پیوسته و لحظه‌ای نیاز دارند؛ نظارتی که نه فقط رفتار یک عامل، بلکه تعامل میان عامل‌ها را نیز بررسی کند. شکاف مدیریتی مهم‌تر از هوش ترکیبی

هوش ترکیبی برای کسب ‌و کارها هم فرصت است و هم ریسک. این تکنولوژی می‌تواند بهره‌وری، سرعت نوآوری و ظرفیت عملیاتی شرکت‌ها را به‌شدت افزایش دهد. اما همان ویژگی‌هایی که آن را ارزشمند می‌کنند – یعنی خودمختاری، حافظه، توانایی اقدام و خودبهبوددهی - می‌توانند پیامدهای پیش‌بینی‌نشده نیز ایجاد کنند. بزرگ‌ترین خطر این نیست که هوش مصنوعی «خیلی هوشمند» شود؛ بلکه این است که سازمان‌ها همچنان سیستم‌هایی را که به‌طور فزاینده‌ای خودمختار و تصمیم‌گیرنده شده‌اند، مانند ابزارهای ساده مدیریت کنند.

برای مدیران و سیاستگذاران اقتصادی، پیام اصلی روشن است: دوران خرید یک ابزار و استفاده از آن به پایان نزدیک می‌شود. شرکت‌ها اکنون باید درباره معماری تصمیم‌گیری، حاکمیت داده، مسوولیت حقوقی، سرعت نظارت و توانایی یادگیری سازمانی خود تصمیم بگیرند.

رقابت آینده میان شرکت‌هایی که هوش مصنوعی «دارند» یا «ندارند»، نخواهد بود. رقابت میان سازمان‌هایی خواهد بود که می‌توانند عامل‌های هوشمند را سریع‌تر، ایمن‌تر و موثرتر مدیریت کنند. در نهایت، شکاف تعیین‌کننده میان شرکت‌های موفق و ناموفق، فاصله میان توانایی تکنولوژی و توانایی مدیریتی خواهد بود. هوش ترکیبی ساخته شده است، اما هنوز بسیاری از سازمان‌ها ساختار لازم برای مدیریت موجودی را که ساخته‌اند، ندارند.

منبع: Fast Company این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۴ ساعت قبل / سایت عصرایران

استقلال؛ دو برد، دو چهره و یک سؤال بزرگ

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - استقلال فصل را بهتر از چیزی شروع کرده که حتی خوش‌بین‌ترین هوادارش انتظار داشت: دو بازی، دو برد، پنج گل زده و بدون گل خورده. اما اگر فقط به جدول نگاه کنیم، بخشی از داستان را از دست داده‌ایم. این استقلال در دو هفته نخست، دو نسخه کاملاً متفاوت از خودش نشان داده است؛ نسخه‌ای که در بازی اول پرانرژی و تهاجمی بود و نسخه‌ای که در بازی دوم بیشتر به کنترل، صبر و مدیریت لحظه‌ها تکیه کرد.

شاید مهم‌تر از هر دو پیروزی این باشد که استقلال هنوز در حال پیدا کردن پاسخ یک سؤال است: آیا این تیم قرار است با فوتبال مالکانه و تهاجمی‌اش حریفان را بشکند، یا با کنترل بازی و استفاده از کیفیت بازیکنانش؟

در بازی اول مقابل مس شهر بابک، پاسخ تقریباً روشن بود. استقلال با سیستم ۳-۴-۳ وارد زمین شد و از همان ابتدا تلاش کرد بازی را در زمین حریف نگه دارد. آمار هم این برتری را تأیید می‌کند: ۱۴ شوت مقابل ۶ شوت مس و ۲.۷۱ امید گل در برابر ۰.۳۹. مالکیت ۵۲.۱ درصدی هم نشان می‌دهد استقلال برای برتری به شکل افراطی توپ را در اختیار نگرفت؛ بلکه در لحظات مهم، بهتر از حریف از آن استفاده کرد.

با این حال، یک نکته در این بازی وجود داشت که نباید زیر جشنواره چهارگله گم شود: استقلال برای شکستن دفاع مس، تا اواخر نیمه اول صبر کرد. دو گل نخست سحرخیزان هم در شرایطی به دست آمد که اشتباهات خط دفاع و دروازه‌بان مس نقش مهمی داشتند. بنابراین عدد ۴-۰ الزاماً به معنای یک نمایش کاملاً بی‌نقص هجومی نبود اما نمی شود تنوع تاکتیکی تیم بختیاری زاده را انکار کرد.

قلی‌زاده از همان بازی اول نشان داد قرار نیست صرفاً یک بازیکن کناری باشد. او روی گل نخست پاس گل داد و خودش هم در ادامه گل زد. رزاقی‌نیا نیز در میانه زمین فعال بود و آسانی در سمت دیگر زمین دائماً برای ایجاد برتری عددی و حمل توپ تلاش می‌کرد. استقلال برای باز کردن بازی فقط به یک مهاجم یا یک جناح وابسته نبود.

حتی گل‌های پایانی نیز یک پیام داشتند: استقلال روی نیمکت بازیکنانی داشت که می‌توانستند شدت بازی را حفظ کنند. اسلامی  در دقایق پایانی گل زد و این یعنی فاصله ترکیب اصلی با نیمکت، دست‌کم در این مسابقه، آن‌قدر زیاد نبود.

اما هفته دوم همه‌چیز را سخت‌تر کرد.

نساجی در قائمشهر قرار نبود همان فضای مس شهر بابک را در اختیار استقلال بگذارد. بازی فشرده‌تر شد و استقلال مجبور شد مدت بیشتری برای پیدا کردن شکاف در دفاع حریف صبر کند. نیمه اول بدون گل تمام شد و حتی در نیمه دوم هم موقعیت‌ها به اندازه‌ای نبودند که استقلال بتواند با خیال راحت از حریف فاصله بگیرد.

اینجاست که شاید مهم‌ترین ویژگی استقلال فعلی خودش را نشان می‌دهد: این تیم برای بردن فقط به یک شکل بازی نمی‌کند.

استقلال مقابل نساجی ۶۱.۹ درصد مالکیت داشت، ۵۴۲ پاس با دقت ۸۵.۱ درصد ثبت کرد و ۱۹ بار به سمت دروازه شوت زد که هشت مورد در چارچوب بود. نساجی تنها ۷ شوت داشت. 

بنابراین اگر کسی بازی را فقط از روی نتیجه ۱-۰ قضاوت کند، ممکن است تصور کند استقلال به سختی جان سالم به در برده است. آمار اما تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. استقلال تیم برتر زمین بود، فقط نتوانست این برتری را زودتر به گل تبدیل کند.

گل محمدرضا آزادی در دقیقه ۸۲ از همین جنس بود؛ استقلال بالاخره توانست فشار و مالکیتش را به یک موقعیت تعیین‌کننده تبدیل کند و مهاجمی که تنها حدود دو دقیقه از ورودش به زمین گذشته بود، قفل بازی را شکست. این دقیقاً همان چیزی است که یک تیم مدعی به آن احتیاج دارد: بازیکنی که از روی نیمکت وارد شود و نتیجه بازی را تغییر دهد.

حتی انتخاب‌های بختیاری‌زاده در این بازی قابل توجه بود. او در نیمه دوم کوشکی را بیرون کشید و اسلامی را وارد زمین کرد و سپس آزادی را برای سحرخیزان فرستاد. این تعویض آخر در نهایت نتیجه داد. استقلال شاید بهترین فوتبالش را بازی نکرد، اما توانست مسابقه را مدیریت کند و در نهایت برنده شود.

در برابر مس، استقلال بیشتر شبیه تیمی بود که می‌خواست بازی را ببرد؛ برابر نساجی، شبیه تیمی بود که می‌دانست چگونه بازی را نبازد تا فرصت بردن برسد.

این تفاوت برای یک تیم مدعی مهم است. در طول فصل قرار نیست استقلال همیشه بتواند در نیمه اول دو گل بزند. قرار نیست همه حریفان فضا بدهند. قرار نیست هر مسابقه به بازی باز تبدیل شود. تیمی که قرار است تا پایان فصل برای قهرمانی بجنگد، باید بلد باشد هم بازی پرگل انجام دهد و هم در یک عصر سخت شمال، با یک گل سه امتیاز بگیرد.

استقلال در هر دو مسابقه از ساختار سه دفاعه استفاده کرده و در فاز مالکیت تلاش کرده با حضور بازیکنان کناری عرض زمین را حفظ کند. این ساختار مقابل تیم‌هایی که عقب می‌نشینند می‌تواند به ایجاد فشار کمک کند، اما در بازی‌های بزرگ‌تر، فضای پشت وینگ‌بک‌ها و کیفیت انتقال دفاع به حمله اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. هنوز نمی‌دانیم این تیم مقابل حریفی که خودش پرس می‌کند و اجازه نمی‌دهد استقلال به‌آرامی توپ را از عقب زمین خارج کند، چه واکنشی نشان خواهد داد.

از طرف دیگر، دو کلین‌شیت پیاپی اتفاق کم‌اهمیتی نیست. استقلال با فرعباسی درون دروازه و خط سه‌نفره فلاح، آقاسی و آشورماتوف، فعلاً ساختار دفاعی قابل اعتمادی ساخته است. حتی وقتی نساجی در نیمه دوم تلاش کرد از کناره‌ها به محوطه استقلال برسد، آبی‌ها اجازه ندادند موقعیت‌های باکیفیت زیادی شکل بگیرد. شاید بهترین توصیف از استقلال بعد از دو هفته این نباشد که «تیم فوق‌العاده‌ای است» یا «هنوز محک نخورده».

یک مهاجم جوان که گل می‌زند، یک وینگر جوان که هم پاس گل می‌دهد و هم گل می‌زند، هافبکی مثل رزاقی‌نیا که در ساختار تیم نقش دارد، بازیکنانی روی نیمکت که می‌توانند نتیجه را عوض کنند و مهم‌تر از همه، تیمی که حتی وقتی بازی مطابق برنامه پیش نمی‌رود، امتیاز از دست نمی‌دهد.

دو هفته اول البته هیچ جامی نمی‌دهند. مس شهر بابک و نساجی هنوز آزمون‌هایی در اندازه رقابت قهرمانی نبوده‌اند. اما این دو بازی یک چیز را روشن کرده‌اند: استقلال این فصل قرار نیست فقط با کیفیت فردی بازیکنانش زنده بماند. این تیم فعلاً ساختار دارد، صبر دارد و راه‌های مختلفی برای بردن پیدا می‌کند.

حالا سؤال اصلی برای هفته‌های بعدی این است که وقتی استقلال با اولین رقیب بزرگش روبه‌رو شود، آیا همین کنترل و انعطاف را حفظ خواهد کرد یا نه. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۵ ساعت قبل / روزنامه همدلی

جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی

فرید بازدار

فعال رسانه

 

توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود و در کنار ساختار رسمی اداره کشور، مناسباتی شکل میگیرد که در شرح وظایف نیست ، امادر تصمیم ها اثر دارد.

در حوزه هــای انتخابیهای که چند نماینده دارند، تقسیم کار برای پیگیری بهتر امور نه عجیب است و نه لزومًًا نادرست. یک نماینده ممکن اســت مسائل یک شهرستان را بیشتر دنبال کند و دیگری بر موضوعی تخصصی تمرکز داشته باشــد.

اتفاقًًا هماهنگی میان نمایندگان می تواند به سود منطقه تمام شــود. نگرانی از جایی آغاز می شود که این تقسیم کار، از پیگیری امور عبور کند و به تقسیم حوزه نفوذ برسد. یعنی کم کم چنین تصوری شکل بگیرد که فالن منطقه، اداره یا حتی مدیر،به سهم سیاسی این یا آن فرد تعلق دارد.اکنون دیگر بحث بر سر یک توافق گذرا میان چند سیاستمدار نیست. پای کیفیت حکمرانی در میان است.

مدیری را تصور کنید که باید هم به وزارتخانه و اســتانداری پاسخ بدهد و هم نگران رضایت کسی باشد که تصور می کند در ماندن یا رفتنش نقش تعیین کننده دارد.از چنین مدیری چقدر می توان انتظار اســتقالل حرفهای داشــت. حتی اگر فردی ســالم و متخصص باشــد، نفس وجود دو مرکز قدرت، تصمیمگیری را دشوار می کند. به مرور ممکن است تخصص در کنار مالحظات سیاسی بنشیند و گاهی نیز جای خود را به آن بدهد.مشــکل فقط به انتصاب مدیران ختم نمی شود.

توسعه یک منطقه را نمی توان مانند نقشهایروی میز گذاشت و با خط کش میان افراد تقسیم کرد. آب از مرز حوزه انتخابیه عبور می کند،جاده چند شهرستان را به هم پیوند میدهد، آلودگی هوا پشت تابلو ورودی یک شهر متوقف نمی شود و اشتغال نیز مسئله یک بخش یا یک اداره نیست. توسعه، ذاتًًا به هم پیوسته است. اگر این واقعیت را بپذیریم، یک پرســش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. وقتی هر بخش از یک منطقه در ذهن سیاســتمداران به قلمروی جداگانه تبدیل شود، چه کسی تصویر بزرگ تر را خواهد دید. همین جا یکی از پیچیده ترین مشــکالت حکمرانی پدیدار می شود.

موفقیت معمو ًلا صاحبان زیادی پیدا می کند، اما شکســت نه. اگر پروژهای افتتاح شود، افراد متعددی می توانند از سهم خود در تحقق آن سخن بگویند. اما وقتی همان پروژه سال ها متوقف بماند، مردم با زنجیرهای از پاسخ ها روبهرو می شوند. مدیر از محدودیت اختیار می گوید، دستگاه باالدستی از مشکالت اجرایی و نماینده از پیگیری هایی که انجام داده اســت. در نهایت، مردم می مانند و مسئلهای که هنوز حل نشده است.این ابهام، اگر ادامه پیدا کند، آرام آرام به سیاست هم سرایت می کند.

انتخابات قرار است میدان مقایسه برنامه ها، کارنامه ها و توان نمایندگی باشد. اما وقتی دسترسی به مدیران و امکانات به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل شود، رقابت نیز ممکن است از برنامه محوری فاصله بگیرد. آن وقت به جای اینکه پرسیده شود چه کسی برای آینده منطقه برنامه بهتری دارد، این پرسش اهمیت پیدا می کند که چه کسی نفوذ بیشتری دارد.شــاید برای تشخیص مسیر درست، کافی باشد از انتهای راه به ماجرا نگاه کنیم. اگر ده سال دیگر منطقهای توسعه یافته می خواهیم، چه چیزی باید از امروز باقی بماند.

مدیران وابسته به افراد، یا نهادهایی که با تغییر افراد همچنان درست کار می کنند. پروژه های حاصل از چانهزنی، یا برنامهای که اولویت هایش برای همه روشــن است. پاسخ تقریبًًا معلوم است. توسعه زمانی ریشه میگیرد که نهاد از فرد قدرتمندتر باشد.ایــن نگاه به معنای کمرنگ کردن نقش نمایندگان نیســت. برعکس، مجلس به نمایندگان قدرتمند نیاز دارد. اما قدرت نماینده در تعیین مدیر یک اداره خالصه نمی شود. نمایندهای که بتواند وزیر را پاســخگو کند، بودجه یک پروژه اســاسی را به منطقه بیاورد، مانع یک تصمیم نادرست شود و مسئلهای محلی را به مطالبهای ملی تبدیل کند، در جایگاهی بسیار اثرگذارتر ایستاده است.

در نهایت، مسئله بر سر چند اداره و چند انتصاب نیست. بحث بر سر این است که منطقه را با قانون اداره کنیم یا با مرزهای نانوشته نفوذ.جغرافیــای سیاسی را می توان روی نقشــه دید، اما جغرافیای نفوذ روی هیچ نقشــهای ثبت نمی شود. خطر درست از همین جا آغاز می شود. جایی که قدرت دیده نمی شود، اما اثر می گذارد و مســئولیت وجود دارد، اما صاحب آن به آسانی پیدا نمی شود. توسعه در چنین زمینی دشوار است. توسعه به قلمروهای بیشتر نیاز ندارد، به مسئولیت های روشن تر نیاز دارد.


۷ ساعت قبل / سایت برترینها

تازه‌ترین خبر از معاوضه جنجالی پرسپولیس و فولاد

ورزش سه: در فاصله پنج روز تا پایان نقل و انتقالات تابستانی فوتبال ایران، باشگاه پرسپولیس همچنان به دنبال خرید هافبک دفاعی و مدافع چپ است. در این بین ابوالفضل رزاق‌پور مدافع چپ تیم فولاد گزینه شماره یک این تیم بود. با این حال باشگاه فولاد پیشنهادهای پرسپولیس برای جذب رزاق‌پور را رد کرد تا این بازیکن در جمع سرخپوشان خوزستانی ماندنی شود.

در ساعات گذشته این شایعه وجود داشت که فولاد قصد دارد رزاق‌پور را با تیوی بیفوما و مبلغ رضایتنامه معاوضه کند و او را به پرسپولیس بدهد اما این خبر صحت ندارد و باشگاه فولاد هیچ تصمیمی برای فروش این بازیکن در ازای بازیکنی دیگر یا مبلغ رضایتنامه ندارد. حمید مطهری سرمربی موفق فصل گذشته فولاد نیز تاکید قطعی برای حفظ این بازیکن نشان داده و قصد دارد با حضور او و رامین رضاییان، تیمش را به پیش ببرد.

به این ترتیب تیم پرسپولیس به دنبال خرید یک مدافع چپ دیگر در روزهای باقی مانده نقل و انتقالات خواهد بود. این تیم دو گزینه دیگر را برای پست دفاع چپ در نظر گرفته و امیدوار است که با انجام مذاکرات در روزهای آینده گزینه موردنظر خود را به خدمت بگیرد. باتوجه به وضعیت مصدومیت مکرر ابوالفضل جلالی پرسپولیس نیاز مبرمی به خرید مدافع چپ دارد.




 بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، به منزله تلاش برای اعمال حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولت‌های مستقل عضو سازمان ملل متحد به شمار می‌رود
۱۲ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، به منزله تلاش برای اعمال حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولت‌های مستقل عضو سازمان ملل متحد به شمار می‌رود

سخنگوی وزارت خارجه تاکید کرد: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، بسیار فراتر از ادامهٔ «جنگ اقتصادی» غیرقانونی علیه یک کشور واحد است و به منزله تلاش برای اعمال حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولت‌های مستقل عضو سازمان ملل متحد به شمار می‌رود.

 میگنا - خطاهای رایج در تشخیص «شوخی» با «تمسخر»/ تاثیر شوخی بر شخصیت کودکان
۱ ساعت قبل / سایت میگنا

میگنا - خطاهای رایج در تشخیص «شوخی» با «تمسخر»/ تاثیر شوخی بر شخصیت کودکان

سبک شوخی در محیط خانواده، نه تنها بر فضای خانه تأثیر می‌گذارد، بلکه شخصیت و شیوه‌های ارتباطی کودک را در آینده شکل می‌دهد و والدین نقش کلیدی در آموزش قواعد احترام، شوخ‌طبعی و مرزهای ارتباطی به فرزندان دارند.

 حضور غافلگیر کننده رایان سرلک در تولید یک برنامه پرطرفدار و نوستالژیک | پسر جانشین پدر شد
۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

حضور غافلگیر کننده رایان سرلک در تولید یک برنامه پرطرفدار و نوستالژیک | پسر جانشین پدر شد

تولید سری جدید برنامه «صبح جمعه با شما» با حضور جمعی از هنرمندان باسابقه و چهره‌های جوان عرصه هنر آغاز شد.

 سازمان ملل خواستار تسهیل حضور مقامات فلسطینی در آمریکا شد
۵ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

سازمان ملل خواستار تسهیل حضور مقامات فلسطینی در آمریکا شد

سازمان ملل متحد ضمن ابراز بی‌اطلاعی از دریافت هرگونه اطلاعیه رسمی از واشنگتن درباره ممانعت احتمالی از سفر محمود عباس به نیویورک، از آمریکا به عنوان کشور میزبان خواست به تعهدات خود در قبال تسهیل ورود مقامات و دیپلمات‌ها برای حضور در نشست‌های این سازمان پایبند باشد.

 جمهوری اسلامی: ایران به تصمیمی شجاعانه و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | اصلاحات اقتصادی همزمان با اصلاحات در سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

جمهوری اسلامی: ایران به تصمیمی شجاعانه و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | اصلاحات اقتصادی همزمان با اصلاحات در سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود

اقتصادنیوز: یک استاد ارتباطات اجتماعی نوشت: ایران به نقشه‌ای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن‌گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینه‌هایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.

 ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند
۸ ساعت قبل / سایت انتخاب

ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز می‌گذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی ب...