مساله البته فقط به نبود مسابقه یا گرانی تجهیزات ختم نمیشود. گاهی یک گیمر حرفهای برای ورود به این بازار باید هزینههایی متاثر از ارز بپردازد، درحالیکه درآمدش ریالی است. او برای رقابت جهانی نیز به اینترنت پایدار، دسترسی به پلتفرمها و امکان حضور در مسیرهای رسمی نیاز دارد. وقتی این زنجیره ناقص باشد، مهارتی که میتوانست در یک بازار رسمی به درآمد تبدیل شود، ممکن است سر از استریم و تبلیغات درآورد، به آموزش و اسپانسرینگ متکی شود یا حتی وارد بازارهای غیررسمی مانند بوستینگ اکانت شود.
پرسشی که تا بهامروز بارها مطرح شده و احتمالا این بار هم بار آخر نخواهد بود، به این موضوع میپردازد آیا ارزش صنعت گیم شناخته نشده و ظرفیت اقتصادی آن بهدرستی درک نشده یا درک شده و اهمیت آن در اولویتها نمیگنجد و تنظیم و تهیه ملزومات آن خارج از دستور است. اصلا گیمرها چگونه تامین میشوند و آنها که بهاصطلاح حرفهای شدهاند و روزانه ساعتها از وقت خود را اینگونه پر میکنند چطور مایحتاج خود را بهدست میآورند؟ فرق درآمد داشتن و شغل داشتن
در یک کلام زیست اقتصادی گیمرهای ایرانی هنوز صورت مشخصی ندارد. اساسا پایداری در آن نیست و نمیتوان به آن شغل گفت. در نتیجه صحبت از درآمد کمی اشکال منطقی در خود دارد.
میان تعداد کسانی که بازی میکنند و تعداد کسانی که میتوانند از بازی درآمد داشته باشند، فاصله زیادی وجود دارد. جامعه گیمرهای ایران اگرچه بزرگ است، اما بخش کوچکی از آن وارد فضای حرفهای میشود. آرین کردی، فعال حوزه گیم، در توضیح این شکاف میگوید: «اول باید بین گیمر بودن و از گیم درآمد داشتن تفاوت قائل باشیم. ما در ایران تعداد خیلی زیادی گیمر داریم، ولی درصد کمی از این جامعه وارد فضای حرفهای و درآمدزایی میشوند».
به گفته کردی، درآمدزایی در این بازار نیز یک مسیر مشخص و واحد ندارد. شرکت در مسابقات و دریافت جایزه، قرارداد با تیمها، تولید محتوا و استریم، تبلیغات و اسپانسرینگ، آموزش و مربیگری و در کنار آنها بازار غیررسمی میان گیمرها، مسیرهایی هستند که یک بازیکن میتواند از طریق آنها درآمد کسب کند. با این حال، میان درآمد داشتن و شغل داشتن تفاوت مهمی وجود دارد.
کردی درباره همین تفاوت میگوید: «اگر بخواهیم درباره شغل پایدار حرف بزنیم، فقط مسابقه دادن کافی نیست. ممکن است یک بازیکن یک مسابقه را ببرد و به جایزه خوبی هم برسد ولی چند ماه بعد هیچ درآمدی نداشته باشد».
بنابراین، جایزه مسابقات اگرچه میتواند درآمد قابلتوجهی ایجاد کند، اما بهتنهایی پایه مناسبی برای یک شغل مستمر نیست.
کردی نیز مدل مطلوب خود را بر همین مبنای چندجریانی توضیح میدهد: «به نظرم مدل پایدار زمانی شکل میگیرد که بازیکن فقط بازیکن نباشد. مسابقه بدهد، برای خودش اعتبار و مخاطب بسازد، محتوا تولید کند، اسپانسر جذب کند و اگر ظرفیتش را دارد آموزش هم بدهد. یعنی چند جریان درآمدی کنار هم داشته باشد. مشکل ما در ایران کمبود استعداد نیست. مشکل اینجا است که هنوز بین استعداد و درآمد، یک مسیر حرفهای نساختهایم».
موانع اقتصادی بر سر راه حرفهایگری
اما ساختن این مسیر از جایی آغاز میشود که بسیاری از بازیکنان ایرانی پیش از رسیدن به آن با یک مانع اقتصادی مواجهاند: هزینه حرفهایشدن.
کردی درباره ساختار این هزینهها میگوید: «هزینه یک گیمر حرفهای فقط خرید پلیاستیشن یا کامپیوتر نیست.» به گفته او، کنسول یا PC، مانیتور مناسب، کنترلر، اینترنت، خرید بازی، اشتراکها، تعمیر و تعویض تجهیزات و همچنین هزینه شرکت در مسابقات، رفتوآمد و گاهی اقامت، همگی بخشی از هزینههای یک بازیکن حرفهای هستند. اگر بازیکن در کنار رقابت، تولید محتوا را نیز دنبال کند، تجهیزات ضبط، میکروفن، سیستم مناسب و سایر هزینههای تولید محتوا نیز به این سبد اضافه میشود.
مشکل زمانی جدیتر میشود که ساختار هزینههای این حرفه با ساختار درآمدی بازیکن ایرانی مقایسه شود. کردی میگوید: «مساله مهم این است که بخش بزرگی از این هزینهها مستقیم یا غیرمستقیم دلاری است، ولی درآمد بازیکن ایرانی ریالی است».
این مساله برای بازیکنان جوان اهمیت بیشتری دارد. کردی درباره این گروه میگوید: «برای یک نوجوان بااستعداد، این موضوع بسیار جدی است. ممکن است مهارت بسیار بالایی داشته باشد، اما خانواده او نتواند بهطور دائم هزینه تجهیزات، کنترلر، سفر و مسابقاتش را تامین کند. یعنی بعضی استعدادها پیش از اینکه اصلا فرصت حرفهایشدن پیدا کنند، با مانع اقتصادی مواجه میشوند». گیمرهای ایرانی میانگین درآمد ندارند
البته حتی برای کسانی که از این مرحله عبور میکنند، اندازه درآمد بازار روشن نیست. یکی از دلایل آن، نبود داده جامع درباره وضعیت اقتصادی گیمرهاست. کردی درباره ارائه یک نسبت مشخص از گیمرهای درآمدزا میگوید: «من ترجیح میدهم اینجا درصد مشخصی اعلام نکنم، چون آمار جامع و قابل اتکایی که دقیقا درآمد گیمرهای ایرانی را اندازهگیری کرده باشد، نداریم».
با این حال، تجربه او از فضای رقابتی تصویری کلی ارائه میکند. کردی میگوید: «اما چیزی که ما در فضای رقابتی از نزدیک میبینیم این است که نسبت کسانی که از گیم درآمد دارند به کل جامعه گیمرها بسیار کم است و کسانی که واقعا میتوانند تمام هزینه زندگی خود را فقط از گیم تامین کنند، بسیار کمتر هستند.» حتی در سطح حرفهای نیز درآمد ثابت تضمینشده نیست. به گفته او، «حتی بسیاری از بازیکنان سطح بالای کشور درآمد ثابت ماهانه از ایاسپرتز (esports) ندارند. ممکن است قهرمان مسابقه شوند، جایزه بگیرند یا بهصورت مقطعی با یک برند همکاری کنند، اما این با داشتن یک شغل پایدار تفاوت دارد». شاید بسیاری ندانند که رقابت ایرانیان در مسابقات بینالمللی در چه سطحی از کیفیت تعریف میشود. کردی در تشریح بیشتر بازیهای فوتبالی با اشاره به همین موضوع به اسامی کمترشناختهشدهای اشاره میکند که غفلت و ابهام همان عده پرشمار را پاسخ میدهد: «این موضوع در بازیهای فوتبالی حتی جالبتر است. ما نمونههای واقعی از بازیکن ایرانی داریم که در بالاترین سطح جهان نتیجه گرفتهاند. در ایفوتبال (eFootbal) حسن پاجانی را داریم که چند عنوان جهانی گرفته است. در فیفا (Fifa) هم نوید برهانی را داشتیم که در ESWC پاریس قهرمان جهان شد».
همین موضوع باعث میشود ارائه یک میانگین درآمد گیمر ایرانی چندان معنایی نداشته باشد. کردی میگوید: «به نظرم گفتن یک عدد بهعنوان میانگین درآمد گیمر ایرانی گمراهکننده است.» از نگاه او، یک نفر ممکن است هیچ درآمدی نداشته باشد، فرد دیگری چند مسابقه در سال جایزه بگیرد و بازیکن دیگری از آموزش، تولید محتوا یا تبلیغات درآمد کسب کند.
اینترنت ضعیف و تحریمها
سایه تحریمها بر زندگی همه ایرانیان افتاده و گیمرها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. دسترسی یک گیمر به اینترنت و زیرساخت بینالمللی از یک طرف، سلب امکان حضور در رویدادهای جهانی از طرفی دیگر. اطرافی که محل درآمد او از مهارتش است.
کردی میگوید: «من چون سالها با بازیکنان سطح بالای فیفا و افسی (FC) ایران کار کردهام و مسابقه برگزار کردهام، اعتقادم این است که چند نفر از بهترین بازیکنان ایران از نظر فنی واقعا ظرفیت رقابت با بازیکنان سطح بالای جهان را دارند. حتی معتقدم هشت بازیکن برتر مسابقات سطح بالای خصوصی ایران میتوانند از نظر مهارت با جمع بزرگی از بازیکنان حرفهای بینالمللی رقابت کنند».
به گفته او، مشکل دیگر اینترنت است؛ ابزاری که برای گیمرها بخشی از ابزار کار محسوب میشود. «پینگ، قطعی و ناپایداری بهطور مستقیم روی تمرین و نتیجه بازیکن تاثیر میگذارد. در نتیجه، گیمر ایرانی از یک طرف هزینه بیشتری برای حرفهایشدن پرداخت میکند و از طرف دیگر دسترسی کمتری به بازار جهانی دارد». یک اقتصاد پنهان در جریان است
بخشی از این محدودیتها در نهایت به شکلگیری یک اقتصاد غیررسمی میان گیمرها منجر شده است. بازاری که بخشی از آن در بازیهای فوتبالی شکل گرفته و بیرون از جامعه گیمرها کمتر دیده میشود. کردی این مساله را چنین شرح میدهد: «مثلا در بازی فیفا، یک بازیکن در کشور دیگری ممکن است پول زیادی داخل بازی خرج کرده باشد و تیم بسیار گرانقیمتی داشته باشد، اما مهارت کافی برای گرفتن رتبه بالا را نداشته باشد. اینجاست که یک بازیکن حرفهای وارد میشود. اکانت آن شخص را میگیرد و با آن بازی میکند تا رتبه یا نتیجه موردنظر را برای او به دست بیاورد. اصطلاحا به این کار تقویت حساب کاربری (Boosting) اکانت گفته میشود». به ادعای کردی، گیمرهای ایرانی برای برخی بازیکنان عربی که فاقد مهارت لازم هستند، بازی میکنند. در این شرایط یک گیمر ایرانی وارد اکانت یک گیمر عرب میشود و برای او بازی میکند. به گفته کردی دستکم 50 گیمر ایرانی، رنک یک هستند که به دلیل تحریمها نمیتوانند به مراحل بعدی بازی بروند و این روش میتواند یک راه مطمئن برای کسب درآمد باشد.
این دسته از گیمرها هر هفته در مسابقات فیفا به رتبههای برتر میرسند و از طریق کانالهای واسط، وارد اکانت گیمر فاقد مهارت میشوند که عمدتا فاقد مهارت هستند و 80 تا 100 دلار بابت آن پول دریافت میکنند اما نکته مهم این است که این کانالهای تلگرامی واسط نیز سهمی از آن برای خود برمیدارد. گیمرهای ایرانی باید بتوانند با اکانت گیمرهای عربی رنک یک مسابقه شوند تا بتوانند 100 دلار درآمد کسب کنند. این ریسک هم وجود دارد، با توجه به اینکه این مسیر رسمی نیست، پول گیمرهای ایرانی هم خورده شود، چرا که این پول را ادمینهای کانالهای تلگرامی در اختیار گیمرها قرار میدهند.
به گفته کردی، قیمت این خدمات بسته به کاری که باید انجام شود متفاوت است و معمولا به دلار تعیین میشود. ارتباط نیز اغلب بهطور مستقیم میان گیمرها شکل میگیرد و پس از ارائه سابقه و نتایج، بر سر مبلغ توافق میکنند. البته او تاکید دارد که این فعالیت را نمیتوان یک مسیر شغلی رسمی دانست، زیرا اشتراکگذاری حساب کاربری (Account Sharing) یا بوستینگ ممکن است برخلاف مقررات بازی یا پلتفرم باشد و حتی به بستهشدن حساب منجر شود.
با این حال، کردی این بازار را نشانهای از یک خلأ اقتصادی میداند: «وقتی یک بازیکن مهارت قابل فروش دارد، ولی مسیر رسمی درآمدزایی برایش بسته است، بخشی از این استعداد وارد بازار غیررسمی میشود».
ریشه مشکل را باید فراتر از بازیکن جستوجو کرد. ایران با وجود جامعه بزرگ گیمرها هنوز نتوانسته یک اکوسیستم حرفهای و مستمر برای مسابقات ایاسپرتز ایجاد کند. به گفته کردی، در برخی مسابقات، گیمرها از شهرهای مختلف با هزینه شخصی شرکت میکنند، اما مشکلات اجرایی، برنامهریزی، تجهیزات، ضعف فنی و حتی تاخیر در پرداخت جوایز، کیفیت تجربه حرفهای آنها را تحتتاثیر قرار میدهد. یک بازار بالغ
لازم است آنچه که بلوغ یک بازار حوزه گیم تلقی میشود را بهتر یا بیشتر باز کرد. طبق دادههایEsports Earnings و Esports Insider، چرخهای اقتصادی که در آن متوسط درآمد سالانه یک گیمر حرفهای در سال ۲۰۲۵ به ۱۳۸ هزار دلار رسیده است.
در مقایسه شاخصهای کلیدی صنعت گیمینگ، دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهند جمعیت گیمرها در جهان بین 3.5تا 3.6میلیارد نفر برآورد شده است. از نظر ارزش مالی، اندازه بازار بازیهای ویدئویی در سطح جهانی در ۲۰۲۵ به 201.6میلیارد دلار رسیده است، اما در ایران برآوردهای صنعتی برای ۲۰۲۳ ارزش بازار را حدود ۶۲۵میلیون دلار نشان میدهند. در بُعد درآمد حرفهای، میانگین درآمد سالانه گیمرهای حرفهای در جهان در ۲۰۲۵ حدود ۱۳۸هزار دلار برآورد شده است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد









