قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۱

تحول شاخص‌ها

هوش مصنوعی تقریبا تمام شاخص‌های اقتصادی را دستخوش تغییر کرده است. این فناوری رشد اقتصادی را بهتر و بازار کار را بدتر از واقعیت نشان می‌دهد؛ پس شاید رکود احتمالی در سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی آن‌قدرها هم آسیب‌زا نباشد!
 تحول شاخص‌ها

تا چندی پیش، هوش مصنوعی بادی موافق و خشنودکننده برای رشد اقتصادی ایالات متحده به شمار می‌رفت. اما اکنون از آن مرحله عبور کرده‌ایم؛ هوش مصنوعی اینک بیشتر شبیه به یک سامانه جوی حامل توفانی سهمگین عمل می‌کند که اثراتش در سراسر اقتصاد به چشم می‌خورد. این پدیده بازار سهام، سودآوری شرکت‌ها، سرعت و ترکیب رشد اقتصادی، تجارت بین‌الملل و حتی رویکرد افراد به‌خصوص در قبال بازار کار را دستخوش تغییر کرده است.

حضور فراگیر هوش مصنوعی، تشخیص آنچه را که واقعا در جریان است، تقریبا غیرممکن ساخته است. این موج حتی آثار ناشی از تعرفه‌های گمرکی و جنگ آمریکا با ایران را که در شرایط عادی هر کدام به تنهایی شوک‌هایی بسیار سنگین محسوب می‌شدند، تحت‌الشعاع قرار داده و خنثی کرده است. این رونق صعودی وارد قلمرویی کاملا ناشناخته شده است. موسسه مورگان استنلی اکنون برآورد می‌کند که هزینه‌های سرمایه‌ای (CapEx) توسط پنج شرکت بزرگ ارائه‌دهنده زیرساخت ابری (Hyperscalers) در سال جاری از ۸۰۰‌میلیارد دلار عبور کرده و در سال آینده به ۱.۱تریلیون دلار خواهد رسید. این رقم برای سال آینده معادل ۳.۳درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) آمریکا است که حتی از بودجه پیش‌بینی‌شده نظامی نیز فراتر می‌رود.

این وضعیت پرسش جذاب و تامل‌برانگیزی را مطرح می‌کند: اگر این تب و تاب هوش مصنوعی ناگهان از بین برود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ منظور نه خود این فناوری بلکه هیجانات و ولعِ همراه با آن است؛ چراکه هوش مصنوعی به خودی خود ماندگار خواهد بود.

پاسخ متداول این خواهد بود که فروپاشی و رکود در حوزه هوش مصنوعی، اقتصاد را به قعر دره سوق خواهد داد. اما اگر تحریف‌ها و آمارسازی‌های ناشی از آن را کنار بگذاریم، چندان هم نمی‌توان به این پاسخ جزم‌اندیشانه مطمئن بود. دو اقتصاد متفاوت در زیر یک چتر

اگر از کلی‌ترین شاخص رشد، یعنی تولید ناخالص داخلی (GDP) تعدیل‌شده با تورم شروع کنیم، مشاهده می‌شود که اقتصاد آمریکا در سه‌ماه نخست سال به رشد سالانه قابل قبول ۲درصدی دست پیدا کرده است. اما در زیر این سطح، دو جریان کاملا مجزا در جریان است: «اقتصاد هوش مصنوعی» و «اقتصاد غیر هوش مصنوعی». مصرف شخصی که بزرگ‌ترین بخش تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد، رشد نسبتا اندک ۱.۶درصدی داشته است. سرمایه‌گذاری در بخش مسکن، سازه‌های تجاری (مانند ساختمان‌های اداری و کارخانه‌ها) و تجهیزات حمل‌ونقل (نظیر کامیون‌ها و هواپیماها) با کاهش مواجه شده است. این در حالی است که در همین مدت، سرمایه‌گذاری در تجهیزات فناوری ۴۳درصد، در بخش نرم‌افزار ۲۳درصد و در احداث مراکز داده ۲۲درصد جهش داشته است. برآورد سرانگشتی نشان می‌دهد که «اقتصاد هوش مصنوعی» ۳۱درصد رشد کرده، درحالی‌که «اقتصاد غیر هوش مصنوعی» تنها ۰.۱درصد رشد داشته است. دیوید ساکس (David Sacks)، مسوول ارشد هوش مصنوعی در دولت ترامپ، پیش‌بینی می‌کند که هوش مصنوعی ۲درصد به رشد اقتصادی امسال اضافه خواهد کرد.

اما یک نکته مهم وجود دارد: درحالی‌که هوش مصنوعی رشد اقتصادی را دستخوش انحراف کرده، سهم و نقش آن در این رشد دچار تغییر شده است. بخش عمده‌ای از هزینه‌کردهای هوش مصنوعی صرف واردات تجهیزات پیشرفته (مانند نیمه‌هادی‌های پیشرفته) می‌شود تا تولید داخلی. ارنی تدسکی (Ernie Tedeschi)، اقتصاددان ارشد موسسه Stripe، با استفاده از تحلیلی دقیق‌تر محاسبه کرده که هزینه‌های ناخالص رایانه‌ای ۱.۷واحد درصد از رشد ۲درصدی سه‌ماه نخست را تشکیل داده است. اما اگر واردات را از این رقم کسر کنیم، این سهم به تنها ۰.۴واحد درصد کاهش می‌یابد.

این مساله به موضوع دیگری اشاره دارد که هوش مصنوعی آن را دچار تغییر کرده است: تجارت بین‌الملل. به همین دلیل است که واردات آمریکا در سه‌ماه اول به شدت افزایش یافت و موجب بزرگ‌تر شدن کسری تجاری شد و در مقابل، مازاد تجاری تایوان به رقم باورنکردنی ۲۴درصد از تولید ناخالص داخلی رسید. شاخص بورس کوسپی (Kospi) کره‌جنوبی —که خانه غول‌های نیمه‌هادی یعنی سامسونگ و اس‌کی‌هاینیکس است— امسال ۷۸درصد جهش داشته است. بنابراین درحالی‌که ترامپ می‌خواهد با وضع تعرفه‌ها کسری تجاری آمریکا و مازاد تجاری سایر کشورها را کاهش دهد، دقیقا عکس آن در حال رخ دادن است. اگر هوش مصنوعی نبود، شاید او به هدف خود می‌رسید.

بزرگ‌نمایی سهام و سودآوری شرکت‌ها

یکی از دلایلی که افزایش قیمت انرژی نتوانسته مانع از رکوردشکنی شاخص S&P 500 شود، این است که هفت غول فناوری معروف به «Magnificent Seven» (که بیش از یک‌سوم ارزش کل این شاخص را در اختیار دارند) جهش پرقدرتی داشته‌اند. این شاخص از زمان آغاز جنگ ایران ۷درصد رشد کرده است؛ اما اگر وزن تمام ۵۰۰شرکت را یکسان در نظر بگیریم، این شاخص در واقع کمی افت کرده است. میدان تحریف واقعیت توسط هوش مصنوعی، فراتر از هفت شرکت بزرگ رفته است. ارزش سهام شرکت اینتل اخیرا از بالاترین حد تاریخی خود که در حباب دات‌کام سال۲۰۰۰ ثبت شده بود، فراتر رفت. این جهش به‌دلیل حل مشکلات استراتژیک اینتل نیست؛ چراکه این شرکت در بازار پردازنده‌های گرافیکی (پیشران هوش مصنوعی) در برابر انویدیا و در ساخت تراشه برای مشتریان خارجی در برابر شرکت تایوانی TSMC همچنان دست‌وپا می‌زند، بلکه علت آن است که پردازنده‌های مرکزی (CPU) که تخصص اینتل است، با تقاضای شدیدی از سوی مراکز داده مواجه شده‌اند. چنین اثر مثبتی کل بخش تراشه‌سازی، از جمله شرکت‌های AMD، مایکرون و سندیسک را نیز بالا کشیده است.

انحراف ناشی از هوش مصنوعی فراتر از قیمت سهام، به سودآوری شرکت‌ها نیز رسیده است. موسسه FactSet برآورد می‌کند که مجموع سود شرکت‌های شاخص S&P 500 در سه‌ماه اول در مسیر جهش ۲۷درصدی قرار دارد. اما سود هفت غول فناوری به تنهایی ۶۱درصد افزایش خواهد داشت؛ درحالی‌که برای ۴۹۳شرکت دیگر این رقم تنها ۱۶درصد است؛ رقمی که خودِ آن نیز با سود شرکت‌های نیمه‌هادی مانند مایکرون تورم یافته است. این وضعیت، تقسیم کیک اقتصادی میان «سرمایه» و «نیروی کار» را نامتوازن کرده است. 

طبق گزارش وزارت کار، درحالی‌که سود شرکت‌ها با سرعت در حال تاخت‌تاز است، جبران خدمات نیروی کار (دستمزد و مزایا) در سه‌ماه نخست تنها 3.1درصد رشد سالانه داشته که با کسر تورم، در واقع 0.5درصد کاهش یافته است. سهم نیروی کار از کل خروجی بخش کسب‌وکار به 54.1درصد افت کرده که پایین‌ترین میزان از زمان ثبت آمارها در سال۱۹۴۷ است. از این رو، هوش مصنوعی به شکاف میان آنچه آمارها می‌گویند و آنچه مردم احساس می‌کنند دامن می‌زند. این فناوری روحیه کسب‌وکارها و سرمایه‌گذاران را تقویت می‌کند؛ درحالی‌که دقیقا حسی برعکس را به کارگران و کارمندان عادی منتقل می‌سازد. دغدغه‌های بازار کار؛ واقعیت یا توهم؟

دانشمندان و شرکت‌ها مدام از وظایفی تمجید می‌کنند که هوش مصنوعی می‌تواند بهتر از انسان‌ها انجام دهد و همزمان شرکت‌هایی که تعدیل نیرو اعلام می‌کنند (مانند COINBSE و snap) کارآیی هوش مصنوعی را به‌عنوان دلیل آن ذکر می‌کنند. طبق نظرسنجی موسسه گالوپ، در شرکت‌هایی که هوش مصنوعی را اتخاذ کرده‌اند، ۲۳درصد از کارکنان انتظار دارند شغلشان ظرف پنج سال آینده حذف شود. شاید به همین دلیل است که رشد دستمزدها خفه شده است: اگر نگران از دست دادن شغل خود به یک روبات باشید، احتمال کمتری دارد که تقاضای افزایش حقوق کنید.

با این حال، این فضای ناامیدی نیز شبیه به یک تحریف دیگر به نظر می‌رسد. برخی مطالعات از از دست رفتن مشاغل به دلیل هوش مصنوعی سخن می‌گویند، اما شواهد عینی و سخت بسیار ناچیز است؛ حتی در مشاغل آسیب‌پذیری مانند توسعه نرم‌افزار. آمار رسمی تعدیل نیرو در بخش خصوصی در واقع پایین‌تر از سطوح یک سال پیش است. در مورد شرکت‌هایی هم که دلیل تعدیل نیرو را هوش مصنوعی عنوان می‌کنند، ذکر این دلیل احتمالا بسیار خوشایندتر از اعتراف به سوءمدیریت و شکست‌های مدیریتی است. اگر حباب هوش مصنوعی بترکد چه می‌شود؟

فرض کنیم جهان ناگهان تصمیم بگیرد هزینه‌کردهای کلان در هوش مصنوعی را متوقف کند و این رونق به رکود تبدیل شود. در آن صورت ما اقتصادی «عاری از تحریف‌های هوش مصنوعی» خواهیم داشت، نه اقتصادی «عاری از فناوری هوش مصنوعی».

در صورت وقوع این سناریو، رشد کلی اقتصاد آمریکا کند خواهد شد؛ اما این افت کمتر از آن چیزی است که تصور می‌کنید. تنها ۳۳شهرستان در آمریکا ۷۲درصد از کل مراکز داده را در خود جای داده‌اند؛ بنابراین کسادی در ساخت‌وساز مراکز داده، پیامدهای زنجیره‌ای و گسترده‌ای در سراسر کشور نخواهد داشت.

قیمت سهام و سود شرکت‌ها کاهش خواهد یافت؛ اما یک worker یا کارمند متوسط که بیش از ثروت و بازار سهام به دستمزد ماهانه خود متکی است، سختی چندانی احساس نخواهد کرد. حتی ممکن است روحیه عمومی جامعه بهبود یابد، اگر مدیران شرکت‌ها کمتر از انجام همه‌چیز با هوش مصنوعی سخن بگویند!

* تحلیلگر ارشد اقتصادی وال‌استریت ژورنال این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱۴ دقیقه قبل / سایت صفحه اقتصاد

رقابت بر سر زمان مردم

صفحه اقتصاد -

توسعه تجارت الکترونیک، تغییر الگوی مصرف خانوار، افزایش اهمیت اوقات فراغت و شکل‌گیری سبک‌های تازه زندگی شهری باعث شده است که «خرید» دیگر به‌تنهایی دلیل کافی برای مراجعه مستمر مردم به یک مرکز تجاری نباشد.

در چنین شرایطی، نسل جدید مراکز تجاری در جهان به تدریج از مفهوم Shopping Center فاصله گرفته و به سمت «مقصد شهری» حرکت کرده‌اند؛ مکان‌هایی که خرید تنها یکی از دلایل حضور در آنهاست و تعاملات فرهنگی، سرگرمی، غذا، سلامت، ورزش، کار و تعامل اجتماعی، اجزای دیگر این تجربه را تشکیل می‌دهند. در واقع، رقابت آینده مراکز تجاری بیش از آنکه بر سر تعداد فروشگاه‌ها باشد، رقابت بر سر زمان مردم خواهد بود.

پروژه البرزمال در کرج را می‌توان با چنین نگاهی ارزیابی کرد؛ پروژه‌ای که در زمره پنج مال بزرگ ایران قرار می‌گیرد، اما مقیاس بزرگ، تنها ویژگی تعیین‌کننده آن نیست. آنچه می‌تواند جایگاه این مجموعه را در آینده مشخص کند، تنوع کاربری‌ها و تلاش برای تبدیل‌شدن از یک «مرکز خرید» به یک «مرکز زندگی شهری» است.

یک پروژه فراتر از تجارت

در برنامه‌ریزی البرزمال، فضای تجاری تنها یکی از اجزای مجموعه است. مرکز تخصصی زیبایی و تندرستی ویژه بانوان در سه طبقه، مجموعه ورزشی مردانه، سالن های سینما و کنسرت با ظرفیت حدود هزار نفر، کافه‌ها و رستوران‌ها، فضای کار اشتراکی و مجموعه تفریحی و شهربازی با پنج زون متفاوت، در کنار مجموعه فروشگاه‌ها و برندهای تجاری، ساختار چندعملکردی پروژه را شکل می‌دهند.

منطق اقتصادی پشت این ترکیب ساده اما مهم است.هرچه دلایل بیشتری برای مراجعه افراد به یک مجموعه وجود داشته باشد، میزان مراجعه، دفعات بازگشت و مدت زمان حضور مخاطب افزایش پیدا می‌کند. در ادبیات حرفه‌ای صنعت مال‌داری، این موضوع مستقیماً بر پایداری اقتصادی مجموعه اثر می‌گذارد. یک مراجعه‌کننده ممکن است برای خرید وارد مجموعه شود، اما حضور او می‌تواند با صرف غذا، استفاده از خدمات سلامت و زیبایی، حضور در سینما یا کنسرت، ورزش، سرگرمی کودکان یا حتی انجام یک جلسه کاری ادامه پیدا کند.

بنابراین آنچه ارزش اقتصادی یک مال مدرن را ایجاد می‌کند فقط «مترمربع تجاری» نیست؛ بلکه اکوسیستم فعالیت‌هایی است که در آن مترمربع شکل می‌گیرد.

معماری؛ بخشی از اقتصاد تجربه

یکی از شاخص‌ترین عناصر معماری البرزمال، اسکای‌لایت مرکزی آن است؛ سازه‌ای با مساحت حدودا 4000 متر مربع و وزن تقریبی هزار و ۱۰۰ تن که از نظر مهندسی و اجرایی یکی از عناصر متمایز پروژه محسوب می‌شود. اما اهمیت چنین عنصری نباید فقط در وزن سازه یا پیچیدگی اجرای آن خلاصه شود.

در نسل جدید مراکز تجاری، معماری خود به بخشی از محصول تبدیل شده است. مردم تنها برای استفاده از واحدهای تجاری وارد ساختمان نمی‌شوند؛ کیفیت فضا، نور، مقیاس، امکان مکث، دید و تجربه حضور در محیط نیز بر تصمیم آنها برای بازگشت تاثیر می‌گذارد.

اسکای‌لایت البرزمال علاوه بر تامین نور طبیعی بخش بزرگی از فضای مرکزی، ارتباط بصری میان طبقات مختلف را تقویت کرده و تلاش می‌کند یک فضای مرکزی قابل تشخیص برای مجموعه ایجاد کند؛ فضایی که بتواند به نوعی «میدان داخلی» پروژه تبدیل شود.

در نمای بیرونی پروژه نیز نورپردازی شبانه به‌عنوان بخشی از هویت معماری مجموعه مورد توجه قرار گرفته است.

برای یک ساختمان بزرگ‌مقیاس در شهر، معماری پس از پایان ساعات کاری متوقف نمی‌شود. نورپردازی می‌تواند ساختمان را در شب به بخشی از منظر شهری تبدیل کند و هویت بصری آن را تقویت کند. به همین دلیل، در پروژه‌هایی از این جنس، معماری فقط هزینه ساخت نیست؛ بخشی از سرمایه‌گذاری برای ساخت هویت و برند پروژه است.

۸۰ هزار نفر در روز؛ فراتر از یک عدد تجاری

در سناریوی بهره‌برداری البرزمال، ظرفیت ایجاد پاخور روزانه در حدود ۸۰ هزار نفر پیش‌بینی شده است.

برای پشتیبانی از این حجم مراجعه، نزدیک به دو هزار فضای پارک خودرو در مجموعه در نظر گرفته شده است.

اما عدد ۸۰ هزار نفر، اگر محقق شود، تنها یک شاخص فروش و درآمد نیست. این حجم مراجعه به معنای شکل‌گیری یک نقطه مهم شهری است. هر فضای شهری که بتواند روزانه ده‌ها هزار نفر را جذب کند، دیگر صرفاً یک ملک تجاری نیست؛ خواه‌ناخواه بر ترافیک، حمل‌ونقل، اقتصاد محلی، الگوی رفت‌وآمد، کسب‌وکارهای اطراف و حتی رفتار اجتماعی شهروندان تاثیر می‌گذارد.

از این منظر، مدیریت یک مال بزرگ به همان اندازه که موضوعی اقتصادی است، یک موضوع شهری نیز هست.

دسترسی مناسب، پارکینگ، ایمنی، مدیریت جمعیت، مصرف انرژی، کیفیت فضای عمومی، خدمات و ارتباط مجموعه با بافت اطراف، همگی بخشی از کیفیت نهایی چنین پروژه‌ای هستند. همین موضوع مرز میان «ساخت یک ساختمان بزرگ» و «توسعه یک مقصد شهری» را مشخص می‌کند.

اشتغال؛ اثری فراتر از دوران ساخت

صنعت ساختمان یکی از صنایعی است که شبکه گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را به حرکت درمی‌آورد.

در حال حاضر حدود هزار تا هزار و ۲۰۰ نفر در فرآیند ساخت البرزمال مشغول فعالیت هستند.

این اشتغال تنها شامل نیروی کار ساختمانی نمی‌شود؛ مهندسان، مشاوران، پیمانکاران تخصصی، سازندگان تجهیزات، تامین‌کنندگان مصالح، شرکت‌های تاسیساتی و مجموعه بزرگی از خدمات حرفه‌ای در اجرای پروژه مشارکت دارند.

با تکمیل پروژه و ورود آن به مرحله بهره‌برداری نیز پیش‌بینی می‌شود حدود هزار و پانصد نفر به‌طور مستقیم و تا چهار هزار نفر به‌طور غیرمستقیم در زنجیره اقتصادی مرتبط با مجموعه فعالیت کنند. ماهیت این اشتغال نیز متفاوت از دوران ساخت خواهد بود. فروش و خرده‌فروشی، خدمات فرهنگی، سینما، برگزاری رویداد، غذا و نوشیدنی، ورزش، سلامت و زیبایی، سرگرمی، فناوری اطلاعات، بازاریابی، امنیت، نگهداری، مدیریت ساختمان، لجستیک و تامین کالا، مجموعه‌ای متنوع از فرصت‌های شغلی را ایجاد خواهند کرد.

به همین دلیل پروژه‌های بزرگ تجاری و چندمنظوره را نباید صرفاً با میزان سرمایه‌گذاری ساختمانی آنها سنجید. مهم‌تر از حجم سرمایه‌ای که در دوره ساخت وارد پروژه می‌شود، توان پروژه برای تولید جریان اقتصادی پایدار پس از تکمیل است. مال‌داری؛ صنعتی متفاوت از ساختمان‌سازی

یکی از چالش‌های پروژه‌های تجاری بزرگ در ایران این بوده است که در بسیاری از موارد، نگاه ساختمانی بر نگاه بهره‌برداری غلبه کرده است. ساخت یک مجتمع تجاری بزرگ به‌خودی‌خود تضمین‌کننده موفقیت آن نیست. تفاوت مهم میان «ساخت مال» و «مال‌داری» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

مال‌داری یک فعالیت بلندمدت است. انتخاب درست ترکیب برندها، طراحی Anchorها، مدیریت رویدادها، بازاریابی دائمی، تحلیل رفتار مشتری، بهبود تجربه مراجعه‌کننده و مدیریت مستمر فضا، تعیین می‌کنند که یک مرکز تجاری پس از افتتاح تا چه اندازه زنده خواهد ماند. در البرزمال نیز بخشی از برنامه‌ریزی پروژه بر ایجاد همین Anchorهای متفاوت متمرکز شده است.

مجموعه فرهنگی، سینما و سالن کنسرت، فضای سرگرمی، مراکز ورزش و سلامت، کافه و رستوران‌ها و سایر کاربری‌های مکمل، در صورتی که در بهره‌برداری به‌درستی مدیریت شوند، می‌توانند مراجعه به مجموعه را از یک رفتار مناسبتی به یک رفتار تکرارشونده تبدیل کنند. این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد.

یک مال موفق نباید منتظر باشد مشتری صرفاً زمانی که قصد خرید دارد به آن مراجعه کند؛ باید بتواند برای روزها و ساعات مختلف هفته دلیل مستقلی برای حضور ایجاد کند، لذا تلاش شده در کلیه انکرها تعامل با بهره برداران تخصصی باتجربه در دستور کار قرار گیرد. کرج؛ شهری که به مقصد نیاز دارد

در کلان‌شهرهای امروز، کیفیت زندگی تنها به کیفیت مسکن محدود نمی‌شود. شهروندان علاوه بر خانه مناسب، به فضاهایی برای تفریح، ورزش، فرهنگ، ارتباط اجتماعی، غذا، خرید و گذران اوقات فراغت نیاز دارند. در نتیجه، ارزش چنین مجموعه‌ای فقط در ارزش اقتصادی فروشگاه‌های آن نیست؛ بخشی از ارزش آن در زمانی است که برای شهروندان ذخیره می‌کند و تجربه‌ای است که برای آنها می‌سازد.

موقعیت البرزمال در کرج نیز از این منظر اهمیت ویژه‌ای دارد. کرج در دهه‌های گذشته رشد جمعیتی و کالبدی قابل‌توجهی را تجربه کرده است، اما توسعه بسیاری از زیرساخت‌های فرهنگی، تفریحی و خدماتی آن متناسب با این رشد صورت نگرفته است.

بخشی از شهروندان استان البرز برای دسترسی به برخی خدمات، سرگرمی‌ها یا تجربه‌های شهری همچنان به تهران مراجعه می‌کنند.

ایجاد مقصدهای بزرگ و باکیفیت در داخل استان می‌تواند بخشی از این جریان را تغییر دهد. اگر مجموعه‌ای مانند البرزمال بتواند ترکیبی از تجارت، سرگرمی، فرهنگ، ورزش و خدمات را با کیفیت مناسب فراهم کند، بخشی از تقاضایی که تاکنون به سمت تهران حرکت می‌کرد، می‌تواند در داخل استان پاسخ داده شود. این اتفاق علاوه بر تاثیر بر کیفیت زندگی شهروندان، از منظر اقتصاد محلی نیز حائز اهمیت است؛ زیرا بخشی از هزینه خانوار، اشتغال و فعالیت اقتصادی در همان منطقه باقی خواهد ماند.به هر حال موفقیت البرزمال را نباید فقط با میزان فروش واحدهای تجاری یا ارزش دارایی آن اندازه گرفت.  معیار مهم‌تر، سهمی خواهد بود که این مجموعه از زندگی روزمره شهروندان به دست می‌آورد.

در آن صورت البرزمال دیگر صرفاً یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجاری کشور نخواهد بود؛ بخشی از شهر خواهد بود.

 گفتنی است هلدینگ فناوری اطلاعات بانک شهر به‌عنوان بازوی نوآوری و تحول دیجیتالی بانک شهر با درک عمیق از اهمیت تبادل نظر و هم‌اندیشی در عصر فناوری‌های نوین از بهار سال ۱۴۰۳ حمایت از برگزاری سلسله نشست‌هایی تخصصی با عنوان «کافه تیف» را در دستور کار خود قرار داده است. مطالعه بیشتر: در دهمین نشست « کافه تیف» مطرح شد: کالبد شکافی آینده پرداخت اعتباری و چالش‌های تنظیم‌گری در ایران اخبار مرتبط circle برق چند اداره پرمصرف قطع شد؟ circle سرمایه‌گذاری در تاب‌آوری و بومی‌سازی، ضامن ثبات اقتصادی کشور در شرایط عدم قطعیت است circle شعب کشیک بانکها چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴ circle آغاز فصل جدید همکاری‌های بیمه تعاون و بانک شهر پیشنهاد سردبیر circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟ circle سرپرست وزارت دفاع: اجازه تجاوز به کشورمان را نخواهیم داد circle رئیس ستادکل نیروهای مسلح: پاسخ ایران به تهدیدات نوین دشمن ویرانگر خواهد بود


۴۵ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

ساختار فعلی بیمه پاسخگوی بازار فریلنسرها نیست/ گسترش مشاغل پلتفرمی و آزاد در فضای مجازی

علی نصیری‌اقدم اظهار کرد: امروز شکل اشتغال در جهان و ایران در حال تغییر است و سهم مشاغل سنتی مبتنی بر رابطه کارگر و کارفرما به تدریج کاهش یافته، در حالی که مشاغل نوین مبتنی بر فناوری، پلتفرم‌ها و فعالیت‌های مستقل در حال گسترش است.

وی افزود: اکنون افراد بسیاری به صورت مستقل فعالیت می‌کنند؛ از برنامه‌نویسان، طراحان و تولیدکنندگان محتوا گرفته تا فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال و کسب‌وکارهای اینترنتی که در چارچوب‌های سنتی اشتغال تعریف نمی‌شوند.

دبیر هیات امنای سازمان تأمین اجتماعی و صندوق‌های تابعه با تأکید بر لزوم تطبیق نظام بیمه‌ای با این تحولات، گفت: ساختارهای فعلی بیمه‌ای عمدتاً بر اساس الگوهای سنتی بازار کار و وجود رابطه مزدی میان کارکن و کارفرما طراحی شده‌اند و به همین دلیل لازم است الگوهای جدیدی برای پوشش بیمه‌ای شاغلان پلتفرمی و فریلنسرها طراحی و اجرا شود.

نصیری‌اقدم تصریح کرد: مطالعات و بررسی‌های مختلفی در این زمینه در حال انجام است و تجربه کشورهای دیگر نیز نشان می‌دهد نظام‌های تأمین اجتماعی ناگزیر از انطباق با تغییرات بازار کار هستند و ایران نیز از این روند مستثنی نیست.

وی افزود: یکی از موضوعات مهم در دستور بررسی، چگونگی ایجاد پوشش بیمه‌ای برای گروه‌هایی است که در قالب‌های سنتی کارفرما و کارگر قرار نمی‌گیرند اما بخش قابل توجهی از نیروی کار کشور را تشکیل می‌دهند.

دبیر هیات امنای سازمان تأمین اجتماعی و صندوق‌های تابعه خاطرنشان کرد: پایداری بلندمدت صندوق‌های بیمه‌ای مستلزم آن است که نظام تأمین اجتماعی بتواند خود را با تحولات فناوری، تغییرات بازار کار و شکل‌های جدید اشتغال هماهنگ کند تا هم پوشش بیمه‌ای گسترش یابد و هم منابع صندوق‌ها پایدارتر شود.


۱ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

شوک جنگ رمضان به بازارهای آمریکا / سرمایه ها به سمت دلار و دارایی های امن حرکت کردند / سرنوشت بورس، طلا و نفت چه می شود؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛در ماه‌های اخیر تحولات ژئوپلیتیک ناشی از جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را در معرض یکی از جدی‌ترین آزمون‌های پس از همه‌گیری کرونا قرار داده است. آنچه این جنگ را از منظر اقتصادی متمایز می‌کند، ماهیت دوگانه پیامدهای آن است؛ از یک‌سو، شوک قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت فشار تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی نداشته و از سوی دیگر، اثرات آن بر بازار بدهی و نرخ بهره، تهدیدی پایدار و جدی‌تر برای آینده اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. تولید و رشد اقتصادی؛ تاب‌آوری نسبی در برابر شوک عرضه

برخلاف انتظار اولیه مبنی بر کاهش شدید تولید، داده‌های اقتصادی آمریکا در سه‌ماهه ابتدایی جنگ، تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. رشد تولید ناخالص داخلی در بهار ۱۴۰۵ (فصل دوم میلادی) معادل ۲.۱ درصد (نرخ سالانه) به ثبت رسید که هرچند نسبت به پیش‌بینی ۳ درصدی پیش از جنگ و انتظار ۲.۳ درصدی بازارها ضعیف‌تر بود اما همچنان به میانگین تاریخی بلندمدت اقتصاد آمریکا نزدیک است و نشان‌دهنده وضعیت رکودی نیست.

شاخص تولیدات صنعتی نیز با وجود افت ۰.۳ درصدی در ماه مارس، در آوریل با رشد ۰.۹ درصدی جبران شد و در ماه مه به روند روبه‌رشد پیش از جنگ بازگشت؛ به ‌طوری ‌که در مجموع نسبت به ماه مه سال گذشته رشد ۱.۷ درصدی را ثبت کرد. با این ‌حال پیش‌بینی فدرال رزرو آتلانتا از رشد تابستان، به ۱.۲ درصد کاهش پیدا که نشان از تضعیف تدریجی رشد اقتصادی دارد.

در بازار کار نیز نشانه‌های متناقضی مشاهده می‌شود. نظرسنجی خانوارها از ابتدای جنگ، کاهش ۶۴۸ هزار نفری تعداد شاغلان را نشان می‌دهد، در حالی ‌که داده‌های بنگاه‌ها از افزایش ۵۴۸ هزار نفری اشتغال بخش غیرکشاورزی حکایت دارد. این اختلاف قابل‌ توجه، تا حدی ناشی از بازنگری‌های بعدی در داده‌های بنگاه‌هاست که در دوره‌های مشابه معمولا با کاهش همراه بوده است.

در تازه‌ترین داده منتشرشده در ماه ژوئن، نظرسنجی خانوار کاهش شدید ۵۰۷ هزار نفری را ثبت کرده و داده‌های کارفرمایان نیز افزایش تنها ۵۷ هزار شغل جدید را نشان می‌دهد که بسیار ضعیف‌تر از پیش‌بینی ۱۱۰ هزارتایی بازارها است. تورم؛ اصلی‌ترین کانال انتقال شوک

انسداد تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و فراورده‌های نفتی، تاثیر عمیق و فوری خود را بر سطح عمومی قیمت‌ها در آمریکا بر جای گذاشته است. نرخ تورم سالانه مصرف‌کننده از ۲.۴ درصد پیش از جنگ، در ماه مه به ۴.۲ درصد رسید که بالاترین سطح از بهار ۲۰۲۳ تاکنون محسوب می‌شود. شاخص مخارج مصرفی شخصی (PCE) که معیار ترجیحی فدرال رزرو محسوب می‌شود، از ۲.۹ درصد به ۴.۱ درصد افزایش پیدا کرد. در بخش تولیدکننده نیز وضعیت هشداردهنده‌تر است؛ تورم سالانه تولیدکننده از ۳.۹ درصد پیش از جنگ به ۶.۵ درصد در ماه مه جهش کرد که از زمان جنگ روسیه و اوکراین بی‌سابقه بوده است.

با این‌ حال نشانه‌هایی از تعدیل موقت در ماه ژوئن مشاهده شد. به ‌دنبال امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ و بازگشایی نسبی تنگه هرمز، قیمت نفت کاهشی شده و تورم ماهیانه مصرف‌کننده منفی شد و نرخ سالانه به ۳.۵ درصد کاهش پیدا کرد. تورم تولیدکننده نیز با کاهش به ۵.۵ درصد رسید. اما همچنان این سطوح بالاتر از ارقام پیش از جنگ است و آنچه نگران‌کننده‌تر به ‌نظر می‌رسد، افزایش تورم هسته (بدون احتساب غذا و انرژی) است که بر اساس شاخص قیمت مصرف‌کننده از ۲.۵ درصد در فوریه به ۲.۹ درصد در مه رسیده و روند نزولی پیش از جنگ را متوقف کرده است. انتظارات تورمی یک‌ساله دانشگاه میشیگان نیز از ۳.۴ درصد در فوریه به ۴.۸ درصد در مه افزایش پیدا کرد که شدیدترین جهش از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا با چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. فروش اوراق توسط خارجی‌ها؛ فشار مضاعف بر بازار بدهی

یکی از ابعاد مهم بحران کنونی، فشار خارجی بر بازار بدهی آمریکاست. کشورهای واردکننده نفت که به ‌دلیل انسداد تنگه هرمز با افزایش هزینه‌های واردات انرژی و فشار بر تراز تجاری مواجه شده‌اند، برای تامین منابع ارزی و حمایت از پول ملی خود، ناچار به فروش اوراق بدهی دولتی آمریکا شده‌اند. در نخستین ماه جنگ، خالص موجودی اوراق قرضه آمریکا نزد کشورهای خارجی حدود ۱۳۸ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد. ژاپن و چین به ‌عنوان بزرگ‌ترین دارندگان این اوراق، فروش قابل‌ توجهی انجام دادند. داده‌های هفتگی فدرال رزرو نیز نشان می‌دهد ذخایر امانی کشورهای خارجی از اوراق بدهی آمریکا از ابتدای جنگ تا ۱۰ ژوئن بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار کمتر شده است. مداخله اخیر ژاپن در بازار ارز با فروش اوراق آمریکایی، نمونه عینی این فشار خارجی محسوب می‌شود. سیاست پولی در بن‌بست؛ پایان دوران کاهش نرخ بهره

پیش از جنگ، بازارهای مالی هیچ شانسی برای افزایش نرخ بهره سیاستی فدرال رزرو قائل نبودند اما شوک تورمی ناشی از جنگ نه فقط این روند را متوقف کرد، بلکه احتمال افزایش نرخ بهره را تا پایان سال ۲۰۲۶ به بیش از ۵۰ درصد رسانده است. بازارهای مالی هم‌اکنون حداقل یک نوبت افزایش نرخ بهره را با احتمال بیش از ۵۰ درصد پیش‌بینی می‌کنند. این تغییر مسیر در سیاست پولی، به ‌معنای افزایش هزینه تامین مالی برای دولت، بنگاه‌ها و خانوارهای آمریکایی و تشدید فشار بر بودجه دولت است. در واقع جنگ با ایران، فرصت کاهش نرخ بهره و کاهش هزینه تامین مالی را از آمریکا سلب کرد و مسیر معکوسی را در پیش گرفته است. بازار سهام؛ بازیابی سریع اما نابرابر

بازار سهام آمریکا رفتاری کاملا وابسته به ریسک‌های ژئوپلیتیک از خود نشان داده است. در ماه مارس و هم‌زمان با اوج‌گیری تنش‌ها، شاخص S&P ۵۰۰ افت ۷.۸ درصدی و نزدک افت ۷.۹ درصدی را تجربه کردند. شاخص نوسان (VIX) نیز تا سطح ۶۰ واحد افزایش یافت که بالاترین مقدار از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. اما با شروع مذاکرات و اعلام آتش‌بس، این شاخص‌ها مسیر صعودی در پیش گرفتند و در بازه دو ماهه، S&P ۵۰۰ رشد ۱۹.۸ درصدی و نزدک رشد ۳۲.۹ درصدی را به ثبت رساندند و سقف‌های تاریخی جدیدی را تجربه کردند.

نکته قابل ‌تامل، نابرابری در بازیابی بخش‌های مختلف بازار است. رشد سریع شاخص کل عمدتا ناشی از دو بخش مرتبط با فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی بوده؛ به ‌گونه‌ای که شاخص S&P ۵۰۰ بدون احتساب بخش تکنولوژی، حتی با گذشت سه ماه از جنگ نتوانسته به سطوح پیش از جنگ بازگردد. شاخص ارزش‌گذاری شیلر از ابتدای جنگ ۱۱ درصد رشد کرده و به بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام رسیده و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ قرار دارد که احتمال وجود حباب در بازار سهام را تقویت می‌کند.

براساس بررسی‌های به عمل آمده، چهار راهکار سیاستی برای نظام حکمرانی ایران به شرح ذیل پیشنهاد می‌شود.

با توجه به اینکه اصلی‌ترین فشار اقتصادی جنگ بر آمریکا از کانال بازار بدهی و افزایش نرخ بهره اعمال شده و این فشار برخلاف تورم، ماهیتی پایدار و غیرقابل‌بازگشت یافته، ایران باید بر تداوم استفاده از اهرم تنگه هرمز به ‌عنوان ابزاری راهبردی در مذاکرات تاکید کند. تجربه نشان داده که حتی امضای تفاهم‌نامه نیز نتوانسته نرخ بهره اوراق ۲ ساله را به سطح پیش از جنگ برگرداند و همچنان ۰.۳۶ واحد درصد بالاتر از روز آتش‌بس باقی مانده است؛ بنابراین هرگونه عقب‌نشینی بدون اخذ امتیازات متناسب نه فقط دستاورد اقتصادی ندارد، بلکه موقعیت چانه‌زنی را تضعیف خواهد کرد.

از آنجایی که افزایش قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت شوک تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی آمریکا نداشته، تمرکز صرف بر افزایش قیمت نفت کافی نیست. تورم هسته که از ۲.۵ درصد به ۲.۹ درصد افزایش پیدا کرده، نشان از سرایت تدریجی شوک انرژی به سایر بخش‌ها دارد. ایران باید به ‌دنبال گسترش دامنه تحریم‌پذیری اقتصاد آمریکا از طریق هدف‌گیری سایر کالاهای راهبردی نظیر کودهای شیمیایی و محصولات پتروشیمی باشد تا فشار بر بخش‌های گسترده‌تری از اقتصاد این کشور وارد شود.

فروش اوراق بدهی آمریکا توسط کشورهای واردکننده نفت، یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر بازار بدهی این کشور بوده است. کاهش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق نزد کشورهای خارجی در نخستین ماه جنگ و کاهش بیش از ۱۴۰ میلیارد دلاری ذخایر امانی نزد فدرال رزرو، نشان از عزم جدی این کشورها برای تامین منابع ارزی دارد. ایران می‌تواند با تقویت همکاری‌های اقتصادی با این کشورها و تسهیل تامین انرژی مورد نیاز آنها به ‌صورت پایدار، زمینه تداوم این روند را فراهم کند و کشورهای مذکور را به کاهش هرچه بیشتر ذخایر اوراق خود ترغیب کند.

با عنایت به اینکه شاخص ارزش‌گذاری شیلر در بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام قرار دارد و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ است، احتمال وجود حباب در بازار سهام آمریکا قوت گرفته است. ایران می‌تواند با مدیریت هوشمندانه اخبار و سیگنال‌های مرتبط با تنگه هرمز، نوسانات بازار را به ‌نفع خود مدیریت کرده و از حساسیت بالای بازارهای مالی به تحولات ژئوپلیتیک برای اعمال فشار روانی و اقتصادی استفاده کند. تجربه نشان داده که حتی اخبار مذاکرات نیز توانسته مسیر نزولی بازار سهام را معکوس کند؛ بنابراین سیاست‌گذاری خبری در این حوزه از اهمیت راهبردی برخوردار است.

در پایان باید اظهار داشت، جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز اقتصاد آمریکا را در دو سطح متفاوت تحت تاثیر قرار داده است. در بخش واقعی اقتصاد، با وجود رشد ۲.۱ درصدی بهار و ثبت اشتغال ۵۷ هزار واحدی در ژوئن، تولید و بازار کار تاب‌آوری نسبی نشان داده‌اند اما در حوزه پولی و مالی شوک عمیق‌تر بوده؛ نرخ تورم مصرف‌کننده به ۴.۲ درصد و تورم تولیدکننده به ۶.۵ درصد رسیده و نرخ بهره اوراق ۲ساله ۰.۷۵ واحد درصد افزایش یافته است. فروش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق توسط خارجی‌ها در نخستین ماه جنگ و افزایش حق بیمه به ۰.۲۱ درصد، فشار بدهی را پایدار کرده است. بازار سهام با رشد ۱۹.۸ درصدی S&P ۵۰۰ بهبود پیدا کرده اما شاخص شیلر با ۶۰ درصد بالاتر از بحران ۲۰۰۷، هشدار حباب را تقویت می‌کند. در مجموع، جنگ تاکنون به رکود منجر نشده اما تداوم آن می‌تواند از کانال افزایش هزینه‌های تامین مالی، بخش واقعی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.




 قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت تا ۳۰۰ درصد گران شد / تولید قطعات موتورسیکلت صرفه اقتصادی ندارد!
۵ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت تا ۳۰۰ درصد گران شد / تولید قطعات موتورسیکلت صرفه اقتصادی ندارد!

هزینه تولید موتورسیکلت در سال جاری مسیر صعودی گرفته و فشار هزینه از مواد اولیه تا نیروی کار و انرژی، تولیدکنندگان را با چالش جدی روبه‌رو کرده، حال پریس اصلی این است که قیمت قطعات موتورسیکلت در یک سال گذشته چند درصد افزایش داشته است؟

 پیش‌ بینی قیمت دلار، طلا و سکه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / بازارها در سایه اخبار سیاسی، هفته‌ای پرریسک را پیش رو دارند
۱ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

پیش‌ بینی قیمت دلار، طلا و سکه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / بازارها در سایه اخبار سیاسی، هفته‌ای پرریسک را پیش رو دارند

قیمت دلار، طلا و سکه در هفته پایانی مرداد با جهش همراه شد. قیمت دلار روز پنجشنبه روی رقم ۱۸۹ هزار و ۵۰۰ بسته شد و قیمت طلا و سکه نیز سقف‌های جدیدی را ثبت کرد. بازار در حالی معاملات شنبه را آغاز می‌کند که افزایش تنش‌های سیاسی احتمال ادامه نوسان در سطوح بالای قیمتی را افزایش داده است.

 رشد ۴۷ درصدی نرخ فروش دولومیت فافزا
۳ ساعت قبل / سایت صدای بورس

رشد ۴۷ درصدی نرخ فروش دولومیت فافزا

شرکت فولاد افزا سپاهان (فافزا) با دریافت ابلاغیه اصلاح نرخ از سوی مشتری عمده خود، فولاد مبارکه اصفهان، موفق به تعدیل قیمت فروش محصولات خود شد.

 چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس
۴۹ دقیقه قبل / سایت سرمایه و بورس

چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس

به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، قیمت بیت کوین طی ۴۸ ساعت گذشته حدود ۱۸ درصد افزایش یافته و به بیش از ۷۷ هزار و ۶۰۰ دلار رسیده است. این ارز دیجیتال پیش از این رشد، از اواخر ماه مه تاکنون بالاتر از سطح ۷۰ هزار دلار معامله نشده بود. کارشناسان معتقدند مهم‌ترین محرک

 نفت از ۹۴ دلار هم گذشت
۱۶ دقیقه قبل / سایت تابناک

نفت از ۹۴ دلار هم گذشت

قیمت نفت از ۹۴ دلار هم عبور کرد.

 پیش‌بینی طلا و سکه در هفته نخست شهریور | سکه گرمی با سود ۷.۴ درصدی صدرنشین بازدهی شد، ربع سکه عقب ماند
۹ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

پیش‌بینی طلا و سکه در هفته نخست شهریور | سکه گرمی با سود ۷.۴ درصدی صدرنشین بازدهی شد، ربع سکه عقب ماند

اقتصادنیوز: بازار طلا و سکه در هفته پایانی مردادماه با بازدهی مثبت تمام اقلام همراه شد؛ در این میان سکه گرمی با ۷.۴ درصد بیشترین سود هفتگی را ثبت کرد، در حالی که ربع‌سکه با ۲.۴۵ درصد، کم‌بازده‌ترین دارایی بازار بود.