
تجربیات جهانی نیز نشان میدهد که اصلاح یارانه انرژی بدون وجود یک پیوست سیاست اجتماعی مناسب موفق نمیشود. کشورهای زیادی در جهان تلاش کردهاند یارانه انرژی را کاهش دهند یا قیمت سوخت را به قیمتهای واقعیتر نزدیک کنند. تجربه جهانی نشان میدهد که اصلاح قیمت انرژی صرفا یک تصمیم اقتصادی نیست. مطالعات صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی درباره تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که موفقیت اصلاح یارانه انرژی به عواملی مانند شرایط اقتصاد کلان، وضعیت درآمد خانوارها، اعتماد عمومی، نحوه اطلاعرسانی دولت، طراحی حمایت از اقشار آسیبپذیر و مهمتر از همه، نحوه مصرف منابع حاصل از سیاست اصلاحی بستگی دارد. در شرایط رکود، تورم و بیثباتی ارزی، احتمال واکنش اجتماعی به افزایش قیمت سوخت نیز بیشتر میشود. تجربیات جهانی نشان میدهد که مردم الزاما با اصل اصلاح یارانه انرژی مخالف نیستند، بلکه اغلب با نحوه اصلاح و بیاعتمادی نسبت به پیامدهای آن مشکل دارند. وقتی به مردم گفته میشود منابع حاصل از کاهش یارانه برای بهبود وضعیت مدارس، بیمارستانها، حملونقل عمومی یا خدمات اجتماعی استفاده خواهد شد، حمایت از اصلاح میتواند افزایش پیدا کند. بنابراین مساله فقط این نیست که دولت به مردم بگوید، «بنزین ارزان است و باید گران شود»، بلکه در نقطه مقابل سوال مردم از دولتها این است که «چرا باید اثرات حذف یارانه بنزین را به دوش بکشند و منابع حاصل از آزادسازی آن چگونه مصرف خواهد شد؟»
اقتصاد ایران از سال ۱۳۶۸ به بعد انواع سیاستهای اصلاح قیمت انرژی را تجربه کرده است که اثرات آنها متفاوت بوده است. در فاصله سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۳، ایران یک دوره افزایش تدریجی قیمت فرآوردههای نفتی را تجربه کرد. این دوره، از نظر پذیرش اجتماعی، یکی از موفقترین تجربههای اصلاح قیمت انرژی در جمهوری اسلامی بوده است. نکته بسیار …





