به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد ؛ پدر پشت فرمان مانده. مادر به سمت صندلی عقب برگشته و فرزندش را نگاه میکند؛ همان فرزندی که سالها برای بزرگ شدنش صبر کردهاند، برای مدرسه رفتنش، دانشگاه رفتنش و اولین شغلش. چمدانش را از صندوق عقب بیرون میآورد. چند قدم بیشتر تا ورودی فرودگاه نمانده، اما هیچکدام دل رفتن ندارند. کسی دلش نمیخواهد حرف بزند. پدر چیزهایی میگوید که بارها گفته: «مواظب خودت باش.» «اگر چیزی لازم داشتی بگو.» مادر بیشتر نگاه میکند تا حرف بزند؛ اشکها پشت پلکهایش میمانند. فرزند میخندد شاید برای اینکه غم دل پدر و مادر را کمتر کند. هیچکدام نمیدانند این خداحافظی برای چند ماه است یا چند سال. شاید خود فرزند هم هنوز جواب این سوال را نداند. آنچه از این فرودگاه خارج میشود فقط یک چمدان و یک مسافر نیست. سالها هزینه خانواده برای آموزش، مهارت و پرورش یک انسان نیز با او از کشور خارج میشود؛ سرمایهای که ساختنش زمان برده و بازتولیدش نیز آسان نیست.
…












