قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

ضعف در ترویج کتاب است

شرمین نادری از انتشار مجموعه تازه خود با عنوان «یک پری دریایی با کاپشن قرمز؛ خاطرات کاملا محرمانه شرمین نادری» که درباره بچه‌های دهه ۱۳۶۰ و دوران جنگ است خبر داد و گفت با نور قصه می‌شود از تاریکی گذشت.
 ضعف در ترویج کتاب است

 شرمین نادری نویسنده و مروج کتاب در گفت‌وگو با ایسنا گفت: کتاب مجموعه داستان است که قبلا به‌صورت پادکست در سایت و اپلیکیشن «آی‌قصه» منتشر شده بود. در زمان جنگ این داستان‌ها را برای کتاب بازنویسی کردیم زیرا خیلی طرفدار داشت و بچه‌ها آنها را دوست داشتند و تصمیم گرفتیم به صورت کتاب نیز منتشر شود. تصویرسازی خیلی خوبی هم برای کتاب انجام شده است.

 او توضیح داد: داستان کتاب‌ درباره بچه‌های دهه ۶۰ است که دوران کودکی خود را در زمان جنگ گذراندند؛ داستان کودکانی که در آن دوران بچگی‌ کردند و سعی کردند از زندگی خود لذت ببرند، شیطنت کردند و همین‌طور ارتباطشان با پدر و مادرشان. این مجموعه داستان خانواده‌ای شامل سه دختربچه‌، پدر و مادر و پسرخاله‌ها و خاله این دخترها است که با آنها زندگی می‌کنند، زیرا پدر پسرخاله‌ها فرمانده است و در جبهه جنگ. در کتاب ارتباط بچه‌ها با یکدیگر و بازیگوشی‌شان روایت شده، بچه‌ها خود را تانک، فرمانده و شرمین اسم‌گذاری کرده‌اند و به نوعی روزمره این بچه‌ها را تعریف می‌کند؛ در حقیقت زندگی همه اهالی خانه در زمان جنگ است که با وجود مشکلات و با کمترین امکانات برای بهتر بودن زندگی سعی کردند.

 نادری با بیان اینکه فکر کردیم الان بچه‌ها خیلی بهتر این داستان‌ها را درک می‌کنند گفت: قبلا مسائلی مانند تانک و فرمانده، بازی‌های جنگی و حتی تلفن زدن به پدر پسرخاله‌ها که در جنگ بود شاید برای بچه‌های امروز قابل لمس نبود ولی الان و پس از جنگ‌های اخیر شرایط فرق کرده است. شیطنت کودکی که داریم و اینکه حق داشتیم به دور از اخبار و تاریکی جنگ زندگی کودکانه داشته باشیم، سینما برویم، بازی کنیم، دوستان خود را ببینیم، تفریح کنیم، کتاب بخوانیم و... حق همه اینها را داشتیم و الان هم بچه‌ها حق دارند با وجود سایه جنگ و سایه مرگ بالای سرشان، از رنج و جنگ ما دور و بی‌خبر باشند، فقط شاد باشند، بخندند و بیاموزند و آگاهی کسب کنند. در حقیقت می‌خواستیم این را به بچه‌ها منتقل کنیم. این مجموعه قصه‌های بچگی خودم است و حالا به صورت کتاب چاپ شده است.

 این مروج کتاب درباره اینکه با وجود انتقادهایی که درباره آمار کتاب‌خوانی مطرح می‌شود آیا انتظار این را دارند که از این مجموعه استقبال شود، گفت: من تسهیلگر کتاب هستم و هفت سالی است با گروهی به اسم «گروه مهربانی» و با کمک مردم خوب ایران، برای روستاها کتاب می‌فرستیم و در همه ایران ترویج کتاب می‌کنیم. همه تلاشم در تمام این سال‌ها این بوده که بچه‌ها کتاب بخوانند و یاد بگیرند.ما در بخش اهدای کتاب مبحثی داریم به نام «تسهیلگری کتاب»، یعنی منِ نویسنده یا دوست مترجمم یاد می‌گیریم که کتاب خوب و مفید و سالم را تشخیص بدهیم، نیازسنجی کنیم و برای کتابخانه یا مدرسه‌ای بفرستیم که به آن نیاز دارند.

 این نویسنده گفت: در تسهیلگری کتاب، انتخاب خوب در ترویج کتاب خیلی مهم است و ما سعی خود را کرده‌ایم که در بازار بی‌رونق بایستیم و تلاش کنیم تا نقطه روشن کوچکی داشته باشیم.

 او درباره نقاط ضعف در حوزه کتاب کودک نیز گفت: ضعف در ترویج کتاب است، در اینکه در مدارس کتاب و قصه خواندن یک کلاس درس ثابت نیست درحالی‌که خود من هرچه یاد گرفتم از کتاب‌هایی است که خواندم، از قصه آدم‌هایی که نمی‌شناختم اما کمک کردند تا یاد بگیرم و جلو بروم.

 نادری توضیح داد: باید آموزش و پرورش به ترویج کتاب بپردازد و باید هر روستا و هر مدرسه کتابخانه فعال کتاب داشته باشد تا بچه‌های جدید نیز یاد بگیرند که با نور قصه می‌شود از تاریکی گذشت، مثل همه شب یلداهای هزاران سال گذشته که گذشت.

 مراسم رونمایی از کتاب «یک پری دریایی با کاپشن قرمز؛ خاطرات کاملا محرمانه شرمین نادری» فردا پنج‌شنبه، ۱۵ مرداد از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸ با سخنرانی منصور ضابطیان و با حضور شرمین نادری و پوریا عالمی در شهر کتاب فرشته به نشانی شریعتی پایین‌تر از پل صدر، روبه‌روی تالار آیینه برگزار می‌شود. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۴ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

نقش کریتوس «خدای جنگ» به باتیستا رسید

به گزارش تجارت نیوز، این سریال بر اساس مجموعه بازی‌های ویدئویی محبوب «خدای جنگ» ساخته می‌شود و از آمازون پرایم ویدیو پخش خواهد شد.

اوایل ماه جاری گزارش شده بود که باتیستا برای بازی در نقش «کریتوس» در حال مذاکره است چرا که هرست، بازیگر «نجات سرباز رایان» و صدا پیشه نقش ثور در بازی ویدئویی «خدای جنگ: رگناروک»، که در ژانویه ۲۰۲۶ برای این نقش انتخاب شده بود، در جریان تصویربرداری دچار پارگی عضله دوسر بازو شد و به جراحی نیاز پیدا کرد؛ مصدومیتی که می‌توانست ازسرگیری تولید را تا سال ۲۰۲۷ به تعویق بیندازد.

پس از آن، آمازون و سونی که به‌عنوان تهیه‌کنندگان مشترک پروژه فعالیت می‌کنند، تصمیم به تغییر بازیگر این نقش گرفتند. سریال «خدای جنگ» برای دو فصل سفارش گرفته و قرار است فیلمبرداری این دو فصل پشت سر هم انجام شود. تولید از فوریه در ونکوور آغاز شده بود و با قطعی شدن حضور باتیستا، انتظار می‌رود تصویربرداری طی هفته‌های آینده از سر گرفته شود.

تمامی صحنه‌هایی که پیش‌تر با حضور هرست تصویربرداری شده‌اند نیز باید دوباره ضبط شوند. باتیستا از نظر فیزیکی نیز گزینه‌ای مناسب برای این نقش محسوب می‌شود؛ چرا که «کریتوس» در بازی‌های «خدای جنگ» به اندام عضلانی و قدرت بدنی چشمگیرش شناخته می‌شود و باتیستا نیز در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود همواره از آمادگی جسمانی بالایی برخوردار بوده است.

همین موضوع به او اجازه می‌دهد بدون نیاز به ماه‌ها تمرین و آماده‌سازی، در مدت کوتاهی برای نقش آماده شود.

منبع: ایسنا


۷ دقیقه قبل / سایت انصاف نیوز

کارآگاه علوی بعد از ۲۰ سال برگشت | احمد نجفی هم هست! | انصاف نیوز

بازگشت «کارآگاه علوی» پس از سال‌ها به تلویزیون، یکی از اتفاق‌های تازه‌ی شبکه یک در روزهای اخیر است. مجموعه‌ای که بعد از نزدیک به دو دهه دوباره به سراغ فضای پرونده‌های جنایی و معمایی در دهه ۱۳۲۰ رفته و این‌بار با ترکیبی متفاوت از بازیگران، داستان کارآگاه علوی را ادامه می‌دهد.

فصل سوم «کارآگاه علوی» از جمعه ۳۰ مرداد روی آنتن شبکه یک رفته است. این مجموعه به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی و تهیه‌کنندگی پرویز امیری ساخته شده و در ۲۶ قسمت تولید شده است.

یکی از مهم‌ترین نکات فصل جدید، حضور دوباره‌ی احمد نجفی است؛ بازیگری که نام «کارآگاه علوی» بیش از هر چیز با نقش‌آفرینی او در دو فصل قبلی گره خورده است. با این حال، نجفی در فصل سوم بار دیگر همان کارآگاه علوی گذشته نیست و در قالب شخصیتی متفاوت مقابل دوربین رفته است.

در داستان جدید، بهنام تشکر نقش کارآگاه علوی جوان را بازی می‌کند. احمد نجفی نیز نقش عموی او را برعهده دارد؛ شخصیتی که سال‌هاست بازنشسته شده و در کنار اداره‌ی یک کتاب‌فروشی، همچنان تجربه و دانش خود را برای حل پرونده‌ها در اختیار برادرزاده‌اش قرار می‌دهد.

داستان سریال در فضای تاریخی دهه ۱۳۲۰ و در دوره‌ای روایت می‌شود که تهران با اتفاقات سیاسی و اجتماعی مختلفی روبه‌رو بوده است. پرونده‌های جنایی و معمایی نیز محور اصلی روایت هستند و کارآگاه علوی جوان در جریان این پرونده‌ها با ماجراهای مختلفی مواجه می‌شود.

در کنار بهنام تشکر و احمد نجفی، بازیگرانی مانند رامین ناصرنصیر، وحید رهبانی، رسول نقوی، مرتضی اسماعیل‌کاشی و کیوان ساکت‌اف نیز در این مجموعه حضور دارند.

«کارآگاه علوی» از جمله مجموعه‌های قدیمی تلویزیون است که دو فصل نخست آن در دهه‌های گذشته با استقبال مخاطبان همراه شد و احمد نجفی را به چهره‌ای شناخته‌شده در نقش کارآگاه علوی تبدیل کرد. حالا پس از سال‌ها، سازندگان تلاش کرده‌اند همان فضای تاریخی و جنایی را با داستانی تازه و نسل جدیدی از بازیگران ادامه دهند.

پخش فصل سوم «کارآگاه علوی» جمعه‌ها ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه یک انجام می‌شود و تکرار آن نیز روز بعد روی آنتن می‌رود. حضور احمد نجفی در کنار بهنام تشکر، مهم‌ترین تفاوت این فصل با دو فصل قبلی است؛ تغییری که حالا باید دید در ادامه‌ی پخش سریال چه واکنشی از سوی مخاطبان قدیمی «کارآگاه علوی» به همراه خواهد داشت.

انتهای پیام


۵۱ دقیقه قبل / سایت شهرآرانیوز

نقد و بررسی سریال «بدنام» با بازی سینا مهراد

به گزارش شهرآرانیوز، قصه سریال «بدنام» در بنیاد خود پیچیدگی چندانی ندارد و شخصیت‌ها نیز عمدتا بر اساس الگو‌های آشنای ملودرام شکل گرفته‌اند؛ بنابراین آنچه می‌توانست در روایتی فشرده و با تمرکز بر روابط و کشمکش‌های اصلی، به یک درام سرراست و پرکشش تبدیل شود، در این سریال بار‌ها از نو صورت‌بندی می‌شود.

مشکل فقط این نیست که اتفاق‌ها تکرار می‌شوند، بلکه این است که بسیاری از این اتفاق‌ها تغییری اساسی در وضعیت داستان ایجاد نمی‌کنند. بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، روابط متشنج می‌شوند و دوباره به نقطه‌ای نزدیک به وضعیت پیشین بازمی‌گردند و شخصیت‌ها نیز کمتر از آنچه انتظار می‌رود دستخوش تحول می‌شوند.

در نتیجه، حجم روایت به مراتب بزرگ‌تر از خود داستان شده و فاصله میان «آنچه قرار است روایت شود» و «زمانی که صرف روایت آن شده» به یکی از اساسی‌ترین ضعف‌های «بدنام» تبدیل شده است.

به بیان روشن‌تر، سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی ساختار خود را بر اساس یکی از دیرپاترین و فراگیرترین الگو‌های روایی یعنی ژانر «ملودرام» بنا کرده است، گرچه دقیقاً وامدار آن نیست و بهتر است بگوییم «هسته روایی» آن ملودراماتیک است و نویسنده (حامد عنقا) کوشیده آن را با عناصر درام خانوادگی، عاشقانه، رازآلود و حتی گنگستری ترکیب کند، اما نشد آنچه باید می‌شد.

اگر از زوایه ساختار قصه نگاه کنیم می‌‎بینیم مولفه‌های اصلی به شدت ملودرام هستند. روابط عاطفی پرتنش، خانواده، عشق در برابر منفعت و قدرت، راز‌های گذشته، سوء تفاهم، خیانت، رنج و انتخاب‌های عاطفی. اینها همان مصالحی هستند که موتور محرک یک ملودرام را می‌سازند. اما مساله اینجاست که سریال در اجرا و ساخت، مرتب از منطق ملودرام فاصله می‌گیرد و به سمت راز و بحران حرکت می‌کند.

به تعبیر روشن‌‎تر به جای اینکه هر اتفاق بیش از همه پیامد عاطفی و اخلاقی برای شخصیت‌ها داشته باشد، کارکردش به این محدود می‌شود که اطلاعات جدیدی بدهد، راز تازه‌ای بسازد یا مخاطب را به قسمت بعد بکشاند.

اگر خلاصه ۲۰ قسمت پخش شده را بخواهیم مرور کنیم، می‌توان این چند سطر: «یلدا» زنی از جنوب شهر است که ناخواسته درگیر مناسبات پیچیده و مافیایی دو باند قدرت شده و از سر استیصال دست به خودکشی می‌زند. سر بزنگاه «اسماعیل» پسر «حاج ابراهیم، سردسته یکی از باندها» او را از خودکشی منصرف می‌‎کند. در ادامه میان یلدا و اسماعیل عشقی شکل می‌گیرد و پس از مراودات مرسوم و طولانی این نوع آثار، به طور پنهانی با هم ازدواج می‌کنند. از سوی دیگر دوستی دو سرکرده باند (حاج ابراهیم و عماد اعتماد) به هم خورده و در صدد انتقام از هم بر می‌آیند. در این میان راز ازدواج موقت یلدا با عماد و علاقه حاج ابراهیم به او، زندگی مشترک عشاق جوان را با بحران روبه‌رو می‌کند.

در ادامه حتما بخوانید نقد و بررسی سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی پوریا پورسرخ

پس از آشکار شدن حقیقت، اسماعیل یلدا را طرد کرده و درصدد طلاق برمی‌آید. اما یلدا که به بیماری لاعلاجی مبتلاست، با اعلام بارداری، اسماعیل را میان جدایی و ادامه زندگی مشترک و پذیرش مسئولیت پدری مردد می‌کند. هم‌زمان، درگیری باند‌های قدرت شدت می‌گیرد و هرکدام برای حذف دیگری از یلدا به‌عنوان طعمه استفاده می‌کنند.

در ادامه یلدا از بازی قدرت فاصله می‌گیرد و حتی از اسماعیل می‌خواهد که از یکدیگر طلاق بگیرند.

به سادگی می‌توان تکرار این شخصیت ها، مناسبات و داستانک‌ها را در آثار مشابه سینما و سریال‌سازی دید. با این حال ایراد «بدنام» صرفا تکراری بودن این عناصر هم نیست، بلکه مشکل این است که داستانی با استخوان‎بندی ساده و شخصیت‌هایی که تیپ (فاقد عمق و لایه‌های متنوع) هستند، در قالب روایتی بسیار طولانی عرضه شده است.

سریال نه آنقدر شخصیت‌ها را پیچیده می‌‎کند که ظرفیت این زمان روایی را پیدا کنند و نه آنقدر در روابط و تعارضات عمق ایجاد می‌کند که تکرار مکررات به نظر نرسد.

به هر روی کلیشه در ملودرام الزاماً ضعف نیست؛ در اساس کلیشه‌ای که دیگر هیچ امکان تازه‌ای برای احساس، تعارض و شخصیت‌پردازی ایجاد نکند، ضعف است. به طور مشخص در اینجا پیرنگ پیش نمی‌رود، بلکه دور خودش می‌چرخد، انگار که در یک لوپ روایی گرفتار شده باشد.

حاصل، سریالی است که در آن زمان روایت بسیار بیشتر از حجم واقعی داستان است. تا حدی که به نظر می‌رسد پیرنگی با ظرفیت چند قسمت محدود، برای قالبی بسیار طولانی‌تر کش داده شده است.

لازم است اشاره کنم که انتظار تماشای سریالی متفاوت از نظر ساختاری، با داستانی بکر در روایت و پرداخت خلاقانه همین داستان نصفه‌ونیمه، حتی اگر صرفاً با تکیه بر عناصر و موتیف‌های آشنا بخواهد مخاطب را سرگرم کند، از همان قسمت نخست بیهوده به نظر می‌رسد.

این وضعیت در قست‌های بعد بغرنج‌تر می‌شود. چرا که فیلمنامه از شخصیت‌های کامل و دارای عمق برخوردار نیست.

همانگونه که پیش‎تر اشاره شد، درباره گذشته و انگیزه‌های عمده شخصیت‌ها اطلاعات چندانی نداریم و همین فقدان بسیاری از رفتار‌ها و روابط آنها را بی‌پشتوانه و تا حدی تصنعی می‌‎کند. مثلا حاج ابراهیم چرا سال‌هاست که تنها است یا به تجدید فراش فکر نکرده است؟ اسماعیل چرا به «بیتا» که رازدار و متناسب‌تر با سن او است علاقه و کششی ندارد؟ چرا هر سه مرد اصلی داستان به شکلی کم و بیش یکسان دلباخته یلدا هستند و از همه مهم‌تر اگر شخصیت خواهر یلدا (هدیه) را از داستان حذف کنیم چه حفره مهمی در ساختمان قصه پدید خواهد آمد؟

پرسش‌ها و ابهاماتی از این دست در سریال بسیار است. مسئله این پرسش‌ها فقط یافتن پاسخ برای جزئیات فرعی نیست. بلکه آنها نشان می‌دهند که بسیاری از شخصیت‌ها نه از دل نیاز‌های روایی و روان‌شناختی خود، بلکه برای پیش بردن موقعیت‌های داستانی ساخته شده‌اند.

شباهت شخصیت‌ها با تجربه‌های پیشین بازیگران هم خودش بحث مفصلی است که تنها به چند مورد از آنها اشاره می‌کنم. شخصیت حاج ابراهیم گویی بازتعریفی از پدر لاابالی فیلم «پیر پسر» است، به ویژه آنکه گریم و شیوه بازی حسن پورشیرازی در «بدنام» تا حد زیادی همان شمایل و اجرایی را تداعی می‌کند. عماد اعتماد با بازی امیر آقایی نیز از نظر تیپ شخصیتی و گریم و حتی جنس بازی انگار از دل آثاری، چون «آقازاده» بیرون آمده است. شخصیت اسماعیل با بازی سینا مهراد هم شباهت‌های قابل توجهی با تیپ‌هایی دارد که او را پیش‌تر در آثاری، چون «از یاد رفته» دیده‌ایم. در نتیجه، به جای آنکه با شخصیت‌هایی تازه و متمایز روبه‌رو باشیم، با چهره‌هایی مواجه هستیم که گویی پیش‌تر آنها را در نقش‌های دیگری دیده‌ایم و این بار با نام و موقعیتی تازه به این داستان بازگردانده شده‌اند. می‌‎ماند ستایش رجایی‌نیا که در نقش «یلدا افروز» بازی کرده است. او علی‌رغم تلاشی که برای جان بخشیدن به این شخصیت به کار می‌بندد، نه تنها در اندازه‌ای ظاهر نمی‌‎شود که بتواند ضعف‌های فیلمنامه و ساختاری سریال را پوشش دهد، بلکه حتی در بازنمایی وجوه مختلف شخصیت یلدا نیز چندان موفق نیست. دختری رنج‌کشیده، سختکوش و عاشق که قرار است یکی از محور‌های اصلی عاطفی داستان باشد، اما در بازی رجایی‌نیا کمتر به شخصیتی با جهان درونی و عواطف قابل لمس تبدیل می‌شود.

در نتیجه، یلدا نیز بیش از آنکه حضوری مستقل و به‌یادماندنی پیدا کند، در حد همان شمایل آشنای دختر جوانِ رنج‌کشیده و عاشق باقی می‌ماند.

منبع: فیلمزی




 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو پس از دریافت قلب این جشنواره با شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، درباره سینما و صداقت گفت و عنوان کرد که موفقیت می‌تواند یک چیز خطرناک باشد.

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۱۳ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان
۱۸ ساعت قبل / سایت تابناک

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

استوری نورا هاشمی فرزند مهدی هاشمی و گلاب آدینه، در نکوهش ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی در ساعات اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۱۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...