
این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد

این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد
به گزارش خبرنگار برنا از اهواز، جمعی از جامعه پزشکان و کادر درمان استان خوزستان با صدور بیانیهای خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، حمله به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی ۲ اهواز را بهشدت محکوم کردند و خواستار اقدام فوری برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند.
در این بیانیه آمده است: مراکز درمانی، بیمارستانها و تجهیزات امدادی و پرسنل آنها در همه وضعیتها، بهویژه در زمان تجاوز نظامی و مخاصمات مسلحانه، تحت مصونیت هستند و هیچ حملهای به این مراکز و کادر درمان در آنها تحت هیچ شرایطی توجیهپذیر نیست.
حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ و تخلیه ۲۱۱ کودک
کادر درمان خوزستان در ادامه بیانیه خود با اشاره به حمله ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی(۲) اهواز اعلام کردند: این مرکز، محل درمان بیماران مبتلا به سرطان و بیماریهای خونی، بهویژه کودکان، است و در پی این حمله بهطور کامل از چرخه خدماترسانی خارج شد.
بر اساس این بیانیه، در جریان این اقدام، ۲۱۱ کودک مبتلا به سرطان که تحت شیمیدرمانی بودند، در میان رنج و اضطراب فراوان بهصورت اضطراری تخلیه شدند.
تاکید بر مصونیت مراکز درمانی
در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به اصول حقوق بشردوستانه آمده است: ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو تصریح میکند که مراکز درمانی غیرنظامی باید در تمامی شرایط مورد احترام قرار گیرند و هرگونه حمله به آنها ممنوع است.
همچنین بر اساس ماده ۱۲ پروتکل الحاقی اول، حفاظت از تسهیلات درمانی غیرنظامی و کارکنان آنها در همه شرایط باید تضمین شود.
کادر درمان استان خوزستان تاکید کردند: هدفگیری عمدی از تأسیسات بیمارستانی، نقض اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی است و مصداق بارز جنایت جنگی بهشمار میآید.
در این بیانیه همچنین آمده است: چنین اقداماتی نهتنها با کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی در تضاد است، بلکه بر اساس ماده ۸ اساسنامه رم، در زمره جنایات جنگی قابل تعریف است.
حمله به مراکز درمانی؛ تهدیدی برای نظام سلامت
پزشکان و کادر درمان خوزستان در ادامه با تاکید بر اینکه حملات مذکور تهدیدی مستقیم برای بیماران و کادر درمان و ضربهای به تمام نظام سلامت ایران و امنیت انسانی است، اعلام کردند: جامعه بینالمللی و بهویژه سازمان ملل متحد مسئولیتی انکارناپذیر در حمایت از غیرنظامیان و احترام به قواعد بشردوستانه دارند.
در این بیانیه تاکید شده است: سکوت یا تعلل در برابر این اقدامات، نهتنها با اصول بنیادین حقوق بشر منافات دارد، بلکه عملاً به مشروعیتبخشی به این اقدامات و گریز عاملان آن از مسئولیت حقوقی دامن میزند.
درخواست از سازمان ملل برای تحقیق درباره حمله
کادر درمان خوزستان در پایان از دبیرکل سازمان ملل متحد و سایر نهادهای ذیصلاح این سازمان، از جمله شورای حقوق بشر، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر و سازمان جهانی بهداشت، درخواست کردند حملات به بیمارستان تخصصی شهید بقایی اهواز و سایر مراکز درمانی ایران را محکوم کنند.
در این بیانیه همچنین خواسته شده است تحقیقات جامع و فوری پیرامون این حادثه برای بررسی حملات و شناسایی و مجازات عاملان آن در دستور کار قرار گیرد.
پزشکان و کادر درمان استان خوزستان همچنین خواستار فعال شدن سازوکارهای بینالمللی برای حفاظت از نظام سلامت ایران و جلوگیری از تکرار چنین حملاتی شدند و از دبیرکل سازمان ملل متحد خواستند بر اساس منشور ملل متحد و اصول عدالت و انسانیت، اقدام قاطع و فوری به عمل آوردند.
Subject: Condemnation of the US attack on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and the violation of the right to health of patients
By: The Physicians and Medical Staff of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz
;Your Excellency
We, a collective of physicians and medical staff of Shahid Baghaei Hospital, recalling the principle that medical centers, hospitals, relief equipment, and their personnel are immune under all circumstances, especially during military aggression and armed conflicts, and that no attack on these centers and medical staff is justifiable under any conditions, strongly condemn the aggressive attack by the United States on the premises of this hospital. We, as representatives of the physicians and medical staff, emphasizing the urgent need for action to protect Iran’s health system, present this statement to you:
Following the aggressive attacks by the United States against the Iranian people, on July ۱۵, ۲۰۲۶ the premises of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz – which serves as a treatment center for cancer patients, especially children – were targeted. This attack completely disabled this medical center from the service cycle. During this aggressive act, 211 children suffering from cancer who were undergoing chemotherapy were emergently evacuated amid immense suffering and distress.
These actions clearly violate the undeniable principles of international humanitarian law. Article ۱۸ of the Fourth Geneva Convention stipulates that civilian medical center must be respected under all circumstances and that any attack on them is prohibited. Furthermore, Article ۱۲ of Additional Protocol I explicitly states that the protection of civilian medical facilities and their personnel must be ensured under all conditions. Therefore, the deliberate targeting of this hospital is a flagrant violation of the principle of distinction between military and civilian objects and constitutes a clear war crime. Such actions not only contradict the Geneva Conventions and their Additional Protocols but are also definable as war crimes under Article ۸ of the Rome Statute.
We, as physicians and medical staff, view the aforementioned attacks not only as a direct threat to patients and medical personnel but also as a blow to the entire health system of Iran and human security. Today, the international community, particularly the United Nations, bears an undeniable responsibility to protect civilians and uphold humanitarian rules. Silence or hesitation in the face of these crimes not only contradicts the fundamental principles of human rights but also effectively legitimizes these actions and enables the perpetrators to evade legal responsibility.
Hereby, we urgently request you, as the Secretary-General of the United Nations, along with other competent UN bodies, including the Human Rights Council, the Office of the High Commissioner for Human Rights, and the World Health Organization, to formally condemn the attacks on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and other medical centers in Iran as a clear violation of the Geneva Conventions and a war crime. Furthermore, we call for the initiation of a comprehensive and immediate investigation into this incident to examine these attacks and to identify and punish the perpetrators. Additionally, we request that you activate international mechanisms to protect Iran’s health system and prevent the recurrence of such attacks. We urge you to take decisive and urgent action .based on the Charter of the United Nations and the principles of justice and humanity
,Respectfully
برای امضای این کارزار، به این (آدرس) مراجعه کنید.
انتهای پیام/
برترینها: مسعود پزشکیان صبح جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ در مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران گفت: بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید میکنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.
پزشکیان با اشاره به سخنان امام علی (ع) درباره صلح اظهار داشت: امام علی (ع) میفرماید صلحی را که دشمن تو را به آن دعوت میکند، رد نکن؛ اما از او غافل نشو و مواظب باش، چون ممکن است بخواهد به تو نزدیک شود و خدعه کند. بعد هم پیمانی که بستی، خلف پیمان نکن؛ هیچ فضیلتی بالاتر از پایبندی به پیمان نیست که متأسفانه خیلی وقتها ما آن را نادیده میگیریم.
ساعاتی بعد خبرگزاری فارس در یادداشتی با انتقاد از اظهارات پزشکیان درمورد لزوم پایان جنگ نوشت: ایران جنگ را آغاز نکرده که پایان دادنش با ایران باشد!
در این رابطه بخوانید: نبویان از سیگنال پزشکیان برای پایان جنگ عصبانی شد!
متن خبر فارس بدین شرح است: این روزها برخی از سیاسیون ورشکسته در فضای رسانهای، از لزوم «پایان جنگ» سخن میگویند و حالا این ادبیات در اظهارات رئیسجمهور هم تکرار شده است.
پرسش ساده اما اساسی اینجاست: مگر ما شروعکننده جنگ بودیم که پایان دادن به آن به دست ماست؟
جنگ را دشمن تحمیل کرد. دشمن حمله کرد، دشمن ترور کرد، دشمن تأسیسات ما را زد و دشمن بود که پیمانها را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران در مقام دفاع مشروع و با اقتدار کامل پاسخ داد و دشمن را شکست خورده به عقب راند.
حالا با این واقعیت روشن، «پایان دادن به جنگ» یعنی چه؟ یعنی چه کنیم که جنگ تمام شود؟ یعنی برویم و از دشمن متجاوز خواهش کنیم که آتشبس کند؟ یعنی با پذیرش خواستههای او، سازش کنیم تا او راضی شود دست از تجاوز بردارد؟
این رویکرد، نه تنها هیچ نسبتی با واقعیت میدان ندارد، بلکه دقیقاً همان حرفی است که برخی جریانات سیاسی ورشکسته و بیاعتبار در روزهای اخیر مطرح کردهاند. جالب آنکه همان افراد، پیشتر نیز با ادبیات انفعالی خود، زمینهساز خوشبینیهای بینتیجه به دشمن شده بودند.
نکته مهمتر اینکه چنین مواضع ضعیف و انفعالی، نه تنها جنگی را پایان نمیدهد، بلکه دقیقاً همان عاملی است که دشمن را به حمله و تجاوز مجدد تشویق میکند. تاریخ گواه است که هرگاه ایران از موضع انفعال و عقبنشینی سخن گفته، دشمن جریتر شده و بر طمع خود افزوده است.
نمونه بارز آن، دو جنگ اخیری است که در دوره ای صورت گرفت که دولتمردان ما بیشترین تمایل را به مذاکره و انعطاف با دشمن داشتند و هر بار نیز در حین مذاکره مورد حمله قرار گرفتیم.
دشمن همچون گرگی است که بوی ضعف را حس میکند و به جای عقبنشینی، حملهای سختتر را آغاز میکند. ادبیات «پایان جنگ» از موضع خواهش و التماس، به دشمن این پیام را میدهد که ایران از میدان خسته شده و برای خروج شتابزده است؛ این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن برای افزایش فشار و طراحی حملهای جدید، از آن بهرهبرداری خواهد کرد.
مردم هوشیار و بصیر ایران، رئیسجمهور را به صداقت میشناسند و از ایشان انتظار دارند که فریفته ادبیات سیاسیون شکستخورده نشوند. تکرار این حرفهای بهظاهر صلحطلبانه و عوامانه، نه تنها به اعتماد مردم نسبت به دولت آسیب میزند، بلکه به دشمن این پیام را میدهد که ایران برای خروج از میدان شتابزده است و او را نسبت به اقدامات خصمانه تر تشویق میکند.
به گزارش خبرنگار جماران، بی تردید غیبت حضرت مهدی(عج) اسرار نهفته فراوانی دارد؛ بلکه خود از اسرار نهفته الهی است؛ چنانکه امام صادق(ع) در پاسخ شخصی که از سبب غیبت حضرت مهدی(عج) سوال کرد، فرمود:
«ان هذا الامر، امر من امرالله و سرّ من سرّ الله و غیب من غیب الله؛ و متی علمنا انه تعالی حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمة، و ان کان وجهها غیر منکشف لنا»؛ مساله غیبت امری الهی و سرّی از اسرار خداوند و غیبی از غیب های اوست و چون ما می دانیم که حق تعالی حکیم است، معتقدیم که کارهای او حکیمانه است، هر چند وجه و اسرار حکمت آن برای کسی مکشوف و ظاهر نباشد.»(1)
از این کلام نورانی به دست می آید که غیبت حضرت مهدی(عج) اسرار نهفته فراوانی دارد و دسترسی کامل به آن برای کسی میسور نیست و تنها جلوه ای از آن اسرار مطرح شده است.(2)
در آثار عرفانی امام خمینی درباره فلسفه غیبت به نکته عمیقی اشاره شده است:
«قضیه غیبت حضرت صاحب، قضیه مهمی است که به ما مسائلی می فهماند؛ من جمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسی الا مهدی موعود ـ سلام الله علیه - که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است برای بشر. هر یک از انبیا که آمدند برای اجرای عدالت آمدند... لکن موفق نشدند... اینکه این بزرگوار را طول عمر داده خدای تبارک و تعالی برای یک همچو معنایی، ما از آن می فهمیم که در بشر کسی نبوده است دیگر، قابل یک همچو معنایی نبوده است و بعد از انبیا که آنها هم بودند، لکن موفق نشدند، کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ، پدران حضرت موعود، کسی نبوده است که بعد از این، اگر مهدی موعود هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می رفتند دیگر در بشر کسی نبوده است که این اجرای عدالت را بکند، نمی توانسته، و این یک موجودی است که ذخیره شده است.»(3)
در کلمات امام بر این مساله که حضرت مهدی آخرین ذخیره الهی برای نجات بشر است، تاکید فراوانی شده است. در برخی از آموزه های دینی نیز از آن حضرت به ذخیره الهی یاد شده به عنوان نمونه، فرازی از زیارت حضرت صاحب الامر، خطاب به آن حضرت گفته شده است:
«ذخرک الله لنصرة الدین و اعزاز المومنین»؛(4) خداوند تو را برای عزت مومنان و یاری دین ذخیره کرده است.
بنابراین ظرف غیبت گنجینه ای است که عصاره عالم خلقت در آن ذخیره شده است. یکی از عارفان پارسی گوی، در مقام بیان عظمت وجودی حضرت مهدی اینکه غیبت این ذخیره الهی تا چه زمانی ادامه می یابد، سخن عمیقی دارد:
چنانکه به مظهریت اسم «الرحمن» خاتم انبیا رحمة للعالمین گشت، خاتم اولیا نیز مظهر رحمت عام که رحمت رحمانی است گشت و سعادت دو جهانی در مشایعت آن حضرت منحصر شود و اصول بر یک اساس قرار گیرد و اختلاف کثرات به حکم ظهور احکام وحدت از ما بین بر خیزد و آنچه شیخ سعدالدین حموی فرمود: «لن یخرج المهدی حتی یسمع من شراک نعله اسرار التوحید» به منصه ظهور جلوه کند.(5)
با توجه به اینکه حضرت مهدی مظاهر توحید را در سراسر عالم احیا می کند و شرایطی را به وجود می آورد که همه چیز منادی توحید شود، بنابراین تا زمانی که زمینه برای این هدف بزرگ فراهم نشود او همچنان از دیده ها پنهان خواهد بود و زمانی که زمینه ظهور فراهم شد او خلیل وار و محمدگونه، از کعبه ندای توحید سر می دهد و برای تجلی کامل توحید بر همه عالم از فرا سوی غیبت بیرون خواهد آمد. از این رو در آثار عرفانی امام خمینی از او به منادی توحید در آخر الزمان یاد شده است:
«ابراهیم خلیل در اول زمان و حبیب خدا و فرزند عزیزش، مهدی موعود -روحی فداه - در آخر زمان، از کعبه ندای توحید سر دادند و می دهند... مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می دهد و بشریت را به توحید می خواند.»(6)
با توجه به آنچه درباره زمینه های لازم برای ظهور گذشت، عمق سخنان بلند امام خمینی معلوم خواهد شد:
«امید آن است که مسلمانان و مستضعفان جهان به پا خیزند و داد خود را از مستکبران بگیرند و مقدمات فرج آل محمد -صلی الله علیه و آله - را فراهم نمایند.»(7)
«ما با خواست خدا... با صدور انقلابمان، که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی - صلی الله علیه و آله - است؛ به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی مصلح و(8) کل و امامت مطلق حق امام زمان - ارواحنا فداه - هموار می کنیم.»(9)
«ان شاءالله اسلام را به آنطور که هست در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کند... و [این] مقدمه باشد برای ظهور ولی عصر، ارواحنا فداه.»(10)
بنا بر این ممکن است یکی از اسرار غیبت مهدی موجود(عج) نبودن استعداد فکری و رشد عقلانی لازم برای پذیرش آگاهانه و با معرفت برنامه های آن حضرت باشد.
امام خمینی معتقدند که در سایه اسلام و عمل به احکام و دستورهای اسلام، چنین زمینه ای برای بشر عموما و جهان اسلام خصوصا فراهم می شود. در چنین شرایطی است که بذر فطرت توحیدی که در نهاد همه انسان ها نهفته است، شکوفه می زند و به بار می نشیند و بشر با تمام وجود احساس می کند که باید توحید را از گوش به آغوش بکشد و اعتقاد تقلیدی و تعبدی خود را به مرتبه ایمان عقلانی و قلبی برساند و از دل و جان به ندای آخرین فریادگر توحید، سفیر هدایت و وارث نبوت و ولایت لبیک بگوید.
1. نص النصوص فی شرح الفصوص؛ ص 254.
2. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 231؛ کتاب الغیبه، ص 199.
3. صحیفه امام؛ ج 12، ص 480-481.
4. مفاتیح الجنان؛ زیارت صاحب الزمان(عج).
5. مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز؛ ص 317.
6. صحیفه امام؛ ج 18، ص 87.
7. همان؛ ص 462.
8.«و» اضافه است.
9.صحیفه امام؛ ج 20، ص 345.
10. همان؛ ج 15، ص 262.
برشی از کتاب سیمای اهل بیت علیهم السلام در عرفان امام خمینی؛ ص 233-236





