
برای سالهای طولانی فکر میکردیم نان، سیاسیترین کالا در جمهوری اسلامی است اما گذشت زمان نشان داد که بنزین حتی از نان هم سیاسیتر و شعلهورتر است.
در چند دهه گذشته همه دولتها میدانستند که تثبیت طولانیمدت قیمت بنزین با وجود تورم بالا، افزایش مصرف و گسترش شکاف میان قیمت داخلی و هزینه واقعی تأمین سوخت، قابل دوام نیست. با این حال دستکم از دهه ۱۴۰۰ به این طرف هیچ دولتی حاضر نشده، هزینه سیاسی اصلاح آن را بپردازد. از دهه ۱۳۸۰ به این سو برخی دولتها، قیمت بنزین را آرام و تدریجی بالا بردند و بدون تنش جدی از کنار این مین سیاسی عبور کردند. برخی سالها دست نگه داشتند و سرانجام ناچار شدند با یک جهش قیمتی، هزینه سنگینی بپردازند و برخی دیگر ترجیح دادند اساساً به این میدان مین نزدیک نشوند و مسئله را با همه گرفتاریهایش برای دولت بعد باقی بگذارند. به این ترتیب تاریخ سیاستگذاری بنزین در جمهوری اسلامی روایتی از سه نوع دولت است: دولتهای موفق، دولتهای ناموفق و دولتهایی که از ترس هزینه اصلاح، تصمیم را به تعویق انداختند. از این زاویه، دولتهای خاتمی و دولت اول روحانی در گروه نخست، دولت احمدینژاد و دولت دوم روحانی در گروه دوم و دولت رئیسی و دولت پزشکیان (دستکم تا امروز) را میتوان در گروه سوم بررسی کرد. هرچند دولت پزشکیان از اواخر ۱۴۰۴ با ایجاد نرخ سوم بنزین، حرکتی محدود برای خروج از انجماد قیمتی آغاز کرده است. دولت هاشمی: آغاز شکستن انجماد قیمت بنزین
دولت هاشمیرفسنجانی زمانی کار خود را آغاز کرد که قیمت بنزین تقریباً یک دهه بدون تغییر مانده بود. بنزین معمولی که در سال ۱۳۵۹ لیتری سه تومان شده بود، در سراسر دهه ۱۳۶۰ تقریباً در همین سطح باقی ماند. دولت سازندگی در سال ۱۳۶۹ قیمت را از سه به پنج تومان افزایش داد و پس از چند سال توقف، در سال ۱۳۷۴ آن را به ۱۰ …



